|
نقد فيلم چهارشنبه سوری ساخته اصغر فرهادی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پس از سپری شدن ايام سوگواری محرم، فيلم چهارشنبه سوری ساخته اصغر فرهادی، چند روزی پس از دستيابی به سيمرغ بلورين فيلم محبوب تماشاگران در بيست و چهارمين جشنواره فيلم فجر و ديگر موفقيتهای حاصل از آن همايش، آن اقبال را به استقبال گرمی در ايام سرد پايان زمستان کشاند، چنانکه فروش روزهای آغازين فيلم، آن را در شمار پر فروش ترين آثار سال ۱۳۸۴ قرار داد. چهارشنبه سوری در بيست و چهارمين جشنواره فيلم فجر، نامزد دريافت ۹ جايزه بود، که در نهايت موفق به دريافت سيمرغ های بلورين بهترين کارگردانی (اصغر فرهادی)، بهترين بازيگر نقش اول زن (هديه تهرانی)، بهترين تدوين (هايده صفی ياری) و محبويترين اثر برگزيده تماشاگران شد. خلاصه داستان دم عيد است و مردم مشغول خانه تکانی و استقبال از سال نو. روح انگيز، که خود را آماده ازدواج می کند، برای شب عيد به خانه ای ميانه حال وارد می شود، که آثار اغتشاش و نزاع و مصيبت از در و ديوار آن پيداست. فضای پر تنش و غم انگيز خانه، به همراه غوغای انفجار ترقه های چهارشنبه سوری، در خط سير آرام و روزمره شهر، حال و هوايی هولناک آفريده است. مژده، خانم خانه، در هيئتی سراپا سياه و با حرکاتی عصبی، حالتی غريب دارد. زن به رابطه همسر خود و زن همسايه مشکوک شده و زندگی خانواده در معرض فروپاشی است. دست آخر مرد، به ظاهر از نظر زن تبرئه می شود و دم عيد کارشان به آشتی می کشد؛ هرچند تنهايی و دوری آدهای قصه هنوز برقرار است. يک فيلم خانوادگی ديگر
با آن که چهارشنبه سوری هم در شمار آثار پر شمار خانوادگی ساخته شده در سينمای جمهوری اسلامی ايران می گنجد، اين بار اما روابط درون خانواده با تعمق و تحليلی واقع گرايانه به نمايش در می آيد. عيد می آيد و آدم ها بی تاب و قرار قالب و پوسته کهنه خود، با هياهوی آتش بازی و انفجار های چهارشنبه سوری پوست می اندازند، تا برای استقبال از بهار و نوروز رخت خود نو کنند. در ساده ترين نگاه به چهارشنبه سوری، زمينه و رنگ غالب اما، خاکستری است. مردم مشغول خانه تکانی و استقبال از عيد هستند، سبزه و ماهی و ساز و رنگ آميزی عيد جا به جا در حاشيه به چشم می خورد، اما تماشاگر، شادی و تلون عيد را لمس نمی کند، چرا که رنگ غالب قصه خاکستری است. سه شخصيت اصلی داستان: روحی (ترانه عليدوستی)، مژده (هديه تهرانی)،مرتضی (حميد فرخ نژاد) سر تا پا لباس سياه بر تن دارند. نه انگار آماده عيدند، که آمده از سوگواری اند. قالب سياه و دراز لباس مژده، در قامت بلند و کشيده هديه تهرانی، غرابتی ويژه، غمگنانه و حتی رعب انگيز به اين زن داده است. ديگر ضلع مربع فيلم، سيمين (پانته آ بهرام)، گرچه ظاهر و لباسی شادتر و رنگی به تن دارد، اما بيش از بقيه دل نا شاد و درون تيره ای دارد. فضا و روابط عاطفی بين آدم ها ملموس و آشنا است. اصغر فرهادی تقريباً در تمامی آثارش تبحر خود را در نفوذ به درون گروه های اجتماعی، همچون سلف خود داريوش مهرجويی عيان کرده است.
به نظر می رسد که محدوديتی که طی سالهای پس از انقلاب در ايران مانع نمايش رابطه خاص و تماس زن و شوهر، دو دلداده، مادر و فرزند... بوده، خود موجب کاوش و کشف راه های تازه و خلاقی برای بروز و نمايش احساسات و عواطف شده است. فيلم چهارشنبه سوری که به روابط نزديک آدم ها می پردازد، در انتقال ظريف و ملموس اين عواطف کم نمی آورد. نگارش و پرداخت هرچند اصغر فرهادی بيش از کارگردانی به فيلمنامه نويسی شهره است، و فيلمنامه چهارشنبه سوری را با همراهی مانی حقيقی عمل آورده، اما کارگردانی و پرداخت فيلم، از نگارش آن پيشی می گيرد و فراتر می ايستد. با آن که فيلمنامه در معرفی فضا، شخصيت پردازی و روابط فی مابين آدمها از زمره آثار موفق سينمای ايران به شمار می رود، اما مشکل اساسی فيلم و فيلمنامه در ايران همچنان گريبان گير اين قصه است: ترکيب بندی و ضرباهنگ. گرچه گنجاندن جزييات به ظاهر فرعی و پرداخت ظريف آنها از امتيازات فيلمنامه به شمار می رود، اما گاه، نا به جا بودن برخی از اين جزييات، ترکيب بندی نهايی را دچار اختلال کرده است. چنين است که، تکه هايی از فيلم با وجود پرداخت ظريف و جذاب، زائد می نمايد. مثلاً بخشی که سيمين و مرتضی در اتومبيل قرار گذاشته اند واز هم خداحافظی می کنند، به رغم پرداخت فنی هوشمندانه، بازی خوب بازيگران به ويژه پانته آ بهرام، و جذابيت شکلی و مفهومی مستقل اين بخش، حضوری يکسره زائد دارد؛ که نتيجه ای جز اختلال در ضرباهنگ و ترکيب بندی فيلم ايجاد نمی کند.
چنان که به نظر می رسد ده دقيقه پايانی فيلم، گويی پرداخت نهايی نشده و بيش از پيش کشدار می نمايد و چنين، تا لحظه آخر، تماشاگر چند پايان را برای فيلم تصور کرده و پذيرفته است. با اين همه حد نگه داشتن و مهار حسی و معنايی، چه در نگارش فيلمنامه و چه در پرداخت فيلم، امتياز بارز چهارشنبه سوری محسوب می شود. فيلمساز به درستی از درشت کردن بيهوده برخی نکات و جزييات می پرهيزد و در عوض حواس و هوش تماشاگر را برای تعقيب قصه به مدد می طلبد، که اتفاقاً نتيجه مطلوبی هم دارد. برقراری هماهنگی مقبولی ميان عوامل فنی: صدا، تصوير، بازی، تدوين... از ديگر محاسن پرداخت اثر است. انتخاب های صحيح و دکوپاژ های انديشيده، بی اينکه به رخ کشيده شود، هوشياری و آگاهی کارگردان را برملا می کند. از جمله در صحنه پيوسته مستند گونه ای که مرتضی در آسانسور شيشه ای پايين می آيد، در خيابان راننده مزاحمی را می راند و زنش را به باد کتک می گيرد، با انتخاب ظريف قاب و حرکت، دکوپاژ بديعی را شاهد هستيم. دوربين با آسانسور پايين می آيد، در حالی که صحنه خيابان از ديوار شيشه ای آسانسور پيداست. عمل صحنه و دعوای خيابان اتفاق می افتد و دوربين در آسانسور بار ديگر آرام به بالا می رود. ارکان فيلم
هر چند ارکان فنی سينمای ايران ارتقای محسوسی يافته است، اما هنوز مراحل مختلف کار صدا، از برداشت و ضبط و ترکيب تا پخش، مشکل بنيادی اين سينماست. با اين همه، با وجود هماهنگی مطلوب بين ديدگاه های کارگردان و عوامل فنی و هنری، صدای فيلم نرم و ساده جريان می يابد، به رخ کشيده نمی شود و در بافت سراسری فيلم جای مناسب خود را پيدا می کند؛ هرچند به دليل مشکلات پخش تالار های سينمای ايران، صدای فيلم گاه آزار دهنده است. در عوض، تصاوير فيلم در هماهنگی با فضاسازی و ديدگاه فيلمساز، خوش می نشيند. استفاده هوشيارانه فيلمبردار از لنز، به ويژه لنز تله، و استفاده ساختاری از ترکيب تصاوير محو و واضح (فلو ـ فوکوس)، نه تنها متظاهرانه نمی نمايد که به جا و موفق به کار گرفته می شود. چنانکه هماهنگی تصاوير با طراحی صحنه، اجتناب از تصاوير رنگارنگ و فضای شاد، و حرکت به طرف خاکستری کردن زمينه و تصاوير، يکسره در جهت خط سراسری اثر است. بازی چهار بازيگر اصلی فيلم خوب و روان و يکدست است. به نظر می رسد هدايت مناسب و به جای کارگردان و ايجاد فضای يکنواخت و مناسب، کليد بازی روان و هماهنگ اين چهار نفر باشد. در عوض بازی بازيگران فرعی، اغلب نه به قوت چهار شخصيت اصلی است و نه هماهنگی درستی با کل کار می يابد. ظاهراً اين بار تماشاگران سينمای ايران، در استقبال قابل توجه از چهارشنبه سوری، با نگاهی عميق تر وارد ميدان شده اند: فيلمی سرد و خاکستری، بدون پايان خوش؛ فيلمی برای شب عيد ايران. شناسنامه فيلم کارگردان: اصغر فرهادی، تهيه کننده: سيدجمال ساداتيان، فيلمنامه نويسان: اصغر فرهادی، مانی حقيقی، فيلمبردار: حسين جعفريان، تدوينگر: هايده صفی ياری، صدابردار: حسن زاهدی، بازيگران: هديه تهرانی، ترانه عليدوستی، حميد فرخ نژاد، پانته آ بهرام... |
مطالب مرتبط 'شهر زيبا' برنده يک جايزه مهم سينمايی در هند شد10 دسامبر، 2004 | فرهنگ و هنر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||