|
فرهنگ اصطلاحات عرفان اسلامی: گامی در ابتدای راه | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
کتاب فرهنگ اصطلاحات عرفان اسلامی، به نوشته ناشر آن، در پی رفع و رفوی کاستیهايی است که در معرفی مآخذ شيعی به زبان انگليسی ديده می شود. ترجمه و انتشار متون دينی در قلمرو اسلام و تشيع، پس از انقلاب سال پنجاه و هفت، روندی شتابان يافته است. بخشی از کوششها برای ترجمه در خارج از ايران در درون دانشگاهها يا بيرون آنها صورت گرفت و برخی ديگر در ايران و بيشتر با سرمايهگذاری جمهوری اسلامی در قالب نهادها و موسسات دينی به انجام رسيد. سازمان تبليغات اسلامی و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، از نهادهای پرساز و برگ زير نظر رهبر جمهوری اسلامی هستند که يکی از وظايف آنها ترجمه و انتشار کتابهای شيعی و صدور آنها به خارج از کشور است. روحانيت و نياز به ترجمه حوزه علميه قم، در مقام پايگاه سنتی تشيع ايرانی در سده اخير، به شکلهای گوناگون کار ترجمه متون دينی را پيش برده است. بخشی از نياز به ترجمه برای «اعزام مبلغ» است. روحانيان بسياری پس از فراگيری زبان انگليسی در نهادهايی مانند دفتر تبليغات اسلامی وابسته به حوزه علميه قم، به کشورهای مسلمان يا کشورهايی گسيل میشوند که مسلمانان فراوانی در آن زندگی میکنند. جدا از برنامه اعزام مبلغ که اکنون زير نظر سازمان تبليغات اسلامی (مستقر در تهران) و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، سازمانيافته و گسترده شده است؛ نهادهای حوزوی متونی را درباره تشيع و اسلام به انگليسی و به زبانهای ديگر (از جمله عربی) ترجمه می کنند. معيار چيره گزينش متون، البته، بيشتر ايدئولوژيک بوده و کمتر متون بنيادی تشيع را در بر گرفته است. حجم عظيمی از اين متون، بيشتر مخاطب عام را پيش چشم دارد. با فراگيری پديده اينترنت، روحانيان ابزار آسانتر و کارآمدتری را برای برفراری ارتباط با خارج از کشور يافتند و کوشيدند فراورده علم حوزوی را به زبانهای غير فارسی و عربی (حوزوی) نيز در سايتهای گوناگون نشر دهند. از جمله، سايتهای مراجع تقليد شيعه چند زبانه شد و کاربران اينترنتی توانستند از فتواها و ديدگاهها و نيز زندگینامه و کارنامه علمی مراجع تقليد به زبانهای ديگر، از جمله به زبان انگليسی، آگاه شوند. مترجمانی که به زبان مسلط نيستند نگاهی گذرا به فراورده ترجمه متنها و نيز ترجمه فتواهای شيعی، چه به صورت کتاب و چه بر روی اينترنت، نشانی از توانايی مترجمان در برگردان دقيق، روان و رسای متون به انگليسی ندارد. اين ناتوانی نه تنها در برگردان دقيق واژهها و اصطلاحات که در نثرنويسی درست به انگليسی نيز روی نموده است. نثر بسياری از اين ترجمهها، به واقع، نشاندهنده چيره نبودن مترجمان بر زبان مقصد است و در بسياری موارد از رساندن معنايی سرراست و فهمپذير برای مخاطب انگليسیزبان سربازمیزند. اکنون شماری روحانی درسخوانده در قم، فرهنگ اصطلاحات عرفان اسلامی را بر پايه گزينش چند کتاب ترجمه متون عرفانی به زبان انگليسی و استخراج واژگان و برابرها از آنها پديدآوردهاند. با آنکه حجت الاسلام سيد محمود موسوی ويراستار اين مجموعه معرفی شده، سيد حسين نصر، رهبر فرقه مريميه، سنتگرای اسلامی و استاد دانشگاه جورج واشنگتن در امريکا، مقدمهای بر کتاب نوشته و تأکيد کرده «يکايک مدخلها و معادلها را از نظر گذرانده و معادلهای بسياری به آن افزوده و در مواردی نيز حک و اصلاحهايی در آن انجام داده» است. مصطفا ملکيان هم، به ويژه، در تدوين اين فرهنگ فارسی-انگليسی و انگليسی-فارسی همکاری کرده است. مشکلات ساختاری فرهنگ اصطلاحات فرهنگ اصطلاحات عرفان اسلامی، با اين گستردگی، اگرچه کاری بیپيشينه است، فارغ از خللها و خطاهای ساختاری و محتوايی نيست. واژگان و اصطلاحاتی که در اين فرهنگ آمده، از يک سو، برآمده از گردآوری واژگان ترجمه شده در منابع مشخص ترجمه متون عرفانی يا اسلامی به انگليسی است و بيش از آنکه فرهنگ به معنای استاندارد کلمه باشد، گويا گردآوری برابرنامه پايانی چند کتاب است. در عين حال، معادل برخی واژهها و اصطلاحات عرفانی از نو برساخته شده است. از نظر ساختاری، فرهنگ اصطلاحات عرفان اسلامی مشکلات چندی دارد. نخست آنکه نابهسامانی در منابع و جامع نبودن آن و نبود نگرشی انتقادی به منابع ترجمه، سبب شده هر واژه و معادلی که در آن کتابها آمده، و هر معادلی که هر مترجمی برگزيده، بیپروا در اين فرهنگ نيز راه يابد. از اين رو، اين کتاب فرهنگنويسی به مفهوم متعارف کلمه نيست و بيشتر فهرست واژگان است. دوم آنکه نگاهی به فهرست منابع کتاب و سپس واژگان گردآورده، گواهی میکند که پديدآورندگان اين فرهنگ به هيچ روی از سنت عرفانی-الاهياتی مسيحيت و يهوديت برای تدوين اين فرهنگ بهره نگرفتهاند. بسياری از اصطلاحاتی که در شاخههای گوناگون معارف اسلامی به کار میرود، در الاهيات مسيحی يا يهودی برابر دارد و آگاهی از سنت الاهياتی آن دو دين در زبان انگليسی، برای يافتن برابرهای انگليسی برای اصطلاحات اسلامی ضروری است. اين مشکل که از مشکل پيشگفته برآمده، موجب شده است بسياری از معادلها دقيق يا درست نباشد و برای «اهل اصطلاح» انگليسیزبان، بیمعنا يا ناآشنا به چشم آيد. آشفتگی در تنظيم اين فرهنگ، حتا از نظر شکل فرهنگنويسی، بیقاعده و آشفته است. ترتيب الفبايی مدخلها در بسياری موارد رعايت نشده، يک مدخل چند بار تکرار شده، برای مشتقات يک کلمه، معادلهای متفاوت پيشنهاد شده، در بسياری موارد به جای معادلگذاری، واژه در عبارتی تعريف شده، و سرانجام آنکه ميان بخش فارسی-انگليسی و انگليسی-فارسی هماهنگی نيست. برای نمونه، برای کلمه «حرام» در واژهنامه فارسی-انگليسی آمده است: Juridically forbidden; unlawful. در اينجا معادل جاافتاده Illicit يادنشده و در عوض در واژهنامه انگليسی-فارسی Illicit به نامشروع معناشده است. يا در همين واژهنامه، اصطلاح جامعهشناختی Taboos آمده و معادل «محرمات» در برابر آن نهاده شده است؛ در حالی که محرمات با تابوها فرق دارند و افزون بر اين، در اصطلاح عرفانی يا به طور کلی اسلامی محرمات همان حرامها هستند. نمونه ديگر «نفس لوامه» يا واژگان نزديک به آن مانند «نفس اماره» است. جدا از آنکه معادلها بيشتر به صورت عبارت آمده نه به صورت ترکيب و اصطلاح (Soul who blames برای نفس لوامه به جای Blaming soul)، در بخش فارسی و انگليسی، آشفتگی فراوانی در مدخلهای مربوط به آنها ديده میشود. جعل اصطلاح بخش عمده ديگر مشکلات اين فرهنگ، به درونمايه آن بازمیگردد. برای بسياری واژهها که در انگيسی معادلهای شناخته شده و رايج وجود دارد، پديدآورندگان فرهنگ اصطلاحات عرفان اسلامی دست به جعل اصطلاح زدهاند. برای نمونه «اشتراک لفظی» به معنای واژهای که دو يا چند معنای متفاوت دارد (مانند شير در فارسی)، تعبير غريب Sharing in expression آمده، در حالی که معادل Homograph در انگليسی به همين معناست. اين اصطلاح پيش از آنکه عرفانی باشد، دستوری است. در برابريابی برای واژههای «عالم» و «ملکوت» و ترکيبهای ساختهشده از آنها، در اين فرهنگ پريشانی بسياری هست. مثلاً در حالی که در موارد چندی برای «ملکوت» Kingdom نهاده شده، در برابر «عالم مُلک» که متضاد عالم ملکوت است World of kingdom آمده است. بی دقتی و معنای غيراصطلاحی در پارهای موارد بیدقتی دستوری در برگردان اصطلاحات به چشم میخورد: «قرب فرائض» برای نمونه nearness of obligatory works آمده که بايد به جای of، از حرف اضافه by استفاده شود؛ قربی که از راه فرائض حاصل میشود (تعبير obligatory works برای فرائض هم اصطلاحی نيست). در شمار فراوانی از موارد، واژهای بدون توجه به کاربرد عرفانی آن معنا شده است. برای نمونه در برابر «دليل» argument, proof, reason آمده، در حالی که در عرفان دليل به معنای راهنما و «دليل راه» نيز به کار میرود. دليل در اصطلاح عرفانی به معنای نشانه نيز هست. در معنای «دلالت» تنها معنای منطقی آن denotation آمده که برای بيان مفهوم عرفانی آن (دلا دلالت خيرت کنم به راه نجات / حافظ) نارساست. بیتوجهی به دائره گسترده معناهای هر کلمه، از مشکلات ديگر اين فرهنگ است. برای نمونه در برابر «شکل» تنها Semblance آمده و مثلاً از Form خبری نيست. مرجعی که دستگير نيست فرهنگ اصطلاحات عرفان اسلامی، با ناديده گرفتن اصول فرهنگ نويسی و ضرورت چيرگی نويسندگان بر زبان اصطلاحی انگليسی، اعتبار چندانی در ميان فرهنگهای فارسی به دست نمیآورد. کمتر صفحهای از اين فرهنگ هست که پيراسته از خطای دستوری، معنايی يا برآمده از ناديده گرفتن قاعدههای فرهنگنويسی باشد. حاصل کار روحانيان و ويراستاران در اين کتاب، فرهنگی است که به دشوار بتوان آن را از يک کار دانشجويی فراتر دانست. اين فرهنگ، نه تنها چندان به کار مترجمان انگليسی متون دينی در خارج از ايران نمیآيد، که نياز درون کشور را در اين زمينه برنمیآورد و از آشفتگی و نابهسامانی ترجمهها نمیکاهد. فرهنگ اصطلاحات عرفان اسلامی جلد نخست مجموعه فرهنگ اصطلاحات علوم و معارف اسلامی است. جلد دوم اين مجموعه، که به تازگی نشر يافته، ويژه فلسفه و کلام اسلامی است. کتابشناخت: |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||