|
از شهر خدا تا شهر دنيا: مدرنيزاسيون رسانه ای حوزه | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در جریان تحولات حوزه پس از انقلاب، فرهنگ عمومی تبلیغ دینی، که متکی بر خطابه و منبر و اساساً فرهنگ شفاهی بود، به سمت فرهنگ نوشتاری گرایش پیداکرد. در این تحول، البته نیاز به برقراری ارتباط با مخاطبان جدید، یعنی نسل های جوان و تحصیل کرده مؤثر بود. برای این ارتباط، حوزه نیاز داشت که در بیرون چارچوب های سنت تبلیغ، که متوجه به توده مردم بود، گام زند. مجلات تازه، چنانکه محمد تقی فاضل میبدی می گوید، این وظیفه را بر عهده گرفتند: "اولین مجله ای که در حوزه به نام مجله حوزه منتشر شد و در پی آن مجلات زیادی مثل مجله نقد و نظر، آینه پژوهش، نامه مفید، حکومت اسلامی و غیره مجلاتی هستند که در چارچوب سنت قرار ندارند و بر اساس معیارهای روز حرکت می کنند و در پی آن هستند که شبهات جدید را پاسخ دهند و بیشتر در مسائل کلامی با دنیای نو مواجه هستند." این نیاز جدید برای فهم مخاطبان تازه حوزه و ارتباط با آنان، موضوعی بود که بیشتر از سوی نسل تازه طلاب حس می شد. مهدی خلجی، که خود در مجلات حوزه قلم زده است، مجلات حوزه را محصول نسل جدید حوزه می داند: "به نظر من متجددترین بخش حوزه امروز، بخش مطبوعات آن است؛ به این دلیل که مطبوعات، فراورده نسل جدید است، هم نسل جدید حوزه آن را به وجود آورده و هم مخاطبان آن نسل جدید حوزه هستند و در حقیقت نسل قدیم هیچ نقشی در به وجود آوردن آن ندارد و حتی آن را هم نمی خواند؛ یعنی از نظارت و مراقبت نسل قدیم کاملاً به دور است. مخصوصاً نقش مجلاتی که مثل مجله نقد و نظر بیشتر به مباحث نظری پرداختند. اینها تلاش کردند فکر نو را وارد حوزه کنند." مجلاتی برای طرح مسائل جديد بیشتر مجلات امروز حوزه وابسته به نهادهای تحقیقی حوزه هستند که شمار آنها به 185 مرکز می رسد. در واقع حوزه قم، پس از انقلاب به یک مرکز بزرگ تحقیقاتی تبدیل شد که بخشی از مطالعات خود را از جمله در مجلاتی که منتشر می کرد، در دسترس عموم می گذاشت. حجت الاسلام عبایی خراسانی: "اگر زیاد نشده باشد، الان حدود پنجاه و یک مجله داریم: کلام، حکومت اسلامی، حوزه و دانشگاه، اجوبة المسائل دینیه، مجلات عربی داریم، هم چنین مجلاتی به عنوان کلام اسلامی، پاسدار اسلام، نقد و نظر و مجلات دیگر. علی ای حال هدف این است که روی اصول و برنامه هایی مطالعه شده، یک سلسله موضوعاتی که حوزه علمیه کمبود داشته، تحقق پیدا کنند." در واقع در طول سال های پس از انقلاب، حوزه مرتباً با موضوعات تازه روبه رو شده است و انعکاس این مواجهه در مجلات حوزه، از بخش های خواندنی تاریخ فکر جدید در ایران و در حوزه های علمیه است. محمد تقی فاضل میبدی این موضوعات را به دو گروه کلی تقسیم می کند، کلامی و سیاسی: "مسائل سیاسی که پیش از انقلاب، از مشروطیت به این طرف بود. بعد از انقلاب هم مسأله جمهوریت یا در سه چهار سال اخیر مسأله جامعه مدنی و مسأله آزادی و مردم سالاری مطرح است و هنوز هم در حوزه ها برای عده ای که از سنت دفاع می کنند، قابل قبول نیست و از سویی هم برای برخی از کسانی که با دنیای مدرن روبه رو هستند، این مسائل قابل مطرح شدن و پیگیری کردن است. بنابراین در این دو ساحت، مسأله کلامی و مسأله سیاسی، الان در حوزه مطرح است و مطبوعات هم بیشتر در این دو جهت تلاش های تازه خود را شروع کرده اند که در حوزه ها هم پاسخ گوی مسائل سیاسی باشند و هم مسائل کلامی جدید." از شبهه شناسی تا معرفت شناسی اما برای برخورد با مسائل کلامی جدید، راه های جدید هم باید رفت. از این رو برخی مجلات نوگرای حوزه روش سنتی در برخورد با مسائل دنیای جدید را پشت سر گذاشته اند. نسل قدیم همه پدیده های نو را در مقوله شبهه های تازه ای که ایمان دینی را می تواند به خطر اندازد، طبقه بندی و رسیدگی می کرد، اما دنیای بیرون برای اهالی این مطبوعات مایه شبهه نیست، موضوع شناخت است. مهدی خلجی: "یکی از نکته های مهم در این مطبوعات جدید این است که بر خلاف نسل قدیم نگاهشان به مدرنیته و پدیده تجدد، نگاهی تئولوژیک نیست، یعنی از آن نگاه الاهیاتی فاصله گرفته اند و مسائل جهان جدید را به صورت شبهه نمی بینند. مثلاً مجله نقد و نظر وقتی مسائل دوران جدید را در حوزه اخلاق، سیاست، مباحث اجتماعی و فلسفی مطرح می کند، اینها را به چشم شبهه نمی بیند و بیشتر سعی می کند یک معرفی دقیق و مطابق با واقع از این مسائل به دست دهد." بهار انتشارات دينی رشد آگاهی های تازه در حوزه علمیه، صرفاً در چارچوب مطبوعات تازه محدود نمی شود. محمد اسفندیاری، معتقد است این رشد در همه ابعاد نشر دیده می شود: "نه تنها مطبوعات که شامل مجله ها و روزنامه ها باشد، بلکه کتاب و انتشارات هم در دو دهه اخیر در حوزه های علمیه، رشد بسیار چشم گیری داشته است. بسیاری از متون گذشتگان، تصحیح انتقادی عالمانه ای شده. نسخه های خطی بسیاری از کتاب خانه ها فهرست نگاری شده. معجم های گوناگونی برای متون روایی فراهم شده. دائرةالمعارف های متعددی در دو دهه اخیر فراهم شده. کتاب شناسی های متعددی در حوزه معارف اسلامی فراهم شده و اخیراً نرم افزارهای دینی گوناگونی تهیه شده و پایگاه های اطلاع رسانی دینی تشکیل شده و طبیعتاً در کنار اینها مجله های گوناگونی هم در دو دهه اخیر در حوزه های علمیه منتشر می شود." "ما هم شاهد انتشار مجله کودکان هستیم، هم نوجوانان، هم جوانان و هم زنان. یعنی در حوزه های علمیه، الان مجله ای منتشر می شود که مخاطب آن کودکان است. البته این هم پدیده خلق الساعه و آنی نبوده، بلکه پیش از انقلاب، یک نهضت فرهنگی و انتشاراتی در حوزه های علمیه شروع شده بود، که مجلاتی مانند پیام شادی، الهادی، مکتب اسلام، معارف جعفری، مکتب تشیع و غیره در حوزه های علمیه منتشر می شد." آسيب شناسی مجلات حوزه با این همه، جنبه دیگر این گسترش فراوان، پرسش از موفقیت این تلاش ها در ارتباط با مخاطبان جدید است. رحیم رئوفت، عضو تحریریه مجله نقد و نظر می گوید دست کم تقاضا برای نشریات حوزه به اندازه فراوانی آنها نیست: "بخشی از این مطبوعات هیچ نیازی برایشان احساس نمی شده. کما این که می بینیم بخشی از این مطبوعات، اصلاً از حیث نام و محتوا خیلی با هم نزدیک هستند، به طوری که تشخیص شان از هم مشکل است. انگیزه پیدایش برخی از این مطبوعات این است که نیازی به وجودشان نیست و به صرف تزریق امکانات به وجود می آیند. اینها طبیعتاً مخاطبی هم پیدا نخواهند کرد و اگر هم مخاطبی دارند بیشتر در سطح حوزه است و ارتباط چندانی با خود جامعه نتوانسته اند پیداکنند؛ در سطح کلی جامعه که به هیچ وجه، حتا در سطح جامعه علمی، یعنی مجامع دانشگاهی که مرتبط با مباحث علوم انسانی و مطالعات اجتماعی هستند." محمد اسفندیاری، از یک نگاه حرفه ای علت موفق نبودن بخشی از مجلات حوزه را ناآشنایی دست اندرکاران آنها با اصول روزنامه نگاری می داند: "شما برای یک مجله، کافی نیست که محتوا و درونه مناسبی داشته باشید. باید این را در قالب مناسب ژورنالیستی به مفهوم مثبت کلمه هم بریزید و الا یک سلسله از مخاطبان را از دست می دهید یا مخاطبانی را نمی توانید جذب کنید. یکی از دلایلی که می شود برشمرد این است که پدیده ژورنالیسم به مفهوم مثبت کلمه، منطبق با این مجله ها نبوده." در عین حال آن گروه از مجلاتی که موفق بوده اند و به نیازهای جدی پاسخ می گفته اند، نیز امروز اگر بتوانند کار خود را ادامه دهند، ناچار به ملاحظه کاری های مختلفی هستند که دامنه نوآوری و تأثیرگذاری آنها را محدود می سازد. مهدی خلجی، در توضیح می گوید: "در آغاز دهه هفتاد، مطبوعات حوزه هم افزایش کمی پیدا کرد و هم افزایش کیفی، به این صورت که وارد مباحث نظری شدند و توانستند به خوبی مجرای انتقال مسائل دنیای جدید به درون حوزه شوند. ولی در پایان دهه هفتاد، می بینیم این نقش در حال تضعیف است. مطبوعات حوزه دارند تضعیف می شوند. تضعیف مطبوعات حوزه متأثر از ضربه ای است که مطبوعات کل کشور خورده. انتشار این مطبوعات یا دچار توقف و مشکل شده یا مباحث نظری به صورت کمرنگ تری در آن مطرح می شوند. این همه اتهاماتی که در مورد زیر سئوال بردن مبانی اسلام، به نویسندگان و مطبوعات مختلف زده اند، موجب شده که مطبوعات حوزه نتوانند به راحتی درباره مبانی صحبت کنند و کار نقادی و چون و چرا را پیش برند." حوزه های کامپيوتری، سايتهای مراجع اما با همه محدودیت هایی که به کنترل محتوا متوجه است، نقش ابزارهای رسانه ای در حوزه، روز به روز در گسترش است و در این مسیر کامپیوتر و ظرفیت های آن محوریت یافته است. آیت الله بجنوردی: "الان محققین، نوعاً در خانه هایشان در قم کامپیوتر و اینترنت دارند و به وسیله کامپیوتر از مراجع و مصادر مختلف استفاده می کنند. کامپیوتر کارها را آسان می کند در حالی که سابق، این مسائل نبود، کتاب وافر نبود. الان از حیث کتاب خانه ها بسیار غنی شده. کتاب خانه های پرباری داریم. در حوزه های علمیه کتاب خانه های مجهزی هست. خیلی از اینها در کامپیوتر رفته، می توانند کار سه چهارساعته را با پنج دقیقه دربیاورند." در واقع استفاده از کامپیوتر و اینترنت، آن چنان گسترده است که مراجع بزرگ مانند آیت الله منتظری، آیت الله یوسف صانعی و آیت الله سیستانی دارای سایت اینترنتی هستند. سامان دهی داده های فقهی در عین حال، با وجود گستردگی استفاده از کامپیوتر، نرم افزارها و پایگاه های اطلاعاتی در حوزه، هنوز این امکانات در خدمت تحقیقات عالی و تحلیلی در متون دینی قرار نگرفته است. جویا جهان بخش می گوید: "روی یک صفحه دیسک فشرده رایانه ای، به راحتی می توانید صد یا هزار کتاب در علم اصول را که برخی از آنها حتی چاپ حروفی ندارد و از روی نسخه های خطی یا چاپ سنگی منتقل شده اند، مورد جست و جو قرار دهید و یک موضوع را در همه این کتاب ها مورد استفاده قرار دهید. این در فقه، اصول، حدیث، تاریخ و ... هست و بسیاری از اینها محصولاتش به صورت کتاب عرضه شده، در مراکز تحقیقات و حتی پاسخ گویی به سوالات مثلاً حدیثی مورد استفاده هست." "اما متأسفانه تا کنون بیشتر کاری که حتی در حوزه پژوهش، از طریق این وسائل جدید صورت گرفته، مربوط به جمع آوری و سامان دهی داده هاست. اما با استفاده از سرعت و دقت این وسائل، تا چه حد به تحلیل دوباره داده ها نشسته باشیم و مغزهای اندیشه گر به تحلیل این داده ها بپردازند، متأسفانه هنوز زمینه اش فراهم نشده و کمتر مورد توجه بوده. شاهدش اینکه ما الان وضعیتمان در دسترسی به متون و نصوص احادیث، نسبت به بیست سال پیش واقعاً زمین تا آسمان تفاوت کرده اما در علم درایةالحدیث، در فهم حدیث و در کار اجتهادی درون احادیث، ابداً نمی توانیم بگوییم وضعیتمان زمین تا آسمان تفاوت کرده." کتابخانه های بزرگ اختصاصی امروزه حوزه علمیه قم، نه تنها از مجلات فراوان و امکانات گسترده کامپیوتری بهره مند است، بلکه در عرصه کتابخانه ای هم برخی از روزآمدترین مجموعه ها را در ایران و در زمینه مطالعات دینی در اختیار دارد؛ کتاب خانه هایی که نه تنها آثار روز را از داخل و خارج جمع آوری می کند، بلکه نخبگان حوزه در آن، حتا به کتب ممنوعه نیز دست رسی دارند. محمد مهدی خلجی: "کتابخانه های موجود در قم، در زمینه قرآن پژوهی، مطالعات ادیان و به ویژه مسیحیت، فلسفه دین و اخلاق، ادبیات معاصر عرب، نقد ادبی و مباحث روشنفکری عرب، تاریخ اسلام و مطالعات جدید اسلام شناسی غنی ترین و روزآمدترین کتابخانه ها در سطح کشور هستند که اغلب دوزبانه اند، عربی و انگلیسی و اغلب برای استفاده عموم آزاد و رایگان است. بخش مهم و عمده ای از این کتاب ها، کتاب هایی هستند که از نظر ایدئولوژی اسلامی، کتب ضاله محسوب می شوند، ولی به قصد پاسخ گویی به شبهات گردآوری شده اند." "کتابخانه مرکز ادیان، کتابخانه های زنجیره ای آیت الله سیستانی، کتابخانه مؤسسه امام خمینی که متعلق به آقای مصباح است و همین طور کتاب خانه آیت الله نجفی مرعشی که گنجینه ای از کتب ممنوعه منتشرشده پیش از انقلاب در زمینه ادبیات و فلسفه به زبان فارسی و هم چنین پژوهش های ادبی و فلسفی و علمی در جهان معاصر عرب را دارد. نزدیک به یکصد مؤسسه تحقیقاتی که در قم هست، اغلب کتابخانه های مفصلی دارند و بودجه های کلانی را برای خرید کتاب های خارجی در اختیار دارند. بسیاری از کتاب هایی که آن جا هست، بلااستفاده است، و به دلیل مشکل زبانی و فقدان هم افقی فرهنگی با درون مایه آنها کمتر کسی هست که بتواند از آنها استفاده کند، ولی به هر حال زمینه گسترده ای را برای استفاده خواستاران و پژوهش گران فراهم آورده است." مدرنيزاسيون آری، مدرنيته نه مسأله هم افقی، البته مسأله ای بنیادین است و این پرسش را پیش می آورد که تمام این امکانات و بهره گیری از رسانه های جدید آیا توانسته است افق سنتی حوزه را به افق دنیای مدرن، فرهنگ گفت و گو و اتکا بر عقلانیت نزدیک کند؟ صالح عبداللهی تأثیر این امکانات را در متحول ساختن حوزه چنین ارزیابی می کند: "مواردی را که اشاره کردید، در دو دهه اخیر در لایه های سطحی حوزه مطرح شد و البته طلبه های جوان بیشتر استقبال کردند و نسبت به بیرون حوزه هم کارکردهایی از خودش نشان داد. اما هیچ گاه اینها هم به لحاظ انتقال فرهنگ این رسانه ها و نحوه استفاده از آنها و کارویژه های آنها و هم به لحاظ سطوحی از حوزه که با این مسأله درگیر شدند، پدیده ای عمقی نشد. کامپیوتر ابزاری شد برای جمع آوری همان احادیث و متون و بازیابی مجدد همانها با سرعت بیشتر. زبان خارجی ابزاری شد برای عده معدودی که صرفاً بر اساس علائق شخصی گرایش نشان می دادند، برای اینکه بتوانند آن زبان را یاد بگیرند و بتوانند در نقاط دیگر همان آموزه های سنتی را، منتها با زبان خارجه، عرضه کنند. زبان عنصری برای تحول و دگرگونی در درون حوزه نشد، به این معنا که طلبه ما بیاید و متون دست اول اندیشه های امروز و فلسفه مدرن را بخواند و آن را وارد حوزه کند و درونی کند و با آن وارد یک نوع تعامل فکری و فرهنگی شود." "بنابراین بنده تنها اینها را امری زینتی برای حوزه تفسیر می کنم و نوعی ابزار برای ادامه همان کارکردهای سنتی و بقای همان کارویژه های پیشین، منتها با رنگ و بوی جدیدتر و شکیل تر." |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||