|
از شهر خدا تا شهر دنيا: انقلاب در حوزه | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
با انقلاب اسلامی، حوزه علمیه، یک باره خود را با سیلی از سئوال های تازه و نیازهای برخاسته از مدیریت روحانیان بر جامعه روبه رو دید. ضرورت پاسخ گویی به این نیازها و انتظارات جدید، حوزه را در معرض تحول بزرگی قرار داد. جویا جهان بخش، مدرس حوزه علمیه اصفهان، معتقد است حوزه در پاسخ به این ضرورت اجتماعی، به سنتی متکی بود که از روحانیون می خواست به مقتضیات زمان بیندیشند: "البته بخشی از تحول ها، نوعاً با مسائل سیاسی در ارتباط است، چنان که روحانیت امکان تشکیل حکومت دینی را یافته و طبعاً مسائلی که در نظام سنتی کمتر به آن پرداخته می شد، در نظام امروزی باید بیشتر به آن پرداخته شود. مثلاً در همان آغاز انقلاب، ما شاهد بودیم که مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی، درس خارج صلات یا بحثی در این زمینه را ترک کردند و به بحث قضاوت روی آوردند، چرا ؟ برای پاسخ گویی به نیاز زمان که طبعاً قضاتی می باید از میان روحانیان انتخاب می شدند." "امروز هم این طور است. توجه خیلی جدی به بعضی مسائل اجتماعی، به مسأله اقتصاد اسلامی که تحت عنوان بعضی واحدهای درسی هم در بعضی مراکز آموزشی وارد شده، مسأله جامعه شناسی، مسأله روان شناسی، مسأله سیاست، فلسفه مغرب زمین، می شود گفت تمام این ها معلول کیفیت کنونی سیاسی کشور ما و تشکیل حکومت دینی است و از طرف دیگر معلول مواجهه با تجدد هم هست و مسلماً این که حوزه بتواند با جهان امروز مخاطبت و گفت و گو و پاسخ گویی کند، این انگیزه را در آن برانگیخته. این انگیزه ریشه دار است، چیزی نیست که تازه در حوزویان برانگیخته شده باشد. در متون میراثی ما هم بارها روی این تأکید شده که حوزویان باید بتوانند پاسخ گوی زمان خودشان باشند و به همین علت دروسی به حوزه اضافه و تغییراتی پیدا شده است." آيت الله منتظری و نهاد مديريت حوزه یکی از پیشگامان اصلاحات در روش و محتوای آموزش های حوزوی، آیت الله منتظری است. وی برای به انضباط درآوردن حوزه، معتقد به تشکیل نهادی برای مدیریت حوزه بود تا کارهای دیگر مورد نیاز را طراحی و سازمان دهی کند. اما جالب است که میان او و آیت الله خمینی در این زمینه اختلاف نظر وجود داشت؛ چرا که آیت الله خمینی، دست کم در امر اداره حوزه، بیشتر به حفظ شیوه های سنتی تمایل داشت. احمد منتظری، فرزند آیت الله منتظری می گوید: "نظر مرحوم امام خمینی این بود که حوزه همین طور به نحو سنتی اداره شود و اینکه شورایی به نام شورای مدیریت، سرپرستی کند، این اصرار آیت الله منتظری بود و حتی بودجه آن را هم تأمین می کردند، چون مرحوم امام خمینی حاضر نبودند که بودجه آن را تأمین کنند. آیت الله فاضل لنکرانی که زمانی مدیر حوزه بودند، وقتی از امام خمینی استمزاج کرده بودند که بودجه آن را تأمین کنند، ایشان قبول نفرموده بودند و گفته بودند حوزه باید به همان صورت قدیمی اداره شود، به صورت سنتی." دانشگاه الگوی حوزه اما اصلاحات چه در اداره و چه در نظام آموزشی حوزه، گریزناپذیر بود و به زودی یکی از مدل های اصلی در برابر آن، یعنی دانشگاه، به منبعی برای الگوگرفتن تبدیل شد. زمینه های اجتماعی اوائل انقلاب که در آن پیوند حوزه و دانشگاه یا روحانی و روشنفکر تبلیغ می شد، به این موضوع کمک کرد. در عین حال به گفته آیت الله بجنوردی، نظر آیت الله خمینی هم دراین باره مساعد بود: "امام خمینی نظرش این بود که باید بین حوزه و دانشگاه تقاربی شود و یک سری علوم دانشگاهی باید در حوزه برود تا طلاب به آن علوم مسلح شوند و یک سری علوم حوزه که به درد دانشگاه می خورد به دانشگاه بیاید. من به عنوان یک معلم دانشگاه و حوزه عرض می کنم که این کار کاملاً موفق بود، یعنی یک سری علوم حوزوی که از دقت خاصی برخوردار است کاملاً وارد دانشگاه های ما شد. یک سری مسائلی که در دانشگاه ها تدریس می شود: زبان، یک مقداری مسائل جامعه شناسی، روان شناسی، بحث های روز، فلسفه غرب و این طور موضوعات امروزه کاملاً وارد حوزه های ما شده، به خصوص طلبه های جوان، کاملاً به این مسائل مسلط اند. هم کثیری از اینها به زبان مسلط اند، هم به آراء دانشمندان غربی و کسانی که صاحب رأی هستند. لذا شما می بینید که یک طلبه جوان هم به سلاح حوزوی و هم به سلاح آنچه در دانشگاه خوانده می شود، مسلح است." "هم یک عده ای از روحانیون، به دانشگاه ها رفتند و معارف اسلامی را با خود بردند و هم یک سلسله تجربیات و دستاوردهای آموزشی نظام های جدید را به حوزه آوردند. لذا حوزه پس از انقلاب بسیار منظم تر، به سامان تر، به قاعده تر از حوزه پیش از انقلاب شده. متون درسی اندکی منقح تر شده، گزینش ها و برنامه ها دقیق تر شده و طبیعی است هنگامی که نظام دانشگاهی ما در مقام تعامل با نظام حوزه باشد، چیزهایی در این داد و ستد منتقل خواهد شد." در واقع یکی از مصداق های این نظم و انضباط بیشتر، آن است که تحصیل طلاب، اکنون تا اتمام دوره مقدماتی تحت ضوابطی شبیه کلاس های دانشگاهی درآمده است. حجت الاسلام عبایی خراسانی، رئیس پیشین دفتر تبلیغات اسلامی قم توضیح می دهد: "اولاً اینکه قبلاً طلبه ها همین طور آزاد بودند و در برنامه های کلاسیک نبودند. الان در سطح تا لمعه همه بایستی در همین مدارس، برنامه های کلاسیک را ببینند. این برنامه ها ی کلاسیک یک مقدار همان درس های حوزوی قدیم است و یک مقدار هم کتاب هایش عوض شده و به اصطلاح بحث های کمک درسی به آن اضافه شده که در آنها یک سلسله درس هایی مطالعه می کنند یا مباحثه و تدریس می شود. قبل از اینکه طلبه وارد شود، آزمایش می شود و تعداد این طلبه ها معلوم است و حال آن که قبل از انقلاب، تعداد معلوم نبود، حدودش معلوم بود و آزمایش ها و گزینش های قبلی نداشت ولی الان دارد و اگر قبلاً در حوزه های علمیه شهرستان ها درس خوانده اند، باید از آن جا نامه ای داشته باشند که چه اندازه درس خوانده و سابقه داشته اند و شرایط تحصیلی و اخلاقی و تربیتی آنها چگونه است. علی ای حال، در روش تدریس و برنامه های درسی هم کاملاً وضع عوض شده است." به سوی تخصصی شدن فقه نزدیکی حوزه و دانشگاه یک مسأله دیگر را نیز که در دانشگاه ها معمول است، برای حوزویان مطرح ساخت؛ یعنی تخصصی شدن دانش های حوزوی. آیت الله منتظری که از پیش از انقلاب به این موضوع اندیشیده بود، پس از انقلاب با تأسیس مدرسه دارالشفای قم در نزدیکی مدرسه فیضیه، به دنبال این هدف بود. احمد منتظری: "آیت الله منتظری، خیلی به ایجاد مدرسه های تخصصی عنایت داشتند. نظر ایشان این بود که چون دامنه علوم خیلی گسترش پیداکرده و یک شخص نمی تواند در همه زمینه ها تخصص پیداکند، خوب است یکی دو سال که کلیاتی آموزش داده شد، علومی مثل تفسیر یا فلسفه اسلامی یا کلام به صورت تخصصی باشد و یک شخص در زمینه خاصی کار کند و وقت و انرژی او مصروف یک رشته خاصی شود تا بتواند واقعاً متخصص آن رشته شود. تأسیس مدرسه دارالشفای قم به همین خاطر بود و رشته های مختلفی داشت که تا سال 1368 که ایشان مسئولیت آن مدرسه را داشت، زیر نظر ایشان اداره می شد و بعد هم به صورت ناقصی به کار خودش ادامه می دهد و پخش شده و در قسمت های دیگر حوزه هم از آن استقبال شده و خلاصه تخصصی بودن علوم پذیرفته شده." می توان گفت امروز تا اندازه ای این هدف تحقق یافته است و حتا در خود حوزه چنان که حجت الاسلام عبایی می گوید دانشکده ها و دانشگاه هایی مخصوص تدریس علوم دینی ایجاد شده است: "غیر از فقه و اصول، چهار رشته تخصصی در حوزه علمیه داریم: رشته تبلیغ، رشته قضاوت، رشته تفسیر و رشته کلام که شاگردها با آزمایشی قبلی در این رشته ها وارد می شوند و درس هایش را می بینند و فارغ التحصیل این رشته ها می شوند. اینها یک سلسله برنامه های رشته ای حوزه است. در کنار حوزه، دانشکده ای است به نام دانشکده علوم قرآنی که رسماً جزو شعب دانشگاه های این مملکت است. یک دانشگاه اصول الدین است که برنامه اش حوزوی است، اما جزو دانشکده ها و دانشگاه های رسمی است. دانشگاه مفید آیت الله العظمی موسوی اردبیلی هم هست که این دانشکده هم در چند رشته از حقوق و اقتصاد در کنار درس های حوزوی وجود دارد. رشته های بیشتری از این دو دارد که تحصیل می کنند و پایان نامه می گیرند." گسترش حوزه، مدرک گرايی طلاب امروزه حتی به طلاب حوزه مدارکی که معادل با مدارک دانشگاهی است داده می شود تا طلاب که عموماً به خدمت نظام جمهوری اسلامی درمی آیند، از نظر رتبه و پرداخت حقوق، مدارکی داشته باشند که از نظر نظام اداری قابل قبول است. اما جویا جهان بخش، از آنچه که آن را مدرک گرایی طلاب می خواند، اظهار نگرانی می کند: "مسأله مدرک گرایی در حوزه ها جدای از مسأله مدرک گرایی در کل نظام آموزشی کشور ما نیست. یعنی همان طور که دهه هاست ارزیابان آموزش مسأله مدرک گرایی را به عنوان مشکلی در برابر علم گرایی مطرح می کنند، طبعاً این مسأله در حوزه ها هم پیامدهای زیان بار خود را دارد و اصلاً انگیزه هایی را به وجود آورده که با زیان همراه بوده. متأسفانه ما امروز شاهد هستیم که این مسأله تا حدی به نهاد علمی حوزه لطمه زده، همان طور که در دانشگاه هم این لطمه در دانشگاه مشاهده شده. این خودش هر چند برای عامه مردم خیلی ملموس نباشد ولی برای برخی از صاحب نظران درون حوزه ها و عالمان بزرگ مایه نگرانی شده. مخصوصاً اینکه برخی طلاب با توجه خاص به مدارک تحصیل کنند." با این همه دکتر محمود عبادیان، استاد دانشگاه و مدرس فلسفه غرب در دانشگاه مفید قم، کیفیت کار دانشجویی طلاب را عموماً از همتایان دانشگاهی شان بالاتر می بیند: "نتیجه کار اینها خلاق تر است. اصولاً در حوزه یاد می گیرند مطالعه کنند، منابع گرد بیاورند، نتیجه گیری کنند و همین سنت هفت هشت سال تحصيل حوزه را سعی می کنند در محیط دانشگاهی هم استفاده کنند." آموزش نخبه گرا به هر حال، نمی توان این نکته را از نظر دور داشت که با توجه به حساسیت نظام اسلامی، برای تربیت طلاب، آموزش های دانشگاهی آنها از معیارهای تربیت نخبگان پیروی می کند، چنان که آنها در کلاس درس محدودیت های معمول دانشجویان دانشگاه ها را ندارند. دکتر محمود عبادیان: "اینها امکان و حق دارند سر کلاس هر سئوالی را درمورد هر مطلبی از مدرس بکنند و مدرس هم آزاد است در رابطه با سئوالی که شده از هر منبع و مکتب ایدئولوژی افاده مطلب کند، هیچ سدی یا گرفتاری یا ممانعتی در این راه نیست. آزادی کامل در سر کلاس های دانشگاه مفید حاکم است." در عین حال، از آنجا که حوزه از مدارس گوناگون تشکیل شده و زیر نفوذ فقهای مختلف قرار دارد، نمی توان گفت نظام آموزشی آن به شیوه یک سانی متحول شده است. جویا جهان بخش: "می خواهم از یک نکته غفلت نشود و آن اینکه حوزه ها نظام یک دستی ندارند، یعنی چنین نیست که در همه حوزه ها این تحولات به یک اندازه صورت پذیرفته باشد و الان همه حوزه ها در یک نسبت شباهت با نظام واحدی دانشگاه داشته باشند. بعضی حوزه ها امروز هنوز نظام سنتی دارند، بعضی جدید شده و در این مسائل اختلاف دارند که این بستگی به نوع آن حوزه ها، نظام اداره شان و وابستگی شان به نهادی است که آنها را اداره می کند که آیا نهاد سنتی حوزه باشد یا زیر نظر برخی علمای خاص." فاصله حوزه با دانشگاه به همین ترتیب، اگر حوزه در نظام آموزشی تا حدودی به دانشگاه نزدیک شده باشد، اما شاید به دلیل عنایت خاص حکومت به حوزه فاصله حوزه با دانشگاه، هم چنان و با همه کوشش ها برای نزدیک کردن آنها، باقی مانده است. محمد تقی فاضل میبدی، عضو مجمع مدرسین حوزه علمیه قم: "به نظر بنده، آن طوری که تبلیغ شده و برای این کار سرمایه گذاری شده، نتیجه چندانی به دست نیامده. چون من خودم در دانشگاه ها زیاد می روم و برای دانشجویان جلسات بسیاری دارم، فکر می کنم که فاصله دانشگاه با حوزه خیلی کمتر نشده، شاید بیشتر هم شده باشد، به دلیل اینکه توقعاتی که دانشجویان دارند، هم از نهاد حکومت که آن را متعلق به روحانیان می دانند و هم از حوزه ها، آن طور که خودشان می خواهند برآورده نشده و لذا فاصله بین حوزه و دانشگاه چنان فاصله کمی هم نیست." تحول در موضوعات فقهی اما در آنچه به خود حوزه مربوط می شود، امروزه تماس بیشتر طلاب با واقعیت، برخورداری از حمایت حکومت و نیز آموزش های گسترده تر و جسارت های علمی گروهی از آنها، اسباب طرح مسائل بسیاری در حوزه مسائل دینی شده که تا دهه اخیر سابقه نداشته است. محمد علی ایازی، عضو دیگر مجمع مدرسین حوزه: "بعضی مباحث در این دهه مطرح می شود که در گذشته جزو منکرات بوده، مثلاً بحث موسیقی، مجسمه سازی، استفاده از سینما و هنر که خیلی راحت در نشریات و کتاب هایی که در حوزه منتشر می شود طرح می شود. حتی بخشی از مباحث خانواده یا در باره حقوق زن که قبلاً این چیزها جزو مستنکرات حوزویان بوده، به راحتی مطرح می شود و مورد بحث و بررسی قرار می گیرد و نظریات جدیدی طرح می شود. می شود گفت اینها همه از تحولات فکری بوده که در این دهه در حوزه ها به وجود آمده و مورد بحث و بررسی قرار گرفته است." مقاومت در برابر تحولات با این همه، میزان تحولی که می باید در حوزه های علمیه صورت گیرد، آنچنان گسترده است که بیست و اند سال پس از انقلاب، برای آن، حکم تنها مقدمه را داشته است. اما نمی توان نادیده گرفت که تسلط سنت گرایان بر حوزه، و نیز بر سیاست نظام اسلامی، همین تحولات را هم با کندی و مقاومت و گاه توقف روبه رو کرده است. صالح عبداللهی، از فضلای حوزه قم، که از اصلاح گران اوایل انقلاب به جزائر پراکنده در حوزه تعبیر می کند، معتقد است فضای کنونی میدان اندکی برای تحول و نوآوری باقی می گذارد: "شما امروزه نمی بینید حتا آن چنان جزیره هایی که آن دوره بودند، بتوانند الان با جسارت و صراحت و شفافیت کاری را در سطح امروز و در شأن امروز دنبال بکنند. امروزه اگر مدرسه ای باشد، اگر مؤسسه ای باشد که کار جدیدی را دنبال می کند، اگر رنگ سنتی به خود نزند و به خود بافت سنتی ندهد، نمی شود. ما کاری نداریم که در اعماق چه می گذرد و این تناقضات در اعماق و درون، چه به سر جامعه ایران می آورد و یا در طلبه ما چه اتفاقی دارد می افتد. مهم این است که امروز، بدنه و فرماسیون های سنتی، رنگ خودش را به همه سطوح و پیکره حوزه زده. حتا اگر کار جدیدی هم اتفاق می افتد، باید با بانگ و بوق قدیم باشد و الا نمی تواند دوام بیاورد." |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||