BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 23:33 گرينويچ - يکشنبه 07 اوت 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
از شهر خدا تا شهر دنيا: زنان حوزه در مرزهای مردانه

دختر طلبه ای در اتاق خوابگاه خود - عکس های اين گفتار از اميد صالحی CHNPHOTO
دختر طلبه ای در اتاق خوابگاه خود - عکس های اين گفتار از اميد صالحی، خبرگزاری ميراث فرهنگی

به فاصله یک پل هوایی که از روی خط راه آهن می گذرد، وارد بخشی از شهر قم می شوید که چهره ای کاملاً متفاوت از سیمای سنتی و فروتنانه شهر دارد. این، بخش مدرن و ثروتمندنشین شهر قم است که بعد از انقلاب گسترش یافته و با ساختمان های بزرگ و مجلل، و خانه های گران قیمت و تیپ متفاوت دختران و پسرانش شناخته می شود.

این جا محل زندگی مسئولان روحانی، روحانیون متمکن و صاحب منصبان شهر است و در عین حال محل کار و استقرار مؤسساتی مانند مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی متعلق به آیت الله مصباح، مؤسسه امام صادق آیت الله سبحانی، مؤسسه اسرای آیت الله جوادی آملی و بخشی از ساختمان های جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

قم مدرن مشتری فروشگاه های لوکس و تازه احداث شهر هم هست و البته خانم های متشخص قم جای خاص خود را در این میان دارند و آزادند تا از بهترین تولیدات زنانه غربی که عرضه می شود، خرید کنند.

جامعة الزهرا یا مدرسه زنان طلبه نیز، در همین قم مدرن و در ابتدای بلوار بزرگ سالاریه قرار گرفته است. مدرسه ای که در نیمه دوم دهه شصت شکل گرفت و امروز آموزش دینی زنان در حوزه را اداره و کنترل می کند. خانم مستجاب الدعوه یکی از صدها بانوی طلبه ای است که در جامعةالزهرا تربیت شده اند:

"در ابتدا جامعةالزهرایی وجود نداشته. در ابتدا که من خودم آن جا تحصیل کردم مکتب بود، مکتب های مختلف، مثلاً مکتب علی، مکتب توحید، مکتب زهرا. خانم ها در مکتب های متنوع و متعددی درس می خواندند. بعد از مدتی تشکیلاتی ساخته شد به عنوان جامعه یعنی دانشگاه، شد جامعةالزهرا."

پيشينه حضور زنان در حوزه

حضور زنان در حوزه به طور عمده ناشی از تحولات بعد از انقلاب است. اما پیش از انقلاب هم معدود زنانی پیدا می شدند که نه تنها می توانستند وارد آموزش های حوزوی شوند بلکه به درجات بالای دینی و علمی نیز می رسیدند. حوزه علمیه اصفهان یک نمونه برجسته از این زنان را به یاد دارد. فضل الله صلواتی از فعالان ملی مذهبی اصفهان می گوید:

"خانم امین که به عنوان آیت الله حاجیه خانم امین یا حجةالاسلام حاجیه خانم امین گفته می شود و آن کتاب های زیادشان و آن تفسیر مخزن العرفانشان که مجلدات زیادی دارد و سطح بالایی دارد، ایشان هم از علمای بزرگ اصفهان بودند و صاحب نظر در عرفان و فلسفه و تفسیر و فقه و اصول. آن خانم شاگردانی تربیت کردند که هنوز هم هستند و هر کدام محورهایی هستند."

احمد منتظری، یکی از فضلای حوزه علمیه قم می گوید، در قم هم تا پیش از انقلاب فعالیت های محدودی در تربیت زنان طلبه وجود داشته است:

"پیشقدم این تأسیس مدارس مرحوم آیت الله العظمی شریعتمداری بود که در شهر قم مرکزی داشتند و اساتیدی از خانم ها تربیت شده بودند و شاگردانی را می پذیرفتند. ولی محدود بودند. با پیروزی انقلاب این مدارس توسعه پیدا کرد و بسیار متعدد بود و الان به صورت گسترده ای با مدیریت متشکل و قوی ای هست که این خانم ها را اداره می کند، چون مسائل آنها از مدارس آقایان بسیار حساس تر است."

نقش رقابت با همسران

بیشتر زنانی که امروز وارد جامعةالزهرا می شوند، از وابستگان درجه اول روحانیون هستند، یا فرزند روحانی اند یا همسر و خواهر روحانی. گرچه فرزندان و خواهران روحانیون ممکن است به تشویق خانواده وارد حوزه شوند اما به نظر رحیم رئوفت از مدرسان پیشین جامعةالزهرا همسران روحانیون انگیزه های فردی دارند:

"تحلیل من این است که این خانم ها وقتی با همسرانشان ازدواج می کنند، در ابتدای زندگی در یک سطح فرهنگی تقریباً مساوی هستند. بعد از مدتی که آقا ادامه تحصیل می دهد و رشد می کند به تدریج یک فاصله فکری و فرهنگی بین اینها ایجاد می شود، به طوری که دیگر حتا زبان همدیگر را هم به خوبی درک نمی کنند و مردان غالباً ممکن است به خانم ها به عنوان افرادی که فاقد تحصیلات چندانی هستند نگاه کنند. به نظر من، بخشی از انگیزه این خانم ها این است که جلوی این عقب ماندگی را بگیرند."

فيمينيسم حوزوی

با این همه طبیعی است که پیداشدن این انگیزه برای همسران روحانیون، بخشی از بیداری زنان در جامعه ایران باشد.، چرا که چنین انگیزه هایی درمیان آنها برای برابری با شوهرانشان، پیش از این به وجود نمی آمده و یا موراد آن انگشت شمار بوده است. در واقع انگیزه آنها از یک سو خانوادگی و از دیگر سو اجتماعی است. این است که رحیم رئوفت می گوید:

"من فکر می کنم می شود این تحصیلات حوزوی خانم ها را که بعد از انقلاب هم خیلی باب شد و مراکز متعددی هم برایش ایجاد شد به عنوان یک بخشی یا شعاعی از بحث فمینیسم در معنای عامش تحلیل کرد. به این معنا که این خانم ها احساس می کنند در آن چارچوبی که زندگی می کنند و آن فضای فرهنگی که احاطه شان کرده اگر بخواهند حرکتی کرده و خودی نشان داده باشند و ابراز وجودی کرده باشند، یکی از راه هایش این است که تحصیلاتی داشته باشند و به عنوان یک فرد دانشجوی علوم دینی یا طلبه علوم دینی مطرح بشوند."

خانم مستجاب الدعوه نیز معتقد است تحصیل در جامعةالزهرا بر موقعیت او در جامعه تأثیر مثبت داشته است:

"به نظر بنده بسیار خوب بوده. به شخصیت لازم را به ما برای حضور در جامعه داد و این که بتوانیم در جامعه حضور داشته باشیم و فعالیت کنیم. شخصاً از تحصیلات خودم در جامعة الزهرا راضی هستم."

محدوديتهای تحصيل دينی زنان

تبلیغ و تدریس مواد دینی در مدارس از عمده ترین مشاغلی است که زنان طلبه در پیش رو دارند، ولی تحصیل دینی بیشتر آنها از پایان دوره مقدماتی یا سطح، چنان که حوزویان می گویند، فراتر نمی رود. حجةالاسلام عبایی خراسانی، مدرس حوزه و نماینده مجلس:

"این ها بیشتر در رشته تبلیغ وارد هستند، گاهی هم چیز می نویسند، و تا پایان سطح می خوانند. البته بعد از آن خارج هم بخوانند خوب قطعاً آنهایی که همسر دارند و بچه دارند تعدادشان کمتر می شود. تعداد این ها زیاد است و حتی بعضی از این ها هم هستند که دو رشته را دارند، هم رشته های حوزوی را دارند و هم رشته های دانشگاهی، مثل طلاب مرد و پسر هستند."

جداسازی جنسيتی

ولی جالب است که دنیای حوزه و دانشگاه برای زنان دو دنیای متفاوت است. در حالی که دانشگاه محیطی همگانی است که کمتر به زنانه و مردانه تقسیم می شود، محیط آموزشی زنان در حوزه بسته و کاملاً زنانه است، امری که آنها را با بسیاری از جنبه های حیات اجتماعی بیگانه می سازد. محمد مهدی خلجی، پژوهشگر مسائل اسلامی:

"این خط کشی های مکانی که برای زنان و مردان می کنند، که فضاها را تبدیل می کنند به فضای عمومی و فضای خصوصی، فضای مردانه و فضای زنانه، به شدت در قم وجود دارد و بر تقسیم نابرابر امکانات برای پرورش فکر تأثیر می گذارد. در قم طلبه ای که مرد است، می تواند به راحتی به همه کتاب خانه ها دسترسی داشته باشد و در همه جلسات سخنرانی شرکت کند و خودش سخنرانی کند و تدریس نماید، ولی یک زن نمی تواند از این امکانات استفاده بکند و طبیعتاً تنها جا برای او همان فضاهای زنانه است و بیرون از آن فضاها هر اتفاقی می افتد برای وی بیگانه خواهد بود."

بیرون از مکان های زنانه هم کنترل شدیدی بر زنان طلبه و به ویژه دختران مجرد اعمال می شود که تا محدود ساختن رفت و آمد آنها در محیط شهری نیز پیش می رود. احمد منتظری:

"سخت گیری ها زیاد است. حتی ساعات خروج آنها از مدرسه شان آزاد نیست و باید با هماهنگی باشد و ترددشان در شهر آزاد نیست و باید با هماهنگی با مدیریت باشد."

پرده ميان استاد و دانشجو

حتا در داخل مدرسه و در سر کلاس هر نوع تماس دیداری بین طلاب و استاد مرد با آویختن پرده ای بین جایگاه تدریس و دانشجویان حذف می شود. گرچه خانم مستجاب الدعوه معتقد است کیفیت آموزشی و رابطه فعال با استاد از این طریق آسیبی نمی بیند:

"زمانی که ما تحصیل می کردیم همین حالت پرده بود، ولی بحث کلاسی مان خیلی خوب بود و اتفاقاً خواهران خیلی راحت سوالشان را مطرح می کردند. تفاوت جامعةالزهرا با دانشگاه این است که وقتی خواهرها به جامعةالزهرا می آیند خودشان مایل به یادگیری هستند و اصلاً کلاس می نشینند برای این که چیز یادبگیرند. در آن زمان این سوال برای خودم ایجاد شده بود که چطور با این که پرده حائل است ما بازیگوشی نمی کنیم و فقط مشغول یادگیری مطالب هستیم. این پرده و حائل برای ما مزاحم نفهمیدن درس یا نپرسیدن سوال نبود و این فضا مشکلی ایجاد نمی کرد."

می پرسم آیا او می پذیرد که چنین فضایی به کل جامعه نیز تسری داده شود و بر روابط مرد و زن حاکم باشد؟ می گوید:

"به نظر من این برای راحتی خانم ها بود و خود خانم ها تقاضا کرده بودند. البته ما این حائل را در جامعه قبول نداریم، چون برای درس و یادگیری به دلیل اقتضای نظام جامعه مشکلی نداشتیم."

زنانی که مجتهد نمی شوند

اما محدودیت های ظاهری تنها مسأله آموزش های دینی زنان نیست. آنها از نظر اهداف علمی و اجتماعی نیز ناگزیرند کار خود را به تبلیغ یا تدریس محدود کنند، در حالی که درجه عالی آموزش های دینی اجتهاد است. احمد منتظری در این باره می گوید:

News image
عکس از اميد صالحی CHNPHOTO

"شاید انگشت شمار باشند تعداد زنانی که به قدرت اجتهاد رسیده باشند، اما در زمینه تبلیغ بسیار موفق بوده اند. مبلغاتی که به شهرهای مختلف می فرستند و همین طور در همین جلساتی که در قم برگزار می شود و دیگر جاهایی که اعزام می شوند و هم چنین تربیت دبیر دینی در مدارس انجام شده و در واقع دبیرهای فقهی که در قم هستند اکثرشان آموزش دیده همین مدارس هستند."

حجةالاسلام عبایی خراسانی می گوید اصولاً این مسئولان حوزه بودند که تصمیم گرفتند آموزش زنان را محدود کنند:

"اول خیلی دائره شان وسیع بود. خیلی استعداد داشتند و درس می خواندند. بعد محدود شدند، یعنی خود مسئولین حوزه ها گفتند اینها تا این حدود درس بخوانند بهتر است و بیشتر از این دیگر درس نخوانند."

و وقتی از دلیل این تصمیم می پرسم، می گوید:

"محدودیت برای این که حال و هوای یک خانم که می خواهد خانه دار باشد، به عنوان شغل رسمی در حوزه نمی تواند باشد. این در واقع کمک است. ما طلبه ای داریم که شاغل است، یعنی می رود پیشنماز می شود، یا مرجع تقلید می شود. ما عملاً از خواهرها کسی که مرجع تقلید باشد و یا در صراط مرجعیت برود یا به مرحله پیشنمازی برسد و مسئول قسمتی از مساجد و برنامه های متشکل مذهبی باشند نداریم، بلکه تقریباً کار طلبگی برای آنها یک کار جنبی است."

"خواهرانی که به خانه بخت می روند، شوهرداری شان را می کنند، بچه داری شان را هم می کنند، ضمناً سخنگو هم هستند و یا معلم هستند. صدر در صد متمحض در علم و دانش نمی شوند، اگر هم می شوند کم است. این محدودیت به خاطر شرایط فعلی خواهران است. ممکن است یک زمانی مرجع تقلید هم بشوند، زمینه برنامه قضاوت هم تقریباً دارد فراهم می شود و ممکن است روزی قاضی هم بشوند. اما در شرایط فعلی مرجعیت یا پیشنمازی خلاف نیست ولی رسماً وجود ندارد. از این جهت خواستند که برنامه شان محدود باشد و مزاحم شوهرداری و بچه داری شان نباشد."

تصميم گيری برای زنان

به روشنی می توان دریافت که این تصمیم گیری برای زنان است نه تصمیم خود زنان. در واقع آموزش زنان حوزه آموزشی مردسالار است که با توجه به تعریف سنتی مردان از زنان طرح ریزی شده است و توسط همان نظام مردسالار کنترل می شود. مهدی خلجی از این وضعیت چنین تعبیر می کند:

"هنوز تفکر بیرونی- اندرونی که در نهفت اندیشه سنتی ما وجود دارد در این ساختار آموزشی هم جریان دارد و می شود گفت که بخش آموزش زنان و بخش فعالیت علمی – دینی زنان در حوزه، در واقع، اندرونی حوزه است و آنها زائده ای نسبت به کل ساختار حوزه به شمار می روند."

زنان، مجتهدانی بدون مقلد

در چنین شرایطی تلاش برای رسیدن به مقام افتا و مرجعیت که مقامی مردانه تلقی می شود، بیهوده خواهد بود، حتا اگر طلاب سخت کوش زن به درجه اجتهاد هم رسیده باشند. خانم مستجاب الدعوه:

"گاهی عده ای از خواهرها به سطح اجتهاد هم رسیده بودند ولی شاید خوشان لزومی ندیدند که در این زمینه فعال شوند. می دانید که مقلدی نخواهند داشت. از این جهت تا سطح اجتهاد را درس می خوانند اما دیگر انگیزه ای ندارند مجتهد شوند."

در استفتایی از آیت الله منتظری از نظر ایشان درباره امکان رجوع زنان ومردان به مجتهد زن پرسیدیم. آیت الله معتقد است که در تقلید، اصل بر رجوع به متخصص است و نزد عقلای جهان بر این اساس مرد و زن تفاوتی ندارند.

زنان و آموزش مردانه

اما چنان که صالح عبداللهی از فضلای حوزه علمیه قم در تحلیلی از شرایط زنان طلبه می گوید هنوز راه درازی تا ورود جدی زنان به عرصه افتا وجود دارد:

"اولاً زنان قشر نسبتاً محدودی را نسبت به قشر مردان تشکیل می دهند، یعنی قشر مردان کاملاً غالب است. ثانیاً ظهور و بروز جدی در حوزه و در تصمیم گیری ها و در روند فعالیت های حوزه ندارند و ثالثاً آنها در همه سطح به عنوان زائده ای از نظام مردسالارانه حوزه قابل تفسیر هستند، چه به لحاظ درس هایی که می خوانند، چه به لحاظ رویه هایی که در مدارس آنها وجود دارد. تعیین کننده برای اینها همان چیزهایی است که در میان آقایان وجود دارد و یا در حوزه علمیه قم به صورت کلان وجود دارد. درس ها همان درس ها، رسائل، مکاسب، کفایه و ... همان ها خوانده می شود و اگر خانمی بخواهد مجتهد شود، حداکثر بتواند یک مجتهد درجه سه ای مانند مردان بشود و بیشتر از آن نمی تواند اوج بگیرد."

"بنابراین کارکرد زنان طلبه ما هم اساساً کارکردی است که در فضای سنت قابل تفسیر است. تفسیر آنها این است که زنان در حال انجام وظیفه و تحصیل رضایت خداوند هستند و عمل به تکلیف می کنند، ولی این که چه کارویژه جدیدی می توانند داشته باشند؟ آیا در جامعه جدید می توانند منشأ اثری باشند؟ آیا می توانند با طی کردن مراحل افتا و اجتهاد در خصوص حقوق مدرن زنان افتاهای جدیدی بکنند و شکاف هایی را در بدنه سنت ایجاد کنند؟ اصلاً چنین انتظارهایی را نمی توانید از آنها داشته باشید."

صدای زنان در آينده حوزه

به این ترتیب، برای راه گشودن به سمت آینده ای که در آن صدای زنان نیز در حوزه دین شنیده شود نمی توان به تکرار راه ها و روش های گذشته پرداخت، چراکه اگر مردان سنت گرا در تکرار گذشته که تاریخی مردانه است سودی داشته باشند، زنان چنان که مهدی خلجی توضیح می دهد ناگزیر از ساختن آینده ای برای خود و به دست خود هستند:

"توجه و نگاه زنان معطوف به آینده است. آنها می خواهند آینده ای را متفاوت با گذشته بنا کنند. گذشته برای آنها روزنه روشن و مایه امیدی ندارد و آکنده از سرکوب هویت زنانه و آزادی و حقوق آنهاست. در نتیجه چالش در این جاست که ایدئولوژی اسلامی می خواهد گذشته را احیا بکند و به آن بازگردد، ولی زنان می خواهند از گذشته فرار کنند و آن را فراموش کنند و بر ویرانه آن آینده جدیدی را بسازند. اینها در دو جهت معکوس هستند و طبیعی است که آینده به کسانی تعلق دارد که به آینده فکر می کنند."

News image
عکس از CHNPHOTO

66از شهر خدا تا شهر دنيا
گفتار يکم: جنگ، تجدد و مدرسه نو
66از شهر خدا تا شهر دنيا
گفتار دوم: : تحول آموزش از بروجردی تا شريعتمداری
66از شهر خدا تا شهر دنيا
گفتار سوم: انقلاب در حوزه
66از شهر خدا تا شهر دنيا
گفتار چهارم: مدرنيزاسيون حوزه و رسانه های جديد روحانيون
سايت های مرتبط
بی بی سی مسئول محتوای سايت های ديگر نيست
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران