|
گفتگو با جمال شورجه درباره سينمای جنگ ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جمال شورجه از فيلمسازان شاخص "سينمای دفاع مقدس" است. تقريباً از آغاز جنگ ايران و عراق، حضور داشته و روی مضمون جنگ فعاليت کرده است. آثار فراوانی از او در قالب فيلمهای کوتاه، بلند و مجموعه تلويزيونی به جا مانده که غالبا در گونه دفاع مقدس پرداخته شده است.
از جمله آثار سينمايی او می توان به روزنه، عمليات کرکوک، حماسه مجنون، دايره سرخ و خلبان اشاره کرد. به مناسبت بيست و پنجمين سالگرد آغاز جنگ ايران و عراق، با او به گفتگو نشستيم. • هوشمند هنرکار: چه ضرورتی برای ادامه کار سينمای دفاع مقدس می بينيد؟ و چه آينده ای برای آن تصور می کنيد؟: جمال شورجه: هشت سال دفاع مقدس رزمندگان ايران، در مقابل ارتش تا بن دندان مسلح رژيم بعثی عراق و متحدانش، که به صورت مستقيم و غيرمستقيم او را در تجاوز به ايران در شهريور ۱۳۵۹ کمک می کردند، از پرافتخارترين ادوار تاريخ معاصر ايران است که با پشتوانه ايمان اسلامی و انقلابی مردم شکل گرفت و صحنه هايی حماسی و آکنده از عشق و عرفان و ايثار و سلحشوری را در اين مدت رقم زد که حداقل در دويست سال گذشته ايران بی سابقه بوده است. چنين حماسه هايی در هر کشور ديگری اگر اتفاق می افتاد، سالها و قرنها، وقايع و شخصيتهای حماسی اين دوران را سوژه های ادبيات و هنر خود می کردند. چرا ما نبايد در اينجا چنين کنيم و چنين تدبيری را بکار بريم؟
دستهايی در داخل و خارج در کار است که نسلهای بعدی و جوان ما اين دوران را فراموش کنند. تاريخ اسلام و تاريخ انقلاب و تاريخ دفاع مقدس، يک پيوند ماهوی و محتوايی دارند و با يکديگر ارتباط غيرقابل انکار دارند. اين سه دوران را در نگاه استراتژيک بايد در دستور کار رسانه ها و نهادهای ذی نقش در ادبيات و هنر قرار داد. قطعاً در دولت عدالت محور و اسلام خواه آقای احمدی نژاد می بايست به اين حوزه، يعنی سينمای انقلاب و دفاع مقدس، اهميت ويژه محوری داده شود و ايشان هم به شعارهای خود، توسعه عدالت محور سينما براساس اصول انقلاب و دفاع مقدس جامه عمل بپوشاند. بنده هم به آينده سينمای دفاع مقدس، با وعده هايی که داده شده اميدوار هستم. • چرا حکومت اسلامی ايران تا اين حد به اين نوع سينمايی اهميت می دهد؟ اين امر و تدبير، مختص کشورهای اسلامی نيست. چرا که ساير کشورها، با ايدئولوژی های مختلف هم در منطقه و جهان، سعی می کنند ارتش و قوای تدافعی و يا تهاجمی خود را تجهيز کرده، کشور خود را از هرگونه تعرض ايمن نگاه دارند. توليد فيلمهای فاخر و ارزشمند دفاع مقدس و نمايش توان نظامی و سلحشوری رزمندگان در مقطع جنگ و نمايش تاريخ افتخارآميز اين دوران، نسلهای آينده را با گنجينه ارزشمند کشور آشنا می کند و يادآور می شود که استقلال و تماميت اين کشور، با گذشت و جانفشانی و مجاهدتهای چه کسانی برقرار گرديده و در جهت حفظ اين ارزشها و حراست از کشور آنها را متعهد و مسئول می کند. اما اينکه حکومت اسلامی در عرض اين دو دهه چقدر در راستای تقويت و توسعه سينمای دفاع مقدس و انقلاب اهتمام ورزيده و دغدغه داشته و سرمايه گذاری کرده، به عنوان يک سينماگر دفاع مقدس شک دارم. چرا که وقتی به تاريخچه اين سينما رجوع می کنيم و توليد و پخش و حمايت از اين گونه فيلمها را مورد بررسی قرار می دهيم، متوجه می شويم که متأسفانه به جز آثار انگشت شماری همچون دوئل، دولت و حکومت آن طور که شايسته بوده به آن نپرداخته و کمک نکرده است. • تا چه حد اين نوع را ضد جنگ می دانيد؟
در سينمای دفاع مقدس ما، همان طور که از نامش پيداست، هيچ گاه جنگ، تبليغ و تشويق و مقدس جلوه داده نشد. بلکه اين دفاع بود که آن را مقدس می کرد. دفاع از حريم کشور و ملت و خانواده، و حتی عقيده و ايدئولوژی در هر فرهنگی ممدوح و ستايش شده است. آن چه که جنگ ما را با ساير جنگها متمايز می کند، دفاع آن است. در طول هشت سال، ايران در حال دفاع از کشور بود و اگر در چند نوبت هم ايران به جغرافيای کشور عراق حمله و تعرض کرد، به دليل وادار کردن آنها به عقب نشينی و پذيرش صلح بود. سينمای دفاع مقدس، ضد تجاوز است و روحيه دفاع از هر تجاوزی را تبليغ می کند. • تا چه حد اين نوع سينما را صادقانه و متکی بر واقعيات می دانيد؟ غالب آثار سينمايی دفاع مقدس مبتنی بر واقعيات است و آن چه اين فيلمها را واقعی و يا غير واقعی و تبليغاتی تر نشان می دهد، برون گرا و درون گرا بودن اين فيلمهاست. در دوران دفاع مقدس در جبهه ها و پشت جبهه ها نيز شاهد اين برون گرايی و درون گرايی بوديم. حتی در شخصيت برون گراترين رزمنده ها، لحظاتی کاملاً درون گرا وجود داشت. لحظه ای نبود که رزمنده ها از ياد ائمه معصومين(ع) غافل باشند و خداوند همچون رگ گردن به آنها نزديک بود. در فيلمهای توليد شده در ژانر دفاع مقدس که شايد حدود ۱۸۰ اثر باشد که در طول دو دهه و اندی ساخته شده، همگی از اين روحيات سرشار بوده اند. در غيرواقعی ترين فيلمها که عنوان کرديد هم رگه هايی از واقعيات اين دوران وجود دارد. هيچ يک از سينماگران دفاع مقدس ما با اين سينما رياکارانه برخورد نکردند. عده ای از اين توانايی ها خوب استفاده کردند و خلاقانه به تبليغ دفاع پرداختند و عده ای ضعيف تر. اما همگی به نظرم صادقانه بود. • تا چه حد اين گونه سينمايی را در رابطه با مخاطبان موفق می بينيد؟ سينمای دفاع مقدس هم مانند گونه های ديگر سينما، پاره ای با مخاطب ارتباط بيشتر و پاره ای کمتر برقرار کردند و اين پديده جديدی نيست. هر چقدر فيلمهای اين دوره از ساختار و محتوايی غنی و خوب برخوردار بوده اند، از مخاطب بيشتری بهره برده اند و بالعکس. پاره ای فيلمها مانند دوئل، به دليل ساختار اکشن و جذاب خود، با پشتوانه مالی که داشت، توانست بر قله فروش و پذيرش از سوی مخاطب بايستد و پاره ای ديگر اين امکان را نداشتند و اين توفيق را از دست دادند. • چند سالی است که به نظر می رسد برخی موضوعها و قالبها در اين نوع تکراری و ملال آور و غير امروزی شده است و فيلمسازان اين عرصه سعی در برون رفت از اين تنگنا دارند. تا چه حد اين کوششها را موفق ديده ايد؟ در کل با اين حرف شما موافقم. متناسب با تغيير ذائقه ها و نگاهها و رفتارها و سليقه ها در نسلها بايد فرمها را به هم ريخت و طرحی نو در افکند و اصلاحاتی در ساختار و بيان هنری داشت. يکی از ضعفهای کلی سينمای ما و همچنين سينمای دفاع مقدس اين است که نويسنده ها خلاقيت لازم را در ارائه و نگارش فيلمنامه ندارند و از خود نوآوری نشان نمی دهند، و ساختار آثار سينمايی ما عموماً در شکل شبيه به هم و ضعيف، و در محتوا کم مايه و بی محتوا و مبتذل است. در عين حال قالبهای به ظاهر کهنه و روايی را نيز اگر خوب بازسازی کنيم و روی آنها سرمايه گذاری خوب کنيم، قطعاً موفق خواهيم بود. به طور مثال، قالب کهنه فيلم اسپارتاکوس (استنلی کوبريک) را در نظر بگيريد، با ساختار زيبای گلادياتور يا مصائب مسيح. روايتها و قصه ها تکراری است، اما ساختار، شاعرانه و زيبا و خوش ريتم تر شده است. اين تدابير و خلاقيتها در جهت جذب مخاطب بيشتر استفاده می شود. اما پاره ای فيلمسازان ما به غلط گمان می کنند که هر چقدر قصه را پيچيده تر بگويند و در لايه های مختلف آن را بپيچانند و به شکل سيال ذهن آن را بيان کنند، اثر آنها مدرن و خلاق خواهد شد که به نظرم اين هم از آن سوی بام افتادن است و سردرگم کردن مخاطب، و در نهايت خالی کردن سالنها از مردم. • چرا نگرش اغلب سازندگان شاخص اين آثار(چه به لحاظ شکل و چه انديشه) دگرگون شده است؟ و اين دگرگونی تا کجا پيش خواهد رفت؟
بله، اين را قبول دارم. پاره ای ريزش ها و عقب نشينی ها در اين حوزه صورت گرقته که اين امر علل مختلفی دارد. پاره ای از آنها به سياستگذاريها و مديريتها برمی گردد و پاره ای ديگر به فکر و ديدگاه فيلمسازان. بايد با همدلی و مديريت سالم و دلسوز و با برنامه و آينده نگر، اين آب رفته را به جوی بازگرداند. می دانم سخت است، اما شدنی است. بايد بين فيلمسازان همدلی ايجاد کرد و آنها را برای بازگشت به سينمای انقلاب و دفاع مقدس دلگرم و اميدوار و تشويق کرد. بايد به نيروهای جوان و تازه نفس فکر کرد و برای آنها برنامه ريزی کرد، که به انقلاب و دفاع مقدس و ارزشهای آن فکر کنند. تا زمانی که تغيير در نگرش و عملکرد مديريتهای فرهنگی پيش نيايد و اين مديريتها يا جای خود را به فکرهای جديدتر و جوانتر ندهند و يا قالبهای ذهنی خود را تغيير ندهند و در اين امر نگران نشوند و شبها از اين دغدغه بی خوابی نکشند، تغييری در اين وضعيت پيش نخواهد آمد و روز به روز، رنگ و بوی انقلاب و ارزشهای آن و عطر و بوی دوران دفاع مقدس، بيش از پيش از بين خواهد رفت. • چه تشابهات و تفاوتهايی بين اين گونه با سينمای جنگی بلوک شرق می بينيد؟ جنگها به حسب ظاهر به هم شبيه اند و فيلمها هم همينطور. عده ای فيلمها مظلوم نمايانه هستند، عدهای توجيه گر تجاوز و تهاجم و عده ای تبليغاتی و به قولی پروپاگاندا و تهييج کننده و عده ای تحليلی و محققانه و تاريخ نگارانه. اما فيلمهای دفاع مقدس ما در اين خصوص يک ويژگی داشت و دارد و آن معناگرا بودن آن است و وصل آن به ريشه های اعتقادی و دينی و مذهبی. عجين شدن رزمنده ها با ائمه معصومين و خواستگاههای آنها، خصوصاً امام حسين(ع) و واقعه عاشورا، از نمونه های مثال زدنی اين اتصال و همگرايی است. • محدوديتهای ساخت اين آثار را در حال حاضر در چه وجوهی می بينيد؟ فنی، فکری، هنری ... ؟ فکر می کنم عمده محدوديت و مشکلات فعلی سينمای دفاع مقدس، در وهله اول، وجه نرم افزاری و فکری آن است. به همين دليل که فيلمنامه های خوب و خلاق و بديع نداريم. در مرحله بعدی، کم توجهی مسئولان فرهنگی و سياستگذاران اين امر است، که در جهت تقويت اين ژانر سينمايی، سرمايه گذاری لازم نمی کنند. يک فيلمساز هرگز نمی تواند با بودجه کم، فيلمی فاخر و درخور تهيه کند؛ آن هم از نوع جنگی. هر کشوری بر يک دوره و يک سری افتخارات ملی خود می بالد و هميشه آنها را به رخ کشورهای ديگر و يا ملت خود و نسلهای جوانتر می کشد، و مفاخری را که در زمينه های ملی، نظامی، علمی، فرهنگی ... درخشيده اند، به ايشان يادآوری می کند. دوران هشت سال دفاع مقدس ايران هم آکنده است از اين حوادث و نمونه ها؛ از شخصيتها گرفته، تا حوادث و جنگها و دلاوريها. مسئولان فرهنگی ما هم بايد اين نمونه ها و الگوها را مدام با شکل و شيوه های نو و جديد، برای نسلهای آينده به نمايش درآورند و زنده نگه دارند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||