زبان و خط در آینه فرهنگ و سیاست

    • نویسنده, بهمن شهری
    • شغل, زبان‌شناس

در آستانه سده نوِ خورشیدی در مجموعه نوشتارهایی به موضوع خط فارسی و دگرگونی‌های آن در دوران معاصر- در اینجا به معنای بعد از ورود چاپ- و همچنین به چالش‌های پیش روی خط فارسی در روزگار دیجیتال، فضای مجازی و شبکه اجتماعی، پرداخته می‌شود. صاحب‌نظران، کارشناسان و پژوهشگران در این نوشتارها با رویکردهای متفاوت و از زاویه‌های مختلف به موضوع خط در حوزه فرهنگی زبان فارسی پرداخته‌اند.

در این مجموعه، رسم‌الخط، نقطه‌گذاری و نگارش نویسندگان حفظ شده‌اند.

زبانها به لحاظ جایگاه و سَهمِشان در آموزش عمومی و رسانه‌های همگانی دارای درجات تأثیرگذاری و تأثیرپذیری متفاوتی در هر جامعه هستند. زبانها و گویشهای خاصی از آنان در جایگاه قدرتند، در حالیکه زبانها، گویشها، و لهجه‌های دیگری در حاشیه به سر می‌برند.

جوامع از طریق نظامهای آموزشی، رسانه‌ها، و نهادهای سیاسی، نقشی مهم در تعیین شاخصهای سواد، حدود و ثُغور گونه‌های نوشتار، و مرز‌های احترام و ادب مقبول اجتماع ایفا می‌کنند. به همین منوال رابطه‌ای نزدیک میان زبان و نوشتارِ افراد و هویتِ آنان پدیدار می‌شود. واژگان، لهجه، و گفتمانی که فرد استفاده می‌کند، می‌تواند نمایانگر تفکر و گروهی باشد که فرد به عنوان عناصر سازندهٔ هویتش می‌شناسد.

در همین راستا، نشانه‌ها و سبکهای خاص در زبان و نوشتار پدید می‌آید که معانی، ایدئولوژی، و برداشتهای مشخصی را بازتولید می‌کنند.‌ زبان‌شناسی اجتماعی، نشانه‌شناسی، تحلیل گفتمان، و سبک‌شناسی، شاخه‎‌هایی از زبان‌شناسی هستند که چنین موضوعاتی را بررسی می‌کنند. اگر دوست دارید در این حوزه‌ها بیشتر بدانید، کتاب "زبان: بازتاب زمان، فرهنگ و اندیشه" تالیف دکتر نادر جهانگیری، کتاب "سبک‌شناسی: نظریه‌ها، رویکردها، و روش‌ها" به قلم دکتر محمود فتوحی، و همچنین آثار دکتر فرزان سجودی و دکتر امیر علی نجومیان دربارهٔ نشانه‌شناسی را می‌توانید مطالعه کنید. با خواندن این مقاله نیز می‌توانید با فرایند بازتولید ایدئولوژی در زبان آشنا شوید.

یکی از پدیده‌های متأخر در این حوزه "ملی‌گرایی زبانی" است، یعنی تداعی یک زبان با یک ملت و کشور که در پی فرایند دولت_‌ملت سازی معاصر پدیدار شد. مفهوم "زبان معیار" نیز در همین دوران جهت هَمگون‌سازی و یکسان‌سازی لهجه‌ها و گویشهای زبانی رواج یافت که هدفش سرکوب تنوّع و گوناگونی زبانها، لهجه‌ها، و گویشهای بومی محلی، و در نتیجه یکپارچه‌سازی مفهوم ملت بود. تقریباً در کَمپین‌های سیاسی تمامی کشورها در دو قرن اخیر، و در پی فرایند ملت‌دولت‌سازی قرون نوزده و بیست در دوران استعمار، پسااستعمار، جنگ سرد، و جهانی‌شدن تا همین امروز، ردِ پایی از ادعاها، مشاجرات، برنامه‌ها، و در نهایت سیاست‌گذاریها‌ در رابطه با زبان در پیوند با هویت، قومیت، مذهب، علم، و‌ غیره در حوزه‌های آموزش، مهاجرت، اقتصاد، سلامت، و از این دست دیده می‌شود. در اینگونه موارد و بر حسب انگیزه‌های سیاسی، مثلاً به دست آوردن سبد رأی و حمایت جمعی از شهروندان، از زبان به عنوان ابزاری تبلیغاتی استفاده می‌شود.

تلاشهای صورت گرفته جهت معیارسازی زبان و خط در بسیاری از کشورها به تفرقه و اختلاف میان اقوام یک ملت بدل شد و منجر به شکل‌گیری جُنبشهای مقاومتی و استقلال‌طلبانه و هرج و مرج گردید. اِشکال بنیادین ملی‌گرایی زبانی نادیده‌گرفتن اهالی زبانهای دیگری است که در همان مرز و بوم زندگی می‌کنند.

با اینکه در بسیاری از کشورها یک یا چند زبان به علت کاربرد بیشتر و تعداد سخنگوی بالاتر عملاً به زبان اداری بدل می‌شوند، در عین حال سخنگویان هر زبان آزاد و مختارند تا به زبان مادری‌ آموزش ببیند و از آن برای پیشبُردِ مقاصد علمی، شخصی، اداری، و حقوقی استفاده کنند. برای نمونه دولت‌ فدرال، دولتهای ایالتی، مراکز درمانی، حقوقی، و اداری در ایالات متحدهٔ آمریکا طبق قانون در بسیاری موارد موظفند برای فردی که به جز زبان مادری زبان دیگری نمی‌داند، مترجم رایگان فراهم کنند. حتی در بسیاری از مناطق با توجه به آمارهای موجود از ترکیب جمعیتی گویشوران زبانهای مختلف، خدماتِ ترجمهٔ کتبی، شفاهی، و همزمان به واسطهٔ استخدام نیروهای تمام‌وقت ارائه می‌شود.

بسیاری از نظریه‌پردازان معاصر زبان‌شناسی در سال‌های اخیر تأکید می‌کنند که مفهوم‌سازی ملت باید با واقعیتهای اجتماعی همخوانی داشته باشد. برای همین ملتها و دولتها بهتر است تمامی زبانها، خطوط، گویشها، و لهجه‌های مختلف درون مرزهای کشورشان را به رسمیت بشناسند تا سخنگویان آن زبانها نیز در آموزش، رسانه و سیاست‌گذاری سهم داشته باشند. این نوع رویکرد فراگیر به زبان و ملیت را "شُمول‌گرایی" یا "تَکَثُرگرایی" هم خوانده‌اند.

مولانا به بهترین شکل ممکن چنین رویکردی به زبان را نشان می‌دهد، آنجا که اصلاح تفکر و فرهنگ مقدم بر اصلاح زبان است: "ای بسا هندو و تُرکِ همزبان/ ای بسا دو ترک چون بیگانگان/ پس زبان همدلی خود خوشتر است/ همدلی از همزبانی بهتر است".

در قسمت آینده به این مسأله می‌پردازیم که چرا خط نمی‌تواند بازتاب دقیقی از زبان باشد.

قسمت‌های قبلی مجموعه زبان و خط فارسی: