شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
از روحانی تا مرکل: نقاش گمنام آفریقایی چگونه به فنلاند رفت؟
یک نقاش خیابانی در کشور کوچک آفریقایی بنین پس از آن که شروع به نقاشی روسایجمهوری جهان کرد شهرت یافت و برای برگزاری یک نمایشگاه به فنلاند دعوت شد.
لوییس هونیود در روستای کوچک هوه در حومه شهر گرندپوپو در بنین زندگی میکند. کشوری کوچک در غرب آفریقا که حالا لوییس برایش شهرت جهانی دست و پا کرده است.
او که برای سالها به نقاشی در و دیوار آرایشگاههای روستا مشغول بود حالا یک نقاش شناخته شده است که از راه فروش پرتره روسایجمهور جهان زندگی میکند.
به تازگی یک گالری در فنلاند کارهای آقای هونیود را به نمایش گذاشته که بلافاصله برای این نقاش خیابانی شهرت جهانی به همراه آورد.
این نمایشگاه که ۱۴ پرتره رهبران فعلی جهان در آن به نمایش گذاشته شده نامش "روز بد موهای رهبران" است و از دونالد ترامپ و آنگلا مرکل گرفته تا حسن روحانی و پاپ فرانسیس در میان آنها دیده میشوند.
ماجرای پشت برگزاری این نمایشگاه در فنلاند هم به سال گذشته باز میگردد که لوییس هونیود پرتره رییسجمهور فنلاند را کشید و سفیر این کشور در بنین آن را خریداری کرد.
اما این نقاش خودآموخته همه نقاشیها را به تنهایی نمیکشد. بعد از ماجرای سال گذشته ریکو ساکینین هنرمند فنلادی برای دیدار با لوییس به بنین رفت و این دو در یک پروژه مشترک نقاشی روسای جمهوری را دست گرفتند.
ریکو ساکینن می گوید ابتدا کنجکاو شده دریابد آیا در کشور بنین هم فرهنگ نقاشی پوسترهای سینمایی نظیر آنچه در غنا دیده می شود وجود دارد یا خیر. اما بعد که متوجه شد چنین فرهنگی در میان نقاشان خیابانی بنین وجود ندارد مجذوب نقاشیهای دیواری لوییس میشود و استفاده او از رنگها و سبک نقاشی لوییس او را شگفتزده میکند.
این هنرمند فنلاندی به بیبیسی گفته: «نوع نگاه پرترههای او و پرسپکتیوی که او خلق میکند با سبکهای شاخته شده کلاسیکیسم و سنت رنسانس متفاوت است. از نظر تبلیغ کردن که هدف این نقاشی هاست بسیار موثر است به طوری که من را به سلمانی میکشاند حتی با وجود این که کچل هستم.»
بدین ترتیب بود که این هنرمند فنلاندی طرح کشیدن پرتره رهبران جهان به سبک نقاشی آرایشگاهی آفریقایی را طرح کرد و لوییس هم دست به قلم برد و آنها را یکی پس از دیگری کشید.
«لوییس خیلی دقیق و منظم است. من هیچوقت نمیتوانم موقع نقاشی مثل لوییس لباسهای پلوخوری بپوشم. در ابتدا این که هیچ کدام از ما زبان آن یکی را نمیفهمید مشکل ساز شده بود چرا که من نمی توانستم نظرم را به لوییس منتقل کنم. اما در حقیقت این عدم ارتباط زبانی سودمند بود چرا که نتیجه نهایی بیشتر شبیه لوییس است تا من.»
لوییس میگوید تنها سه ماه آموزش رسمی نقاشی دیده اما چون پدرش هم نقاش بوده بیشتر فوت و فن را از پدرش آموخته است.
او نقاشی را از کودکی آغاز کرد و حالا فرزندانش به او کمک میکنند. پسر کوچک او قلم ها را تمیز می کند و پسر بزگ لوییس هم رسما وارد این «پیشه خانوادگی» شده و نقاشی میکند.
رطوبت هوا در روستای هوه باعث می شود زمان بیشتری برای خشک شدن تابلوها صرف شود و قطعی برق هم نقاشی در شب را برای لوییس دشوار میکند.
البته همین محدودیتها لوییس را واداشته تا مهارتهایش را صیقل دهد به طوری که او هر ۱۴ پرتره «رهبران در روز نامرتبی» موهایشان را ظرف یک ماه تمام کند.