آیا چین جای آمریکا را در مقابله با تغییرات اقلیمی خواهد گرفت؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, جاستین رولت
- شغل, سردبیر تغییرات اقلیمی بیبیسی
در جریان اجلاس اقلیمی در باکو، پیامی در واتساپ از سوی مذاکرهکننده ارشد یکی از کشورهای قدرتمند دریافت کردم. او خواستار دیدار و گفتگو بود.
درحالیکه هیات همراه او، پشت رایانههای خود مشغول خوردن پیتزا بودند، این مقام از رفتارهای مانعتراشانه بسیاری از هیاتهای حاضر در این کنفرانس خشمگین بود.
این صحنه چیز عجیبی نبود. در طول اجلاس، افراد زیادی میگفتند این بدترین اجلاس کاپ در تاریخ بوده است. آنها میگفتند که متنهای مذاکره، که با نزدیک شدن به ضربالاجل باید کوتاهتر میشدند، طولانیتر شدهاند. یا اینکه به نظر میرسد فرآیند این اجلاس در شکل کنونیاش به بنبست رسیده است.
سایه نگرانی از احتمال خروج دوباره دونالد ترامپ، رئیسجمهور منتخب آمریکا از فرآیند کنفرانس تغییرات اقلیمی بر سر نشست سنگینی میکرد. او پیشتر اقدامات اقلیمی را «کلاهبرداری» خوانده بود و در جشن پیروزیاش در وست پامبیچ وعده داد که تولید نفت آمریکا را فراتر از رکوردهای کنونی افزایش دهد و گفت: «ما بیش از هر کشور دیگری طلای مایع داریم.»
اما یک نقطه روشن در این نشست وجود داشت: چین.
مذاکرهکننده ارشدی که با او دیدار کردم به من گفت: «تنها نقطه امید در این میان، چین است.»
او گفت نه تنها سبک مذاکره چین به طور محسوسی با سالهای قبل متفاوت بود، بلکه به نظر میرسد چین در حال پیشروی است.
یکی دیگر از نشانههایی که این موضوع را تأیید میکرد، در ابتدای کنفرانس مشخص شد، وقتی که چین جزئیات سرمایهگذاریهای اقلیمی خود را منتشر کرد. چین به طور سنتی اطلاعات کمی درباره سیاستها و برنامههای اقلیمی خود ارائه میدهد. اما این بار، برای نخستین بار، مقامات اعلام کردند که از سال ۲۰۱۶ تاکنون بیش از ۲۴ میلیارد دلار برای اقدامات اقلیمی به کشورهای در حال توسعه پرداخت کردهاند.
یکی از افراد مطلع در کنفرانس تغییرات اقلیمی به من گفت: «این پول زیادی است. تقریباً هیچکس دیگری در این سطح نیست.»
لی شوئو، مدیر مرکز اقلیمی چین، این اقدام را یک «نشانه قابل توجه» توصیف کرد و گفت: «این نخستین بار است که دولت چین عدد مشخصی را در مورد میزانی که برای کمک به تغییرات اقلیمی خرج کرده، اعلام میکند.»
اگر این نشانهها حاکی از آن باشد که چین قصد دارد نقشی مرکزیتر در آینده ایفا کند، درست همزمان با عقبنشینی آمریکا، این تحول میتواند تغییری سازنده در فرآیند کاپ باشد.
تغییر سازنده چطور خواهد بود؟
به طور تاریخی، کشورهای غربی، بهویژه آمریکا و اتحادیه اروپا، نیروی محرکه مذاکرات بودهاند و کشورهای کوچک آسیبپذیر در برابر تغییرات اقلیمی از آنها حمایت کردهاند. اگر چین جای آمریکا را بگیرد، شکل مذاکرات به طور قابل توجهی تغییر خواهد کرد.
جاناتان پرشینگ، مدیر برنامه محیط زیست در بنیاد ویلیام و فلورا هیولت، که در تمام اجلاسهای کاپ حضور داشته است و بهتر از بسیاری دیگر از پشت پرده چانهزنیها، تهدیدها و تلاشهای حیاتی یا شکستخورنده در این اجلاسها آگاه است، میگوید: «چین مانند ایالات متحده و اروپا از خط مقدم رهبری نخواهد کرد. چینیها بازیکنانی محتاط تر هستند. ممکن است آنها با سبک خاص چینی خود پیش بروند، همانطور که خودشان هم ممکن است بگویند.»
این موضوع یادآور توصیف دنگ شیائوپینگ، رئیسجمهور چین در اوایل دهه ۱۹۸۰، از اصلاحات اقتصادیاش است که رشد اقتصادی کشور را به اوج رساند. او گفته بود: «سوسیالیسم با ویژگیهای چینی.»
جاناتان پرشینگ مدیر برنامه محیط زیست در بنیاد ویلیام و فلورا هیولت پیشنهاد میکند که چین احتمالاً تلاش میکند تا فرآیند کاپ را با مداخلههای محتاطانه برای حل اختلافات به پیش براند. او معتقد است بیشتر این تلاشها پشت درهای بسته انجام خواهد شد، اما ممکن است شامل تشویق کشورهای در حال توسعه و توسعهیافته به افزایش تعهداتشان و همچنین افزایش جریان مالی باشد.
با این حال، ممکن است چین در مواجهه با برخی از چالشهایی که فرآیند را کند میکنند، کاملاً مفید نباشد. مانند زمانی که کشورها از کاپ برای پیشبرد منافع خود استفاده میکنند.
یکی از موانع اصلی در کنفرانس اخیر، عربستان سعودی بود که رهبری گروهی از کشورهای تولیدکننده سوخت فسیلی را بر عهده داشت و میخواست روند انتقال به انرژیهای تجدیدپذیر را آهسته کند. چین بهعنوان یکی از مصرفکنندگان بزرگ سوخت فسیلی، در گذشته گاهی از این کشورها حمایت کرده است، از جمله مقاومت در برابر تلاش بریتانیا برای توافق بر سر حذف تدریجی زغالسنگ در کاپ ۲۶ گلاسکو.
سبک جدید «همکاری غیرمعمول»
در گفتوگوهای کاپ ۲۹، نشانههای دیگری هم از تغییر رویکرد چین مشاهده شد.
چین در گذشته بر منافع خود متمرکز بود و در مذاکرات دو نقش ایفا میکرد. گاهی با آمریکا و اروپا همراه میشد، مثلاً در اهداف بلندپروازانه برای تقویت انرژیهای تجدیدپذیر یا کاهش متان، یا گازهای گلخانهای. اما در موارد دیگر، پیشرفت را کند میکرد.
یکی از نمونههای شاخص، کاپ ۱۵ بود که در سال ۲۰۰۹ در کپنهاگ پایتخت دانمارک برگزار شد. انتظار میرفت توافقی حاصل شود که کشورها را به کاهش چشمگیر انتشار کربن متعهد کند. اما این نشست تقریباً به شکست انجامید، زیرا چین در برابر فشارهای ایالات متحده برای پذیرش نظارت بینالمللی مقاومت کرد. توافق نهایی که الزامآور هم نبود، عموماً بهعنوان شکستی بزرگ تلقی شد.
اما در باکو اوضاع متفاوت بود. مذاکرهکننده ارشدی که با او صحبت کردم، گفت چین در تمام مذاکرات «به طور غیر معمولی همکاری» کرد.

منبع تصویر، Getty Images
در نشست کاپ باکو، تغییرات دیگری نیز در نحوه نمایش موقعیت اقتصادی چین مشاهده شد.
چین در مذاکرات اقلیمی سازمان ملل حتی با وجود اینکه دومین اقتصاد بزرگ جهان است، همچنان بهعنوان یک کشور در حال توسعه طبقهبندی میشود. این وضعیت به دلیل قواعد خاصی است که در سال ۱۹۹۲، همزمان با آغاز فرآیند مذاکرات کاپ تعیین شده بود. این طبقهبندی باعث شده چین از مشارکت در صندوقی که کشورهای ثروتمند برای کمک به کشورهای فقیر تأسیس کردهاند، معاف باشد. با این حال، برخی کارشناسان تغییراتی در لحن و کلمات مذاکرهکنندگان چینی مشاهده کردند.
پروفسور مایکل جیکوبز، کارشناس سیاستهای اقلیمی از دانشگاه شفیلد، میگوید: «جالبترین نکته زبانی بود که چینیها به کار بردند. آنها از اصطلاح «تأمین و بسیج» استفاده کردند. اصطلاحی که کشورهای توسعهیافته برای پرداختهای خود به کار میبرند.»
در نشستهای اقلیمی، زبان اهمیت زیادی دارد. مذاکرهکنندگان ممکن است روزها صرف بحث درباره تفاوت بین «باید» و «خواهد» کنند. بنابراین، استفاده چین از زبان کشورهای ثروتمند یک نشانه مهم بود.
پروفسور جیکوبز میگوید: «آنها قبلاً همهچیز را با اقدامات ایالات متحده تنظیم میکردند. زمانی که ترامپ در سال ۲۰۱۶ روی کار آمد، چین از مذاکرات فاصله گرفت. اما این بار، شرایط متفاوت است.»
او نتیجه میگیرد: «این به نظر من ادعای رهبری است.»
منافع شرق چیست؟
پروفسور جیکوبز میافزاید: «هیچیک از این تغییرات ناشی از نوعدوستی چین نیست.»
به گفته لی شوئو، تغییرات اقتصادی مرتبط با انرژیهای تجدیدپذیر توضیح میدهد که چرا چین احتمالاً نقشی بزرگتر ایفا خواهد کرد.
او میگوید: «تحول سبز بهشدت توسط چین هدایت میشود. نه لزوماً توسط دولت، بلکه توسط بخش خصوصی و شرکتهای آن.»
این شرکتها با آنچه لی شوئو اختلاف زیادی از سایر جهان مینامد، جلوتر هستند.
۸۰ درصد پنلهای خورشیدی جهان در چین تولید میشود و این کشور دوسوم تولید توربینهای بادی را در اختیار دارد. همچنین تخمین زده میشود که حداقل سهچهارم باتریهای لیتیومی جهان و بیش از ۶۰ درصد بازار جهانی خودروهای الکتریکی توسط چین تولید میشود.
چندی پیش شی جینپینگ اعلام کرد که پنلهای خورشیدی، خودروهای الکتریکی و باتریها «سهگانه جدید» در قلب اقتصاد چین هستند.
سرمایهگذاریهای عظیم چین در فناوریهای تجدیدپذیر باعث کاهش هزینه در این انرژیها شده است. چالش کنونی چین یافتن بازارهای جدید برای فروش این محصولات است.
جهان در حال توسعه همان جایی است که تقاضا بهسرعت در حال افزایش است. به گزارش گروهی از اقتصاددانان که بهوسیله سازمان ملل مامور بررسی هزینههای انتقال انرژی شدهاند، این کشورها طی ۱۰ سال آینده دوسوم بازار انرژیهای تجدیدپذیر را تشکیل خواهند داد.
طبق پژوهش مرکز تحقیقات بلومبرگ انای.اف، پاکستان تنها در شش ماه نخست سال ۲۰۲۴ سیزده گیگاوات پنل خورشیدی وارد کرد. برای مقایسه، ظرفیت نصبشده خورشیدی در بریتانیا ۱۷ گیگاوات است.
صادرات فناوری پاک به اقتصادهای نوظهور با سیاست «ابتکار کمربند و جاده» چین همخوانی دارد. این ابتکار تلاشی است برای توسعه مسیرهای تجاری جدید از جمله جادهها، راهآهن، بنادر و فرودگاهها برای اتصال به سایر نقاط جهان.
طبق اعلام مجمع جهانی اقتصاد، چین بیش از یک تریلیون دلار برای این پروژه هزینه کرده است.
این اقدامات نشان میدهد که چرا به گفته پروفسور جیکوبز، در حالی که ایالات متحده ممکن است عقبنشینی کند، چین به نظر میرسد که در حال پیشروی است. او میگوید: «چین اکنون منافع خود را در تشویق سایر کشورها به کاهش انتشار گازهای گلخانهای میبیند، آن هم با استفاده از فناوریها و تجهیزات چینی.»

منبع تصویر، Getty Images
با اینحال، صرفنظر از اینکه این تغییرات چگونه پیش میروند، برخی از ناظران خوشبین هستند. کامیلا بورن، که بخشی از تیم مذاکرهکننده بریتانیا بود و در برگزاری کاپ ۲۶ گلاسگو نقش داشت، معتقد است که آینده مذاکرات بیشتر به اقتصاد انرژی جدید بستگی دارد تا اینکه به سیاستهای نشستها بستگی داشته باشد.
او میگوید: «این دیگر فقط یک ایده درباره نحوه مقابله با تغییرات اقلیمی نیست. این موضوع درباره سرمایهگذاریها، پول، مشاغل و فناوریهای جدید است. گفتگوها تغییر کردهاند.»
در نهایت، این بزرگترین انقلاب در حوزه انرژی از زمان آغاز انقلاب صنعتی است. صرفنظر از اینکه کدام ابرقدرت پیشتاز باشد یا حتی اگر ایالات متحده برای چهار سال از میدان خارج شود، بعید است کسی بخواهد از چنین بازار گستردهای جا بماند.














