شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
استاد دانشگاه کمبریج که رقصهای ایران و افغانستان را اجرا میکند
- نویسنده, رویین رهنوش
- شغل, بیبیسی
ربکا میچل مدرک دکترای دانشگاه کمبریج را دارد و در این دانشگاه زبانشناسی و زبان فرانسه تدریس میکند. او پنج کتاب تالیف کرده است؛ اما میگوید رقصیدن «زندگی دومش» است.
ربکا به کلاسهای رقص باله، رقصهای آمریکای لاتین وهمچنین رقص فلامنکو رفته و آموزش دیده است. اما اشتیاق بیشتری به رقصهای آسیایی دارد.
او که در سالن خانهاش در کمبریج، جایی که با قفسههای کتاب، وسائل تزئینی، تندیسها و آثار کوچک هنری تزئین شدهاست با بیبیسی صحبت کرد گفت: «من رقص افغانی را خیلی دوست دارم، و رقص سنتی ایرانی را.»
ربکا اسم هنریاش برای برنامههای رقص را «زیبا تبریزی» انتخاب کرده است؛ اسمی که او را به شهر تبریز در ایران نسبت میدهد: « من شمال ایران را دوست دارم.» میگوید حالا اسم زیبا تبریزی برایش تبدیل به برند شده است.
اما مردم کشورهایی که او برایشان میرقصد فراتر از ایران است. مثل افغانستان، تاجیکستان، آسیای جنوبی و رقص عربی.
« رقص لزگی از آذربایجان خیلی عالی است. یک رقص تند و خیلی مشکل. اما این را خیلی دوست دارم.»
خانم میچل در مجالس فرهنگی زیادی رقصهای این کشورها را اجرا کرده است. او مجموعهای از لباسهای سنتی و محلی کشورها، از جمله ایران و افغانستان را در خانهاش دارد که زمان رقصیدن میپوشد. فارسیزبانها در بریتانیا ربکا را بیشتر با رقصهایش میشناسند.
اگرچه آموزش رقص کشورهای مختلف در ابتدا برایش سختیهای داشتهاست اما میگوید «هیچکس نبود که به من رقص ایرانی را آموزش بدهد.»
میگوید رقصهای آسیایی را خودآموز یاد گرفته و در اوایل به ویدیوهای قدیمی رقاصان ایرانی همچون محمد خردادیان و جمیله (فاطمه صدیقی) مراجعه کرده است.
درباره یادگیری رقص در افغانستان گفت: « سالها پیش به یک ورکشاپ رقص افغانی رفتم، اما استادش رقص تاجیکی درس میداد که بعدها آن را آموختم. باری یک خانم افغان گفت که من مثل دختران روستایی میرقصم. همین چیزی بود که من میخواستم.»
او میگوید زبانها، رقصها و موسیقی خارجی همیشه برایش شبیه دری مخفی به جهان دیگر بوده که میخواست کشفشان کند:
«رقصیدن برای دیگران سرگرمی به بار میآورد و این دلیل اصلی کار من است. این برای کسانی که تماشا میکنند لذتبخش است. شما کارهای مثبتی با رقصیدن و تدریس انجام میدهید.»
در افغانستان، رقصیدن زنان در ملاعام و در جمع عمومی ناممکن است و بویژه زیر حاکمیت طالبان، حتی جرم و قابل مجازات پنداشته خواهد شد. البته پیش از آن هم تابو بود و عدهای از زنان حتی در خانه در مقابل مردان خانواده نمیتوانستند برقصند.
این کار خجالتآور شمرده میشود، مخصوصا افرادی با یک عنوان رسمی مثل استاد دانشگاه، به ندرت حاضر میشوند پیش چشم دیگران برقصند. خانم میچل اما میگوید این طرز دید درست نیست:
« من دو زندگی دارم و برایم خیلی معمولی است: درس دادن و رقصیدن... نمیدانم چرا مردم فکر میکنند رقصیدن شرم یا کسر شآن است. این کاملا عادی است.»
او گفت که روزی پس از یکی از اجراهایش، مردی برایش گفت که آرزو دارد روزی دخترش آزادانه در افغانستان مثل او برقصد.
خانم میچل با ۲۴ زبان آشنایی دارد و میگوید اما « فقط اسپانیایی، پرتغالی، فرانسوی و انگلیسی خوب صحبت میکنم. تنها با یک فرهنگ و یک کتاب عبارات، فارسی یاد گرفتم. برای همین فارسی فقط یککم صحبت میکنم.»
اما فارسیاش برای گویندگان این زبان قابل فهم است. تخصص او در زمینه زبانشناسی و دستور زبان است، با تمرکز بر زبان فرانسوی در آفریقا.
سال گذشته روزی را در به نام روز ملی زبانشناسی در تقویم بریتانیا نامگذاری کرده است.
او همزمان با مشغلههای دیگرش، ویولون مینوازد و آهنگهای قدیمی را برای افراد مسن گذاشته اجرا میکند:
« بسیاری از آنها آلزایمر دارند. افرادی که هفتاد - هشتاد سال دارند. با این کار میتوانند دوره جوانیشان را به یاد بیاورند. آهنگهایی را میخوانم که آنها در دوره نوجوانیشان به آن گوش میدادند.»
در میان آثار هنری خانه ربکا میچل، تعدادی از نقاشیهایی هم دیده میشود که خودش کشیده و برخی از آنها بر دیوار آویخته شدهاند. از جمله، یک نقاشی «گربه ایرانی» و یک نقاشی از خانمی با لباس رنگارنگ محلی افغانستان. میگوید آن نقاشی را برای یک مسابقه در گالری ملی پرتره در لندن کشیدهاست.
« نبردم متاسفانه. اما من این نقاشی را خیلی دوست دارم. چون خیلی رنگی است. من لباس سنتی افغانی را خیلی دوست دارم. خیلی خوشگل است.»
ربکا میچل میگوید در رسانهها بیشتر در رابطه با خبرهای جنگ و فقر از افغانستان صحبت میشود، در حالی که باید بیشتر فرهنگ این کشور بازتاب داده شود.
«میدانم که زندگی در افغانستان خیلی مشکل است. مخصوصا برای دختران یا زنان. اما افغانستان یک فرهنگ خیلی قشنگ دارد. برای مثال، موسیقی، لباس... لباس سنتی افغانستان برقع نیست. لباس سنتیاش خیلی رنگی است. خیلی خوشگل. و من میخواهم که مردم در انگلستان فرهنگ افغانی را یک کم بشناسند.»
در شرایطی که طالبان بسیاری از برنامههای فرهنگی و هنری را ممنوع کرده است، به باور خانم میچل، هنر و فرهنگ افغانستان حتی در مهاجرت هم اگر زنده نگه داشته شود، اهمیت زیادی دارد.
« مردم باید به رقصیدن و نواختن وسائل موسیقی ادامه دهند. این فراموش نمیشود و مردم همیشه به یاد دارند رقصهای سنتیشان چگونه است و موسیقی سنتیشان کدام است.»