شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
شیر و خورشید؛ روایت تاریخی یک نشان ایرانی
- نویسنده, خشایار جنیدی
- شغل, بیبیسی
با گسترش اعتراضهای ضدحکومتی در ایران، پرچم شیر و خورشید بارها در تصاویر منتشرشده از تظاهرات در شهرهای مختلف دیده شده است.
نشان شیر و خورشید روی پرچم سهرنگ ایران که هویتی تاریخی و ملی دارد، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ جای خود را به نشان جمهوری اسلامی داد و برای حاکمان جدید به نمادی از دوران گذشته تبدیل شد.
با وجود حذف رسمی نشان شیر و خورشید از پرچم و اسناد اداری ایران به دستور آیتالله روحالله خمینی در سال ۱۳۵۹، این پرچم جایگاه تاریخی خود را میان ایرانیان حفظ کرده و برای بسیاری مترادف با پادشاهی خاندان پهلوی بوده است؛ هرچند تاریخ کاربرد این نشان به سالهای بسیار دورتر بازمیگردد و ریشهای مذهبی و فرهنگی دارد.
محمدرضا پهلوی، آخرین پادشاه ایران، در هفتم مرداد ۱۳۵۹ طی مراسمی رسمی در قاهره، مصر، تشییع شد و سربازان مصری تابوت او را که پرچم سهرنگ شیر و خورشید بر آن کشیده شده بود، بر دوش حمل کردند. این مراسم احتمالاً یکی از آخرین آیینهای رسمی بینالمللی بود که پرچم شیر و خورشید در آن حضور داشت.
آیتالله روحالله خمینی یک ماه پیش از درگذشت شاه، با هشدار به دولت خواسته بود ظرف ده روز به کاربرد نشان شیر و خورشید پایان دهد.
او همان سال در سخنرانی گفت: «بیرق ایران نباید بیرق شاهنشاهی باشد، آرمهای ایران نباید آرمهای شاهنشاهی باشد؛ باید آرمهای اسلامی باشد. از همه وزارتخانهها، از همه ادارات، باید این شیر و خورشید منحوس قطع بشود؛ عَلَم اسلام باید باشد.»
به این ترتیب، نشان شیر و خورشید با چند صد سال سابقه از پرچم و پول ملی ایران حذف شد و نماد گرافیکی «الله» جایگزین آن شد.
رایت شاهان را صورت شیر است و پلنگ، بر سر رایت او سورت فتح و ظفر است
در ایران باستان، شیر و خورشید هرکدام بهطور جداگانه نمادهایی مهم بودند؛ نمادهایی که بهراحتی میتوان آنها را در بناهای برجایمانده از دورههای هخامنشی، اشکانی و ساسانی مشاهده کرد.
خداداد رضاخانی، تاریخنگار و محقق دانشگاه پرینستون، میگوید شیر و خورشید از جمله علامتهایی بودند که نشان قدرت شاهانه محسوب میشدند: «روی تاج شاهان ساسانی خورشید را میبینیم یا انواع و اقسام گویهایی که میتوانند خورشید باشند.»
به گفته برخی محققان، خورشید نماد ایزد مهر نیز بوده و به همین دلیل اهمیت داشته است.
با اینکه در چندین اثر، حضور توأمان شیر و خورشید دیده میشود، تنها اثری که به نشان شیر و خورشیدِ پرچم ایران شباهت دارد، مهری مربوط به دوران هخامنشی است که در سرزمین پادشاهی پونتوس در ساحل شمالی دریای سیاه پیدا شده؛ در آن شیری دیده میشود که الههای بر پشتش نشسته و خورشید دور آن را احاطه کرده است.
در اسطورههای کهن و ادبیات قدیم ایران نیز کاربرد شیر و خورشید برای بیان عظمت و بزرگی رایج بوده است.
عباس امانت، تاریخنگار و استاد دانشگاه ییل، میگوید دستکم دو بار در شاهنامه فردوسی به نقش شیر بر پرچم ایرانیان اشاره شده؛ از جمله زمانی که هژیر از دور اردوی رستم را به سهراب نشان میدهد و اینگونه به چادر او اشاره میکند:
«درفشی بدید اژدها پیکر است
بر آن نیزه بر شیر زرین سر است.»
شمس در اسد
اصطلاح «قمر در عقرب» که در فارسی رایج است، به پدیده نجومی عبور ماه از مقابل صورت فلکی عقرب اشاره دارد و در باورهای عامه نشانه «نحوست و بدشگونی» تلقی میشود. در مقابل، حالتی کمتر شناختهشده وجود دارد که به آن «شمس در اسد» یا «خورشید در خانهٔ شیر» گفته میشود.
برخلاف قمر در عقرب که هر ماه رخ میدهد، شمس در اسد سالی یکبار در مردادماه اتفاق میافتد و در باورهای سنتی «نویدبخش شگون و خوشیمنی» است.
سعید نفیسی در کتاب درفش ایران و شیر و خورشید (چاپ ۱۳۲۸)، با اشاره به احکام نجومی، «قرار گرفتن خورشید در برج اسد را از مناسبتهای دیرین و ناشی از عقاید اخترشناسان ایرانیان قدیم دانسته است.»
او با اشاره به نام عربی این مناسبت، الشمس فی الاسد، آن را چنین توصیف میکند: «خورشید بر فراز شیر یعنی اوج شرف و اوج اعتلا و درخشندگی... تردیدی نیست که خورشید در برج اسد، که در میانه تابستان است، به اوج خود و منتهای درخشندگی و گرما میرسد.»
نفـیسی همچنین با اشاره به نسخههای مصور برخی از کتابهای ستارهشناسان قدیم، مانند ابومعشر بلخی (قرن نهم میلادی) و عبدالرحمن صوفی، مینویسد که در این کتابها «صورتی از خورشید در خانه شیر، یعنی در برج اسد، دیده میشود که عیناً مانند شیر و خورشیدِ بیرق ایران، خورشید را بر پشت شیر نقش کردهاند.»
خورشید شیرسوار
قدیمیترین سکههای شناختهشده با نقش شیر و خورشید متعلق به دوره سلجوقیان روم است.
احمد کسروی، تاریخنگار و پژوهشگر ایرانی، سکههای برجایمانده از غیاثالدین کیخسرو دوم، سلطان سلجوقی روم در آناتولی، را از قدیمیترین نمونههای موجود با نقش شیر و خورشید دانسته است.
کیخسرو دوم از سال ۱۲۳۷ تا ۱۲۴۶ میلادی سلطان سلجوقی روم در آناتولی بود.
به نوشته احمد کسروی، خورشید نقششده بر سکه نماد گورجو خاتون، همسر زیبای گرجستانی سلطان بود و شیر نماد خود سلطان.
از نقش و نگار سکههای کیخسرو دوم تعبیر دیگری نیز شده است؛ پدیده نجومی «خورشید در خانهٔ شیر» که در باورهای سنتی به بخت نیک اشاره دارد.
پس از سلجوقیان، ایلخانان مغول که بر ایران و بخشهایی از خاورمیانه حکومت میکردند، تیموریان و گورکانیان هند نیز از نماد شیر و خورشید بر سکهها و پرچمهای خود استفاده کردند.
امروزه یکی از نمونههای شیر و خورشید (یا ببر یالدار و خورشید) بر فراز بنای مشهور «شیردار» در سمرقند دیده میشود که یادگار دوران تیموری است.
خداداد رضاخانی با اشاره به تفاوت طرحهای مغولی و تیموری با نقش سکه سلجوقی میگوید: «در این طرحها خورشید از شیر فاصله ندارد و در حال طلوع بر پشت شیر قرار گرفته است.»
به گفته رضاخانی، طلوع خورشید برای مغولان مقدس بود و خورشید نیز از نمادهای پادشاهی بهشمار میرفت.
اسدالله الغالب
در سال ۸۸۱ خورشیدی، شاه اسماعیل صفوی نخستین پادشاهی متمرکز ایران پس از فروپاشی ساسانیان را تاسیس و اعلام سلطنت کرد.
فرزندش، شاه تهماسب، گوسفند و خورشیدی را احتمالا به نشانه تولدش در برج حمل بر بیرق سبز صفویان قرار داد؛ نمادی که بعدها جانشینانش با شیر و خورشید جایگزین کردند.
سعید نفیسی در کتاب درفش ایران و شیر و خورشید نوشته است که پیش از به قدرت رسیدن صفویان در ایران، شیر و خورشید بر درفش شیخ جنید، پدربزرگ شاه اسماعیل، نقش بسته بود.
به روایت جهانگردان اروپایی، نشان شیر و خورشید در عهد شاه عباس بر پول مسی آن دوران که «فلوس» نامیده میشد و بر پرچم صفویان دیده میشد.
به نوشته احمد کسروی در رساله تاریخچه شیر و خورشید، این نماد پیش از صفویان وجود داشته است: «چون در زمان صفویان شیر و خورشید یکی از نقشهای معروف بوده و فراوان آن را به کار میبردهاند، از اینجا به دو جهت پیداست که نقش مزبور پیش از صفویان نیز معمول بوده است.»
امیر افخمی، تاریخنگار و استاد دانشگاه جورج واشنگتن، میگوید: «از خیلی جهات شیر و خورشید نماینده مفهوم سلطنت صفویان بود که در آن سلطان عالیترین مقام دینی و کشوری بود.»
گفته میشود شیر بر پرچم برای صفویان نماد علی بن ابیطالب، امام اول شیعیان، بود و خورشید نشانه پادشاهی.
به گفته عباس امانت، استاد دانشگاه ییل، شیر و خورشید نمایانگر شعار «اسدالله الغالب»، شیر پیروز خدا، یعنی علی بن ابیطالب است و «این اسدالله الغالب بخشی از هویت سیاسی دوره صفویه شد.»
پرچم سه رنگ
پس از سقوط سلسله صفوی، نشان شیر و خورشید جایگاه خود را بر پرچم نادرشاه، کریمخان زند و همچنین آقامحمدخان قاجار حفظ کرد.
در طول این سالها شکل و رنگ پرچم دستخوش تغییر میشد و پادشاهان پرچم واحدی نداشتند، اما نماد شیر و خورشید را همیشه میتوان بر پرچمها دید.
در زمان آقامحمدخان قاجار، پرچم ایران به رنگ قرمز بود و در میانه نقش شیر و خورشید داشت.
گاسپار دروویل، افسر فرانسوی که در زمان فتحعلیشاه به ایران سفر کرده بود، پرچمهای ایران را به رنگ سرخ و آبی توصیف کرده است؛ در میانه هر کدام شیری خفته دیده میشد که خورشیدی از پشت آن در حال طلوع بود.
پرچم سهرنگ سبز، سفید و قرمز نخستین بار در دوران ناصرالدینشاه به اهتزاز درآمد.
تورج اتابکی، تاریخنگار و استاد دانشگاه لیدن، میگوید پرچم سهرنگ شیر و خورشید را نخست امیرکبیر رواج داد: «یک نوار باریک سبز در بالا، یک نوار باریک قرمز در پایین و در میانه بر بستری سفید، شیر و خورشیدی نشسته بود.»
در همان زمان ناصرالدینشاه، همزمان با جنگ دوم هرات، حالت شیر از نشسته به ایستاده تغییر کرد و شمشیر به دست گرفت؛ شمشیری که نماد ذوالفقار علی بن ابیطالب بود.
جالب اینکه طی سالها، از زمان نقش بستن شیر و خورشید بر سکههای مسی تا تغییر حالت این نماد، شیر از گونه کمیال و کمهیبت آسیایی به شیر پرهیبت آفریقایی تبدیل شده بود.
مشروطه
تا نزدیک دوران مشروطه، دولتهای ایران پرچمهای مختلفی داشتند و وحدت رویهای وجود نداشت.
یکی از پرچمهایی که در دوران ناصرالدینشاه و مظفرالدینشاه استفاده میشد، سفید بود و سه ضلع آن را نوار سبز باریکی پوشانده بود و در میانهاش شیر و خورشید قرار داشت.
مشروطه نویدبخش دوران جدیدی برای ایران بود؛ کشورداری متحول و مدرن میشد و پرچمش نیز باید واحد میشد. اصل پنجم متمم قانون اساسی هم بر همین نکته تاکید کرد و پرچم ایران اینگونه تعریف شد: «الوان رسمی بیرق ایران سبز و سفید و سرخ و علامت شیر و خورشید است.»
تورج اتابکی میگوید در زمان نگارش متمم قانون اساسی، روحانیون مخالف نشان شیر و خورشید بر پرچم ایران بودند، زیرا نقش و نگار را حرام میدانستند.
به گفته آقای اتابکی، دفاع از شیر و خورشید به عهده کیخسرو شاهرخ، نماینده زرتشتیان در مجلس، گذاشته شد. او در سخنانش سبز را نشانه اسلام، سفید را رنگ زرتشتیان، به عنوان ساکنان قدیمی این سرزمین و قرمز را نشانه خون شهیدان مشروطه دانست.
همچنین، کیخسرو شاهرخ شیر را به پیروزی انقلاب مشروطه در ماه مرداد (برج فلکی اسد) نسبت داد، خورشید را نمایانگر گرمای نیمه مرداد در هنگام پیروزی مشروطه دانست و شمشیر را نماد ذوالفقار.
با انتقال سلطنت از خاندان قاجار به سلسله پهلوی، پرچم سهرنگ شیر و خورشید همچنان پرچم رسمی ایران ماند، اما چشم و ابروی خورشید حذف شد.
امیر افخمی میگوید در ابتدای سلطنت رضاشاه مخالفتهایی با نشان شیر و خورشید مطرح شده بود: «در ابتدای دوران پهلوی افرادی بودند که در پی حذف شیر و خورشید به خاطر مفاهیم دینی آن بودند و میخواستند درفش کاویانی را جایگزین کنند.»
در سالهای پایانی حکومت پهلوی، طرح شیر و خورشید دچار تغییرهایی شد تا با طراحی مدرن روی پرچم قرار گیرد.
با پیروزی انقلاب اسلامی، شیر و خورشید در سال ۱۳۵۹ از پرچم ایران حذف شد و خیلی زود جای خود را به طرحی گرافیکی از کلمهٔ الله داد.
اصل ۱۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی، پرچم رسمی ایران را «به رنگهای سبز و سفید و سرخ با علامت مخصوص جمهوری اسلامی و شعار اللهاکبر» تعریف کرده است.
با وجود حذف شیر و خورشید از پرچم ایران، کنوانسیون ژنو همچنان شیر و خورشید سرخ را در کنار صلیب سرخ، هلال احمر و کریستال سرخ به عنوان نماد بینالمللی امدادرسانی به رسمیت میشناسد.