اهمیت محل برگزاری مذاکرات؛ چرا ایران برای تغییر میزبان اصرار کرد؟

منبع تصویر، AFP via Getty Images
- نویسنده, سعید جعفری
- شغل, روزنامهنگار
«چرا همه گفتوگوها در وین و ژنو باشد؟ چرا آنها قبول کردند بیایند در بغداد مذاکره کنند؟ زیرا در موضع ضعف بودند.»
این اظهارات سعید جلیلی، مذاکرهکننده ارشد هستهای جمهوری اسلامی در دولت محمود احمدینژاد است؛ در دورهای که او مذاکرهکننده اصلی بود، ایران با مجموعهای از قطعنامههای تحریمی شورای امنیت روبهرو شد. او همچنین توانست محل مذاکرات هستهای را، که پیشتر در ژنو، بروکسل و وین بود، به بغداد و آلماتی قزاقستان منتقل کند.
حالا بعد از نزدیک به ۲۰ سال، مقامهای جمهوری اسلامی بار دیگر به آن الگوی قدیمی برگشتهاند و اصرار آنها بر تغییر محل مذاکره از استانبول به مسقط، مدتی این تصور را ایجاد کرد که این فرآیند، پیش از آغاز، به شکست بینجامد.
اما چرا مقامهای جمهوری اسلامی در مواردی بر لزوم تغییر مکان مذاکره تاکید کردهاند و میزبان گفتوگوها تا چه اندازه میتواند بر فرآیند مذاکرات تاثیر بگذارد؟
میانجی و سطح اعتماد
به نظر میرسد در دورههایی از دیپلماسی هستهای ایران، محل مذاکره نه انتخابی صرفا اجرایی یا لجستیکی که بخشی از «جغرافیای مذاکره» بوده که از نظر رهبران جمهوری اسلامی میتوانسته پیامی سیاسی در خود داشته باشد.
اصرار تصمیمگیران در تهران بر برگزاری گفتوگوها در مسقط به جای استانبول هم احتمالا از همین زاویه قابل درک است.
محل مذاکره ممکن است بر نوع مذاکره، سطح طرفها و حتی روایت نهایی تا حدی تاثیر بگذارد؛ به ویژه اگر قرار باشد، مذاکرات غیرمستقیم باشد.

منبع تصویر، AFP via Getty Images
انتخاب محل مذاکره در عمل یعنی انتخاب میانجی. عمان برای تهران دوست امین، اثباتشده و قابل پیشبینی است که در بیش از یک دهه اخیر، بارها در نقش «کانال امن» پیامرسانی بین تهران و واشنگتن را ایفا کرده است. ضمن اینکه عمان بیش از آنکه همچون بازیگرانی چون ترکیه و حتی قطر، بر ابعاد تبلیغاتی و رسانهای چنین موضوعاتی تاکید داشته باشد، ترجیح میدهد امور را در آرامش و به دور از حاشیه به سرانجام برساند.
در مقابل ترکیه، بار سیاسی بالاتری دارد و در عین حال با وجود روابط نزدیکش با تهران، رقیب منطقهای جمهوری اسلامی به شمار میرود.
تجربه بارها میزبانی و نقشآفرینی در فرآیندهای عیان و نهان، به تصمیمگیران جمهوری اسلامی ثابت کرده که عمان بیآنکه دستورکاری جداگانه داشته باشد، با هدف نزدیککردن ایران و آمریکا گام برمیدارد؛ این در حالیاست که احتمالا چنین اطمینان خاطری در خصوص ترکیه وجود ندارد.
کنترل دستور کار و جلوگیری از چندموضوعی شدن
یکی از نگرانیهای ثابت جمهوری اسلامی در هر دور مذاکره، گسترش دستور کار فراتر از پرونده هستهای است. پیش از آنکه قرار ایران و آمریکا در عمان قطعی شود، بنا بود دو طرف در ترکیه و با حضور مقامهای کشورهای منطقه دور یک میز جمع شوند؛ چیزی که میتوانست از بار عملی موضوع بکاهد و بر ابعاد تبلیغاتی آن اضافه کند. ضمن اینکه حضور بازیگران متعدد در یک نشست مذاکراتی، ممکن بود برای جمهوری اسلامی، خطر باز شدن مباحثی فراتر از مسائل هستهای را در میز گفتوگو به همراه داشته باشد.
این در حالی است که تهران اصرار دارد چارچوب مذاکره مشخص و تنها بر مسئله هستهای استوار بماند.
صرف نظر از اینکه دیپلماتهای ایران بتوانند در نهایت به این هدف برسند، دستکم میتوانند اطمینان بیشتری داشته باشند که در جمعی خلوتتر و با نقشآفرینی میزبانی قابل اعتمادتر چون عمان، از امکان بیشتری برخوردار خواهند بود تا دستور کار مذاکره تا حد امکان قابل کنترل بماند.

منبع تصویر، AFP via Getty Images)
مدیریت نمایش قدرت و حفظ آبرو
بعد دیگری از موضوع احتمالا به نمایش قدرت و ترفندهای تبلیغاتی مربوط میشود که مقامهای جمهوری اسلامی به آن علاقه ویژه دارند. ساعاتی پس از توییت عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، و تایید برگزاری مذاکرات در عمان، رسانهها و افراد نزدیک به حکومت جمهوری اسلامی، این اتفاق را یک پیروزی برای خود سند زدند.
این گروه با طرح این روایت که «آمریکا مجبور شده خواسته ایران را بپذیرد» تلاش کردند برای مخاطبان داخلی خود ماجرا را اینگونه قاببندی کنند که ایران شرط گذاشته و آمریکا هم تسلیم شده است.
با این حال تردیدهای جدی وجود دارد که عمر چنین تبلیغاتی، بیشتر از چند روز باشد و قاعدتا پس از روشن شدن نتیجه مذاکرات، چنین فضاسازیهایی به حاشیه رانده خواهند شد.
در فضایی که ناوهای آمریکا در خلیج فارس حضور دارند و تعداد بیشتری هم، به گفته رئيسجمهور آمریکا، در راهند، مقامهای حکومت ایران، به روایتسازیهایی نیاز دارند که آنها را قدرتمند و تعیینکننده نشان دهد. به همین دلیل هم حالا تلاش میکنند این تغییر میزبانی را به عنوان «روایت اقتدار و استقلال» به طرفدارانشان خود عرضه کنند.

منبع تصویر، AFP via Getty Images
امنیت فیزیکی و امنیت اطلاعات
در دورهای که سطح تنش میان ایران، آمریکا و اسرائيل بالاست، امنیت تیمهای مذاکرهکننده، بهویژه در حوزه امنیت اطلاعات، اهمیت دوچندان دارد. محل مذاکره باید از نظر حفاظت فیزیکی، کنترل رفتوآمد، ارتباطات و احتمال شنود یا نفوذ، تا حد ممکن قابل مدیریت باشد.
وقتی بحث بر سر اعتماد است، عمان بازیگری کمرقیب برای مقامهای جمهوری اسلامی به شمار میرود. آنها میتوانند بیش از هر همسایه دیگری به مسقط اعتماد داشته باشند که همه این موارد را در نظرمیگیرد و ریسکهای امنیتی، خطر نفوذ اطلاعاتی، شنود و عملیات خرابکارانه احتمالی به حداقل میرسد.
میزان رسانهای شدن و فشار افکار عمومی
از دیگر مولفههای تاثیرگذار در دیدگاه مقامهای جمهوری اسلامی، تلاش آنهاست برای ارائه کمترین جزئيات از آنچه در پشت درهای بسته میگذرد. در چند دور مذاکرات عباس عراقچی و استیو ویتکاف، چه در محل سفارت عمان در پایتخت ایتالیا و چه در مسقط، هیئت ایران اصرار داشت که گفتوگوها به صورت غیرمستقیم برگزار شده است. این در حالیاست که گزارشهای آمریکایی از ملاقات مستقیم عراقچی و ویتکاف حکایت میکرد.
وقتی میزبان عمان باشد، باز هم فضا برای انتشار گزارشها، حواشی و تصاویری که میتواند نمود واقعیتری از آنچه در پشت درهای بسته بین هیئتها میگذرد محدودتر خواهد بود.
در مقابل اگر میزبان استانبول میبود، طبیعتا دسترسی رسانههای جهانی به مذاکرات سادهتر و جذابتر میشد و افشای جزئیات مذاکرات نیز سریعتر و سادهتر رخ میداد.
در دورههای پیشین مذاکرات در مسقط، مقامهای عمان، محدودیتهای قابل توجهی برای رسانهها ایجاد کردند و پوشش گفتوگوها از نزدیک برای رسانهها بسیار دشوار بود. تکرار این موضوع به تهران این فرصت را میدهد تا هرگونه عقبنشینی، انعطاف و حتی شکست مذاکرات، انعکاس سریع و عینی در جامعه نداشته باشد و هیئت ایران، فرصت بیشتری برای مدیریت اطلاعات و ارائه تصویر مطلوب به افکار عمومی در داخل در اختیار داشته باشد.
پیام به بازیگران منطقهای: چه کسی داخل است و چه کسی بیرون
محل مذاکره پیام روشنی به دیگر بازیگران میفرستد؛ چه کسانی «درون اتاق» هستند و چه کسانی بیرون میمانند. مذاکره در عمان، پیام روشنی دارد که این گفتوگو اساسا میان ایران و آمریکا تعریف شده و دیگران، از جمله کشورهای منطقه، نقش حاشیهای دارند.
در مقابل، مذاکره در استانبول میتوانست این تصور را تقویت کند که گفتوگو در حال حرکت به طرف چارچوبی گستردهتر و حتی منطقهای است. در مقطعی که حتی بحث حضور کشورهای عربی در مذاکرات آینده مطرح شده، تهران با انتخاب عمان تلاش میکند دایره بازیگران را محدود نگه دارد و از تبدیل شدن مذاکرات به پلتفرم چندجانبه جلوگیری کند.
در مجموع هرچند اصرار بر تغییر محل مذاکره از دید مقامهای تصمیمگیر در جمهوری اسلامی توجیههایی دارد، اما بیشتر در شرایطی رخ میدهد که تردیدها در مورد نتیجهبخش بودن یک فرآیند مذاکراتی بالا است و از این طریق، فضا برای مدیریت بهتر پیامدها و روندها، همزمان با برگزاری مذاکره و بعد از آن مطلوبتر خواهد بود.


































