شهرک‌نشینان اسرائیلی تلاش برای بیرون راندن فلسطینیان کرانه غربی را «تشدید کرده‌اند»

جرمی بوئن و مئیر سیمخا

منبع تصویر، Oren Rosenfeld/BBC

    • نویسنده, جرمی بوئن
    • شغل, سردبیر اخبار بین‌المللی بی‌بی‌سی

مئیر سیمخا راضی شد حرف بزند اما می‌خواست این کار را در جای خاصی انجام دهد، زیرا این برایش اتفاقی ویژه است.

در مکانی که مفاهیم ملت، دین و جنگ به طور جدایی‌ناپذیر به سیاست و مالکیت زمین گره خورده‌اند، سیمخا سایه درخت کوچک انجیری در کنار یک چشمه‌ آب را انتخاب کرد.

از ماشین گرد و خاک گرفته‌اش، یک تویوتای کوچک مجهز به لاستیک‌های آفرود، یک بطری که داخلش آب میوه و سبزیجات بود، بیرون آورد و در حالی که آن را در فنجان‌های پلاستیکی می‌ریخت، گفت: «نگران نباش، شکر افزودنی ندارد». سیمخا رهبر گروهی از شهرک‌نشینان یهودی است که به‌تدریج شکل بخش بزرگی از تپه‌‌های جنوب الخلیل در کرانه غربی را تغییر می‌دهند.

این منطقه از جنگ سال ۱۹۶۷ خاورمیانه، در اشغال اسرائیل است. سیمخا‌ دو سنگ بزرگ صاف را برای نشستن زیر سایه آورد و کنار تکه‌ای چمن سرسبز نشستیم. این چمن در گرمای شدید تابستان، با آبی که از لوله‌ای که به یک چشمه متصل بود، سیرآب می‌شد.

این مکان، واحه‌ای کوچک پای یک شیب سنگی و خشک بود و احساس آرامشی داشت که این روزها به‌ندرت در کرانه غربی یافت می‌شود.

درگیری اعراب و یهودیان بر سر کنترل زمین بین رود اردن و دریای مدیترانه بیش از یک قرن پیش، زمانی آغاز شد که صهیونیست‌ها از اروپا شروع به خرید زمین برای ایجاد جوامع در فلسطین کردند.

این مناقشه با نقاط عطف مهمی شکل گرفته است. آخرین مورد، حمله مرگبار ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس و پاسخ ویرانگر اسرائیل است. پیامدهای ۲۲ ماه جنگ و ماه‌های باقیمانده تا آتش‌بس، ممکن است سال‌ها و نسل‌ها ادامه یابد؛ درست مانند جنگ ۱۹۶۷ خاورمیانه که اسرائیل غزه را از مصر و بیت‌المقدس شرقی و کرانه غربی را از اردن گرفت. مقیاس تخریب و کشتار در جنگ غزه، آنچه در کرانه غربی در حال وقوع است را در حاشیه قرار می‌دهد؛ جایی که تنش و خشونت در آن جریان دارد. از اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل با توجیه لزوم انجام اقدامات امنیتی فشار بر فلسطینیان کرانه غربی را افزایش داده است.

مئیر سیمخا
توضیح تصویر، مئیر سیمخا: فلسطینی‌ها برایم اهمیتی ندارند. من به مردم خودم اهمیت می‌دهم.

بر اساس اظهارات وزیران، رهبران محلی با نفوذ مانند سیمخا و گزارش‌های شاهدان در محل، به نظر می‌رسد که این فشار، بخشی از یک دستور کار بزرگ‌تر باشد برای تسریع گسترش شهرک‌های یهودی در سرزمین‌های اشغالی و از بین بردن هر امید باقی‌مانده برای تشکیل کشور مستقل فلسطین در کنار اسرائیل.

فلسطینیان و گروه‌های حقوق بشری همچنین، نیروهای امنیتی اسرائیل را متهم می‌کنند که در انجام وظیفه قانونی خود به عنوان اشغالگر، برای حفاظت از فلسطینیان و شهروندان خود کوتاهی می‌کنند. آن‌ها نه تنها به حملات شهرک‌نشینان بی‌اعتنایی می‌کنند، بلکه حتی در آنها مشارکت هم دارند. خشونت شهرک‌نشینان افراطی یهودی در کرانه غربی از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به‌شدت افزایش یافته است.

اوچا، دفتر امور بشردوستانه سازمان ملل، تخمین می‌زند که روزانه میانگین چهار حمله از سوی شهرک‌نشینان صورت می‌گیرد. دیوان بین‌المللی دادگستری یک نظر مشورتی صادر کرده است که کل اشغال سرزمین‌های فلسطینی از سال ۱۹۶۷ را غیرقانونی می‌داند.

اسرائیل این دیدگاه دیوان را رد می‌کند و مدعی است که کنوانسیون‌های ژنو که شهرک‌سازی در سرزمین‌های اشغالی را ممنوع کرده، در مورد این سرزمین‌ها صدق نمی‌کند؛ دیدگاهی که بسیاری از متحدان خود اسرائیل و همچنین وکلای بین‌المللی آن را قبول ندارند.

در سایه درخت انجیر، سیمخا هرگونه اتهام مبنی بر حمله به فلسطینیان را رد کرد، در حالی که از این واقعیت خوشحال بود که بیشتر کشاورزان عربی که در تپه‌هایی که او تصرف کرده، دام‌های خود را می‌چراندند و از درختان زیتون‌ دره‌ها مراقبت می‌کردند، رفته‌اند.

او حملات اکتبر حماس و واکنش اسرائیل پس از آن را به عنوان نقطه عطف می‌بیند: «فکر می‌کنم حالا خیلی چیزها عوض شده و دشمن در سرزمین ما امیدش را از دست داده است، اما کم‌کم متوجه می‌شود که وقت رفتن است؛ این چیزی است که در یک یا یک سال و نیم گذشته تغییر کرده است.»

«امروز وقتی اینجا در این سرزمین و صحرا قدم می‌زنیم و هیچ‌کس حمله نمی‌کند و نمی‌خواهد شما را بکشد. هنوز هم تلاش‌هایی برای مخالفت با حضور ما در این سرزمین وجود دارد، اما دشمن آرام‌آرام دارد این را می‌فهمد.»

«آن‌ها در اینجا آینده‌ای ندارند. واقعیت تغییر کرده است. از شما و مردم دنیا می‌پرسم، چرا این‌قدر به این فلسطینیان علاقه دارید؟ چرا به آن‌ها اهمیت می‌دهید؟ آن‌ها فقط یک ملت کوچک دیگر هستند. فلسطینی‌ها برایم اهمیتی ندارند. من به مردم خودم اهمیت می‌دهم.»

سیمخا می‌گوید، فلسطینیانی که به گفته او روستاها و مزارع نزدیک تپه‌ها را ترک کرده‌اند، به‌سادگی فهمیده‌اند که خدا این سرزمین را برای یهودیان در نظر گرفته، نه برای آن‌ها.

در ۲۴ ژوئیه امسال، یک گروه از کارشناسان سازمان ملل به نتیجه دیگری رسیدند. در بیانیه‌ اخیر دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل، آمده است: «ما عمیقا نگران گزارش‌های مربوط به ارعاب گسترده، خشونت، سلب مالکیت زمین، تخریب منابع معیشتی و در نتیجه آوارگی اجباری جوامع هستیم و می‌ترسیم که این اقدامات، فلسطینیان را از سرزمینشان جدا و امنیت غذایی آن‌ها را تضعیف کند.»

« به نظر می‌رسد اقدامات خشونت‌آمیز، تخریب اموال و ممانعت از دسترسی به زمین و منابع، الگویی سازمان‌یافته از نقض حقوق بشر باشد.»

سیمخا برنامه‌ای برای ساخت یک استخر در پایین چشمه‌ای که نشسته بودیم، دارد. او نیز مانند بسیاری دیگر از رهبران شهرک‌های یهودی در کرانه غربی، سرشار از برنامه‌های مختلف است. وقتی برای اولین بار ملاقاتش کردم، کمی پس از آنکه حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ از مرزهای دفاعی اسرائیل عبور کرد، او در گروه کوچکی از کاروان‌های جداافتاده، بر روی یک تپه مشرف به صحرای یهودیه که به سمت بحر‌المیت سرازیر می‌شود، زندگی می‌کرد.

می‌گوید از آن زمان اعضای جامعه او به حدود ۲۰۰ نفر در سه تپه گسترش یافته است. او بخشی از جناح جنبش شهرک‌نشینی معروف به «جوانان تپه‌ها» بود؛ گروهی تندرو که به دلیل آزار و اذیت خشونت‌آمیز فلسطینیان شهرت بدی پیدا کرد.

بیشتر اسرائیلی‌هایی که در سرزمین‌های اشغالی ساکن شده‌اند، شبیه سیمخا نیستند. آن‌ها نه به دلایل ایدئولوژیک و مذهبی، بلکه به دلیل قیمت کمتر ملک به آن جا رفته‌اند.

اما حالا افرادی شبیه سیمخا در مرکز رویدادها قرار دارند، با رهبرانی در کابینه، که پیشروان این حرکت هستند: متأهل و مسن‌تر. آن‌ها نه تنها به استخر برای فرزندانشان، بلکه به پیروزی یک‌بار برای همیشه بر فلسطینیان و تملک ابدی این سرزمین به دست یهودیان فکر می‌کنند.

سیمخا مردی شاد به نظر می‌رسد. معتقد است که مأموریتش، یعنی اجرای حکم خدا با تبدیل کرانه غربی به سرزمینی برای یهودیان و نه برای فلسطینیان، به‌خوبی در حال پیشرفت است.

گرافیک نقشه تقریبی ۲۲ شهرک‌ جدید در کرانه غربی

جنبش شهرک‌سازی اسرائیل

پروژه اسرائیل برای اسکان شهروندان یهود در سرزمین‌های تازه اشغال‌شده، تنها چند روز پس از پیروزی این کشور در سال ۱۹۶۷ آغاز شد. در نزدیک به ۶۰ سال گذشته، دولت‌های اسرائیل و بعضی از حامیان ثروتمندشان، مقادیر عظیمی پول و انرژی سرمایه‌گذاری کرده‌اند تا به جایی برسند که امروزه حدود ۷۰۰ هزار یهودی اسرائیلی در کرانه غربی، از جمله بیت المقدس شرقی، زندگی می‌کنند.

من از سال ۱۹۹۱ که برای اولین بار از سرزمین‌های اشغالی فلسطینی گزارش تهیه کردم، یعنی حدود نیمی از عمر این پروژه، شاهد رشد شهرک‌سازی‌ها بوده‌ام. در این مدت، چشم‌انداز بخش بزرگی از کرانه غربی دگرگون شده است.

شهرک‌های بزرگ‌تر شبیه شهرهای کوچک به نظر می‌رسند و کرانه باختری با شبکه‌ای از جاده‌ها و تونل‌هایی که اسرائیل ساخته، به بخش‌های مختلفی تقسیم شده است. این زیرساخت‌ها به همان اندازه که برای مدیریت ترافیک کارآرایی دارند، برای تثبیت ادعای تزلزل‌ناپذیر بر این سرزمین نیز به کار می‌روند.

شب‌ها، از تپه‌های دورافتاده، می‌توان نور کاروان‌های شهرک‌نشینانی را دید که خود را پیشگامان یهودی می‌دانند. باغ‌های زیتون، میوه و تاکستان‌های متعلق به کشاورزان فلسطینی در امتداد این شبکه جاده‌ها، اغلب رها شده‌اند و گاهی با توده‌هایی از آوار ساختمان‌هایی که اسرائیل تخریب کرده، پوشیده شده‌اند.

اسرائیل می‌گوید کنترل زمین‌های اطراف جاده‌ها برای جلوگیری از حملات به یهودیان در کرانه غربی ضروری است. کشاورزان در مناطقی که تحت فشار شهرک‌نشینان قرار دارند، اغلب برای بازدید از زمین‌های خود به اجازه نظامی نیاز دارند، که گاهی تنها یک بار در سال صادر می‌شود.

زمانی دیدن کشاورزان فلسطینی که با وانت یا الاغ سر کارهای خود می‌رسیدند، منظره‌ای رایج بود. اما در بسیاری از نقاط کرانه غربی، دیگر آن‌ها را نمی‌بینید؛ به ویژه در مکان‌هایی مانند شهرک‌های شرق شیلوه در جاده نابلس، که در آن گروه‌های کوچکی از کلبه‌ها و کاروان‌ها روی تپه‌ها به مراکز مسکونی گسترده‌ای تبدیل شده‌اند که شبکه‌های جاده‌ای پیچ‌درپیچ آنها را به هم متصل می‌کند.

وقتی برای اولین بار در مورد شهرک‌سازی‌ها گزارش تهیه می‌کردم، رهبران اسرائیل اغلب می‌گفتند که امنیت ملی به آن‌ها وابسته است. دشمنان در آن سوی دره اردن کمین کرده بودند و گسترش مرزها و ساختن سرزمین، ضرورت صهیونیستی محسوب می‌شد.

شهرک‌سازی‌ها در سرزمین‌های اشغالی پس از سال ۱۹۶۷، درست مانند جنبش کیبوتص‌ها (مزارع اشتراکی) در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ در داخل اسرائیل امروزی، به صورت استراتژیک به عنوان خط اول دفاعی قرار داده شدند. در این درگیری، زمین یک مورد حیاتی است.

تبادل زمین‌هایی که اسرائیل در سال ۱۹۶۷ تصرف کرده بود با صلح با فلسطینیانی که این زمین‌ها را برای تشکیل کشور خود می‌خواستند، در کانون فرآیند صلح اسلو قرار داشت. این فرآیند با خشونت پایان یافت، اما در دهه ۱۹۹۰ یک امید کاذب را به وجود آورد.

پس از ماه‌ها مذاکره پنهانی در نروژ در سال ۱۹۹۳، تیتر اول رسانه‌های جهان به خبر و تصویر دست دادن اسحاق رابین، نخست‌وزیر وقت اسرائیل، و یاسر عرفات، رهبر فلسطینیان، در چمن کاخ سفید اختصاص یافت. آن‌ها اعلامیه‌ اصول (درباره ترتیبات خودگردانی موقت) را امضا کردند؛ سندی که امید می‌رفت به پایان درگیری‌ها بینجامد.

اسرائیل قرار بود زمین‌های اشغالی را به فلسطینیان واگذار کند. در مقابل، فلسطینیان هم از ادعای خود در مورد سرزمینی که در سال ۱۹۴۸ با اعلام استقلال اسرائیل از دست داده بودند، صرف‌نظر می‌کردند.

رابین و عرفات و کلینتون

منبع تصویر، Cynthia Johnson/Liaison

پس از یک نشست ناموفق نهایی در کمپ دیوید در سال ۲۰۰۰، امیدهای سال ۱۹۹۳ جای خود را به خشونت‌های مرگبار یک انتفاضه فلسطینی و پاسخ نظامی گسترده اسرائیل داد. بخشی از دلایل شکست روند صلح این بود که نیروهای دیگری خارج از مذاکرات در حال فعالیت بودند.

حماس هرگز از این باور خود دست نکشید که تمام سرزمین فلسطین یک ملک اسلامی است و از حملات انتحاری برای بی‌اعتبار کردن تصور در دسترس بودن صلح، استفاده کرد.

در میان صهیونیست‌های مذهبی در اسرائیل، پیروزی سال ۱۹۶۷ موجی از «موعودگرایی» را تقویت کرده بود: باوری که یک موجود الهی می‌آید و قوم یهود را رستگار خواهد کرد. این باور، جنبش شهرک‌نشینی را به شور آورد.

نوامبر ۱۹۹۵ یک افراطی یهودی، اسحاق رابین را ترور کرد. او در هرتزلیا در سواحل مدیترانه بزرگ شده بود و آخر هفته‌های خود را در شهرک‌های کرانه غربی می‌گذراند. او در اولین بازجویی توسط سرویس امنیتی شین بت، خواستار نوشیدنی شد تا بتواند به سلامتی این واقعیت بنوشد که قوم یهود را از مسیر فاجعه‌بار خلاف اراده خدا، نجات داده است.

اخطار: ادامه مطلب شامل توضیحاتی است که شاید برای برخی ناراحت‌کننده باشد.

امروزه، موعودباوری بیش از هر زمان دیگری شهرک‌نشینانی مانند سیمخا را تحت تأثیر قرار داده است.

آن‌ها معتقدند پیروزی سال ۱۹۶۷ معجزه خداوند بود که سرزمین‌های اجدادی یهودیان را در قلب کوهستانی یهودیه و سامره (مناطقی که بخش بزرگی از جهان آن را کرانه غربی می‌نامند) به آن‌ها بازگرداند. برخی معتقدند وقایع پس از ۷ اکتبر، این معجزه را گسترش داده است.

تابستان گذشته، اوریت استروک، وزیر شهرک‌سازی و مأموریت‌های ملی، در جمع مخاطبان هوادار خود در یک پاسگاه در تپه‌های الخلیل، منطقه‌ای که سیمخا در آن فعالیت می‌کند، گفت: «از دیدگاه من، این مانند یک دوره معجزه‌آسا است. انگار کسی هستم که پشت چراغ قرمز ایستاده بود و حالا چراغ سبز شده است.»

آقای استروک چند روز پیش از صدور رأی دیوان بین‌المللی دادگستری صحبت می‌کرد. او این گفته‌ها را در شهرکی در تپه‌های الخلیل بیان کرد که دولت به‌تازگی آن را «قانونی» کرده بود.

قانون اسرائیل بین شهرک‌های «قانونی» و پاسگاه‌های «غیرقانونی» تمایز قائل می‌شود؛ تمایزی که در عمل با اقدامات دولت در حال کم‌رنگ شدن است. پاسگاه‌هایی که با نام «شهرک‌های جوان» تغییر نام داده‌اند، به صورت عطف به ماسبق قانونی می‌شوند و دولت کمک‌های مالی را به طرف آن‌ها روانه می‌کند.

پلیس از یک بولدوزر که در حال توسعه شهرک «کرمل» در نزدیکی «ام‌الخیر» در جنوب کرانه غربی است، محافظت می‌کند

منبع تصویر، Oren Rosenfeld/BBC

توضیح تصویر، پلیس از یک بولدوزر که در حال توسعه شهرک «کرمل» در نزدیکی «ام‌الخیر» در جنوب کرانه غربی است، محافظت می‌کند

در مراسمی که آوریل امسال در یکی از این شهرک‌ها در تپه‌های جنوبی الخلیل برگزار شد، بتسالل اسموتریچ، وزیر دارایی که اختیاراتش بر اداره مناطق اشغالی او را به فرماندار کرانه غربی تبدیل کرده، ۱۹ موتور چهارچرخه به شهرک‌نشینان اهدا کرد. او شهرک‌نشینان را به خاطر «تصاحب سرزمین‌های وسیع» ستایش کرد.

یک خبرنگار تیزبین در روزنامه «تایمز اسرائیل» اشاره کرد که یکی از شهرک‌نشینان حاضر در این مراسم، ینون لوی، قبلاً در ویدئویی در حال آزار و اذیت فلسطینیان با یک موتور چهارچرخه دیده شده بود.

لوی از سوی بریتانیا و اتحادیه اروپا به دلیل استفاده از خشونت برای بیرون راندن فلسطینیان از زمین‌هایشان تحریم شده است، هرچند دونالد ترامپ تحریم‌های مشابهی را که جو بایدن وضع کرده بود، لغو کرد.

لوی از خانواده‌های رادیکال و برجسته شهرک‌نشین است؛ او داماد نوام فدرمن، یک افراط‌گرای جنجالی است. فدرمن رهبر سابق حزب «کاخ» بود که توسط اسرائیل، آمریکا، اتحادیه اروپا و دیگران به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته می‌شود.

در ۲۸ ژوئیه امسال، ینون لوی با شلیک گلوله، عوده هذالین، فعال و روزنامه‌نگار فلسطینی، را در جریان یک درگیری در روستای ام‌الخیر در کرانه غربی به قتل رساند. لوی مدعی شد از خودش دفاع کرده و پس از سه روز حصر خانگی آزاد شد.

زمانی که ما به ام‌الخیر رفتیم، خون خشک‌شده هذالین هنوز در محلی که کشته شده بود، دیده می‌شد. برادر او، خلیل، به من گفت که مرد کشته‌شده در حال فیلم‌برداری از صحنه‌های خشونت‌آمیز با تلفن همراه خود بود و پسر پنج‌ساله‌اش، وطن، را در آغوش داشت.

لکه خون در محلی که عوده هذالین در ام‌الخیر در کرانه غربی اشغالی کشته شد، باقی مانده است.

منبع تصویر، Oren Rosenfeld/BBC

جنبش شهرک‌سازی در کرانه غربی از ۷ اکتبر به بعد، تحت رهبری ملی‌گرایان یهودی تندرو در کابینه، مانند ایتامار بن گویر (وزیر امنیت ملی) و بتسالل اسموتریچ (رهبر اوریت استروک در حزب صهیونیسم مذهبی)، با قدرت پیش رفته است.

بن گویر در ۱۸ سالگی به دلیل عقاید افراطی‌اش نتوانست وارد ارتش اسرائیل شود، گرچه ادعا می‌کند برای خدمت در ارتش تلاش کرده است. این دو وزیر با سیاستمداران سکولار نسل‌های قبلی، مانند ایگال آلون (ژنرال بازنشسته چپ‌گرا) و آریل شارون (ژنرال راست‌گرا)، که هر دو در دو دهه اول پس از سال ۱۹۶۷ جنبش شهرک‌سازی را پیش بردند، بسیار متفاوت هستند.

آن‌ها نیز مانند آلون و شارون معتقدند که امنیت نیازمند قدرت است. اما برای اسموتریچ، بن گویر و پیروانشان، این باور با یقین مذهبی تقویت می‌شود. نفوذی که آن‌ها در ازای حمایت از نتانیاهو و نگه داشتن او در قدرت به دست آورده‌اند، همچنان اسرائیل سکولار را خشمگین و عصبانی می‌کند. مخالفان اسرائیلی اسموتریچ، از واژه «موعودباوری» به عنوان یک توهین در مورد او استفاده می‌کنند.

آلون و شارون ممکن بود بی‌رحم باشند. پس از جنگ ۱۹۶۷، آلون طرفدار الحاق بخش‌های بزرگی از کرانه غربی و دره اردن بود. اما هیچ‌کدام از آن‌ها اعتقاد نداشتند که در حال اجرای اراده خدا هستند.

حماس از مذهب برای توجیه مخالفت خشونت‌آمیز خود با موجودیت اسرائیل استفاده می‌کند. از سوی دیگر، صهیونیست‌های مذهبی در جنبش شهرک‌سازی معتقدند که اراده خداوند را اجرا می‌کنند. این باور به ارتباط مستقیم با خدا، لزوماً ضامن جنگ نیست، اما سازش‌های لازم برای رسیدن به صلح را بسیار دشوار می‌سازد.

«شهرک‌نشین‌ها حالا همان نظامیان هستند»

قرار گذاشتیم یهودا شائول را در چهارراهی کنار سینجل ببینیم. او یکی از برجسته‌ترین مخالفان اشغال‌گری در اسرائیل است. شائول پس از آنکه به عنوان یک سرباز، واقعیت‌های ذاتاً وحشیانه یک اشغال نظامی که نزدیک به ۶۰ سال طول کشیده را از نزدیک دید، سازمانی به نام «سکوت را بشکن» تأسیس کرد. اسرائیلی‌های دیگر بارها حامیان این سازمان را، که او دیگر رهبری‌اش را بر عهده ندارد، خائن نامیده‌اند.

اقدامات سرکوبگرانه نظامی اسرائیل پس از حملات اکتبر، خشونت فلسطینیان علیه شهرک‌نشینان را کاهش داده، اما حملات شهرک‌نشینان به فلسطینیان به‌شدت افزایش یافته است. شائول می‌گوید که مرز بین شهرک‌نشینان و ارتش اسرائیل محو شده است.

جنگ در غزه طولانی‌ترین بسیج نیروهای ذخیره نظامی، که ستون فقرات ارتش اسرائیل هستند، را در تاریخ این کشور رقم زد. برای این که اسرائیلی‌های بیشتری به لباس نظامی دربیایند، تیپ‌های نظامی در کرانه غربی یگان‌های دفاعی منطقه‌ای تشکیل داده‌اند که از شهرک‌نشینان تشکیل شده‌اند.

«حالا شهرک‌نشین‌ها همان نظامیان هستند. در ارتش، شهرک‌نشینان حضور دارند. بنابراین آن شهرک‌نشینی که در تپه‌ای نزدیک یک جامعه دامپرور فلسطینی، در دو، سه یا چهار سال گذشته آن‌ها را کتک می‌زد و سنگ پرتاب می‌کرد تا مجبورشان کند آنجا را ترک کنند، حالا همان سرباز یا افسر یونیفرم‌پوش با تفنگ است که مسئولیت آن منطقه را بر عهده دارد.»

«پس وقتی او به سراغ یک فلسطینی می‌آید و می‌گوید: "۲۴ ساعت فرصت داری وسایلت را جمع کنی و بروی، وگرنه به تو شلیک می‌کنم"، آن فلسطینی می‌داند که هیچ چیز نمی‌تواند از او محافظت کند.»

یهودا شائول با پیراهن پولو مشکی، ریش و عینک، در مقابل حصاری بلند.

منبع تصویر، Oren Rosenfeld/BBC

توضیح تصویر، یهودا شائول یکی از برجسته‌ترین مخالفان اشغال‌گری در اسرائیل است

شائول معقتد است که اسرائیل تنها دو گزینه پیش رو دارد. او می‌گوید که یکی از این مسیرها: «همان راهی است که این دولت در حال ترسیم آن است؛ آواره‌سازی، سوءاستفاده، کشتار، نابودی زندگی فلسطینیان و در نهایت، سوق دادن به طرف انتقال گسترده جمعیت.»

«یا این که، راه‌حل دو کشور وجود دارد که در آن فلسطین در کنار اسرائیل قرار می‌گیرد و هر دو ملت در اینجا از حقوق و کرامت انسانی برخوردارند. این‌ها تنها دو گزینه روی میز ما هستند. اکنون شما و هر کسی که ما را تماشا می‌کند، باید انتخاب کنید که از کدام‌یک حمایت می‌کنید.»

او از واژه‌هایی در مورد مدیریت جنگ غزه توسط نتانیاهو پس از ۷ اکتبر استفاده می‌کند که اگرچه در میان فلسطینیان و منتقدان اسرائیل در اروپا رایج است، در داخل اسرائیل به‌ندرت شنیده می‌شود. این بخش از گفتگوی ما، در سایه سیم‌های خاردار و فولادی بین روستای سینجل و جاده ۶۰ - شاهراه اصلی کرانه غربی- انجام شد.

او می‌گوید: «فکر می‌کنم در حالی که شاهد یک جنگ نابودکننده در غزه هستیم… شاهد کارزار گسترده دولت و شهرک‌نشینان هم هستیم… که اساساً به دنبال پاک‌سازی قومی بخش‌های زیادی از کرانه غربی از وجود فلسطینیان است.»

من در پاسخ می‌گویم: «البته اگر نتانیاهو یا هر یک از حامیانش اینجا بودند، می‌گفتند: "چه مزخرفاتی! این اقدامات به خاطر امنیت اسرائیل در برابر تروریسم و حملات علیه یهودیان است." نظر شما درباره این حرف چیست؟»

او پاسخ می‌دهد: «واقعاً معتقدم که اگر ۷ اکتبر یک چیز به ما آموخته باشد، این است که اگر واقعاً به حفاظت از جان اسرائیلی‌ها و فلسطینیان اهمیت می‌دهید، باید به ریشه‌های اصلی خشونت بپردازید: چندین دهه اشغال نظامی وحشیانه، آوارگی فلسطینیان و درگیری‌ که حدود ۱۰۰ سال ادامه داشته است.»

«در نهایت، حفاظت امنیتی و پایداری حق تعیین سرنوشت برای یهودیان در این سرزمین، با دستیابی فلسطینیان به حقوق تعیین سرنوشت و برابری، گره خورده و در هم تنیده است.»