ایران پساجنگ؛ از گفتوگو با «اپوزیسیون» تا لایحه تحدید آزادیهای اجتماعی

منبع تصویر، PEZESHKIAN.IR
- نویسنده, مسعود آذر
- شغل, بیبیسی
در حالی که مشاور علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی صحبت از «تغییر برخی رویکردهای اجتماعی» میکند و رئیس جمهور ایران از آمادکی برای گفتوگو با «اپوزیسیون» خبر میدهد، لایحه دو فوریتی «مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی» با امضای آقای پزشکیان روانه مجلس شد. فعالان مدنی در ایران بر این باورند که این لایحه حق آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات را از مردم را «سلب میکند». در مقابل طرفداران، آن را لازمه «قانونمند شدن اظهارنظر و درج خبر و مقابله با انتشار هر ادعای فاقد سند، بدون هزینه و بینیاز به پاسخگویی» میدانند.
اخیرا علی اکبر ولایتی مشاور علی خامنهای در امور بینالملل در ۳۰ تیرماه (۲۱ جولای) در شبکه ایکس از لزوم «تغییر برخی رویکردهای اجتماعی حاکمیت و محور قراردادن رضایت مردم» سخن گفت و یک روز پس از آن مسعود پزشکیان از آمادگی برای گفتوگو با اپوزیسیون خبر داد و گفت: «امروز حتی آمادگی داریم بر مبنای انصاف و عدالت با اپوزیسیون نیز گفتوگو کنیم، چرا که حل مسائل کشور نیازمند گفتوگو و نه تقابل است».
آقای پزشکیان در ۳۱ تیرماه میزبان اعضای جبهه اصلاحات بود. او توضیح روشنی در مورد مقصودش از «اپوزیسیون» بیان نکرد و مشخص نکرد که منظورش «اپوزیسیون قانونی» و وفاداران به قانون اساسی است یا گروههای برانداز را هم شامل میشود.
از زمان برقراری آتشبس تاکنون، این دومین بار است که مسعود پزشکیان برخلاف روال و روش مرسوم حکومت ایران سخنی به زبان میآورد که مسبوق به سابقه نیست. او در ۱۶ تیرماه در مصاحبه تلویزیونی با یک رسانه آمریکایی نیز گفته بود «شعار "مرگ بر آمریکا" بههیچوجه به معنای مرگ بر مردم یا حتی مسئولان آمریکا نیست».
سخنان او با واکنش تند گروهها و رسانههای حامی حکومت از جمله روزنامه کیهان روبهرو شد. حسین شریعتمداری در کیهان نوشت که مواضع رئیس جمهور با مواضع کشورمان «فاصلهای پرناشدنی» دارد و تاکید کرد که «آقای پزشکیان! این سخن با شخصیت شما ناهمخوان است».
حالا این سوال مطرح شده است که این سخنان و توصیهها به چه معناست؟ آیا طرح گفت وگو با اپوزیسیون در حد یک حرف و خوراک برای مشغول شدن رسانهها است یا پشت آن یک برنامه و فکر خوابیده است و باید در انتظار تصمیماتی در عرصه نظام حکمرانی جمهوری اسلامی ایران باشیم؟ و در ایران «پساجنگ» چقدر احتمال تغییر در نظام حکمرانی «مردم محور» وجود دارد؟ و آیا حکومت آماده «تغییر ریل» در عرصههای سیاسی و اجتماعی است؟

منبع تصویر، JAHANNEWS
«اپوزیسیون» شامل چه کسانی میشود؟
تعریف «اپوزیسیون» بسته به نوع نظام سیاسی (دموکراتیک یا استبدادی و اقتدارگرا) تفاوت دارد. در دنیای مدرن اپوزیسیون به احزاب، گروهها یا افرادی گفته میشود که در قدرت نیستند اما بهطور فعال در عرصه سیاسی مشارکت دارند و برای کسب قدرت تلاش میکنند، آنها بخشی از ساختار قانونی و رسمی نظام دموکراتیک به حساب میآیند و ممکن است گرایشهای چپگرایانه، راستگرایانه، ملیگرایانه و... داشته باشند.
در جمهوری اسلامی ایران «اثبات» وفاداری به ولایت مطلقه فقیه نقش کلیدی و محوری در تعریف «اپوزیسیون» دارد و «اعتقاد و التزام عملی به قانون اساسی و ولایت مطلقه فقیه» ترازوی ارزیابی گروهها و احزاب سیاسی است. بسیاری از احزاب هستند که در اساسنامهشان به قانون احزاب تن میدهند اما اگر «التزام عملی» آنها به تائید حاکمیت نرسد، در گروه اپوزیسیون «غیرقانونی» قرار میگیرند و اجازه فعالیت پیدا نمیکنند.
از انقلاب ۱۳۵۷ تا کنون به مرور احزاب و گروههایی که در انقلاب نقش داشتند کنار زده شدند و در قالب اپوزیسیون و غیرخودی طبقه بندی شدند. پس از انتخابات جنجالی ریاست جمهوری ۱۳۸۸ بخش دیگری از نیروهای مهم سیاسی که پیش از آن «خودی» محسوب میشدند هم از نظر حکومت در جایگاه اپوزیسیون قرار گرفتند و طرد شدند. این در حالی است که اکثر احزاب و گروهها مانند اصلاحطلبان و میانهروها که در داخل نظام فعالیت دارند، همچنان به اصل ولایت فقیه و قانون اساسی ابراز وفاداری میکنند.
آیتالله خامنهای بر این باور است که آمریکا میخواهد در داخل ایران «با پول، معارض و اپوزیسیون درست کند.» از نظر او «كسى كه با پول امريكا و با حمايت دولتمردان امريكا بخواهد براى منافع امريكا كار كند و قيافه اپوزيسيون به خودش بگيرد، در چشم ملت ايران منفورترين انسان است.»
از نظر رهبر جمهوری اسلامی ایران، معنا و مفهوم اپوزیسیون حتی شامل کسانی میشود که با آمار و ارقام بخواهند وضعیت کشور را خراب نشان دهند. او در پنجم دیماه ۱۳۹۶ منتقدان را به «انتشار آمارهای بیپایه، ادعاهای دروغ، تخریب چهرههای مورد قبول مردم و انکار موفقیتهای انقلاب اسلامی» متهم کرد و گفت: «کسانی که دیروز همه امکانات کشور در اختیار آنها بود و کسانی که امروز همه امکانات مدیریتی کشور را در اختیار دارند، حق ندارند نقش اپوزیسیون بازی کنند و علیه کشور سخن بگویند بلکه باید پاسخگو باشند، ضمن آنکه مردم آگاه هستند و اینگونه رفتارها در آنان تأثیرگذار نخواهد بود».
روزنامه هممیهن روز چهارشنبه اول مردادماه در یادداشتی با عنوان «به رسمیت شناختن اپوزیسیون» به سخنان آقای پزشکیان درجمع اصلاحطلبان واکنش نشان داد.
این روزنامه اصلاحطلب با اشاره به نگاه صفر و صدی یا «با مایی یا بر ما» نوشته است که «این سخن پزشکیان یعنی تمام حقیقت نزد ما نیست. فراموش نکنید در دوران خالصسازی (۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳) تفکری به قوۀ مجریه و ارکان دولت هم تسری یافته بود که هیچ غیری را به رسمیت نمیشناخت».

منبع تصویر، Getty Images
ایران در «پساجنگ»
پس از آتشبس یا توقف جنگ ایران و اسرائیل، صحبت از تغییر در نظام حکمرانی در «پساجنگ» بسیار شنیده میشود. گروههای داخلی و خارجی هرکدام متناسب با رویکرد و نگاهشان، زاویه دید متفاوتی به ایران پس از جنگ دارند و در این زمینه شاهد طیف متنوعی از مطالبات از سوی گروههای مختلف هستیم.
حامیان حکومت همه اتفاقات دوران جنگ را به حساب «حمایت از نظام» میگذارند و آقای خامنهای میگوید «اتحاد عظیم ملت ایران» باید حفظ شود. در مقابل طیفی در داخل ایران مانند میرحسین موسوی، مصطفی تاجزاده و شماری از منتقدان حکومت صحبت از تاسیس مجلس موسسان، تغییر قانون اساسی، تغییر مسالمتآمیز قدرت و کنار رفتن علی خامنهای در ایران میکنند. شماری از اصلاحطلبان نیز با حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران و پذیرش ولایت مطلقه فقیه، خواهان آزادی زندانیان سیاسی، گشایش فضای سیاسی و آزادیهای مدنی هستند.
در خارج از ایران بخشی از اپوزیسیون، از نواندیشان دینی گرفته تا سازمان مجاهدین خلق از ایده و پیشنهاد تغییر مسالمت آمیز قدرت در داخل حمایت کردند و طیفی نیز خواهان سرنگونی حکومت با هر سازو کاری نظامی و غیر نظامی شدند.
در ایران روزنامه آرمان ملی روز پنجشنبه، دوم مردادماه تیتر نخست روزنامه را به تحلیل سخنان اخیر مسعود پزشکیان اختصاص داد و از قول مهدی آیتی، نماینده پیشین مجلس، گفتوگو با اپوزیسون را «بهعنوان بخشی از پازل صلح» تعریف کرد.
مهدی آیتی به این روزنامه نزدیک به اصلاحطلبان میگوید: «پیشنهاد مذاکره با اپوزیسیون خارجنشین از سوی چهرههایی چون دکتر پزشکیان، نشان از تغییر تاکتیک و رویکرد عقلانیتری در سیاست خارجی دارد. این رویکرد میتواند زمینهساز گشایشهایی در مسیر دیپلماسی باشد».
مصطفی دانشگر، تحلیلگر مسایل سیاسی در گفتوگو با بیبیسی فارسی از منظری دیگر «اپوزیسیون» را تحلیل و تفسیر میکند و میگوید: «به نظر میرسد منظور آقای پزشکیان از اپوزیسیون، گروههای منتسب به جناح چپ اصلاحات یا همان اپوزیسیون قانونی و درونساختاری نظام و چهرههایی نظیر آقای میرحسین موسوی یا آقای مصطفی تاجزاده باشد».
آقای دانشگر حرفهای آقای پزشکیان را در حد «گفتار درمانی» ارزیابی میکند و معتقد است که آقای پزشکیان از نظر شخصیت و کاراکتر توان طرح یا پیگیری تحولی جدی یا اقدامی شجاعانه مانند گفتوگو با اپوزیسیون خارج از ایران را ندارد و نظام جمهوری اسلامی نیز آماده پذیرش این افراد و دیدگاهها نیست.
او حمایت حکومت ایران از چهرههایی چون کاظم صدیقی به عنوان امام جمعه موقت تهران، ابقای فقهای شورای نگهبان و آقای جنتی به عنوان دبیر شورای نگهبان، و صدور احکام جدید برای فعالان سیاسی مانند مصطفی تاجزاده، عبدالله مؤمنی و مهدی محمودیان را از نشانههای برمیشمارد که نشان میدهد «نظام قصد تغییر در رویکردهایش را ندارد».

منبع تصویر، TABNAK
حرفهای«پساجنگ»
بررسی اتفاقات چند سال اخیر نشان میدهد که پس از هر بحران داخلی و اعتراضی و بخصوص پس از جنبش مهسا، دهها بار صحبت از تغییر و تحول در ساختار حکمرانی ایران به میان آمده است. حالا در یک ماه اخیر، از زوایه بحران خارجی این موضوع دوباره به جریان افتاده است و نام «مردم» و توجه به آنها از زبان چهرههای نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی ایران هم شنیده میشود.
از نگاه کسانی مانند علی اکبر ولایتی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی ایران، «مردم خود را اثبات کردند و اکنون نوبت مسئولین است» و باید زمینههایی برای تحقق خواستههای آنان فراهم شود.
علی لاریجانی دیگر مشاور آقای خامنهای نیز در مصاحبهای خواستار «مهربانی با مردم» شد و گفت: «حضور مردم در صحنه در دوران جنگ اخیر باید به عنوان یک درس بزرگ برای آینده مورد توجه قرار گیرد».
خود مسعود پزشکیان هم در شبکه ایکس با هشتک «برای ایران» نوشت: «گوش شنوای شما هستم و خود را پاسخگو میدانم، با من حرف بزنید».
خبرگزاری رسمی ایرنا، دوم مردادماه در یادداشتی نوشت که چهرههایی که خواستار پوست اندازی در «رویکردهای اجتماعی» حاکمیت شدهاند «مویی در سیاست سفید کردهاند و شتابزده و یا از سر هیجان چنین مواضعی را اتخاذ نکردهاند».
خبرگزاری ایرنا همانند سایر مسئولین حکومت ایران، مخالفت بخشی از مردم با حمله اسرائیل را به معنای حمایت از نظام تلقی کرده و تاکید دارد که جمهوری اسلامی ایران از یک «سرمایه عظیم اجتماعی» برخوردار است و برای حفظ این سرمایه نیاز به «پوستاندازی» در رویکردهای اجتماعی است.
آنچه روشن است این است که کسانی مانند آقای ولایتی و رسانههای حکومتی با قائل شدن حد و مرز، تغییرات احتمالی را در حد امور اجتماعی میبینند و آن را به سایر جنبههای آزادیهای مدنی و سیاسی تعمیم نمیدهند.
مصطفی دانشگر، تحلیلگر مسایل سیاسی معتقد است آنچه درباره تغییرات گفته شده از سوی «کارگزاران درجهدو و سه» همچون آقای ولایتی،آقای پزشکیان یا آقای لاریجانی است و از سوی «رأس نظام» مطرح نشده است.
آقای دانشگر معتقد است که در غیاب آقای خامنهای، این افراد بهصورت پراکنده و خودجوش وارد میدان شدهاند و «بدون پشتوانه اجرایی یا سیاستگذاری مشخص حرف میزنند».
او میگوید: «آقای ولایتی در اظهارات اخیرش صرفاً به ضرورت گشایشهایی در حوزه آزادیهای اجتماعی اشاره دارد و حرفی از تغییرات در ساختار سیاسی یا مشارکت سیاسی به میان نمیآورد و پروژه او صرفاً اجتماعی است، در حالی که آقای پزشکیان پروژهای سیاسیتر را دنبال میکند. اینها نشاندهنده نبود انسجام و چشمانداز در میان کارگزاران نظام است».
در مقابل توجه و تمرکز تعدادی از کارگزاران حکومت ایران روی بخشی از خواستههای جامعه، فعالان سیاسی و اقتصادی بر روی روندهای کلان حکومت تاکید و تمرکز دارند و خواهان تغییرات عمیق ساختاری در حکومت هستند.
در ۱۷ تیرماه، ۱۸۰ اقتصاددان، صاحبنظر، استاد دانشگاه و مقام سابق در ایران خواستار «تغییر پارادایم حاکم» بر شیوه حکمرانی جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل شدند. برخی از امضاکنندگان نامه، در دولتهای پیشین ایران وزیر و معاون رئیسجمهور بودهاند.
دراین نامه خطاب به مسعود پزشکیان، رئوسی از الزمات و «ابرچالشهای» حکومت نامبرده شده و در آن آمده است: «این جنگ، به همراه درسهای عبرتآموز آن، میتواند نقطه عطفی تاریخی در پایانبخشی به ناکارآمدی، بیاعتمادی، سیاست خارجی منجمد و تبعیض و بیعدالتیها باشد».
در نمونه دیگر ۱۷ نفر از فعالان سیاسی و مدنی ایرانی، مانند نرگس محمدی، صدیقه وسمقی، حاتم قادری، پرستو فروهر و مهدی محمودیان در بیانیهای خواستار یافتن راهی برای «نجات ایران» شدند. آنها با اشاره به جنگ ۱۲ روزه ابراز نگرانی کردند که «هنوز سایه جنگ بر سر کشور و ملت» است. آنها از «تشکلها، گروهها و کنشگران» خواستند با همکاری یکدیگر زمینه را برای «برگزاری رفراندوم و تشکیل مجلس موسسان» فراهم کنند.
همچنین بیش از ۸۰۰ نفر از شخصیت های سیاسی و فرهنگی در داخل و خارج ایران از پیشنهاد اخیر میرحسین موسوی برای برگزاری همه پرسی، تشکیل مجلس موسسان و تغییر قانون اساسی جمهوری اسلامی حمایت کردند. شمار امضا کنندگان این بیانیه هم اکنون به بیش از ۲ هزار نفر میرسد.

منبع تصویر، KHAMENEI.IR
خبری در راه است؟
از نگاه رهبر جمهوری اسلامی ایران آنچه در جنگ ۱۲ روزه اتفاق افتاد این بود که «خداوند نقشه آنها را باطل و مردم را به پشتیبانی از دولت و نظام وارد میدان کرد و مردم نیز بر خلاف تصور دشمن به حمایت و پشتیبانی جانی و مالی از نظام برخاستند».
در گفته علی خامنهای، دو نکته وجود دارد «نخست آن که خداوند حافظ این حکومت است و مردم با اراده خداوند به حمایت از دولت بلند شدند» و دیگر اینکه «مردم نیز با جان و مالشان به حمایت از نظام برخاستند» و به عبارتی حکومت هم تائید خداوند را در پشت خود دارد و هم تائید مردم.
در سخنان اخیر آقای خامنه صحبتی از تغییر حتی گشایشی در حوزههای اجتماعی نیست و به صراحت به کسانی که نسبت به اوضاع کشور اعتراض دارند تاکید دارد که « بیصبری و پا به زمین کوبیدن و اعتراض به اینکه چرا فلان کار انجام نشد، مضر است».
از نظر کسانی مانند مصطفی دانشگر، جمهوری اسلامی با خلأ ایده، انسجام و اقتدار مواجه شده است و در غیاب یک راهبرد کلان، هر یک از چهرههای درون حکومت مثل آقایان ضرغامی، پزشکیان، اژهای، عراقچی و دیگران تلاش میکنند بهتنهایی و «در قالب هیاتی و غیررسمی»، یکگوشه از کار را به دست بگیرند.
آقای دانشگر معتقد است جمهوری اسلامی ایران «شبیه تاجری است که در زمینه داخلی و خارجی چکهای بیمحل کشیده و همزمان سررسید چکها فرارسیده است و بر سر نظام آوار شدهاند».
او شرایط امروز ایران را با عراق پس از جنگ خلیج فارس در سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۱ میلادی) مقایسه میکند که آمریکا با همکاری ۳۵ کشور به عراق حمله کرد و میگوید: «اگر جمهوری اسلامی نتواند همزمان بحران سیاست خارجی و شکاف داخلی را حل کند، با مشکلات جدیتری مواجه خواهد شد. تا زمانی که آقای خامنهای در قید حیات است، بعید به نظر میرسد که ارادهای برای رفع این بحرانها وجود داشته باشد».
با وجود بحرانهایی که جمهوری اسلامی ایران با آن روبرو است و بهرغم اذعان مقامهای ایرانی، در عمل قوانینی که در این روزها به تصویب رسیده حرف دیگری میزنند. بهتازگی شورای عالی فضای مجازی به ریاست رئیس جمهور ایران، آئیننامه اجرایی «اینترنت طبقاتی» را تصویب کرد؛ مصوبهای که از نظر کارشناسان به «تبعیض و محدودیت» در دسترسی به اینترنت منجر میشود. از سوی دیگر مسعود پزشکیان در ۳۰ مردادماه «لایحه مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی» را با قید دو فوریت به مجلس فرستاد. ارسال این لایحه هم با انتقادها و اعتراضهایی زیادی روبرو شد.
آذر منصوری دبیرکل حزب اتحاد ملت در اعتراض به لایحه دولت، آن را «در تعارض با دیدگاه و باورهای رئیس جمهور و «نقض حقوق ملت در فصل سوم قانون اساسی و گردش آزادانه اطلاعات» دانست.
احسان بداغی، روزنامهنگار نیز در شبکه ایکس خطاب به مسعود پزشکیان نوشت: «چطور از آمادگی برای گفتوگو با اپوزیسیون حرف میزنید در حالیکه تنها یک روز قبل از آن سخنان، لایحهای در دولتتان تصویب شده که در واقع داغ و درفش جدیدی است برای بستن زبان شهروندان داخل؟ چرا دولت مقابل لایحه پیشنهادی قوه قضائیه نایستاد و از اندک آزادی موجود، حراست نکرد؟»
این لایحه البته حمایت جریانات اصولگرا در حاکمیت ایران را با خود دارد. دوشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۴ روزنامه کیهان در تیتر اول خود تصور مخالفان از مفهوم آزادی بیان را نقد کرده و آنها را متهم کرده که برداشت آنها «نوعی هرجومرج و ولنگاری در فضای رسانهای و مجازی» به دنبال خواهد داشت که در آن «هر فرد یا رسانه هر وقت هر خبر یا ادعای فاقد سند و برهمزننده اذهان عمومی را که صلاح دانست بدون نیاز به پاسخگو دانستن خود و بیتوجه به بار حقوقی و مسئولیتی که در قبال امنیت روانی جامعه دارد، منتشر کند!»
به نوشته کیهان با اجرای «لایحه مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی» افراد و رسانهها دیگر نمیتوانند با مواردی همچون ادعای بیسند و مدرک درباره ماجرای «کاترین شکدم» (به اذعان قوه قضائیه) یا ماجرای سال ۱۴۰۱ و ادعای بیسند و مدرک و کذب درباره علت مرگ «مهسا امینی» و به آشوب کشاندن کشور، ... آب به آسیاب دشمن و رسانههای معاند بریزند.»















