چند کشور عرب تصمیم اسرائیل برای ثبت اراضی کرانه باختری اشغالی را محکوم کردند

منبع تصویر، Reuters
شماری از کشورهای عربی، از جمله عربستان، مصر، اردن و قطر، برنامه اسرائیل برای ثبت اراضی کرانه باختری اشغالی را محکوم کردند. این اقدام دولت اسرائیل راه را برای گسترش بیشتر شهرکسازی در سرزمینهای فلسطینی هموار میکند. اتحادیه اروپا هم امروز از اسرائیل خواست ثبت زمین در کرانه باختری را لغو کند.
انور عنونی، سخنگوی سیاست خارجی و امور امنیتی اتحادیه اروپا، گفت که هدف اسرائیل «گسترش کنترل» در کرانه باختری اشغالی است: «ما مجددا تاکید میکنیم که طبق قوانین بینالمللی، الحاق غیرقانونی است. ما از اسرائیل میخواهیم که این تصمیم را لغو کند.»
با اجرای این طرح، مقرراتی که چند دهه خرید زمین را در کرانه باختری برای غیرمسلمانان ممنوع میکرد، دیگر اعمال نخواهد شد.
وزارت خارجه اسرائیل از این سیاست به عنوان یک گام اداری برای برقراری نظم دفاع کرد اما چند وزیر تصریح کردهاند که هدف کنترل بیشتر سرزمینهای کرانه باختری است.
فلسطینیها میگویند این اقدام به الحاق بالفعل سرزمینی منجر خواهد شد که آنها به عنوان بخشی از کشور مستقل خود میخواهند.
این تصمیم به دولت اسرائیل اجازه میدهد تا برای اولین بار از زمان تصرف این منطقه از اردن در جنگ ۱۹۶۷ و اشغال آن، بخشهای بزرگی از زمینهای کرانه باختری را رسما ثبت کند.
تشکیلات فلسطینی خواستار مداخله بینالمللی برای جلوگیری از آنچه «آغاز بالفعل روند الحاق و تضعیف پایههای کشور فلسطین» نامیده، شده است.
گروه اسرائیلی ضد شهرکسازی «صلح اکنون»، تصمیم اسرائیل را «غصب عظیم زمینهای فلسطینیان» نامیده است.
اوایل دیماه ، اسرائیل کاتس، وزیر دفاع، گفته بود که ارتش اسرائیل به دلایل امنیتی هیچوقت از نوار غزه عقبنشینی کامل نخواهد کرد و نیروهای نظامی و غیرنظامی در شمال این باریکه مستقر خواهند شد.
اسرائیل در حال حاضر حدود ۵۳ درصد از نوار غزه را تحت کنترل دارد.
بر اساس مرحله اول توافق آتشبس، اسرائیل پذیرفت نیروهایش را به خطی در امتداد شمال و جنوب و شرق غزه عقب بکشد؛ خطی که به «خط زرد» معروف شده است.
چرا کرانه باختری اشغالی به سه بخش تقسیم شده است؟
کرانه باختری، منطقهای که در مرکز مناقشه اسرائیل و فلسطینیها قرار دارد، طبق توافقنامه اسلو که در دهه ۱۹۹۰ امضا شد، به سه منطقه اداری «ای» و «بی» و «سی» تقسیم شده است. این تقسیمبندی همچنان اجرایی و پابرجاست و شیوه اداره روزانه و امنیت و استفاده از زمین در منطقه را شکل میدهد.
منطقه «ای» حدود ۱۸ درصد از کرانه باختری را پوشش میدهد و شامل بیشتر شهرهای فلسطینی مانند رامالله، نابلس، بیتلحم و جنین است. این منطقه در کنترل تشکیلات فلسطینی است.
تشکیلات فلسطینی هم مدیریت امور غیرنظامی، مثل آموزش و مراقبتهای بهداشتی و هم امنیت داخلی را بر عهده دارد.
در منطقه «ای» عمدتا فلسطینیها ساکن هستند و هیچ شهرک اسرائیلی در آن وجود ندارد.
با این حال نیروهای اسرائیل اغلب با استناد به نیازهای امنیتی، عملیات نظامی را در منطقه «ای» انجام میدهند که منجر به تنش با تشکیلات فلسطینی شده است.
منطقه «بی» تقریبا ۲۲ درصد از کرانه باختری را تشکیل میدهد و شامل شهرهای کوچکتر و دهکدهها و مناطق روستایی است. این منطقه با یک سازوکار دوگانه اداره میشود.
تشکیلات فلسطینی بر امور غیرنظامی، از جمله خدمات عمومی و زیرساختها، نظارت دارد و به امور انتظامی محلی رسیدگی میکند اما اسرائیل کنترل امنیتی را در اختیار دارد.
همپوشانی مسئولیتها اغلب منجر به تاخیر و مشاجره چالشهای اداری برای ساکنان منطقه «بی» میشود.
منطقه «سی» حدود ۶۰ درصد از کرانه باختری را تشکیل میدهد و از نظر مدیریت شهری و امنیتی در کنترل کامل اسرائیل است. این منطقه تقریبا تمام شهرکهای اسرائیلی و بیشتر منابع طبیعی منطقه را در بر میگیرد.
تقریبا ۴۹۰ هزار شهرکنشین اسرائیلی در کنار جمعیت کمتری از فلسطینیها در منطقه «سی» زندگی میکنند.
فلسطینیها با محدودیتهای شدید ساختوساز و توسعه مواجه هستند و به مجوز از مقامات اسرائیل نیاز دارند.
منطقه «سی» شامل بخش زیادی از زمینهای کشاورزی و منابع آبی کرانه باختری است که نقطه کانونی اختلافات و مناقشات شده است.
طرح اسرائیل برای ثبت اراضی چیست؟
روند ثبت رسمی اسناد مالکیت زمین و املاک از زمان اشغال در سال ۱۹۶۷، در بخشهای بزرگی از کرانه باختری متوقف شد و بیشر اراضی آن اصلا ثبت رسمی نشده است.
اکنون هر کس ادعای مالکیت زمینی را در کرانه باختری دارد باید سند و مدارک ارائه دهد و زمین را به ثبت برساند. اراضی و زمینهایی که کسی مدعی مالکیتشان نباشد یا نتوان ادعای مالکیت را اثبات کرد به دولت تعلق میگیرد.
در زمانیکه اردن کرانه باختری را اداره میکرد (۱۹۴۹ تا ۱۹۶۷)، فقط حدود ۳۰ درصد اراضی آن ثبت شده بود که یعنی بیشتر زمینهای منطقه سابقه مستند و مالکیت مدرن ندارند.
علاوه بر این، بیشتر فلسطینیها اگر سند و مدرکی هم داشتند اسنادشان در طول دههها درگیری و اشغال و آوارگی اغلب از بین رفته است.


































