ماجرای شگفت‌انگیز فوتبال زامبیا؛ از سانحه هوایی مرگبار تا قهرمانی در ۱۶ کیلومتری محل سقوط

تیم ملی زامیبا

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, مانی جزمی
    • شغل, بی‌بی‌سی

«فراتر از ورزش» بخشی از مطالب ورزشی بی‌بی‌سی هستند که داستان‌های شگفت‌انگیز ورزشکاران یا مسابقاتی را روایت می‌کند که کمتر شنیده‌اید. فهرست مطلب‌های فراتر از ورزش را دنبال کنید.

خط خاکستری

با طلوع خورشید چهارشنبه ۲۸ آوریل ۱۹۹۳ اولین اجساد در ساحل گابن پیدا شدند. ماهیگیران، غواصان و یک هلیکوپتر هم در بالا، در جستجوی سایر اجساد و بقایای هواپیمای حامل تیم ملی زامبیا بودند.

تا ظهر، وسایل و اجساد ۲۴ نفر از ۳۰ سرنشین هواپیما از اقیانوس اطلس خارج و به سواحل گابن آورده شد و بقیه اجساد هم ناپدید شد بودند.

این داستان تراژیک دو نسل از فوتبال زامبیاست که یکی به شکلی دردناک و غیرمنتظره‌ در سانحه هوایی جان باخت و دیگری با یاد و کمک آنها قهرمان شد.

بوالیا در دوران حضورش در آیندهوون و زیر نظر بابی رابسون، دو بار قهرمان هلند شد

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، بوالیا در دوران حضورش در آیندهوون و زیر نظر بابی رابسون، دو بار قهرمان هلند شد

شش هزار و پانصد کیلومتر دورتر در هلند، یکی از بهترین فوتبالیست‌های آفریقا وسایل خود را جمع کرده و آماده سفری طولانی بود: او کالوشا بوالیا، بازیکن سال آفریقا در سال ۱۹۸۸ بود.

اوایل سال ۱۹۸۸، تیم ملی زامبیا با هت‌تریک بوالیا، ایتالیا را چهار بر صفر شکست داد و به مرحله یک‌چهارم نهایی المپیک سئول رسید.

او سپس به پی‌اس‌وی آیندهوون رفت و کنار روماریوی بزرگ برزیلی، در خط حمله تیم قهرمان لیگ هلند بازی کرد.

بوالیا و دو بازیکن دیگر مقیم اروپا قرار بود برای بازی‌های مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۴، در سنگال به تیم ملی ملحق شوند.

نسل طلایی بازیکنان زامبیا امید زیادی داشتند تا برای اولین بار کشورشان را به جام جهانی برسانند. اما دقایقی پیش از سفر، تماس تلفنی غیرمنتظره‌ای از فدراسیون فوتبال زامبیا داشت.

بوالیا می‌گوید: «گفتند کالو، باید پروازت را به تأخیر بیندازی. حادثه‌ای رخ داده است.»

تیتر روزنامه‌ای که خبر از مرگ بازیکنان تیم ملی زامبیا داد

منبع تصویر، BBC Sport

توضیح تصویر، تیتر روزنامه‌ای که خبر از مرگ بازیکنان تیم ملی زامبیا داد

برای مردم زامبیا، تیم ملی فوتبال مانند تنها نور امیدشان بود.

قیمت مس، اصلی‌ترین صادرات این کشور، طی چهار سال گذشته تقریباً به نصف رسیده و اقتصاد را نابود کرده بود. درآمدها به شدت کاهش یافته بود.

رئیس‌جمهوری زامبیا، فردریک چیلوبا، وضعیت اضطراری در کشور اعلام و ادعا کرده بود طرحی برای کودتا علیه او کشف شده است.

در این شرایط، تیم ملی فوتبال تنها امید مردم بود که به نام چیپولو-پولو یا گلوله‌های مسی، شناخته می‌شد؛ نامی برگرفته از صنعت اصلی زامبیا و سبک هجومی این تیم.

آنها هشت سال بود که در خانه شکست نخورده و در اوج قدرت بودند. تمام کشور در انتظار جام جهانی ۱۹۹۴ آمریکا بود و برای رسیدن به آن، باید صدرنشین گروه مقدماتی با حضور تیم‌های مراکش و سنگال می‌شدند. اولین دیدار، بازی خارج از خانه مقابل سنگال بود.

به این منظور، مثل همیشه هواپیمای نظامی DHC-۵ بوفالو وظیفه انتقال آنها را برعهده داشت. زیرا با توجه به رکود اقتصادی و کاهش بودجه، فدراسیون فوتبال توانایی تأمین هزینه پروازهای تجاری را نداشت.

در نتیجه این هواپیمای ملخی هجده ساله که برای اولین بار در جنگ ویتنام از آن استفاده شده بود، باید از پهنه آفریقا عبور می‌کرد. اما چون برای سفرهای طولانی ساخته نشده بود، برای سوخت‌گیری باید به طور منظم توقف می‌کرد.

هواپیمایی قدیمی که رفته رفته علائم فرسودگی خود را نشان داده بود.

شش ماه قبل و در پرواز بر فراز اقیانوس هند به سمت ماداگاسکار، خلبان به بازیکنان گفته بود جلیقه‌های نجات خود را بپوشند.

بازیکنانی که در این سفر بودند، همگی در خود زامبیا بازی می‌کردند. به هنگام سوار شدن، پاتریک کانگوا، عضو کمیته انتخاب تیم ملی، با آنها ملاقات کرد.

او به اندرو تمبو، هافبک ۲۱ ساله و مارتین مومبا، دروازه‌بان سوم گفت که نیازی به آنها در این سفر نیست، چرا که از تیم خط خورده‌اند. طبیعتاً غرورشان جریحه‌دار شد و حرف‌های تندی در باند فرودگاه رد و بدل شد.

این یک تصمیم معمولی در انتخاب بازیکنان بود، اما در آن روز سرنوشتشان را رقم زد و زنده ماندند.

سایر بازیکنان که سوار هواپیما شدند، سفری طولانی و دلهره‌آور پیش‌رو داشتند. هواپیمای آنها قرار بود برای سوخت‌گیری در جمهوری کنگو، گابن و ساحل عاج توقف کند و سپس به مقصد یعنی داکار، پایتخت سنگال برسد. آنها اما هرگز از گابن عبور نکردند.

دولت زامبیا گزارشی درباره آن سانحه منتشر نکرد. اما در سال ۲۰۰۳، مقام‌های گابن اعلام کردند تقریباً بلافاصله پس از برخاستن از پایتخت این کشور، لیبرویل، موتور سمت چپ هواپیما از کار افتاده بود.

خلبان که از پرواز تیم از موریس در روز قبل خسته بود، به اشتباه موتور سمت راست را خاموش کرد.

هواپیمای سنگین که ناگهان بدون قدرت و نیروی بالابرنده شده بود، چند صد متر دورتر از ساحل گابن به دریا سقوط کرد و همه سی سرنشین آن جان باختند.

بوالیا می‌گوید: «با شنیدن آن خبر در یک لحظه احساس کردم تمام بلندپروازی‌ام به عنوان یک جوان و روح تیم از بین رفت و برادران و هم‌تیمی‌هایم را از دست دادم.»

کانگوا، مسئولی که بازیکنان را در لوساکا بدرقه کرده بود، به گابن پرواز کرد و در یک لحظه، نقش او از انتخاب بازیکنان به شناسایی اجساد تغییر کرد.

او می‌گوید: «اجساد مدتی در آب بودند و بنابراین شکل بعضی از آنها شروع به تغییر کرده بود. من باید سعی می‌کردم آنها را شناسایی کنم. بعد از آن گریه کردم، همه ما گریه کردیم. هیچ‌کدام فکر نمی‌کردیم روزی در چنین شرایطی قرار بگیریم.»

بوالیا خود را به لوساکا رساند، جایی که با تلخی واقعیت از نزدیک روبرو شد: «رفتیم تا اجساد را تحویل بگیریم. یک به یک تابوت‌ها را از هواپیما پایین آوردند تا به ورزشگاه استقلال منتقل کنند.»

«در آن لحظه بود که فهمیدم دیگر هرگز هم‌تیمی‌هایم را نخواهم دید، همان تیمی که چند ماه قبل در آن هواپیما با هم سفر کرده بودیم.»

در دوم ماه مه ۱۹۹۳، بیش از صد هزار زامبیایی به ورزشگاه استقلال، جایی که زامبیا بازی‌های خانگی خود را برگزار می‌کرد، برای مراسم تشییع جنازه رفتند، اما بسیاری در خیابان‌ها ماندند زیرا ظرفیت ورزشگاه تنها ۳۵ هزار نفر بود.

پس از مراسم، بازیکنان به خاک سپرده شدند و در مقابل هر قبر یک درخت کاشته شد تا تبدیل به باغ یادبودی در فاصله صد متری شمال ورزشگاه شود به نام قهرمانان.

یکی از قبرها متعلق به گادفری چیتالو، گلزن افسانه‌ای زامبیا، بود که سرمربی تیم شده بود. یکی دیگر به یاد هم‌اتاقی بوالیا، دیوید «ایفورت» چابالا بود که در پیروزی تاریخی مسابقات المپیک برابر ایتالیا، دروازه‌بان بود.

کلوین موتاله ۲۳ ساله نیز در میان کشته‌شدگان بود. او که پاهای قدرتمند و مهارت بالایی در بازی هوایی داشت، دو سال بود که در تیم ملی بازی می‌کرد و یار بوالیا در خط حمله بود. او هر سه گل پیروزی برابر موریس را زده بود.

بوالیا به یاد می‌آورد: «دربی ماکینکا یکی از بهترین بازیکنانی بود که زامبیا در پست شماره شش تولید کرده بود. او یک تانک بود. ما در هر پستی یک بازیکن در کلاس جهانی داشتیم و هنوز حضور آنها را در رختکن احساس می‌کنم، هنوز آنها را می‌بینم.»

ادای احترام بوالیا به هم‌تیمی‌هایش در محل دفن آنها. در مجموع سی نفر در آن سانحه هوایی جان باختند

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، ادای احترام بوالیا به هم‌تیمی‌هایش در محل دفن آنها. در مجموع سی نفر در آن سانحه هوایی جان باختند

در میان شوک و اندوه، یک سوال بزرگ مطرح بود: زامبیا اکنون چه خواهد کرد؟

به نظر می‌رسید که بوالیا پاسخ را می‌داند: «فکر می‌کردم زامبیا دیگر بازی نخواهد کرد. مطمئن بودم تمام آن بلندپروازی که داشتیم از بین رفته است.»

اما تماس تلفنی رئیس‌جمهوری او را متقاعد کرد این گونه نیست و به این ترتیب جستجو برای یافتن بازیکنان و تشکیل تیم جدید حول محور بوالیا آغاز شد.

بیست مربی در لوساکا جمع شدند تا از بین شصت بازیکن تیمی جدید انتخاب کنند. آنها به هزینه دولت دانمارک به مدت شش هفته به اردویی در این کشور رفتند و در فرودگاه کپنهاگ با مربی جدید و موقت خود روبرو شدند.

رولد پولسن شایستگی این مسئولیت را داشت. این مربی ۴۲ ساله هم قهرمانی لیگ دانمارک و هم جام حذفی را با ادنسه بدست آورده بود. اما وظیفه او برای ساخت یک تیم قدرتمند و حضور در مقدماتی جام جهانی بسیار دشوار بود.

او اعتراف می‌کند: «هیچ ایده‌ای نداشتم که قرار است چه کار کنم. بازیکنان را نمی‌شناختم و هیچ اطلاعاتی درباره پس‌زمینه، جامعه و فوتبال زامبیا نداشتم. وقتی سطح بازیکنان را دیدم کمی نگران شدم. آنها نمی‌دانستند آیا به اندازه کافی خوب هستند یا نه.»

بازیکنان نیز باید خود را وفق می‌دادند. بیشتر آنها هرگز آفریقا را ترک نکرده بودند. پولسن مجبور بود به آنها اطمینان دهد دویدن بعد از تمرین در جنگلهای دانمارک امن است و شیر به آنها حمله نمی‌کند.

بوالیا گروهی را پیدا کرده بود که حول یک هدف مشترک و حس وظیفه در کنار هم قرار گرفته بودند.

او می‌گوید: «همه احساس می‌کردند باید کاری بزرگ برای قهرمانان از دست رفته و به نیابت از آنها انجام دهند.»

و چهارم ژوئیه، زمان انجام آن بود.

در پایتخت زامبیا، لوساکا، از بازیکنان مختلف تست گرفته شد تا تیم ملی جدید انتخاب شود

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، در پایتخت زامبیا، لوساکا، از بازیکنان مختلف تست گرفته شد تا تیم ملی جدید انتخاب شود

تقریباً دو ماه پس از مراسم تدفین، بازی‌ مقدماتی زامبیا در راه جام جهانی ۱۹۹۴ برابر مراکش که به تأخیر افتاده بود، برگزار شد.

بوالیا می‌گوید: «من کاپیتان بودم و در ابتدای بازی که صف کشیده بودیم، پشت سرم را نگاه کردم تا مطمئن شوم همه در جای خود هستند. اولین کسی که همیشه پشت سر من بود، ایفورت چابالا بود. اما حالا، چهره‌های جدیدی را می‌دیدم.»

پس از تنها ده دقیقه، مراکش با یک گل دیدنی از رشید داودی پیش افتاد. در سکوها، هواداران با بردن نام بازیکنان درگذشته از آنها خواستند تا به بازیکنان جدید کمک کنند و زامبیا توانست.

اندکی پس از یک ساعت، کالوشا بوالیا با یک ضربه آزاد تماشایی بازی را به تساوی کشاند و در عرض ده دقیقه، جانسون بوالیا (که با او نسبتی نداشت) گل دوم و پیروزی‌بخش را زد.

لیووه، خبرنگار، می‌گوید: «احساس می‌کردیم از مرگ بازگشته‌ایم. تمام ملت روی پای خود ایستاده بودند. ما احیا شده بودیم. احساس می‌کردیم می‌توانیم دوباره با دنیا روبرو شویم.»

اما در نهایت آنها به جام جهانی نرسیدند.

در آخرین مسابقه مقدماتی جام جهانی در اکتبر ۱۹۹۳ در مقابل مراکش، تمام چیزی که زامبیا برای رسیدن به جام جهانی ۱۹۹۴ نیاز داشت، یک تساوی بود. اما آنها یک بر صفر باختند.

پیروزی مراکش برابر زامبیا، سومین حضور آنها در جام جهانی، پس از سال‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۶ را ممکن ساخت

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، پیروزی مراکش برابر زامبیا، سومین حضور آنها در جام جهانی، پس از سال‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۶ را ممکن ساخت

شش ماه بعد، زامبیا دوباره همه را شگفت‌زده کرد، اما بار دیگر شکست خورد. برخلاف پیش‌بینی‌ها، آنها به فینال جام ملت‌های ۱۹۹۴ آفریقا در مقابل نیجریه رسیدند.

الیاجا لیتانا در دقیقه چهارم زامبیا را پیش انداخت، اما دو گل از امانوئل آمونیکه، بازیکن تیم «سوپر ایگلز» نیجریه، عنوان قهرمانی را از چنگ «مس‌های آتشین» (زامبیا) ربود.

در کمتر از یک سال، زامبیا که یک تیم ملی را از دست داده بود، تیمی دیگر ساخت و در راه رسیدن به جام جهانی و قهرمانی آفریقا به دردناک‌ترین شکل ممکن ناکام ماند.

بوالیا می‌گوید: «با توجه به آنچه رخ داده بود، باید ده سال پیر می‌شدیم. اما قهرمانان از دست رفته، هر کجا که بودند، به ما نگاه می‌کردند و می‌گفتند، تلاش خوبی بود. شما بچه‌ها کار خوبی انجام می‌دهید. ادامه دهید.»

زامبیا دو سال بعد در جام ملت‌های آفریقا سوم شد و سپس برای شانزده سال به گمنامی فرو رفت.

زامبیا در فینال جام ملت‌های ۱۹۹۴ آفریقا به تیم قدرتمند نیجریه باخت؛ تیمی که در جام جهانی ۱۹۹۴ چند دقیقه با شکست ایتالیا، نایب‌قهرمان جام، فاصله داشت

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، زامبیا در فینال جام ملت‌های ۱۹۹۴ آفریقا به تیم قدرتمند نیجریه باخت؛ تیمی که در جام جهانی ۱۹۹۴ چند دقیقه با شکست ایتالیا، نایب‌قهرمان جام، فاصله داشت

تیم ملی زامبیا در جام ملت‌های ۲۰۱۲ آفریقا ستاره‌های زیادی نداشت و اکثر بازیکنان در لیگ داخلی، آفریقای جنوبی یا جمهوری دموکراتیک کنگو بازی می‌کردند. تنها کاپیتان کریس کاتونگو بود که در چین بازی می‌کرد.

بی‌دلیل نبود که شانس پیروزی آنها ۴۰ به ۱ بود. مربی آنها، اروه رنار فرانسوی بود و بعد از یک دهه فعالیت در این حرفه، هنوز جامی نبرده بود.

با این حال، آنها ناامید نشدند و در گروهی که شامل سنگال نه چندان قدرتمند بود، در صدر قرار گرفتند. سودان را در یک‌چهارم نهایی شکست دادند و در یک ضدحمله‌ عالی، غنا را در نیمه نهایی شکست دادند.

مسابقه فینال برای آنها به نوعی رویارویی با گذشته بود. آن تورنمنت دو میزبان مشترک داشت، گینه استوایی و گابن. اما تا فینال، آنها فقط در گینه استوایی بازی کرده بودند.

بوالیا که در آن زمان رئیس فدراسیون فوتبال زامبیا شده بود، می‌گوید: «تنها مسابقه‌ای که قرار بود در گابن برگزار کنیم، فینال بود».

فینال قرار بود در فاصله شانزده کیلومتری از جایی که تیم زامبیا در سال ۱۹۹۳ در ساحل گابن جان باخته بود، برگزار شود.

بوالیا می‌گوید: «به سرمربی گفتم، فکر می‌کنم بهتر است تیم قدیمی با تیم جدید ملاقات کند و وقتی رسیدیم، اولین کاری که قرار است انجام دهیم، بازدید از محل سقوط خواهد بود.»

سه روز قبل از فینال، بوالیا، کاتونگو و رنار از جمله کسانی بودند که گل‌هایی را در دریایی انداختند که دو دهه قبل، اجساد، کفش‌ها و کیف‌های بازیکنان در آنجا پیدا شده بود.

کاپیتان کریس کاتونگو گفت که یادبود و ادای احترام برای برخی از هم‌تیمی‌هایش «بیش از حد» احساسی بود

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، کاپیتان کریس کاتونگو گفت که یادبود و ادای احترام برای برخی از هم‌تیمی‌هایش «بیش از حد» احساسی بود

کاتونگو که در سال ۱۹۹۳ یازده سال داشت، می‌گوید: «وقتی از محل سقوط هواپیما حرکت کردیم، در اتوبوس نشستم و دیدم که بازیکنان کمی ساکت هستند. حتی اگر کسی در حال گوش دادن به موسیقی بود، حواسش جای دیگری بود.»

«از آن لحظه، همه گفتند ما فقط باید به عنوان یک تیم کار کنیم تا به آنچه این افراد می‌خواستند و در گابن جان باختند، برسیم.»

بوالیا هم می‌دید که ذهنیت بازیکنان تغییر کرده است: «بازیکنان باور داشتند که نه تنها برای خودشان، بلکه برای قهرمانان از دست رفته هم بازی می‌کنند و این فراتر از بازی در فینال معنی داشت.»

در سخنرانی پیش از بازی، رنار تمرکزش روی تاکتیک تیمی و یا ستاره‌های ساحل عاج مانند دیدیه دروگبا و یحیی توره نبود. او به بازیکنان گفت: «به بازیکنانی فکر کنید که در آن هواپیما بودند و برای کشورتان جان باختند.به خانواده‌هایشان فکر کنید، به کشورتان فکر کنید. باید این کار را انجام دهیم. نمی‌توانیم این فرصت عالی را از دست بدهیم.»

بازی به اندازه سخنرانی او دراماتیک بود. در نیمه دوم، دروگبا که در اوج دوران فوتبالش در چلسی بود، یک ضربه پنالتی را به بیرون زد. در وقت‌های اضافه هم دو تیم مساوی کردند. هر دو تیم هفت ضربه پنالتی خود را گل کردند و ضربه هشتم را از دست دادند.

بازیکنان زامبیا روی زمین زانو زده و شاهد ضربان پنالتی‌ بودند

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، بازیکنان زامبیا روی زمین زانو زده و شاهد ضربان پنالتی‌ بودند

اما سرانجام، استوپیلا سونزو از زامبیا برای زدن ضربه‌ای که می‌توانست پیروزی را رقم بزند، به سمت نقطه پنالتی حرکت کرد. او با اینکه قبل از ضربه به توپ سر خورد، اما توانست توپ را به گوشه پایین دروازه بزند.

هم‌تیمی‌هایش که در دایره میانی زمین در حال دعا زانو زده بودند، به سمت او رفتند و جشن گرفتند.

بر خلاف نوزده سال قبل که بازیکنان زامبیا به گابن رفتند و هرگز بازنگشتند، این بار بازیکنان زامبیا با جامی طلایی و افتخاری ابدی برای نسل‌های مختلف بازگشتند.

پیروزی زامبیا، در فاصله کمتر از شانزده کیلومتری محل سقوط هواپیمای تیم ملی این کشور در سال ۱۹۹۳، نخستین و تنها قهرمانی این کشور در جام ملت‌های آفریقا بوده است

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، پیروزی زامبیا، در فاصله کمتر از شانزده کیلومتری محل سقوط هواپیمای تیم ملی این کشور در سال ۱۹۹۳، نخستین و تنها قهرمانی این کشور در جام ملت‌های آفریقا بوده است