افشای اسناد دوپینگ دو آلمان در دوران جنگ سرد؛ غربیها هم پاک نبودند

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, اولیویه گیبرتو
- شغل, بیبیسی
«فراتر از ورزش» بخشی از مطالب ورزشی بیبیسی هستند که داستانهای شگفتانگیز ورزشکاران یا مسابقاتی را روایت میکند که کمتر شنیدهاید. فهرست مطلبهای فراتر از ورزش را دنبال کنید.

«اینها داروهای بیضرری هستند و همه ورزشکاران مصرف میکنند. واقعاً چیز خاصی نیست.»
این گفته بیرگیت درسل، ورزشکار هفتگانه آلمانی، به مادرش بود. او در بازیهای المپیک ۱۹۸۴ به مقام نهم رسید.
اما متأسفانه، آن گفته چندان حقیقت نداشت و او در ۸ آوریل ۱۹۸۷، پس از مصرف دارو برای بهبود درد کمرش، دچار شوک و در نتیجه نارسایی سریع اعضای بدن شد و پس از دو روز عذاب در بیمارستان ماینتس، در ۲۶ سالگی درگذشت.
کالبدشکافی او نشان داد که در بدنش آثار بیش از صد نوع دارو وجود داشته است، از جمله استروئیدهای آنابولیکی که او طی سالها مصرف کرده است.
سابقه پزشکی او نشان میداد که در دوران حرفهای، دستکم چهل ماده مختلف را تزریق کرده بود. تنها در یک مورد، پزشکی چهارصد تزریق برای او تجویز کرده بود.
در سالهای پایانی زندگیاش، او به شدت به داروهای تجویزی وابسته شده بود تا بتواند رقابت کند و بدون درد زندگی کند. رژیم تمرینی طاقتفرسا، بدنش را تا مرز نابودی کشانده بود.
او درد مفاصل لگن، خمیدگی جانبی ستون فقرات، آسیبدیدگی دیسکها و همجوشی مهرههای ستون فقرات، جابجایی لگن، تخریب هر دو کاسه زانو و فروپاشی قوسهای پای خود را تجربه کرده بود.
برای مقابله با این دردها، گزارش شده است که او روزانه ۹ قرص مصرف میکرد، به علاوه داروهای اضافی که توسط سه پزشک مختلف به او داده میشد.
مرگ درسل نمونهای هولناک بود از آنچه که انسانها حاضرند انجام دهند تا بتوانند رقابت کنند و پیروز شوند و البته، سرنوشت او پیامدهای بسیار گستردهتری داشت.
پس از اتحاد مجدد آلمان در سال ۱۹۹۰، گنجینهای از اسناد پلیس مخفی آلمان شرقی، اشتازی، فاش شد. در این اسناد مشخص شد که آلمان شرقی برنامه دوپینگ دولتی و سیستماتیکی برای کسب موفقیت چشمگیر در ورزش داشته است.
با فاش شدن تدریجی این اسناد، مشخص شد همتای غربی هم برنامههای مشابهی داشته است.
با این حال، ماجرا به این سادگی نبود و تفکیک ورزشکاران پاک و ناپاک به اندازه خطی که آلمان را برای مدت نزدیک به پنجاه سال به دو نیم تقسیم کرده بود، بسیار سخت بود.
درسل که در برمن متولد و در ماینتس زندگی میکرد، اهل آلمان شرقی نبود، بلکه از آلمان غربی بود و دههها طول کشید تا آشکار شود، ورزش آلمان غربی هم رازهای خود را داشته است.

منبع تصویر، Getty Images
لتیتزیا پائولی، رئیس کمیته تحقیقاتی فعالیتهای دوپینگ آلمان غربی، در سال ۲۰۰۹ در دانشگاه فرایبورگ میگوید: «از دهه ۱۹۷۰ به بعد، آلمان شرقی مدالهای بسیاری میبرد. در نتیجه سیاستمداران آلمان غربی نگران شدند و تصمیم گرفتند ورزشکاران آلمان غربی هم باید به هر قیمتی مدال بگیرند.»
«آنها نمیخواستند بدتر و ضعیفتر از آلمان شرقی به نظر برسند و مدال را به عنوان نشانهای از موفقیت سیاسی و توسعه اقتصادی میدیدند.»
برنامه جامع دوپینگ آلمان شرقی بسیار سیستماتیک و فراگیر بود. اسناد اشتازی نشان داد که این برنامه در ابتدا بسیار ساده بود، اما در سال ۱۹۷۴ به یک برنامه جامع تبدیل شد و دوپینگ در تمام ورزشهایی که امکان کسب مدال المپیک داشتند، الزامی شد.
هزاران ورزشکار که برخی از آنها تنها دوازده سال داشتند، به اجبار در برنامهای قرار گرفتند که اساس آن تقلب بود.
اینس گایپل، ورزشکار سابق آلمان شرقی و نویسنده کتابی به نام «پشت دیوار»، از تجربه خود در آلمان شرقی دوران جنگ سرد میگوید: «رژیم تمرینی واقعاً سخت بود. ما سه بار در روز تمرین میکردیم و وقتی تمرین نمیکردیم، فیزیوتراپی، سونا و یوگا انجام میدادیم تا ریکاوری کنیم. ما مثل اسبهای تربیتشدهای بودیم که منتظر مسابقه بودند. برای ما جوانان، ورزش تنها راهی بود که میتوانستیم جهان را ببینیم و از آلمان شرقی بیرون برویم.»
«قرصهای مختلفی را در فویل نقرهای دریافت میکردیم، اما هیچ اطلاعاتی درباره آنها نداشتیم، فقط میدانستیم برای ما خوب است چون هنگام رقابت خیلی عرق میکردیم.»
با توجه به اسناد کشف شده، گایپل اکنون میداند که بیشتر از استروئید آنابولیکی به نام اورال تورینابول استفاده میکرده است.
اگر ورزشکاری نمیپذیرفت و یا حتی سئوالی میپرسید، علاوه بر قطع حمایت مالی، لکه سیاهی در پروندهاش در اشتازی ثبت میشد و شانس یافتن شغل، مسکن یا مزایای دیگر را کم میکرد.
گایپل فشار کامل اشتازی را زمانی احساس کرد که مسئولان نقشه او برای فرار و ماندن در لسآنجلس پس از المپیک ۱۹۸۴ را بهخاطر رابطه عاشقانهاش با یک ورزشکار مکزیکی کشف کردند.
پس از بازگشت به آلمان شرقی، اشتازی فشار خود را افزایش داد. گایپل از ورزش اخراج شد و از نظر اجتماعی هم طرد شد.
گایپل میگوید: «اگر فرار میکردید، به عنوان یک خائن به شما نگاه میکردند.»
«آنها در ابتدا میخواستند مردی در آلمان شرقی پیدا کنند که شبیه آن مکزیکی باشد که من عاشقش شده بودم. زیرا فکر میکردند اگر مردی پیدا کنم که شبیه او باشد، همه چیز دوباره خوب خواهد شد. اما چنین مردی وجود نداشت. سپس سعی کردند من را مجبور کنند با اشتازی همکاری کنم. اما نپذیرفتم.»
«دست آخر، زمانی که هیچ گزینه دیگری نداشتند، تصمیم گرفتند من را جراحی کنند و شکمم را بشکافند. تمام ماجرا در پروندهها وجود دارد... آنها شکمم را طوری شکافتند که تمام عضلات من بریده شود و دیگر نتوانم بدوم و راهی برای رسیدن به بقیه دنیا نداشته باشم.»
در ماه اوت ۱۹۸۹، گایپل به صورت سینهخیز از طریق مرز به شدت محافظت شده با مجارستان به غرب فرار کرد.

منبع تصویر، Getty Images
بسیاری از سرنخهای دوپینگ در آلمان زمان جنگ سرد، به سمت غربی این کشور ختم میشود.
یک روز قبل از تور دو فرانس ۲۰۰۶، رسوایی دوپینگ یان اولریش، دوچرخهسوار آلمانی که در سال ۱۹۹۷ برنده تور شده بود و یکی از شانسهای اصلی قهرمانی بود، سر و صدای زیادی به پا کرد.
مشخص شد داستان بسیار پیچیدهتر است و به اوایل دهه ۱۹۹۰ و دوپینگ سازمانیافته از طریق انتقال خون غیرقانونی در تیم تیموبایل آلمان که در آن زمان به نام تلهکام شناخته میشد، باز میگردد.

منبع تصویر، Getty Images
دو پزشک تیم، آندریاس اشمید و لوتار هاینریش، دخالت خود در دوپینگ طولانی مدت را پذیرفتند. هر دو از یک دانشگاه آمده بودند: مرکز پزشکی دانشگاه فرایبورگ در جنوب غربی آلمان.
دانشگاه فرایبورگ برای بررسی این اتهامات تاریخی، کمیتهای مستقل تشکیل داد و پس از چالشهای فراوان، تصویری تاریک از دههها دوپینگ توسط پزشکان مستقر در فرایبورگ ترسیم شد.
دو نفر به عنوان بازیگران کلیدی معرفی شدند: پروفسور جوزف کول و آرمین کلومپر.
از دهه ۱۹۶۰ به بعد، کول پزشک بسیار مشهوری در آلمان بود. او با دهها ورزشکار سطح بالا کار کرده بود و بیش از بیست سال به عنوان پزشک ارشد تیم المپیک آلمان فعالیت داشت. کول در سال ۲۰۰۰ درگذشت.

منبع تصویر، Getty Images
کلومپر در اواسط دهه ۱۹۶۰ به فرایبورگ پیوست، ابتدا دستیار پزشکی بود و سپس رئیس تروماشناسی ورزشی شد.
پائولی، رئیس کمیته بررسی این پرونده میگوید: «برخلاف آلمان شرقی که دوپینگ از بالا به پایین هدایت میشد، در آلمان غربی بیشتر کارها به فرایبورگ واگذار شده بود.»
طبق منابعی که این کمیته بررسی کرد، حدود ۹۰ درصد ورزشکاران دو و میدانی آلمان غربی در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ از خدمات دانشگاه فرایبورگ استفاده کردهاند، هرچند که به طور دقیق نمیتوان گفت چند نفر از آنها دوپینگ کردهاند.
اما آنچه مشخص شد این است که کول و کلومپر نقشی حیاتی در موفقیتهای ورزشی آلمان غربی و سپس آلمان ایفا کردهاند.
پائولی میگوید: «ورزشکاران کلومپر را دوست داشتند. او در تشخیص بسیار عالی بود و به زمین دو و میدانی میرفت و وقت زیادی را با آنها میگذراند، در حالی که کول بیشتر کنار مینشست.»
شواهد دخالت کلومپر در دوپینگ حیرتانگیز است و چندین بار در گزارشها و مصاحبه با ورزشکاران به کوکتلهای معروف او اشاره شده است.
پائولی میگوید:«این کوکتلها، ترکیباتی از داروهای بدون برچسب، داروهای نسخهای، داروهای دوپینگی و داروهای گیاهی بودند که ظاهراً بر اساس نیازهای فردی ورزشکاران تهیه میشدند.»
یکی از این ورزشکاران، بریگیت درسل بود که به طور منظم برای درمان به کلومپر مراجعه میکرد. آخرین بازدید او از فرایبورگ در ۲۴ فوریه ۱۹۸۷، کمتر از سه ماه قبل از مرگش بود که گفته میشود کلومپر به او کوکتلی حاوی پانزده ماده مختلف داده بود.
تا اواخر دهه ۱۹۸۰، چندین ورزشکار آلمان غربی، از جمله آلوین واگنر، پرتابگر دیسک و مانفرد اومر، دونده سرعت، با پرونده کلومپر در دوپینگ مرتبط بودند. کلومپر در سال ۲۰۱۹ درگذشت.
با وجود این پرونده، او حامیانی هم داشت. حتی زمانی که در سال ۱۹۹۷ اتهامات بیشتری متوجه او شد، یک روزنامه ملی دفاعیه پرشوری منتشر کرد که برخی از نامهای بزرگ ورزش آلمان در آن زمان، از جمله یورگن هینگسن در رشته دهگانه، آن را امضا کرده بودند.
یکی از این امضا کنندگان، ژیمناست آلمانی، ابرهارد گینگر، بود که بعداً در سال ۲۰۰۶ اعتراف کرد در دوران حرفهای خود استروئیدهای آنابولیکی مصرف کرده است. او ادعا کرد دوپینگ برای کمک به بهبودیاش پس از عمل جراحی بوده است. به گفته او کلومپر «بسیار سخاوتمندانه نسخه میداد.»

منبع تصویر، Imago
اووه بایر، پرتابگر برنده مدال برنز المپیک، نسخهای از استروئیدها را ارائه کرد که نام کول روی آن بود، اما به طور کلی، شواهد زیادی در مورد نقش کول در دوپینگ وجود ندارد.
کول بیشتر تلاش میکرد تا شواهد روزافزون در مورد خطرات ناشی از سوءمصرف داروها و برنامه ضد دوپینگ طراحی شده برای گرفتار کردن متقلبان را تضعیف کند.
او در سال ۱۹۷۶ با شبکه زددیاف مصاحبه کرد و در آن موضع خود را توجیه کرد: «کجا نوشته شده است که ما باید از آسیب جلوگیری کنیم؟ این یک کار معمول در پزشکی است، اما هیچ ارتباطی با پزشکی ورزشی ندارد.»
برای او، ورزشکاران سالمی که برای بهبود عملکرد خود دارو مصرف میکردند، شاخه جداگانهای از پزشکی بود که در آن ملاحظات معمول اعمال نمیشد.
در سال ۱۹۹۲، با قطع منابع مالی عمومی پس از پایان جنگ سرد، کول شروع به همکاری با بخش غیر دولتی، از جمله تیم دوچرخهسواری دویچه تلهکام، که بعداً به تی موبایل تبدیل شد، کرد.
روایت آلمان غربی از پیروزی پاک ورزشی در دوران جنگ سرد با رسوایی دوپینگ تی موبایل و همکاران کول در دانشگاه فرایبورگ در تور دو فرانس سال ۲۰۰۶، خدشهدار شد و در اوت ۲۰۱۳، به طور کامل بیاعتبار شد.

منبع تصویر، Getty Images
به سفارش وزارت ورزش آلمان، گزارشی توسط پژوهشگران دانشگاه هومبولت در برلین و دانشگاه مونستر در خصوص دوپینگ در آلمان از سال ۱۹۵۰ به بعد تهیه شد.
این گزارش در چندین روزنامه آلمانی، با سانسور بسیار که دلیل آن نگرانیهای قانونی و حفظ حریم خصوصی افراد بود، منتشر شد.
در این گزارش، به صراحت ذکر شده بود که دوپینگ در هر دو بخش شرقی و غربی آلمان جریان داشته و حتی پس از اتحاد مجدد هم ادامه داشته است.
افشاگری درباره دوپینگ در آلمان غربی، مانند یک بمب منفجر شد و در سراسر جهان بازتاب داشت.
طبق این گزارش، پیروزی غیرمنتظره آلمان غربی بر مجارستان در فینال جام جهانی ۱۹۵۴ که اغلب به آن «معجزه برن» میگویند، به دلیل مصرف پروریتین، یک متامفتامین انرژیزا، بوده است.
همچنین با انتشار این گزارش، عملکرد تیم فوتبال آلمان غربی در جام جهانی ۱۹۶۶ که به فینال رسید و با نتیجه ۴-۲ به انگلیس باخت هم زیر سؤال رفته بود.
این گزارش نشان داد که در نامه مسئول فیفا، میهائلو آندریویچ، به رئیس اتحادیه دوومیدانی آلمان، ماکس دانز، گفته شده که مقادیر کمی از افدرین، یک محرک سیستم عصبی مرکزی، در بدن سه بازیکن تیم ملی آلمان یافت شده است.
در واکنش به این نامه هیچ اقدامی صورت نگرفت و برخی حدس میزنند که بازیکنان ممکن است افدرین را از طریق داروی سرماخوردگی مصرف کرده باشند.
تا المپیک ۱۹۷۲ مونیخ و المپیک ۱۹۷۶ مونترال، دوپینگ سازمانیافته در میان ورزشکاران برتر آلمان غربی رایج شده بود.
با وجود موافقت بیشتر فدراسیونهای ورزشی آلمان برای شرکت در این تحقیقات و اشتراک اسناد خود، فدراسیون دوومیدانی آلمان از ارائه صورت جلسات هیأت رئیسه خودداری کرد و یکی از رؤسای سابق آن هم اجازه دسترسی به اسناد مربوط به دوپینگ را نداد.
فدراسیون فوتبال آلمان هم تنها به صورت محدود اجازه دسترسی به محققان داد و سازمانهای امنیتی هم درخواست دسترسی به اسناد مرتبط با دوپینگ آلمان شرقی و غربی را نپذیرفتند.
پس از ده سال از آغاز تحقیقات، گزارش اولیه در ۸۰۴ صفحه و با وجود سانسورهای فراوان تهیه شد. اما دسترسی به آن تنها به صورت نسخه فیزیکی و با درخواست از دولت آلمان امکان پذیر بود.
مؤسسه فدرال علوم ورزشی گزارش اولیه را مغایر با الزامات یک کار علمی خوب از نظر فرم و محتوا دانست و درخواست اصلاح آن را داد و نسخه بعدی در ۴۳ صفحه به صورت عمومی منتشر شد.
دانشگاه فرایبورگ به بخش ورزش بیبیسی اعلام کرد که متعهد به توضیح بیقید و شرط و شفاف گذشته است و استعفای پائولی و تیم محققانش و شکست آنها در ارائه گزارش نهایی را بسیار تأسفبار توصیف کرد.
این دانشگاه اکنون برخی از قسمتهای کار موقت این تیم را به صورت آنلاین در دسترس قرار داده است.
آلمان در ماه ژوئیه اعلام کرد که قصد دارد برای میزبانی بازیهای المپیک و پارالمپیک ۲۰۴۰ درخواست دهد. در صورت موفقیت، این رویداد در پنجاهمین سالگرد اتحاد مجدد کشور برگزار خواهد شد.
جنگ سرد برنده خود را داشت و اغلب این برندگان هستند که تاریخ را مینویسند و روایتها را به دلخواه خود نقل میکنند. با این حال، اسرار دوپینگ در آلمان غربی تا حدی فاش شدهاند تا این روایت مخدوش را تغییر دهند.
آلمان شرقی ورزشکاران خود را به شکلی سیستماتیک وادار به دوپینگ میکرد و هزاران نفر بدون رضایت خود دارو مصرف کردند. اما وضعیت در آلمان غربی کمی شفافتر بود و ورزشکاران آزادیهایی داشتند که ورزشکاران آلمان شرقی حتی در خواب هم نمیدیدند.
در هر حال، اکنون مشخص شده که هر دو کشور از روشهای یکدیگر استفاده میکردند و در نبرد برای مدالهای دوران جنگ سرد، هر اقدامی را برای کسب برتری مجاز میدانستند.











