انفجار پیجرها چگونه تاریخ آسیب‌های چشمی در جنگ‌ها را تغییر داد؟

چهره یک مرد با چشمان آسیب‌دیده و چفیه به گردن. یکی از مجروحان انفجار پیجرها در عملیات اسرائیل علیه جنبش شیعه حزب‌الله لبنان در سال ۲۰۲۴؛ عکس آرشیوی
توضیح تصویر، یکی از مجروحان که چشم خود را در عملیات اسرائیل علیه حزب‌الله لبنان در سال ۲۰۲۴، معروف به انفجار پیجرها، از دست داد
    • نویسنده, مروه جمال
    • شغل, بی‌بی‌سی عربی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۹ دقیقه
  • توضیح: به دلیل حساسیت موضوع، تصاویر استفاده‌شده در این گزارش متعلق به هیچ‌ یک از مصاحبه‌شوندگان نیست

ساره جفال، زن جوان لبنانی، می‌گوید: «ابتدایی‌ترین حق هر انسان این است که در خانه خود در آرامش زندگی کند. من هم در خانه‌ام زندگی آرام و امنی داشتم، تا اینکه اسرائیل با فشردن یک دکمه تصمیم گرفت این امنیت را از من بگیرد.»

او با این جملات از روزی یاد می‌کند که دو سال پیش زندگی‌اش را برای همیشه دگرگون کرد؛ روزی که هرگز برای او پایان نیافت و مسیر زندگی و آینده‌اش را به شکلی برگشت‌ناپذیر تغییر داد.

همزمان با دومین سالگرد انفجار دستگاه‌های پیجر در لبنان، پرونده‌ای پزشکی و انسانی کم‌سابقه بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است.

بر اساس پژوهشی تخصصی که گروهی از پزشکان دانشگاه آمریکایی بیروت انجام داده‌اند و در مجله بریتانیایی چشم‌پزشکی (BJO) منتشر شده است، آسیب‌های چشمی شایع‌ترین و شدیدترین جراحات ناشی از این انفجارها بوده‌اند.

این مطالعه نشان داد که بالا آوردن دستگاه پیجر و نگاه کردن سریع به صفحه آن پس از شنیدن صدای هشدار، چشم‌ها و صورت افراد را مستقیما در معرض ترکش‌ها و موج انفجار قرار می‌داد؛ موضوعی که به مواردی بی‌سابقه از تخریب کامل چشم و از دست رفتن دائمی بینایی منجر شد.

داده‌های منتشرشده همچنین نشان می‌دهد در میان نمونه افرادی که در مرکز پزشکی دانشگاه آمریکایی بیروت تحت عمل جراحی قرار گرفتند، مواردی از آسیب‌های شدید بینایی و جراحات جدی چشمی در میان زنان نیز ثبت شده است. زنان حدود ۴ درصد از کل بیمارانی را تشکیل می‌دادند که پس از این انفجارهای همزمان تحت جراحی اکتشافی قرار گرفتند.

از آن زمان، ساره نسبت به هر وسیله فناوری یا ابزار مبتنی بر هوش مصنوعی که وارد خانه‌اش می‌شود بدگمان شده و می‌ترسد مبادا حاوی مواد منفجره باشد. با این حال، با وجود آن‌که یک چشم خود و بخشی از انگشتان دستش را از دست داده است، دو سال پس از آن حادثه همچنان مصمم است به مسیر خود ادامه دهد، تحصیلاتش را در مقطع کارشناسی ارشد به پایان برساند و به آرزوهایش دست یابد. او تأکید می‌کند که این تجربه به او آموخته است قدر کوچک‌ترین نعمت‌های روزمره زندگی، از جمله امنیت و بینایی، را بیشتر بداند.

او در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی گفت: «ما چه تقصیری داریم؟ ما غیرنظامی هستیم.»

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

با وجود دشواری تعیین مستقل نسبت دقیق قربانیان غیرنظامی و نیروهای مسلح، داده‌های پزشکی نشان می‌دهد که بیشتر مجروحان انفجارهای هم‌زمان را مردان بزرگسال تشکیل می‌دادند.

در همین حال، وزارت بهداشت عمومی لبنان تأیید کرده است که این انفجارها به کشته شدن ۱۲ نفر، از جمله دو کودک، و زخمی شدن حدود ۲۸۰۰ نفر دیگر منجر شده است.

او به یاد می‌آورد که این آسیب چگونه بر تحصیلات دانشگاهی‌اش سایه انداخت؛ تحصیلاتی که به گفته خودش کاملا به «بینایی و کار با کامپیوتر» وابسته بود. او همچنین از این هراس می‌گوید که شاید دیگر هرگز نتواند خانواده‌اش را ببیند یا تحصیلاتش را ادامه دهد.

اما زمانی که توانست بینایی خود را در یک چشم حفظ کند، آن را نعمتی بزرگ دانست و با خودش عهد بست اجازه ندهد این حادثه مهم‌ترین چیزی را که هنوز در اختیار دارد از او بگیرد؛ چیزی که به گفته خودش «اراده‌اش» است.

کاو گفت: «هدف دشمن این بود که ما را در هم بشکند، منزوی‌مان کند و از میان ببرد. با وجود این‌که چشم‌هایم را از دست دادم و بخشی از انگشتان دستم را از دست دادم، تصمیم گرفتم برخیزم، درمانم را ادامه دهم و برای رسیدن به رویاهایم تلاش کنم.»

«پیش از آنکه بینایی‌ام را از دست بدهم، خانواده‌ام را بیاورید»

نمایی از بالا که بقایای پیجرهای منفجرشده را نشان می‌دهد
توضیح تصویر، بقایای پیجرهای منفجرشده

بیان طه، مادری از جنوب لبنان که یک ماه و نیم پیش از انفجار دستگاه پیجر متعلق به همسرش، کوچک‌ترین فرزندش را به دنیا آورده بود، جزئیات آن روزی را روایت می‌کند که هرگز از ذهنش پاک نشده است؛ روزی که دستگاه پیجر برخلاف همیشه، با صدایی بلند و غیرعادی شروع به زنگ زدن کرد، نه با صدای آرام و کوتاهی که به آن عادت داشتند.

همه اعضای خانواده در یک اتاق یا حوالی آن حضور داشتند. نه از روی کنجکاوی برای فهمیدن ماجرا، بلکه صرفا از سر نگرانی و برای پی بردن به علت آن صدای بلند و غیرعادی، او دستگاه را در دست گرفت و به همسرش نزدیک شد تا درباره علت زنگ عجیب آن بپرسد: «چرا این‌طور زنگ می‌زند؟ دیوانه شده؟»

او می‌گوید درست در همان لحظه، انفجار رخ داد.

او می‌گوید در سکوتی که پس از انفجار حاکم شد، بینایی یکی از چشمانش بلافاصله از بین رفت و همه‌چیز در تاریکی فرورفت؛ جز خون روی شانه پسرش محمد که هنوز آن را می‌دید.

وحشت سراسر ذهنش را گرفت: «چی شد؟ بچه‌هایم... بچه‌هایم کجایند؟! این خون محمد است؟!»

با وجود جراحت‌های شدید و خونریزی، بیان بیهوش نشد و تمام مدت هوشیار ماند. او می‌گوید زمانی که با خودرو به بیمارستان منتقل می‌شد، دستش را که از آن تنها یک انگشت و نیم باقی مانده بود، از پنجره بیرون می‌برد تا در میان ازدحام و سردرگمی مردم، راه را باز کند.

طی سه روزی که در بیمارستان بستری بود، پزشکان ابتدا بر متوقف کردن خونریزی تمرکز کردند و تنها پس از آن به درمان مستقیم آسیب‌های چشمی او پرداختند.

او می‌گوید روزهای دشواری را در هراس از فرو رفتن کامل در تاریکی سپری کرد و تنها امیدش این بود که بار دیگر عزیزانش را ببیند. او به یاد می‌آورد که مدام می‌گفت: «خانواده‌ام را بیاورید تا قبل از آنکه بینایی چشم دیگرم هم برود، آن‌ها را ببینم... این احساس را داشتم که ممکن است چشم دومم را هم از دست بدهم، چون خونریزی به چشم دیگرم هم رسیده بود.»

پس از آنکه مشخص شد بینایی چشم اولش از دست رفته است، بیان دچار بحران روحی و خستگی شدیدی شد. اما با شکرگزاری برای اندک روشنایی باقی‌مانده، از آن تلخی عبور کرد. درباره این روزنه امید می‌گوید: «خدا را شکر، هنوز امید داشتم. هنوز یک چشم داشتم که می‌توانستم با آن بچه‌هایم را ببینم.»

امروز بیان همچنان تمام‌ و کمال مادری می‌کند. با همان یک انگشت و نیم باقی‌مانده در دستش، موهای دخترش را می‌بافد. دختر کوچک از این توجه خوشحال می‌شود و با ناز و افتخار به دوستانش می‌گوید: «مامان همه کار برایم می‌کند... مامان می‌تواند به همه جزئیات زندگی‌ام رسیدگی کند.»

«کودکان پنج‌ ساله»

هواداران حزب‌الله لبنان در بیروت، هنگام گرامیداشت نخستین سالگرد عملیات اسرائیل در لبنان که صدها پیجر و دستگاه بی‌سیم مورد استفاده حزب‌الله را منفجر کرد. عکس آرشیوی است
توضیح تصویر، هواداران حزب‌الله لبنان در گردهمایی ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵ در بیروت، در مراسم نخستین سالگرد عملیات اسرائیل در لبنان که صدها پیجر و دستگاه بی‌سیم مورد استفاده حزب‌الله را منفجر کرد

بدن‌های نحیف کودکان نیز از این فناوری مرگبار در امان نماندند.

بر اساس پژوهشی از انجمن پزشکی بلایا و سلامت عمومی که توسط دانشگاه کمبریج منتشر شده و الگوی بالینی آسیب‌ها در میان گروه‌های سنی کم‌سن‌وسال (۵ تا ۱۱ سال) را بررسی کرده است، میزان و شدت آسیب‌های صورت و چشم در کودکان به‌مراتب بیشتر از بزرگسالان بوده است.

نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که کودکان دچار آسیب‌های شدید در ناحیه صورت، چشم و دست شده‌اند؛ آسیب‌هایی که در ساعات نخست پس از حادثه، به مداخلات جراحی و ترمیمی پیچیده نیاز داشتند.

در میان این کودکان، سرگذشت علی عباس بیش از همه جلب توجه می‌کند؛ پسری که چهاردهمین سالگرد تولدش همزمان با سالگرد این انفجار فرا رسید. علی تازه حدود هشت روز پس از بستری شدن در بیمارستان متوجه شد که یکی از چشمانش را از دست داده و آسیب شدیدی دیده است.

علی که بزرگ‌ترین علاقه‌اش تلاوت قرآن بود، ناگهان خود را در وضعیتی یافت که به دلیل ضعف شدید بینایی، دیگر نمی‌توانست مانند گذشته مطالعه و قرائت کند.

با این حال، علی توانست به مدرسه بازگردد و بیش از هر چیز به حس شنوایی خود تکیه کند تا کمبود بینایی‌اش را جبران کند. او می‌گوید با وجود اینکه دیدن هر وسیله‌ای شبیه پیجر، جزئیات روزی را که مجروح شد به یادش می‌آورد، دچار ترس شدید از تلفن‌های همراه یا وسایل الکترونیکی نشده و تا جایی که بتواند از آنها استفاده می‌کند.

او امروز با نگاهی سرشار از عزم و اراده به آینده می‌نگرد. علی که به دلیل ضعف شدید بینایی دیگر نمی‌تواند مانند گذشته مطالعه کند و بیش از هر چیز به حافظه و شنوایی خود متکی است، تصمیم گرفته توان و انرژی خود را صرف تحصیل در رشته روان‌پزشکی کند.

او گفت: «احساس کردم این کار به من می‌آید و می‌توانم با آن به جامعه کمک کنم، مشکلات و غصه‌های مردم را بشنوم و با هم برای حلشان تلاش کنیم.»

اما در حالی که علی در کنار دوستانش فوتبال بازی می‌کند و زندگی روزمره‌اش را ادامه می‌دهد، بزرگ‌ترین آرزویش همچنان ادامه تحصیل و موفقیت است.

زنی تصویر یک نیروی حزب‌الله را در دست گرفته که چشم‌هایش باند پیچی شده است

از منظر پزشکی، دکتر علی شکر، متخصص پیوند قرنیه و جراحی ترمیمی چشم، توضیح می‌دهد که خطر انفجار دستگاه‌های پیجر تنها به شمار زیاد مجروحان محدود نمی‌شد، بلکه به ماهیت و نوع جراحات نیز مربوط بود. به گفته او، قرار گرفتن دستگاه در فاصله‌ای نزدیک به صورت و دست‌ها باعث شد انرژی انفجار و ترکش‌ها مستقیما به بخش‌هایی از بدن برخورد کنند که از حساس‌ترین نقاط به شمار می‌روند.

دکتر علی شکر، متخصص پیوند قرنیه و جراحی ترمیمی چشم، می‌گوید دشوارترین بخش کار برای جراحان چشم در چنین مواردی، درمان بیماران جوان است؛ چون سرنوشت درمانی آنها اغلب به ساعات نخست پس از آسیب بستگی دارد.

او می‌گوید: «در این شرایط، مهم‌ترین پرسش این است: آیا می‌توان چشم را نجات داد؟ آیا می‌توان دست‌کم بخشی از بینایی را حفظ کرد؟»

دکتر علی شکر تاکید می‌کند که درمان جراحی این آسیب‌ها چالشی کم‌سابقه برای پزشکان ایجاد کرد؛ چون آنها با یک جراحت ساده و منفرد روبه‌رو نبودند، بلکه باید آسیب‌هایی پیچیده را درمان می‌کردند که شامل ترکش‌ها، پارگی‌های عمیق در قرنیه و صلبیه چشم، آسیب به پلک‌ها و صورت و همچنین، در بسیاری از موارد، جراحت در هر دو چشم بود.

پیگیری‌های انجام‌شده نشان می‌دهد میزان بالایی از آسیب‌های موسوم به «چشم باز» و نیز ورود و باقی ماندن اجسام خارجی در داخل کره چشم در میان مجروحان مشاهده شده است؛ آسیب‌هایی که در بسیاری از موارد به از دست رفتن کامل یا بخشی از بینایی منجر شده‌اند.

او افزود: «ما به‌عنوان چشم‌ پزشک به دیدن آسیب‌هایی مانند جراحت‌های چشمی ناشی از انفجار عادت داریم، اما آنچه در انفجار پیجرها با آن روبه‌رو شدیم، الگویی کاملا متفاوت بود. پژوهش‌های پزشکی که این موارد را پیگیری کردند، میزان بالایی از جراحت‌های باز چشم، اجسام خارجی داخل چشم و آسیب‌هایی را نشان دادند که به از دست رفتن بینایی یک یا هر دو چشم منجر شده بود.»

دکتر علی شکر، فارغ از تشخیص‌های پزشکی و اصطلاحات پیچیده جراحی، در پایان پیامی برای همه کسانی دارد که آثار این انفجار را بر بدن یا چشمان خود حمل می‌کنند. او می‌گوید: «شما فقط اعدادی در گزارش‌های پزشکی نیستید؛ شما داستان‌ها، زندگی‌ها و رویاهایی هستید که برای لحظه‌ای متوقف شدند، اما به پایان نرسیدند.»

اسرائیل بعدتر مسئولیت این حمله را پذیرفت و اعلام کرد که هدف آن «عناصر حزب‌الله» بوده‌اند.

خط خاکستری

۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶: در نسخه قبلی این مقاله، به نقل از مجله چشم‌پزشکی بریتانیا (British Journal of Ophthalmology) نوشته شده بود که بیشتر قربانیان عملیات پیجرها کودکان و زنان بوده‌اند؛ موضوعی که در پژوهش مورد اشاره مطرح نشده بود. بر این اساس، مقاله بازبینی و اصلاح شد، منابع جدیدی به آن افزوده شد و تغییرات تحریریه‌ای در آن اعمال شد.