گسترش نفوذ حوثیها در آفریقا؛ ایران چه نقشی دارد؟

منبع تصویر، AFP via Getty Images
- نویسنده, سمیه نصر
- شغل, بیبیسی عربی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
جنبش انصارالله حوثی یمن پس از تصرف اخیر مناطق راهبردی نزدیک تنگه بابالمندب و موفقیت در حمله به اهدافی در عمق خاک عربستان سعودی، قدرتمندتر و بانفوذتر به نظر میرسد. این رویدادها بازتاب پیشرفت چشمگیر تواناییهای نظامی حوثیها در سالهای اخیر است.
این دستاوردها در شرایطی به دست آمدهاند که شواهد فزایندهای از گسترش حضور و روابط حوثیها در آن سوی دریای سرخ وجود دارد. گزارشی که «بنیاد قرن»، موسسه پژوهشی غیرانتفاعی آمریکایی مستقر در نیویورک، منتشر کرد، روابط رو به گسترش میان گروه انصارالله حوثی و گروههای مسلح در منطقه شاخ آفریقا را مستند کرده است.
پیشتر نیز گزارشی از سازمان ملل شواهدی درباره انتقال سلاح و افراد و آموزش میان حوثیها و یکی از این گروهها، یعنی جنبش اسلامگرای الشباب سومالی وفادار به القاعده، ارائه کرده بود.
روابطی که حوثیها در شاخ آفریقا برقرار کردهاند تا چه اندازه عمیق است؟ آیا همانطور که گزارش بنیاد قرن اشاره میکند، شاهد شکلگیری شبکهای منطقهای هستیم؟ و آیا گسترش روابط میان گروههای مسلح در دو سوی دریای سرخ ممکن است به پیوند خوردن درگیریهای موجود بینجامد؟
روابط با «الشباب»: از همکاری منفعتمحور تا شراکت راهبردی
ندوه الدوسری، پژوهشگر مرکز گروههای مسلح و یکی از نویسندگان گزارش بنیاد قرن، به بیبیسی عربی میگوید بسیاری از روابط حوثیها در شاخ آفریقا در ابتدا به منفعت متقابل و معامله محدود بود: «حوثیها همواره برای انتقال سلاح، افراد و کالا به قاچاقچیان و شبکههای تبهکاری در شاخ آفریقا متکی بودهاند، اما دریافتیم که این روابط بهطور چشمگیری گسترش یافتهاند، بهویژه پس از رویدادهای هفتم اکتبر.»
روشنترین شواهد گسترش روابط حوثیها در این منطقه از سومالی است که بر اساس گزارش بنیاد قرن و گزارش هیئت کارشناسان سازمان ملل، روابط انصارالله و «جنبش الشباب المجاهدین» در سالهای گذشته بهطور محسوسی توسعه یافته است.
گزارش سازمان ملل که اواخر سال گذشته منتشر شد، نشان میدهد همکاری دو طرف بهشدت عمیقتر شده و قاچاق سلاح و آموزشهای فنی، از جمله در زمینه تاکتیکهای عملیاتی، تبادل تجربههای نظامی و پشتیبانی لجستیکی را در بر گرفته است. این همکاری ممکن است نهفقط امنیت و ثبات یمن، بلکه کل منطقه را تهدید کند. گزارش، هدف این همکاری با الشباب را فراتر از رابطهای مبتنی بر منفعت متقابل توصیف کرده و آن را بخشی از راهبرد حوثیها برای افزایش نفوذشان در منطقه دانسته است.
گزارش سازمان ملل به توقیف سلاح و مواد منفجره قاچاقشده از یمن بهدست مقامهای سومالی و اعتراف یک شهروند سومالیایی وابسته به الشباب اشاره میکند. او به هماهنگی با حوثیها و کمک به تسهیل سفر حدود ۴۰۰ سومالیایی برای دریافت آموزش نظامی و ایدئولوژیک در مناطق تحت کنترل حوثیها در یمن اعتراف کرده است.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
گزارش میافزاید هیئت کارشناسان اطلاعاتی از منابع مسئول دریافت کرده که نشان میدهد الشباب در استان حضرموت حضور عملیاتی دارد و مأموریت اصلی هستههای سومالیایی مستقر در آنجا، خرید سلاح از عناصر وابسته به حوثیها و قاچاق آن به سومالی است.
گزارش بنیاد قرن با عنوان «از نیروی تابع تا مرکز محوری: حوثیها در آفریقا» از تلاش حوثیها برای آموزش نیروهای تازهجذبشده سومالیایی در یمن سخن میگوید و گزارش میدهد که کارشناسان حوثی به مناطق تحت کنترل الشباب در سومالی سفر کردهاند. این گزارش همچنین به آموزش در زمینههایی مانند ساخت بمبهای دستساز، تغییر پهپادها برای سازگار کردن آنها با نیازهای مشخص و نگهداری سلاح اشاره میکند.
الدوسری میگوید حوثیها «جای پای گستردهتری در شاخ آفریقا به دست میآورند، از جمله شبکهها، روابط و نفوذ میدانی؛ در حالی که الشباب از سلاح، فناوری و تجربههای نظامیای بهره میبرد که حوثیها در بیش از یک دهه جنگ در یمن اندوختهاند».
در این زمینه، عبدالغنی الزبیدی، تحلیلگر و کارشناس نظامی نزدیک به جنبش انصارالله حوثی، برقراری هرگونه رابطه میان حوثیها و الشباب سومالی را بعید دانست و الشباب را «دارای گرایش تکفیری و تندرو» توصیف کرد.
او به بیبیسی گفت: «بر اساس شواهد و اطلاعات موجود، برقراری هرگونه رابطه میان انصارالله و جنبش الشباب در سومالی ناممکن است و صرفنظر از ماهیت منافع، اساساً مطرح نیست که صنعا با چنین جریانهایی وارد رابطه شود.» او همچنین پرسید: «در شرایط جنگی کنونی، چگونه ممکن است صنعا در حال صادرات سلاح به سومالی باشد؟»
الزبیدی همچنین در دقت گزارشهای سازمان ملل در این زمینه تردید کرد و گفت آنها «اغلب بر گزارشهای غربی یا آمریکایی تکیه دارند، بدون آنکه سازوکاری مستقل برای راستیآزمایی اطلاعاتشان وجود داشته باشد».
حزام الاسد، عضو دفتر سیاسی جنبش انصارالله در صنعا، نیز با الزبیدی همنظر بود و به بیبیسی گفت برخی گزارشهای سازمان ملل بر «اطلاعات و منابع سعودیِ گمراهکننده و مغرضانه» متکی هستند. او از این سازمان خواست، به تعبیر خودش، بر رنج مردم یمن «ناشی از محاصره و تجاوز عربستان سعودی» تمرکز کند.

منبع تصویر، Getty Images
باید اشاره کرد که حوثیها و الشباب اهداف متفاوتی دارند و در محیطهای متفاوتی فعالیت میکنند. از نظر ایدئولوژیک نیز با یکدیگر تفاوت دارند: حوثیها پیرو مذهب شیعه زیدیاند، در حالی که اعضای الشباب سنی هستند. آیا رابطه دو طرف همچنان منفعتمحور و اساسا مبتنی بر منافع باقی میماند یا میتواند فراتر از آن برود؟
پروفسور استیگ یارل هانسن، استاد علوم سیاسی دانشگاه علوم زیستی نروژ و نویسنده کتاب «الشباب در سومالی: تاریخ و ایدئولوژی یک جنبش مسلح اسلامگرا»، به بیبیسی عربی میگوید: «با توجه به اختلافهای ایدئولوژیک، از جمله این احتمال که چنین رابطهای نیروهای جذبشده به الشباب را دلزده کند، فکر میکنم ماهیت آن منفعتمحور است.»
هانسن اضافه میکند: «شاید برخی رهبران الشباب بخواهند از مهارت حوثیها در ساخت پهپاد بهره ببرند. بهطور کلی، الشباب توانسته مازاد مالی بزرگی ایجاد کند که ممکن است عامل جذب حوثیها باشد.»
اما الدوسری معتقد است رابطه دو طرف ممکن است در آینده پیوند مستقیمی میان درگیری یمن و درگیری سومالی ایجاد کند که گسستن آن دشوار باشد.
سومالی حدود دو دهه است شاهد درگیری مسلحانه میان دولت موگادیشو و الشباب است. او میگوید: «وقتی روابط شخصی، مسیرهای آموزشی، راههای انتقال سلاح و کانالهای انتقال تجربه فنی ایجاد کنند، همه اینها میتوانند ادامه یابند، حتی اگر شرایط سیاسی که در ابتدا دو گروه را به هم نزدیک کرد، تغییر کند. همین موضوع است که این رابطه را بهویژه نگرانکننده میکند.»
حضور گستردهتر در دو سوی دریای سرخ
سومالی تنها کشور شاخ آفریقا نیست که توجه حوثیها را جلب کرده است. گزارش بنیاد قرن از جیبوتی، سودان و اریتره بهعنوان کشورهای دیگری نام میبرد که شاهد گسترش فعالیتها و شبکههای حوثیها هستند یا شرایطی دارند که ممکن است در آینده فرصتهایی برای گسترش نفوذ این گروه فراهم کند.
جغرافیا شاید به توضیح دلایل علاقه حوثیها به متنوع کردن منابع تامین مواد خام و قطعات لازم برای ساخت سلاحهایشان کمک کند، بهویژه در جیبوتی که در ورودی جنوبی دریای سرخ، درست روبهروی یمن قرار دارد و یکی از مهمترین بنادر منطقه، بندر جیبوتی، مشرف به مدخل تنگه بابالمندب، در آن واقع شده است.
گزارش میگوید این بندر به مرکزی برای عملیات قاچاق حوثیها تبدیل شده و آنها از زیرساخت تجاری و شبکههای حملونقل قانونی برای تهیه تجهیزات و قطعات مورد نیازشان استفاده میکنند و سپس آنها را به یمن میفرستند.
در این زمینه، الزبیدی، نزدیک به جنبش انصارالله حوثی، گفت بندر جیبوتی زیر نظر سازوکار راستیآزمایی سازمان ملل قرار دارد. او پرسید با توجه به حضور مداوم آمریکاییها و سعودیها برای نظارت بر آنچه در بندر میگذرد، چگونه میتوان این جنبش را به قاچاق محموله از طریق آن متهم کرد؟
بر اساس گزارش، حوثیها از میانه سال ۲۰۲۴ حمایت از ارتش سودان در درگیری با نیروهای پشتیبانی سریع را آغاز کردند. گزارشهایی حاکی از آن بود که آنها به نیابت از ایران سلاح سبک به ارتش سودان منتقل کردهاند.
گزارش بنیاد قرن به نقل از چند منبع، به حضور عناصر حوثی در بندر پورتسودان اشاره میکند که از آن بهعنوان مرکز لجستیکی و مالی استفاده میکنند و نیز از انتقال سلاح و افراد در هر دو جهت دریای سرخ خبر میدهد. با وجود افزایش شواهد در پشتیبانی از این ادعاها، گزارش تأکید میکند که آنها قطعی نیستند.
گزارش بنیاد قرن میگوید حوثیها ممکن است با کمک ایران در حال بازسازی روابط خود با اریتره باشند و شاید از آن بهعنوان نقطه عبور سلاحهای عازم یمن استفاده کنند. اما شواهد موجود در منابع باز تاکنون فعالیت در محلهای ادعایی قاچاق را بهطور قطعی تائید نکردهاند.
الدوسری میگوید نبود شواهد قطعی نباید «باعث شود بر آنچه در شاخ آفریقا میبینیم چشم ببندیم». او اضافه میکند: «درسی از درگیری یمن گرفتهایم: نباید بهدلیل کافی نبودن شواهد، حوثیها را دستکم گرفت. یادم میآید یک دهه پیش، بحثهای زیادی درباره میزان حمایت ایران از حوثیها وجود داشت که تا حدی ناشی از نبود شواهد محکم بود. تا زمانی که شواهد انکارناپذیر شد، حوثیها تواناییهای نظامی چشمگیری ایجاد کرده بودند، روابطشان با ایران قویتر شده بود و مقابله با آن دشوارتر شده بود.»
عبدالغنی الزبیدی درباره روابط با اریتره میگوید: «امیدوارم روابطی وجود داشته باشد و اریتره حاکمیت صنعا را به رسمیت بشناسد.» اما او معتقد نیست که طرف اریترهای اساسا در پی برقراری رابطه با جنبش انصارالله حوثی در یمن باشد. او به شکایتهای یمنیها از رهگیری ماهیگیران یمنی بهدست نیروهای اریتره در آبهای سرزمینی یمن اشاره میکند و همچنین به نگرانیهای صنعا از احتمال برقراری روابط اریتره با آمریکا که ممکن است برای یمن خطرآفرین باشد.

آیا شاهد شکلگیری شبکهای منطقهای هستیم؟
گزارش بنیاد قرن معتقد است گسترش حضور حوثیها در شاخ آفریقا، در امتداد دریای سرخ و خلیج عدن، مشابه تلاشهایی است که ایران و حزبالله لبنان در آغاز قرن حاضر برای ایجاد شبکههایی از گروههای مسلح در خاورمیانه انجام دادند؛ شبکههایی که بعدها به آنچه «محور مقاومت» نامیده میشود تبدیل شدند. به باور این گزارش، حوثیها میکوشند جایگاه خود را بهعنوان مرکز تازه این محور تثبیت کنند.
با این حال، پروفسور هانسن میگوید توصیف روابط فعلی به عنوان نمود شکلگیری یک شبکه منطقهای گسترده از گروههای مسلح، «بهطور قابل توجهی اغراقآمیز» است. او افزود: «فعالیتهای حوثیها در آفریقا هنوز محدود است و در مقایسه با فعالیتهای ایران، بسیار کمتر گسترده است.»
نقش ایران نیز بر پیچیدگی این موضوع میافزاید. تهران و حوثیها روابطی نزدیک و ائتلافی مستحکم دارند و حوثیها از حمایت نظامی ایران بهره بردهاند، اما در عین حال در توسعه و ساخت سامانههای تسلیحاتی بومی خود نیز پیشرفت کردهاند. همچنین رابطه آنها با تهران به این معنا نیست که ایران کنترل کامل بر آنها دارد.
هانسن میگوید: «حوثیها با ایران همپیمان هستند، اما مهرهای نیستند که تهران آنها را هر زمان بخواهد به حرکت درآورد. متحدان حوثیِ ایران ممکن است از تهران حمایت کنند، مگر آنکه این حمایت هزینه سنگینی برایشان در پی داشته باشد.»
بنابراین پرسش این است: آیا نشانههایی وجود دارد که نشان دهد روابط حوثیها با گروههای مسلح در شاخ آفریقا در حال تبدیل شدن به شبکهای منطقهای است که بتواند دوام بیاورد و مقاومت کند؟
عبدالغنی الزبیدی روابط جنبش انصارالله حوثی با کشورهای شاخ آفریقا را «محدود» توصیف میکند و میگوید: «امیدواریم بتوانیم در هر یک از کشورهای ساحلی دریای سرخ یا کشورهای نزدیک به خودمان، نفوذ امنیتی، سیاسی یا اقتصادی پیدا کنیم، اما فکر میکنم حوثیها امروز به چگونگی تامین مواد غذایی و سلاح فکر میکنند و ما اکنون در وضعیت جنگی هستیم.»
الدوسری میگوید تعیین میزان گسترش این روابط دشوار خواهد بود، چون احتمالا همچنان پنهانی ادامه خواهند یافت: «اما آنچه زیر نظر خواهم گرفت، شواهد انتقال واقعی تواناییهاست: اینکه الشباب یا هر گروه مسلح دیگری در شاخ آفریقا از پهپادها یا سلاحهایی استفاده کند که نشاندهنده فناوری حوثی یا ایرانی باشد؛ حملات دریایی یا عملیات دزدی دریایی پیچیدهتر یا هماهنگتری در خلیج عدن و غرب اقیانوس هند انجام شود؛ حضور حوثیها در سومالی افزایش یابد؛ یا عملیات قاچاق، آموزش و لجستیک پیچیدهتر و هماهنگتر شود.»
الدوسری میگوید اگر این پیوندها عمیقتر شوند، تهدیدها علیه امنیت کشتیرانی در بابالمندب و خلیج عدن ممکن است گستردهتر و سازگارتر با شرایط شوند و در نتیجه شناسایی، انتساب آنها به طرفی مشخص یا خنثی کردنشان دشوارتر شود.



































