هدیههای گرانبها پشت در مقامهای افغان

- نویسنده, هارون نجفیزاده
- شغل, بیبیسی فارسی
در دل چوب ظریف با حاشیههای حکاکی شده به نام افغانستان، تخته سنگی شطرنج سیاهوسفید نقش بسته است. قطار مهرههای پیاده روی آن صف کشیده که در دفاع از مهرههای قدرتمند شاه و وزیر سینه سپر کردهاند.
پهلوی این اثر گرانبها رباعیات عمر خیام به زبانهای فارسی، عربی، فرانسه و انگلیسی در یک مجموعه نفیسی با جلد میناتوریشده معشوق خیالی آرمیدهاست.
این ترکیب قشنگ که اتاق مجلل یکی از وزیران دولت افغانستان را آراسته دو هدیهای است که برای جلب توجه وزیر به مناسبتهای گوناگون آورده شدهاست.
آقای وزیر که به دلیل حساسیت موضوع نمیخواهد از او نام ببرم، از اشتیاق به بازی شطرنج میگوید و آن را با ترفندهای سیاسی پیچیده در دولت افغانستان مقایسه میکند و از عشقش به سرودههای آرامشبخش خیام حکایتی دارد.

روشن است که هدیهدهنده توانسته دل وزیر را به خوبی برباید.
در واقع، هدیه برای اظهار دوستی داده میشود. اما مواردی پیش میآید که هدف دیگری پشت آن نهفته است؛ بهویژه وقتی که موضوع رابطه بین کارمند و مشتری در میان باشد.
در بسیاری از سازمانها حتی قوانینی برای گرفتن یا رد کردن هدیه وضع شدهاست.
در غرب کابل مسئول "تابلوفرش" قفل مغازهاش را با امید و اشتیاق باز میکند.
جواد فجر، طراح و بافنده در چهار سال گذشته طرح جدیدی روی دست گرفته که هدفش پیاده کردن پرتره روی فرش دیواری است.
در این مدت او دو دسته مشتری خاص پیدا کرده است: تازهنامزدان و تازه به دوران رسیدگان.
جوانانی که به امید شروع زندگی خوش و آرام به فکر به دست آوردن دل نامزدان خود هستند، چهرههای آنان را روی فرشها ماندگار میکنند.
از طرف دیگر، کسانی هستند که این روش تازه را برای دادن هدیه به مقامها اختیار کردهاند تا پیش چشم آنها را بگیرند.
ولی در بخشی از کار جواد گاهی گرههایی میافتد. تا او بافت تابلوی برخی مقامها را تکمیل میکند، آنها برکنار میشوند. چون به نظر میرسد رابطه مردم با مقامهای دولتی تا وقتی است که آنها بر سر کار اند.
وقتی من از مغازه او دیدن کردم، تابلوهای آماده شده دستکم اسحاق الکو، دادستان پیشین، مبارز راشدی، وزیر پیشین مبارزه با مواد مخدر و عبدالحق شفق، والی پیشین فاریاب و دایکندی روی دیوارش آویزان بود، ولی از سفارش دهندگان خبری نه.

آقای فجر میگوید که ارزش هر یک از این قالینچهها نزدیک به صد دلار است و برخی از مشتریان برای تخفیف چانهزنی میکنند. با وجود این، مواردی زیادی پیش آمده که این تابلوها روی دستش مانده است.
او میگوید دو سال پیش وقتی کسی تابلوی آقای شفق را سفارش داد، والی برکنار شد و مشتری گرچه ۱۵۰۰ افغانی پیش پرداخت کرده بود، دیگر هرگز نیآمد. روزهای بسیاری از برکناری آقای شفق گذشت. گرچه این تابلو به دست آقای شفق نرسید، ولی در ۱۱ سالی که او والی بود، هدیههای بسیاری به او پیشنهاد شد.
ما توانستیم آقای شفق را در دفتر حزب حراست اسلامی افغانستان در کابل پیدا کنیم و مسئله تابلوی آویزانش را با او در میان بگذاریم.
این والی پیشین میگوید که مردم در شهرهای مختلف به او بره گوسفند، گوسفند فربه، چپن و حتی پول نقد هدیه دادهاند که بیشتر آنرا صرف خرج امور دولتی کرده است.
او میگوید در یک مورد رئیس یک شرکت معدنکاری بستهای روی میزش گذاشت و فورا خارج شد. وقتی که بسته را دستیارش باز کرد، دید که دو هزار دلار گذاشته است.

آقای شفق میگوید تا خواست پول را برگرداند، این شخص رفته بود و مقامهای محلی در رادیو اعلام کردند که این شخص دو هزار دلار به دولت کمک کرده و این مبلغ را برای تامین مایحتاج افرادی که پشت در والی برای کمک در زمستان سخت فاریاب جمع شده بودند، خرج کردند.
این مقام ارشد میگوید بسیاری از هدیههایی را که گرفته به اداره هلال احمر اهدا کرده است، گرچه ممکن است ثبت نشده باشد.
مقامهای متعددی که با بیبیسی صحبت کردند، از انواع هدیههایی پرده برداشتند که یا خود گرفتهاند یا به مقامهای دیگری دادهاند. یک مقام ارشد گفت وقتی او به منصب تازهای رسید، به او کلاشنیکف هدیه دادند. مقام دیگری به ساعت سوئیسی گرانبهایش اشاره کرد و گفت که آن را هدیه گرفته و مثل آن به مقام بالاتری هدیه داده است. از انواع هدایای دیگری مانند الماس، کلاه قرهقل، عطر، تلفن همراه و حتی میوه هم نام برده شده است.
کاغذپرانی دستوپاگیر در ادارات دولتی افغانستان که همچنان درگیر چرخه حکومتداری سنتی است، خیلیها را به خوش خدمتی به مسئولان وامیدارد. شاید گاهی تنها راه گرفتن امضا برای پیشبرد امور همین باشد.
نهادهایی که در راه ایجاد دولت شفاف و مسئول کار میکنند، داد و ستد هدیه را زیر نظر دارند.

اکرام افضلی، رئیس دیدبان شفافیت میگوید که هدیه در واقع راهی دیگر برای دادن رشوه است.
او میگوید هر هدیهای که به مقامها داده میشود، اول نباید پذیرفته شود، اما اگر چاره ای نبود مقدار آن باید پایینتر از ۱۵ دلار باشد و آن وقت که پذیرفته شد، باید ثبت دولت شود.
اما در دولتی که قانون روشنی برای گرفتن یا نگرفتن هدیه وجود ندارد، بسیاری از مقامها دریافت هدیه را نشانهای از مهرورزی مردم به خود میدانند.











