شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
گیلانی از رهبری فرقه قادریه تا ریاست شورای عالی صلح افغانستان
- نویسنده, محمداکرم عارفی
- شغل, استاد دانشگاه
پیر سید احمد گیلانی یکی از سیاستمداران میانهرو جهادی و رئیس "شورای عالی صلح" در دولت وحدت ملی افغانستان در روز شنبه (دوم دلو/بهمن) در سن ۸۴ سالگی بر اثر عارضه قلبی در شفاخانهای در کابل در گذشت. گیلانی از جمله سیاستمداران پرسابقهای بود که از دوران نظام سلطنتی ظاهرشاه تا کنون در عرصه سیاسی افغانستان به نحوی فعال بوده است. نوشته حاضر در نظر دارد مروری بر زندگی سیاسی این سیاستمدار پرسابقه افغانی انداخته و کارنامه سیاسی او را بررسی کند.
تبار و تحصیل
سید احمد گیلانی پسر سید حسن گیلانی در سال ۱۳۱۱ش/۱۹۳۲م در ولسوالی (فرمانداری) سرخ رود ولایت (استان) ننگرهار (بعضی منابع کابل) متولد گردید. نسب او اصالتاً به عالم و صوفی مشهور قرن پنجم و ششم هجری (۴۵۶-۵۴۴ ه.ش/۱۰۷۷-۱۱۶۶م) عبدالقادر گیلانی بنیانگذار فرقه صوفیه قادریه بر میگردد. پدر او در سال ۱۲۸۴ ش(۱۹۰۵م) به عنوان مبلغ و نقیب از بغداد به افغانستان آمد و در ننگرهار اقامت گزید.
سید احمد گیلانی تحصیلات متوسطه را در مدرسه "ابوحنیفه" کابل به پایان برد و سپس وارد دانشکده شرعیات کابل شد و مدرک لیسانس را در سا ل ۱۳۴۳از این دانشکده دریافت نمود.
رابطه با خاندان شاهی
نظام سلطنتی معاصر افغانستان که یکی از پایههای مشروعیتش بر مذهب استوار یافته بود، همواره رابطه نزدیکی با رهبران مذهبی از جمله رهبران دو فرقه پر نفوذ تصوف قادری (خاندان گیلانی) و نقشبندی (خاندان مجددی) داشت. در این میان خاندان مجددی (متعلق به فرقه نقشبندی) که مقیم محلۀ شوربازار کابل بوده و در میان مردم پایتخت از شهرت بیشتری برخورداربود، توانسته بودند نقش برجستهتری را در دستگاه سلطنتی به خود اختصاص دهد. خانواده مجددی بالاترین مقامات مذهبی دولتی مانند وزارت عدلیه را در زمان امانالله، نادرخان و اوایل ظاهرشاه در اختیار داشت.
خاندان گیلانی گرچند به لحاظ مدارج رسمی مذهبی، قابل رقابت با خانواده پیر شوربازار در دستگاه سلطتنی نبود، اما با توجه به جایگاه معنوی و اجتماعی برجستهشان بهخصوص در ولایات شرقی افغانستان، همواره مورد توجه محمدظاهر شاه قرار داشت. همین قرابت سیاسی-مذهبی زمینه پیوند خانوادگی میان خانواده گیلانی و شاهی را نیز فراهم کرد و سید احمدگیلانی در سال ۱۳۳۰ با دختر امیر حبیبالله خان ازدواج کرد.
سید احمد گیلانی بعد از وفات برادرش، سید علی گیلانی، در سال ۱۳۴۱ش وظیفه ارشاد و رهبری پیروان فرقه قادریه را به عهده گرفت. او در کابل رابطه نزدیکی با محمدظاهر شاه داشت و تا زمان [ختم] سلطنت ظاهر شاه در سال ۱۳۵۲ مشاور غیررسمی شاه بود.
تاسیس حزب محاذ ملی
کودتای کمونیستی ۷ ثور سال ۱۳۵۷ سرآغاز تغییرات سیاسی، اجتماعی و ایدئولوژیکی عمیقی در افغانستان شد. پیوند دیرینه دین و سیاست - که در نظام سلطنتی مشروطه همچنان پا برجا مانده و در دوران جمهوری داود (۵۷- ۱۳۵۲) نیز تا حدودی حفظ شد - در دولت پس از کودتای ۷ ثور کاملا ازهمگسست و طبقات اجتماعی قدرتمند سنتی، مورد تهاجم رژیم جدید قرار گرفت. سید احمد گیلانی همانند بسیاری چهرههای مذهبی و سیاسی افغانستان، شرایط ماندن در افغانستان را ناگوار دید و به پاکستان پناهنده شد.
از اواخر سال ۱۳۵۷ تقابل میان جامعه سنتی و مذهبی افغانستان با دولت تحت حاکمیت حزب دموکراتیک خلق شدیدتر شد و قیامهای مردمی برای براندازی نظام کمونیستی رو به گسترش نهاد. سید احمد گیلانی همانند تعدادی دیگر از چهرههای متنفذ مذهبی و سیاسی مهاجر در پاکستان، اقدام به تشکیل احزاب جهادی نمودند تا جهاد علیه رژیم کمونیستی در افغانستان را رهبری کند.
گیلانی در ماه ثور ۱۳۵۸ حزب محاذ ملی اسلامی افغانستان را در پیشاور تأسیس کرد. او با پسر برادرش سید اسحق گیلانی به سرحد پکتیا رفت و مردم را به جهاد ترغیب کرد. حزب محاذ ملی دارای گرایش میانهروانه سیاسی و دینی بوده و از بازگشت نظام سلطنتی در افغانستان پشتیبانی میکرد.
علیرغم غلبه فضای رادیکال دینی ناشی از تضاد اسلام و مارکسیسم در دوران جهاد، محاذ ملی تفسیر کثرتگرایانه در عرصه سیاست و دین، سنت و مدرنیسم و قومیت و ملیت را در پیش گرفت. محاذ ملی در اساسنامه خود بر ایجاد نظام دموکراتیک مبتنی بر انتخابات و رعایت آزادیهای فردی تأکید کرده است. گیلانی در اواخر دهه ۱۳۶۰ شمسی که روند مذاکرات سیاسی ژنو شدت گرفت، از طرح لویه جرگه به عنوان مکانیسمی برای حل بحران مشروعیت و تعیین زعامت سیاسی آینده کشور با بازگشت ظاهرشاه به قدرت حمایت کرد.
گیلانی در دوران جهاد یکی از طرفداران جدی اتحاد گروههای جهادی مقیم پاکستان بود. او در چندین اتحاد سیاسی احزاب جهادی مقیم پاکستان شرکت کرد. پس از تشکیل اتحاد هفتگانه احزاب جهادی مقیم پاکستان در سال ۱۳۶۴/۱۹۸۵ محاذ ملی یکی از اعضای اتحاد هفتگانه شد. گیلانی در سال ۱۳۶۶/۱۹۸۷ ریاست دورهای اتحاد هفتگانه مجاهدین را نیز به عهده داشت. در سال ۱۳۶۸/۱۹۸۹ هنگامی که دولت موقت مجاهدین در پیشاور تشکیل شد، گیلانی مقام قاضیالقضاتی این دولت را عهدهدار شد.
مهاجرت به اروپا
پس از تشکیل دولت مجاهدین در ۸ ثور ۱۳۷۱ در کابل، گیلانی برای مدتی وزیر خارجه دولت مجاهدین بود و از دولت برهانالدین ربانی پشتیبانی کرد. اما تحولات بعدی افغانستان که صحنه را به رویاریی نظامی گروههای جهادی در کابل سوق داد، گیلانی منتقد دولت ربانی شد و مشروعیت دولت ربانی را که در پی اجلاس شورای «حل و عقد» در کابل به وجود آمده بود، زیر سوال برد.
با ظهور جنبش طالبان در سال ۱۳۷۳/۱۹۹۴ در افغانستان، حزب محاذ ملی گیلانی عملا از فعالیت در صحنه سیاسی-نظامی افغانستان باز ماند. گیلانی با اعضای خانواده و جمعی از هوادارانش به اروپا رفت. گیلانی در اروپا بهخصوص در لندن روابط سیاسی خویش را با فعالان تکنوکرات افغانی از جمله اعضای حزب افغان ملت برقرار و در روند گفتوگوهای صلح سازمان ملل یک بار دیگر از بازگشت ظاهرشاه به قدرت حمایت کرد. گیلانی رابطه نزدیکی با "گروه رم" - که از هواداران ظاهرشاه تشکیل شده بود - داشت. او در اجلاس بن در آلمان [در نوامبر و دسامبر ۲۰۰۱] شرکت کرد و طرفدار تقسیم قدرت میان گروه رم و جبهه متحد شمال که دولت ربانی از آن نمایندگی میکرد شد.
گیلانی، دولت جدید و ریاست شورای عالی صلح
گیلانی به دلیل تفکر میانهروانه و آشتی جویانهای که داشت، از توافقنامه بن و روند شکلگیری دولت جدید در افغانستان حمایت کرد. هرچند جبهه متحد شمال مانع از بازگشت ظاهرشاه به قدرت و برگزاری لوی جرگه سنتی برای تعیین رهبری سیاسی آینده که گیلانی از آن حمایت میکرد، شد اما این اختلاف سیاسی مانعی در مسیر مشارکت گیلانی در دولت جدید نشد. او وزرایش را در دولت موقت حامد کرزی معرفی کرد و خودش نیز در لوی جرگه تصویب قانون اساسی سال ۱۳۸۲ شرکت کرد.
گیلانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۳ از نامزدی محمداشرف غنی حمایت کرد. اما سیاستی که از سوی رئیس جمهور غنی در پیش گرفته شد، به نظر میرسید که روند انتقال قدرت از رهبران قدیمی و عمدتا جهادی به تکنوکراتهای جوان و سکولار و نیز غیر حزبیسازی قدرت را سرعت بیشتر بخشیده است. این نگرانی زمینه را برای شکلگیری "شورای احزاب جهادی و ملی" متشکل از یازده حزب طرفدار رئیس جمهوری که فکر میکردند سهم مناسبی از قدرت به آنان نرسیده است به وجود آورد و آقای گیلانی در رأس این شورا قرار گرفت.
رئیس جمهوری اشرف غنی در ماه دلو (بهمن) ۱۳۹۴ آقای گیلانی را به ریاست شورای عالی صلح منصوب کرد. گیلانی باتوجه به پیشینه جهادی و مبارزه ضد روسی و نیز برخورداری از تفکر اعتدالی و رابطه عاری از تنشی که با تمام جریانهای سیاسی افغانستان در گذشته و حال داشته است، فرد مناسبی برای تصدی این مقام به نظر میرسید. از طرف دیگر، آقای گیلانی و فرقه قادری او در ولایات مشرقی افغانستان از نفوذ بیشتری برخوردار است که این امر میتوانست بهعنوانی اهرمی در برابر نفوذ شبکه حقانی در شرق افغانستان عمل کند.
مجموعه این عوامل خوشبینی نسبت به موفقیت شورای عالی صلح تحت ریاست آقای گیلانی را افزایش داد. اما تشدید عملیات طالبان در تابستان سال ۱۳۹۵ نشان داد که این گروه آماده نیست انعطافی در برابر تلاشهای صلحجویانه شورای عالی صلح تحت ریاست آقای گیلانی از خویش نشان دهد.
در عین حال، رئیس جمهوری غنی از نقش گیلانی در شوای عالی صلح اظهار رضایت کرد و در سخنرانی خود در مراسم تشییع جنازه گیلانی در روز چهارم دلو در ارگ (کاخ ریاست جمهوری)، امضای توافقنامه صلح با حزب اسلامی را از جمله دستاوردهای آقای گیلانی خواند. جدا از پیوستن حزب اسلامی به دولت، که مذاکرات آن از قبل شروع شده بود، آقای گیلانی نتوانست به باروری نطفه عقیم شده صلح افغانستان در ارتباط با طالبان کمکی کند. او زمانی شورای عالی صلح را برای همیشه ترک کرد که هیچ چشمانداز مثبتی برای صلح افغانستان دیده نمیشود.