 | | | اطفال پس از شمارش از عدد يک تا 15 توت می خورند و بعد تا 30 می شمرند. |
نو روز است و کامران و نبيلا برای رفتن ميله صحبت دارند و بيت می خوانند که بنجاره والا می رسد و نبيلا برايش ترانه يی نوروزی می خواند: صدای نوروز آمد - هوای نوروزآمد - بياکه بريم به باغچه - گل های نوروز آمد - ده جای روزی بريم - روزی ما دوتاجوبود - ده پای ما بوت نو بود..... اطفال به تکرار ترانه می پزدازند و بنجاره والا راهی کوچه ی دگر می شود . کوچه دگر بنجاره والا با خوشی اجمل وشازيه را متوجه مرتبان توت می کند که در خورجين است . اطفال می خواهند سر مرتبان را باز کنند، ولی بنجاره والا شرط آن را در صورت شمارش از يک تا 15 می داند.  | | | صدای نوروز آمد - هوای نوروزآمد - بياکه بريم به باغچه - گل های نوروز آمد .... |
اجمل با اشتباه و شازيه بدون اشتباه از يک تا 15 را می شمرد، سرمرتبان توت باز می شود و اطفال توت می خورند. بعد همه با هم به کمک بنجاره والا از عدد 15 تا 30 را می شمرند و از بنجاره والا کلچه ی نوروزی تحفه می گيرند. |