 | | | رابعه در نيمه اول قرن چهارم هجری در بلخ می زيست و با رودکی هم عصر بود. |
رابعه و رفيع، با لالوماما در مقابل قصر سر می خورند، پس از سلام عليکی همه با هم راهی دهليز های قصر می شوند. رفيع، از اشتياق زياد دختر عمه اش برای ديدن قصر به لالو ماما می گويد. لالو ماما از نام رابعه ياد می کند که نخستين بانوی شاعر پارسی زبان بود. مهمانان با اصرار زياد از لالوماما می خواهند دريچه يی در مورد بگشايد و لالو چنان می کند. دريچه: آنها از دريچه، خبررسانک قصر را می نگرند که رابعه بلخی را مادر شعر پارسی و نخستين بانوی سخنور در ادبيات پارسی می خواند. رابعه در نيمه اول قرن چهارم هجری در بلخ زندگی می کرد و با پدر شعر پارسی رودکی هم عصر بود.  |  زبس گل که در باغ ماء واگرفت - چمن رنگ ارژنگ معنا گرفت  |
وی زير نظر آموزگارانی که پدرش استخدام کرده بود آموزش های متداول آن زمان را فرا گرفت. سرانجام رابعه گرفتار تعصب کور خانوادگی شد و سنت های حاکم آن روزگار نگذاشت بيش از آن نغمه سر دهد، همان بود که زندگی را پدرود گفت. |