جاويد به اتفاق پرده اسرار در عقب پرده فاطمه و جمال را می بيند که دهن و بينی خود را با دستمالی پاک بسته و ساعتيری می کنند. آنها از بيماری نو خبر شده اند که وايروس آن با سرفه، عطسه و از طريق هوا پخش شده به اشخاص سالم سرايت می کند. پرده دار با عينک های جادويی، اطفال را به تماشای مکروب های موجود درهوا برده، از وايروس در مورد چگونگی انتقالش می پرسند. وايروس می گويد ما مکروب را از يک حيوان به ديگر حيوانات و انسان ها از طريق سرفه، عطسه، دست دادن و رو بوسی انتقال می دهيم. اما برخی از تدابير جلو رشد ما را می گيرند که عبارت اند از: واکسين، گرفتن دستمال پاک به دهن و بينی و خوردن مايعات . با فرار وايروس، اطفال تشويش می کنند که گرفتار ريزش نشوند، اما پرده دار می گويد:  | | | واکسين، گرفتن دستمال به دهن و بينی و خوردن مايعات جلوپيشرفت ويروس را می گيرد. |
نفس کشيدن سريع، سياه شدن پوست و لب ها، بی اشتهايی، استفراغ پيهم، تب شديد توام با سرفه و اسهالات از علايم مرض است. بعد همه از داکتر می شنوند که در چنين حالت برعلاوه تدابير ذکر شده و رعايت حفظ الصحه، گرفتن غذا و ميوه های مقوی و مايعات، بايد نزد داکتر هم مراجعه شود. درخاتمه وزش باد، همه را متوجه ختم شدن وقت برنامه می سازد و پرده دار می رود تا پرده را درکشد. |