سمسور در صحن قصر سگی را با سنگ می زند، ستوری از اين کار وی دلگير است و لالوماما با نکوهش کار سمسور دريچه يی می گشايد. دريچه خبررسانک قصر با اشاره در مورد نگهداری حيوانات اهلی چون گاو، گوسفند، مرکب و امثال آن نظر جوانان را در مورد ازيت حيوانات می پرسد. عمران از مرگ پشکی که زيرتشت گذاشته بود تا تاسف حکايه کرد. خبر رسانک می گويد چه خوبست به جای ازيت حيوانات بر آنها ترحم کرد. حميدالله ظلم بر حيوانات را گناه می خواند، قاری انصارالحق از حديثی می گويد:"بر زنده جانها رحم کنيد تا خداوند بر شما رحم کند". پس از بسته شدن لالواز اهميت حيوانات و طبيعت در زندگی انسان ها گفته، مهمانان را به تماشای دريچه در مورد رود مرغاب فرا می خواند.  | | | بر زنده جانها ی روی زمين رحم کنيد تا خداوند (ج) بر شما رحم کند". |
دريچه جواد به سميرا می گويد درياچه مرغاب از فيروز کوه و ولايت غور و شرق چغچران شروع شده و تا شمال غرب ولايت هرات امتداد می يابد. دريا مرغاب از سطح بحر حدود 2500 متر ارتفاع دارد و سرحد طبيعی است ميان افغانستان و ترکمنستان . از آب اين درياچه تنها در منطقه بالا مرغاب ولايت بادغيس استفاده می شود و سرانجام در دشتهای قراقرم خشک می شود. |