شريف الله"شرافت"
|  |
 | | | "کاری های توان فرسا و اجباری را شاقه گويند که طفل رغبت نه، بلکه به زور کشانده شده باشد. |
چندين دهه جنگ، گذشته از ويرانی، کشته و معلول و معيوب برجاگذاشتن، هزاران خانواده را بی سرپرست ساخت و اکثرا اطفال قربانی داده تن به شاقه کاری سپردند تا چرخ زندگی را به حرکت درآورند. آگاهان حقوق چنين تعريفی از شاقه کاری دارند: "کار های فرارتر از توان و اجباری بالای اطفال را شاقه کاری گويند که طفل رغبت به آن نداشته، بلکه به زور کشانده شده باشد. اعضای خانواده يی شاهدالله پنج تن اند، او مجبورشد شاگرد نجارشده کارکند ولقمه نانی کمايی کند. اکثرا بدين باور اند که شاقه کاری باعث باز ماندن اطفال از تعليم و آموزش شده آنها را بی سواد و بار دوش جامعه بار می آورد. فيصل درنوآباد، مجبور است در کوه آب ببرد و پول به دست آورد، او نمی تواند به مکتب برود و پيوسته از بيماری و دست و پادردی شکايت می کند.  |  شاقه کاری اطفال رااز تعليم بازمانده بار دوش جامعه می سازد.  |
آيا جای است تا اين کودکان را کمک کند؟ نواب شامل آشيانه کابل است او نيمه روز را آنجا درس می خواند و در نيمه دگر روز کار کرده مصارف خانه را پيدا می کند،اما مصارف درسش را آشيانه می پردازد. |