|
صدای شهر: جوانان و اعتياد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در آخرين بر رسی که در سال 1384توسط وزارت مبارزه با مواد مخدر و دفتر (UNODC) صورت گرفت شماری از معتادين در سرتاسر افغانستان به نه لک و 20هزار تن می رسيد. به قول داکتر واحد الله کوشان موظف در مرکز صحی نجات سنتر متعادين،با وجودی که معتادين معالجه می شوند، اما با آنهم تعداد شان رو به افزايش است. طور مثلا اگر در افغانستان يک ميليون تن معتاد باشد و هر يک روزانه مبلغ 300 افغانی برای اعتيادش مصرف کند در حقيقت روز چند ميليون افغانی ضايع می شود؟ سوال اينجاست که آيا معتادين از اعتياد دست کشيده می توانند؟ البته که بله! در وا قعيت اعضای خانواده مسووليت دارند تا با مهربانی، استفاده از روش های مناسب وايجاد سرگرمی های سالم جوانان معتاد شان را از اعتياد برهانند.
اما برخی از جوانان معتاد از برخورد زشت خانواده های شان ناخوش اند. تسليم از کاپيسا می گويد: "از وقتی معتاد شدم، برادرم با من رويه درست ندارد، دلم خيلی گرفته، می خواهم به اعتيادم ادامه دهم." داکتر کوشان می گويد درافغانستان خانواده ها، معتادين را به چشم مجرم می بينند تا مريض، من شاهد خانواده بودم که شخص معتاد شان را پيچيده با زنجير به ما آوردند. در حقيقت معتاد بيمار روانيست بايد با او ارزش داده شود، رويه خوب و دوستانه صورت گيرد، در جامعه سهم داده شود و تشويق گردد تا اعتياد دست بردارد. خانمی از ولايت باميان از تجربه اش می گويد: "باپسر ايورم رويه خوب دارم، احوالش را گرفته خاطرش را می خواهم تا احساس تنهايی و نا اميدی نکرده از اعتياد دست کشد. من او را به آينده اميدوار ساختم، از عروسی، ساختن خانه و زندگی برايش گفتم، اما همه را وابسته به ترک اعتياد و کار يافتنش گذاشته ام ، خوشبختانه حرف هايم اثر کرده، حالا حالش رو به بهبوداست. نصرت از ولايت غزنی که تازه ترک اعتياد کرده، روزانه در جمع دوستانش ورزش می کند تا احساس تنهايی نکند و ذهنش را از استعمال مواد مخدر دور نگهدارد، حالا از صحت کامل برخوردار است.
داکتر کوشان می گويد: "ورزش برای شخص معتاد موثر است، زيرا با اجرای حرکات، خون در بدنش سريعتر جريان يافته، مقاومتش بالا می رود و به اعتياد فکر نمی کند. دريافت يا ايجاد مصروفيت های سالم همچنان کمک کننده است. نادر از شهر کابل می گويد: "پس از ترک اعتياد، به کمک والدينم شاگرد مستری شدم، بعد غرفه خريده برايم تيلفون خانه باز کردند، کارت های مبايل هم می فروشم، اين مصروفيت مرا نمی گذارد به اعتيا د فکرکنم. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||