شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
عمر کوتاه سینما؛ وقتی در کابل پتلون کرایه میکردند که فلم ببینند
- نویسنده, رویین رهنوش
- شغل, بیبیسی
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
سینماها در افغانستان زمانی نه تنها سالنهای نمایش فلم که نمادهایی از «تجلی مدرنیته، توسعه و دگرگونی» در شهرهای بودند.
موسی رادمنش، پژوهشگر و از سینماگران پیشکسوت میگوید که نخستین سالن سینما-تئاتر در افغانستان، سال ۱۳۰۲ و زمان حاکمیت شاه امانالله در ولسوالی پغمان کابل ساخته شد.
اما قاسم کریمی، از کارمندان سابقهدار ادارهٔ افغان فلم میگوید که ذهنیت تاسیس سینما در افغانستان به دورهٔ امیر حبیبالله، پدر شاه امانالله بر میگردد. به گفتهٔ او، امیر حبیبالله در قصر استوری وزارت خارجه فلمهای هندی را به مقامها و اعضای خانوادهٔ سلطنتی نمایش میداد.
او میگوید که اولین سالن سینما-تئاتر در پغمان هم در زمان امیر حبیبالله ساخته شده بود که پسرش امانالله بعد از بازگشت از سفرش به اروپا، برای این سالن سقف ساخت و فلمهای سفرش را نخستین بار در آن نمایش داد.
آقای رادمنش میگوید که سینمای بهزاد و سینمای کابل که در نزدیک ارگ ریاست جمهوری اعمار شده بود در دورهٔ شاه امانالله ساخته شدند. در ادامه، زیربنای اکثر سینماها در زمان پادشاهی محمد ظاهر گذاشته شد.
سینماهای آریانا، پامیر، بریکوت، بهارستان، پارک، زینب، تیمورشاهی، فرخی، میوند، اقبال، کابل ننداری که سالن تئاتر بود اما فلم هم در آن نمایش داده میشد، سینمای کارته نو، میرویس و سینماهای دیگر تا پیش از سقوط حکومت محمد نجیبالله احمدزی و سلطهٔ مجاهدین فعالیت داشتند.
زلمی رزمی که به عنوان مدیر افغان فلم کار کرده است، میگوید که تا اواخر حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان و ریاست جمهوری محمد نجیبالله، ۱۷ تالار فعال سینما در کابل وجود داشت.
برخی از سینماها در کابل مربوط به نهادهایی چون شهرداری و وزارت مالیه میشد. آقای رزمی میگوید بعدا تالارهای خصوصی سینما مثل آریوب، بهارستان، تیمورشاهی، باختر، فرخی، میوند، اقبال و میرویس در کوته سنگی کابل در آن زمان اعمار شدند.
تالارهای سینمای «شاروالی» و سپین غر در ننگرهار و همچنین سینمای خوست، پل خمری بغلان، بلخ، قندز، قندهار و هرات سینماهای فعال در ولایتها بودند.
تولید فلم تا زمان محمد ظاهرشاه محدود به چرخههای خبری یا حلقههای فلم بود که در آن فعالیتهای دولت را گزارش و نمایش میدادند. اوج فعالیت فلم و سینما در دوره حاکمیت حزب دموکراتیک خلق بود. بسیاری از سینماگران مطرح افغانستان در همین دوره در کشورهای اتحاد جماهیر شوروی آموزش دیدند.
پس از تولید فلم «روزگاران» که محصول اداره افغان فلم بود، در دهه شصت، شرکتهای فلمسازی شخصی مثل نذیر فلم، آریانا فیلم، شفق فلم و گلستان فلم ایجاد شدند و فعالیت سینمایی در افغانستان وارد مرحله تازهای شد اما به سرانجام نرسید.
موسی رادمنش میگوید اولین شرکت خصوصی تولید فیلم در افغانستان نذیر فلم بود که سال ۱۳۵۵ کسی به نام محمد نذیر تاسیسش کرد.
«مردم فیلم رومئو و ژولیت میدیدند»
در اوایل کار سینما در افغانستان، فلمهای خارجی از طریق اداره افغان فلم وارد و در سینماها توزیع میشد.
بعدها شرکتهای خصوصی هم فلم وارد میکردند، اما محدودیتهایی برایشان وجود داشت، مثلا تنها اجازه داشتند تعداد مشخصی فلم وارد کنند و باید برای هر فلم در گمرک مالیه میدادند. پیش از نمایش هم باید فلمها از سوی هیئت سانسور افغان فیلم تایید میشد.
زلمی رزمی مدیر پیشین «تورید و سانسور» فلم در اداره افغان فلم میگوید که در سینماهای افغانستان تا قبل از دهه شصت، از کشورهای مختلف فلم نمایش داده میشد. فلمهای امریکایی، ایتالیایی و بقیه کشورهای اروپایی، فلمهای هندی و روسی و فیلمهای ایرانی.
آقای رزمی گفت:« بهترین فیلمها مثل رومیو و ژولیت [بر اساس] اثر شکسپیر، جنگ و صلح اثر تولستوی، سقوط امپراتوری روم , بربادرفته و بسیار فیلمهای باعظمت دیگر نمایش داده میشد.»
چون دولت در زمان محمد ظاهر شاه توان واردکردن فلمهای خارجی را نداشت، اداره افغان فلم قراردادی با شرکت «فارس فلم» بست که بر اساس آن، فلمهای دوبلهشده این شرکت را برای مدت دو تا سه هفته کرایه میگرفت و پولش را به آنها میپرداخت.
این قرارداد زمان حاکمیت محمد ظاهر شروع شد و در دوره محمد داوود، اولین رئیس جمهور افغانستان، دوباره تجدید شد و تا چند ماه اول حاکمیت حزب دموکراتیک خلق هم اجرایی بود.
طبق قرارداد،۳۰ فیصد عاید نمایش فلمهای خارجی به فارس فلم تعلق میگرفت،۲۰ فیصد به افغان فلم و ۵۰ فیصد سهم سینمای نمایشدهنده میشد.»
به گفته آقای رزمی، پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ خورشیدی، بعضی از مسئولان فارسفلم این کشور را ترک کردند و از طرفی، به خاطر این که حکومت آن زمان رابطه نزدیکی با شوروی و کشورهای سوسیالیستی داشت، جای فلمهای امریکایی و اروپایی را فلمهای ساخت «شوروی» گرفته بود که با قیمت ارزان عرضه میشد:
« فلم زیاد وارد میشد. برای این که در سینماهای سیار قطعات عسکری، خاد و پلیس و اینها، در ولایات یا در مرکز در جاهایی مثل تالار سازمان جوانان فلم نمایش داده میشد.»
سال ۱۳۵۹ با امضای قراردادی میان افغان فلم و شرکت «سوف اکسپورت فیلم» همکاری شوروی با افغانستان در زمینه سینما بیشتر شد.
سانسور
حتا زمان حکومت حزب دموکراتیک خلق که برخی از آزادیها در آن در نیم قرن اخیر افغانستان بیپیشینه بود، فلمها سانسور میشدند.
شعبه سانسور در چهارچوب اداره افغان فلم که زیر نظر سلیمان لایق، «وزیر اطلاعات و کلتور» وقت شکل گرفته بود و مسئول آن زلمی رزمی بود، فلمها را با دقت میدید و در صورت نیاز سانسور میکرد.
سانسور فلمها بر اساس برنامه نشراتی نظام پیش میرفت که در آن گاهی حساسیتهای سیاسی حکومت و همچنین ملاحظات عقیدتی فرهنگی مردم مد نظر گرفته میشد.
آقای رزمی که از زمان ببرک کارمل به بعد، چندین سال مدیر «سانسور و تورید» افغان فلم بود، گفت: « یک تالارک در افغان فلم داشتیم، همان جا فلم را نمایش میدادیم و میدیدیم. باز یک پارچه سانسور بود که در آن نوشته میکردیم فلان صحنه حذف شود یا اصلا هیچ حذف نشود و قابل نمایش است. بعضی چیزها بود که نمیخواستیم نشر شود.»
اعضای هیئت سانسور به دلیلی که در اوقات غیر رسمی اضافهکاری میکردند، در بدل دیدن هر فلم چهار صد افغانی پول زمان داکتر نجیب حقالزحمه دریافت میکردند.
این یکی از صحنههایی است که زلمی رزمی جریان حذفکردن آن را نقل کرد:« مثلا یک فلم هندی بود، یک جایش بود که بدمعاش (شخصیت منفی) با کارد در شکم دختر که «زینت امان» بود، میزند. دختر میخیزد و پیش میرود و میگوید لا اله الا الله بگو. گفتم این را پس کنید، چون از مجسمه یا بت آنها یک نور پیدا میشود و با آن چشم کور جور میشود. این لااله الا الله هم باید یک معجزه نشان بدهد، در حالی که او کارد هم در دستش زیر پاهای [هنرپیشه مرد] میافتد.»
« پتلون مهمتر از تکت سینما»
زلمی رزمی میگوید در اوایل حکومت حزب دموکراتیک خلق، نوعی از تفکیک طبقاتی در سینماها به وجود آمده بود و سه سینمای دولتی پارک، زینب و آریانا عمدتا برای اشرافیها، مسئولان و کارمندان دولت و خانوادهها باز بود.
در این سه تالار سینما آثار برجستهٔ سینمایی جهان نمایش داده میشد و نمایش فلمهای هندی ممنوع بود. مردم عادی و به خصوص کسانی که لباس سنتی میپوشیدند هم اجازه ورود نداشتند.
با این حال، این محدودیتها در آن زمان برخی از خاطرات فراموشنشدنی را هم برای کابلیان به یادگار گذاشته است.
مردم به هر طریقی تلاش میکردند خودشان را به سینما برسانند و عدهای که از ولایتها و اطراف کابل به پایتخت میآمدند و لباس سنتی به تن داشتند، مجبور میشدند پتلون کرایه بگیرند.
زلمی رزمی که مدتی به عنوان مدیر سینمای زینب هم کار کرده بود، میگوید که در مقابل هر سینما یک کانتین وجود داشت و فردی در بدل پول، بایسکلهای تماشاگران در سینما را نگهبانی میکرد.
یکی از خاطرات او از همین نگهبانهای بایسکل است که در بدل دو یا سه افغانی پتلون را برای تماشاچیانی که مشتاق رفتن به سینما بودند، کرایه میدادند: « آنها [نگهبانها] این گپ را فهمیده بودند که این منبع عاید هم است و کار مردم هم آسان میشود. من به چشم خود دیدم که کسی سر تنبان پتلون پوشید، چپلی در پایش و [گفتم] حالی لنگیاش چطور میشود. گرفت لنگی خود را در کمرش تاب داد و رفت سینما.»
این صحنه در فلم «د کوندی زوی» ( پسر بیوه) و محصول افغان فلم در دههٔ شصت خورشیدی، بازسازی شده است.
سلطان استالفی، معاون پیشین افغان فلم میگوید در آن زمان سینماهای کابل تا نیمههای شب باز بود.
تکت سینما در دهه شصت نظر به قطار چوکیهای اول تا آخر ده، دوازده و پانزده افغانی قیمت داشت.
فصل ناتمام سینما در افغانستان
سینما حتی در پایتخت افغانستان از همان شروع کارش با مخالفتهایی رو به رو بوده و در ادامه هدف حملات قرار گرفته است. عمر اکثر تالارهای سینما که در ولایتهای افغانستان ساخته شد، همزمان با پایان حاکمیت حزب دموکراتیک خلق و سقوط حکومت محمد نجیبالله به دست مجاهدین پایان یافت.
حتا تالار سینمای قندهار را شماری از افراد معترض به فعالیت آن، در همان دورهٔ سلطنت محمد ظاهر شاه آتش زدند. این سینما که برنامهٔ تبدیلشدنش به مسجد در دوره اول حاکمیت طالبان روی دست گرفته شده بود، در جریان حکومت نظام جمهوری کارهایش تا حدودی پیش رفت و اخیرا طالبان این مدرسه دینی را تکمیل کرده است.
همچنین سالون سینمای پغمان به گفتهٔ موسی رادمنش، زمان حکومت حبیبالله کلکانی تخریب شده بود.
در اواخر دورهٔ محمد نجیبالله و سال ۱۳۵۷ خورشیدی، دست کم در کابل در دو سینما یعنی سینما اقبال و تالار آریانا انفجار شد. به گفتهٔ موسی رادمنش و زلمی رزمی، حملات در آن زمان کار گروههای مجاهدین بود. آقای رادمنش میگوید که ساختمان چندین سینما در زمان جنگهای داخلی میان گروههای مجاهدین در کابل تخریب شد. بسیاری از سینماها مثل سینمای آریوب و بهارستان هم به صورت دایمی بسته شدند.
در دورهٔ نظام جمهوری برخی از ساختمانهای سینما در کابل بازسازی و فعال شدند، اما توجه آنچنانی به این صنعت نبود و حکومت انتظار داشت فعالیت سینما با سرمایهگذاری سکتور خصوصی پیش برود، اما سکتور خصوصی در این عرصه سرمایهگذاری نکرد.
ساختمانهای مخروبهٔ تالارهایی چون سینما بهزاد که میراث دورهٔ جنگهای داخلی بود هم در دورهٔ نظام جمهوری بازسازی نشد. ساختمان سینما بهزاد را حکومت طالبان اخیرا بازسازی کرده است و از آن به عنوان فروشگاه و نمایشگاه تجارتی استفاده میشود.
یکی دیگر از دلایل عقبماندگی سینمای افغانستان در دوره جمهوری گسترش استفاده از ستلایت، شبکههای تلویزیون، ویدیو و سیدی هم گفته شده است؛ و اخیرا برنامههای دجیتال مثل نتفلیکس که نه تنها افغانستان که در جهان دنیای سینما را متحول کردهاند.
بسیاری از ساختمانهای سینما در کابل و ولایات، مثل سپین غر در ننگرهار، در دورههای مختلف از جمله در دو دههٔ اخیر با کاربردهای غیر سینمایی و هنری، تبدیل به فروشگاه یا انبار شدهاند. تعداد معدودی از آنها مثل سینمای خوست، به عنوان تالار برگزاری برنامههای مختلف دولتی استفاده میشوند. ساختمان بعضی از سینماها همچنان ویرانه باقی مانده است.
سینمای آریانا دومین ساختمان سینما در کابل بود که طی پنج سال اخیر تخریب شد. پیش از آن سینمای پارک در اواخر نظام جمهوری و با دخالت مستقیم امرالله صالح، معاون پیشین ریاست جمهوری منهدم شده بود. آقای صالح گفته بود که جای آن مرکز فرهنگی خواهد ساخت. حکومت طالبان گفته است، در موقعیتی که سینمای آریانا قرار داشت یک شرکت خصوصی به منظور افزایش عواید فروشگاه خواهد ساخت.
به نظر میرسد عمر صدسالهٔ سینمای افغانستان که هرگز نتوانست به ثبات برسد به پایان غمانگیز و غیر قابل برگشتی نزدیک شده است.
بیبیسی با سخنگویان وزارت اطلاعات و فرهنگ و شهرداری طالبان در کابل تماس گرفت تا از آنها بپرسد که برای ساختمانهای سینما چه برنامهای دارند و چند تالار سینمای دیگر قرار است در کابل تبدیل به فروشگاه شود، اما آنها به پرسش ما در این زمینه پاسخ ندادند.