شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
«اگر ناگهان فریاد بزنم چه؟»؛ اوسیدی چیست و چگونه میتوان آن را مدیریت کرد؟
- نویسنده, یاسمین روفو
- شغل, بیبیسی نیوز
- زمان مطالعه: ۴ دقیقه
آیا تا به حال در یک جلسه خستهکننده نشسته و ناگهان با خودتان فکر کردهاید: «اگر همین حالا شروع به فریاد زدن کنم چه میشود؟» یا هنگام رانندگی ناگهان این فکر به ذهنتان آمده که: «اگر تصادف کنم چه؟»
به این سناریوهای ناآرامکننده «افکار مزاحم» گفته میشود؛ افکاری که اکثر ما هر از گاهی تجربه میکنیم و معمولا آن را نادیده میگیریم.
اما برای بعضی افراد، این افکار میتوانند به وسواسهای شدید تبدیل شده و به رفتارهای اجباری منجر شوند.
وقتی داکتر نینا هیگسون-سوینی کودک بود، باور داشت اگر در تمام مسیر بازگشت از مکتب به خانه فقط «افکار خوب» نداشته باشد، اتفاق بدی برای خانوادهاش خواهد افتاد.
او میگوید: «اگر فکر مزاحمی به ذهنم میآمد، پیادهروی را از ایستگاه بس دوباره شروع میکردم. واقعا وحشت داشتم که این مسیر را دوباره نروم و اتفاق بدی بیفتد و من مقصر باشم.»
نینا در دهسالگی مبتلا به اختلال وسواسی-جبری (OCD) تشخیص داده شد. او اکنون بهعنوان محقق روانشناسی در دانشگاه آکسفورد کار میکند و در زمینه سلامت روان کودکان و نوجوانان تخصص دارد.
داکتر نینا در گفتگو با پادکست «کامپلکس» بیبیسی گفت: «وسواسها افکار، احساسات و حسهای ناخواسته و مزاحم هستند، درحالیکه وسواس اجباری رفتارهای تکراری و از پیش تعیینشدهای هستند که برای از بین بردن یا کاهش اضطراب ناشی از وسواسهای فکری انجام میشوند.»
برآورد شده است که حدود ۱ تا ۴ درصد از جمعیت جهان با اختلال اوسیدی یا وسواس فکری-عملی زندگی میکنند، اما در یک دهه گذشته شمار افراد ۱۶ تا ۲۴ ساله در انگلستان که از علایم این اختلال خبر دادهاند، بیش از سه برابر شده است.
بر اساس یک نظرسنجی گسترده از سوی نظام درمانی بریتانیا، در حال حاضر این اختلال دومین مشکل شایع سلامت روان در میان جوانان به شمار میرود.
افکار مزاحم میتوانند بهشدت آزاردهنده باشند و اغلب روی موضوعاتی متمرکزاند که کاملا با ارزشها یا هویت فرد در تضاد هستند.
داکتر نینا میگوید: «ممکن است افکاری درباره آسیب رسیدن به عزیزانتان به ذهنتان بیاید.»
او افزود: «گاهی این افکار باعث میشود فرد گرایش جنسی خود را زیر سؤال ببرد؛ اینکه آیا همجنسگراست یا دگرجنسگرا؟ حتی ممکن است به شکل افراطیتری بروز کند، مثل نگرانی از اینکه نکند فردی کودکآزار باشد.»
به گفته او: «یکی از رایجترین انواع این افکار، وسواس درباره آلودگی است؛ ترس از بیمار شدن یا انتقال بیماری به دیگران.»
به گفته داکتر نینا، اوسیدی معمولا در دوران بلوغ یا اوایل نوجوانی آغاز میشود، اما برخی از افراد در سنین بالاتر تشخیص داده میشوند، چون ممکن است «سالها ناراحتی و رنج خود را پنهان یا کتمان کنند.»
او میگوید تحقیقات نشان میدهد که عامل ژنتیکی در بروز اوسیدی نقش دارد و این اختلال همچنین میتواند با استرس و تجربههای دشوار دوران کودکی مانند قلدری، از دست دادن عزیزان یا فروپاشی خانواده مرتبط باشد.
کیمبرلی ویلسون، روانشناس خبره میگوید تقریبا همه افراد در مقطعی از زندگی افکار مزاحم داشتهاند.
او گفت: «تحقیقات نشان میدهد که حدود ۸۰ درصد از ما چنین افکاری داشتهایم.»
به گفته خانم ویلسون برای اکثر مردم، این افکار گذرا هستند اما زمانیکه نتوانید این افکار را از ذهنتان دور کنید یعنی ممکن است نیاز به کمک داشته باشید.
او میگوید: «افکار مرتبط با اوسیدی از بین نمیروند٬ در ذهن جا خوش میکنند و هرگز افکار مثبتی نیستند. معمولا تهاجمی و آزاردهندهاند و کنار آمدن با آنها آسان نیست. در این مرحله است که ذهن را کاملا درگیر کرده و منجر به وسواس میشوند.»
کیمبرلی ویلسون میافزاید که نشانههای وسواس میتوانند ذهنی باشند٬ مثل شمردن تا یک عدد مشخص، یا قابل مشاهده باشند٬ مثل چک کردن مکرر تایرهای موتر٬ حتی وقتی میدانید که مشکلی ندارند.
چگونه OCD یا اختلال وسواس فکری-عملی را مدیریت کنیم؟
داکتر نینا میگوید که در چنین مواردی «یک متخصص یا کارشناس میتواند بهترین راه را به شما نشان دهد.»
به گفته او در کنار کمک حرفهای، روشهایی هم وجود دارد که افراد میتوانند روزانه برای کاهش فشار روانی از آنها استفاده کنند.
یکی از این روشها، برچسبگذاری افکار است.
او گفت: «وقتی تشخیص دهیم که در حال تجربه یک فکر مزاحم هستیم، بین خودمان و آن فکر فاصله ایجاد میشود و به ما یادآوری میکند که این، خود ما نیست.»
به گفته داکتر نینا، برای بعضی افراد مفید است که اوسیدی را بهعنوان چیزی جدا از خودشان تصور کنند: «کشیدن تصویری از اوسیدی میتواند کمککننده باشد؛ اینکه فرد ببیند یک طرف خودش قرار دارد و طرف دیگر اوسیدی، و آنها یکی نیستند.»
داکتر نینا میافزاید که مراقبت از خود نیز مهم است. او گفت: «خوب غذا خوردن، استراحت کافی و فعالیت بدنی میتواند کمک کند، چون اختلال اوسیدی من٬ همیشه وقتی استرس دارم و از خودم مراقبت نمیکنم بدتر میشود.»
او میگوید با اینکه هنوز با اوسیدی زندگی میکند، اما یاد گرفته چگونه آن را مدیریت کند: «من هرگز بر وسواس فکری-عملی خود غلبه نکردهام، اما میتوانم با آن کنار بیایم. حالا افکار مزاحم خفیفتری دارم و درک خیلی بهتری از نحوه مدیریتش پیدا کردهام. البته وقتی استرس دارم، کنار زدن این افکار سختتر شده و گاهی باعث رفتارهای اجباری میشود.»