|
بوش، ايران، سوريه و پيشنهادات گروه مطالعات عراق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
رئيس گروه مطالعات عراق از جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا، خواسته است که از توصيه هايی که گروه تحت رهبری وی برای حل بحران عراق به کاخ سفيد ارائه کرده، دست به گزينش نزند و آن را به صورت يک مجموعه در نظر بگيرد، اما آقای بوش در کنفرانس مشترک مطبوعاتی خود با تونی بلر، نخست وزير بريتانيا، شرايط پيشين دولت خود را برای آغاز مذاکره با ايران و سوريه تکرار کرده است. رئيس جمهور آمريکا به طور مشخص از دولت ايران خواسته است که برنامه هسته ای خود را به عنوان پيش شرطی برای آغاز مذاکرات تهران – واشنگتن به حال تعليق در آورد. شرايط وی برای گفتگو با سوريه نيز مانند گذشته صريح و بی پرده بود. او دولت بشار اسد، رئيس جمهور سوريه، را به حمايت از آنچه وی "افراطيون شيعه در لبنان" و "گروه های تروريستی در عراق و فلسطين" ناميد، متهم کرد و خواستار قطع اين حمايت ها از سوی دمشق به عنوان شرايط آمريکا برای مذاکره با دولت آقای اسد شد. از سخنان آقای بوش می توان نتيجه گرفت که توصيه های فرا حزبی گروه مطالعات عراق که خواستار مذاکره دولت آمريکا با ايران و سوريه برای کمک به ايجاد ثبات در عراق شده است، فعلا تاثيری بر رويکرد کاخ سفيد در برابر ايران و سوريه نداشته است. به نظر می رسد که هدف گروه مطالعاتی عراق برای آغاز مذاکره آمريکا با ايران و سوريه، ترسيم چارچوبی کلی برای حل مجموعه بحران های خاورميانه از راه های ديپلماتيک با محوريت بحران عراق بوده است. نظر اعضای ده نفره گروه مطالعاتی اين است که ايجاد ثبات در عراق، تاثير چشمگيری بر حل مشکلات خاورميانه خواهد داشت، اما استقرار ثبات در عراق نيز به نوبه خود، بدون دستيابی به راه حلی برای ساير بحران ها بويژه مناقشه اعراب و اسراييل آسان نيست. اين نکته البته مورد تصديق بسياری از رهبران سياسی جهان و ناظران امور بين المللی است، اما مشکل اين است که راه حل های مربوط به بحران های دارای تاثير و تاثر متقابل، حکم "ابتدا مرغ يا تخم مرغ" را پيدا می کنند. برای نمونه، رهبران اسراييل بر اين باورند که استقرار آرامش در عراق، تغيير سياست سوريه و ايران و مهار گروه هايی مانند حزب الله، حماس و جهاد اسلامی فلسطين می تواند به پيشبرد روند صلح بين اسراييل و اعراب کمک کند، اما اعراب و بسياری ديگر از کشورها بر اين نظرند که پيشرفت در مذاکرات صلح بين اسراييل و فلسطينی ها می تواند به تضعيف موقعيت گروه هايی نظير حماس و حزب الله و انزوای بيشتر ايران سوريه و گروه های شورشی در عراق منجر شود. با اين حال، هيچ طرفی در خاورميانه حاضر نيست که برای آغاز تحول در اين منطقه نشان دادن انعطاف را از خود آغاز کند. به عبارت ديگر، همه گروه ها و قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای دخيل در بحران خاورميانه که بر مذاکره و ديپلماسی به عنوان بهترين راه حل بحران های منطقه تاکيد می کنند، علاقمندند که انعطاف از سوی طرف مقابلشان شروع شود. به اين ترتيب، صورت مساله کاملا ساده به نظر می رسد، اما پاسخ آن به طرز خارق العاده ای پيچيده و بغرنج است. اينکه هيچکدام از طرف های دخيل در بحران های خاورميانه حاضر به آغاز انعطاف از سوی خود نيستند، ظاهرا علامت بی اعتمادی عميق آنها به طرف های مقابل است، اما واقعيت اين است که چشم انداز حل مجموعه بحران های خاورميانه از راه ديپلماسی چندان روشن نيست و اين نکته ای است که همه طرف های درگير، با دريافتی غريزی از تحولات منطقه و يا برمبنای تحليل، به آن پی برده اند. ديپلماسی معمولا در مناقشاتی نتيجه بخش است که دو طرف مناقشه يا بتوانند بين منافع خود پل بزنند و يا اينکه دشمنی ثالث، آنان را در مدت زمانی خاص از تعقيب منافع ناهمگون با يکديگر باز دارد و به يکديگر نزديک کند.
صف آرايی سياسی در خاورميانه بين آمريکا و متحدانش از يک سو و آنچه به عنوان محور تحت رهبری جمهوری اسلامی نام گرفته است از سوی ديگر، فاقد هر دو ويژگی فوق به نظر می رسد، بنابراين توصيه به آغاز مذاکره بين دو طرف، بيشتر به انگيزه کشف نيات واقعی طرف مقابل صورت می گيرد تا حل نهايی بحران. بر اين اساس، به نظر نمی رسد که گروه مطالعاتی عراق به رهبری جيمز بيکر و لی هاميلتون، به اين نتيجه رسيده باشد که مذاکره آمريکا با ايران و سوريه لزوما به يافتن راه حلی فراگير برای تمام خاورميانه منجر می شود، بلکه همانطور که ادوارد جرجيان از دستياران نزديک آقای بيکر در گروه مطالعاتی عراق تصريح کرده است، اين توصيه به منظور کشف انگيزه های واقعی دو کشور بخصوص سوريه صورت گرفته است. با اين حساب، توصيه های گروه مطالعاتی عراق، چندان تفاوتی با طرح تونی بلر نخست وزير بريتانيا برای حل فراگير بحران های خاورميانه از طريق جلب همکاری ايران و سوريه ندارد، اما اگر اين همکاری به دست نيامد؟ پيشنهاد آقای بلر شدت بخشيدن به انزوای دو کشور است، نکته ای که از چشم گروه مطالعاتی عراق نيز دور نمانده است. دولت جورج بوش اما ديگر علاقه ای به کشف نيات واقعی ايران و سوريه نيز ندارد. ظاهرا به زعم وی در اين باره چيز کشف نشده ای باقی نمانده است. به تصور کاخ سفيد، ايران و متحدانش در منطقه، در حال اجرای برنامه بيرون راندن ايالات متحده از خاورميانه و پر کردن جای آن هستند. |
مطالب مرتبط بوش: فعلا با ايران و سوريه مذاکره نمی کنيم07 دسامبر, 2006 | جهان عراق، محور مذاکرات بوش و بلر07 دسامبر, 2006 | جهان گروه تحقيق عراق: ضرورت سياست تازه ای برای آمريکا 07 دسامبر, 2006 | جهان بوش پیشنهادهای گروه مطالعه عراق را جالب خواند06 دسامبر, 2006 | جهان بررسی گزارش گروه مطالعه عراق06 دسامبر, 2006 | جهان ادامه بمبگذاری ها در بغداد06 دسامبر, 2006 | جهان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||