BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 17:25 گرينويچ - چهارشنبه 26 ژوئيه 2006 - 04 مرداد 1385
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
سيد عبدالله بهبهانی

سيد عبدالله بهبهانی
سال تولد سيد عبدالله بهبهانی، از پيشوايان بزرگ مشروطيت ايران را سال های1257،1260،1260 ق آورده اند.

سيد اسماعيل پدر سيدعبدالله در بهبهان زاده شد و برای ادامه تحصيل به نجف رفت و از نزد کسانی چون مرتضی انصاری و شيخ حسن صاحب انوار الفقاهه درس خواند و پس از آن به بهبهان بازگشت: اما پس از مدت کوتاهی باز به نجف رفت و هنگام زيارت عتبات ناصرالدين شاه از عتبات، با شاه ديدار کرد و به درخواست او به ايران آمد و در تهران ساکن شد.

او که در اين زمان از مجتهدان به شمار می آمد، در کوی مسکونی خود به نام سرپولک به تصدی امور دينی و اجتماعی متداول و حل و فصل دعاوی پرداخت و به تدريج در شهر تهران بلند آوازه و معتبر شد و ظاهرا، مقلدانی نيز داشت. وی در تهران در گذشت و در نجف مدفون شد.

سيد عبدالله بهبهانی فرزند ارشد سيد اسماعيل، در نجف زاده شد. وی پس از فراگيری مقدمات علوم، سطوح عالی را نزد روحانيونی چون حاج سيد حسين کوه کمری و شيخ راضی نجفی فرا گرفت و به اجازه اجتهاد نايل آمد. در 1295 قمری به تهران بازگشت و به جای پدر نشست و به امور دينی و اجتماعی همت گماشت.

نخستين بار که نام او در تاريخ تحولات سياسی به ميان آمد و به شهرت او ياری رساند، در قضيه تحريم تنباکو بود. پس از عقد قرارداد رژی و آنگاه که ميرزاحسن شيرازی با صدور فتوايی از سامرا استفاده از توتون و تنباکو را بر مسلمانان حرام دانست، به دستور شاه، برخی از دولتمردان بر آن شدند تا روحانيون با نفوذ تهران را به مخالفت با فتوای تحريم متقاعد سازدند.

در يکی از جلسات که با علما برگزار شد و کسانی چون ميرزاحسن آشتيانی و شيخ فضل الله نوری نيز شرکت داشتند، جملگی از فتوای تحريم حمايت کردند.

در يکی از جلسات که با علما برگزار شد و کسانی چون ميرزاحسن آشتيانی و شيخ فضل الله نوری نيز شرکت داشتند، جملگی از فتوای مجتهد بزرگ سامرا حمايت کردند، جز بهبهانی که با صراحت برخاست و حتی گفته اند که به کشيدن قليان تظاهر می کرد.

نخستين برخورد بهبهانی و عين الدوله در ماجرای درگيری خشونت آميز طلاب در مدرسه دينی تهران، صدر و محمديه پديد آمد.

ظاهرا ميان بهبهانی و امين السلطان از ساليان پيش روابط دوستانه برقرار بود، اما اين روابط در دوره ماجرای رژی، مستحکم تر شد و بهبهانی بيشتر مورد توجه امين السلطان قرار گرفت. تحولات سياسی آن دوره و ارتباط و همکاری بهبهانی و اتابک تا لحظه مرگ وی در 1327 ق، گواه اين دوستی و نزديکی است.

پس از عزل اتابک و سقر او به اروپا، بهبهانی با وی مکاتبه داشت و بر آن بود تا او را بار ديگر به صدارت نشاند و خود مطلق العنان گردد و از دشمنانش انتقام بکشد. امين الدوله از اين مکاتبات محرمانه آگاه بود و به دستور او نامه ها در پستخانه بازرسی می شد.

به هر حال، ميان بهبهانی و عين الدوله کشمکش آغاز شد. نخستين برخورد آن دو در ماجرای درگيری خشونت آميز طلاب در مدرسه دينی تهران، صدر و محمديه پديد آمد. در اين حادثه طلاب سرکوب شدند و بهبهانی به وساطت برخاست، اما عين الدوله نه تنها اعتنايی نکرد، بلکه فرمان داد برخی از طلاب وابسته به او را دستگير کنند و با تحقير به تبعيد بفرستند.

پس از آن مهم ترين تقابل بهبهانی با عين الدوله در ماجرای نوز در محرم 1324 ه.ق روی داد. مخبرالسلطنه هدايت در کتاب خاطرات و خطرات زير عنوان مقدمات مشروطيت در اين باب می نويسد:"آقا نجفی را عين الدوله به تهران آورده بود سيد عبدالله توسط می کرد محل اعتنا نبود پی بهانه می گشتند."

در ذیحجه 1323 عکسی از جشن بلژيکی ها مقيم تهران به دست بهبهانی رسيد که نشان می داد هر يک از شرکت کنندگان به سليقه خود در لباسهای محلی ايرانی ظاهر شده بودند و نوز و همکار وی، پريم نيز در لباس آخوندی درآمده بودند. پيش آمد نشان دادن عکس به وسيله بهبهانی به مردم و انتشار آن، علما رو ديگر مردم را برانگيخت و به اعتراض واداشت.

شيخ فضل الله نوری و بهبهانی (چپ) که بعدها در مقابل هم قرار گرفتند

بهبهانی در روز عيد قربان پس از نماز عيد در حالی که کفن پوشيده بود، در آن باب سخن گفت و به شدت از عين الدوله بدگويی کرد.

پس از اينکه احمدخان علاءالدوله حاکم تهران جمعی از تجار قند را به علل گرانی و کميابی و انبار کردن قند به چوب بست. تجار به واسطه اين اهانت، بازار را بسته و تعطيل عمومی اعلام کردند و سپس در مسجد شاه اجتماع کرده و جمعی از علما، از قبيل سيد عبدالله بهبهانی و سيد محمد طباطبايی معروف به سنگلجی را به مسجد آوردند و سيد جمال الدين واعظ اصفهانی هم برای صحبت به منبر رفت.

در ضمن گفتگو از عدالت و مظالم حکومت بر ميان آمد. سيدابوالقاسم امام جمعه تهران چون داماد شاه و طرفدار حکومت وقت بود به سيد سخت پرخاش کرد و چندين بار بر او خطاب نمود "سيد بابی از منبر پايين بيا"، مردم هم به هم آمدند و غوغا در گرفت و در اين بين به بهبهانی توهين زيادی وارد آمد و جمعی او را زدند.

به واسطه اين عمل درهمان شب جمعی از تجار به اتفاق علما، سيد عبدالله و سيد محمد طباطبايی، به حضرت عبدالعظيم رفته در آنجا قرار گرفتند.

اين تحصن در 16 شوال آغاز شد. رهبری اين حرکت اعتراض آميز با بهبهانی و طباطبايی بود، اما شواهد حکايت از آن دارد که بهبهانی در اين جنبش اقتدار و نفوذ بيشتری داشت و غالب مراجعات و مکاتبات و گفت و گو ها او بود.

درباره سيد عبدالله بهبهانی گفته اند نه در پرهيز کاری و ايمان به مشروطه خواهی به مقام طباطبايی می رسيد و نه در علم و دانش اسلامی هم طراز شيخ فضل الله بود.

سيد عبدالله بهبهانی از کسانی بود که در انقلاب مشروطيت ايران نقش بسيار مهمی داشته و برای خاطر هر چيزی که بود زحمات بی شماری را متحمل شد و سر انجام در شبانگاه جمعه 8 رجب 1328 ه.ق بهبهانی در منزل خود به وسيله سه تن مضروب و کشته شد.

کسروی به روشنی رجب سرابی، قاتل بهبهانی را از دسته حيدرعمو اوغلی می داند که اين قتل را به دستور تقی زاده انجام داده است.

سيد جمال الدين واعظ اصفهانیچهره های مشروطه
سيد جمال الدين واعظ اصفهانی
ميرزا ملکم خانچهره های مشروطه
ميرزا ملکم خان
مظفرالدين شاهچهره های مشروطه
مظفرالدين شاه قاجار
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران