تنش در اوکراین: آیا دیپلماسی می‌تواند مانع جنگ شود؟

    • نویسنده, جیمز لندیل
    • شغل, خبرنگار دیپلماتیک بی‌بی‌سی

تصور چشم انداز جنگی گسترده در اوکراین هول‌آور است. اگر روسیه حمله کند، جان هزاران نفر در خطر است. عده‌ بسیاری هم ممکن است خانه و کاشانه خود را ترک کنند.

هزینه اقتصادی چنين جنگی بسیار شدید و هزینه انسانی آن ویرانگر خواهد بود.

اما روسیه به افزایش نیروهایش در اطراف اوکراین ادامه می‌دهد و غرب همچنان تهدید می‌کند که اگر روسیه یک گام آن سوی مرز بگذارد، عواقب هولناکی خواهد داشت.

آیا راه دیپلماتیکی برای خروج از این وضع وجود دارد؟ راه برون‌رفتی از این رویارویی هست که صلح‌آمیز و با دوام باشد؟

دیپلمات‌ها از یک "راه فرعی" حرف می‌زنند، راهی که همه طرف‌ها را می‌تواند از مسیر جنگ خارج کند. اما یافتن چنین مسیری آسان نیست.

هر مصالحه‌ای بهایی دارد. هرچند در اینجا راه‌های بالقوه‌ای وجود دارد که منجر به پیامدی نظامی و در نتیجه خون‌بار نخواهد شد.

غرب می‌تواند پوتین را به عقب نشینی متقاعد کند

بنابر این سناریو، قدرت‌های غربی با قانع کردن ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه، به این که هزینه‌های این جنگ بیشتر از فواید آن خواهد بود، از هرگونه تهاجمی جلوگیری خواهند کرد.

او متقاعد خواهد شد که هزینه‌های انسانی، تحریم‌های اقتصادی و زیان دیپلماتیک چنین جنگی آنقدر زیاد خواهد بود که حتی در صورت دستیابی به دستاوردهای نظامی در میدان نبرد باز هم به زیان او تمام خواهد شد.

پوتین باید بیم اين را داشته باشد که غرب ممکن است از شورشی نظامی در اوکراین حمایت کند که نتیجه‌اش فرو رفتن در باتلاق جنگی پر هزینه و طولانی است.

آقای پوتین باید بپذیرد که این هزینه‌ها حمایت داخلی از او را کاهش می‌دهد و بنابر این رهبری‌اش به خطر خواهد افتاد.

بنابر این روایت، همچنین غرب باید به آقای پوتین اجازه دهد تا مدعی پیروزی دیپلماتیک شود و خود را رهبری صلح‌جو نشان دهد که تمایلی به پاسخ نظامی به تحریکات ناتو نداشته است.

آقای پوتین می‌تواند ادعا کند که بالاخره توجه غرب را جلب کرده و رهبران غربی به آنچه که "نگرانی‌های امنیتی مشروع" او می‌خوانند رسیدگی می‌کنند. روسیه به جهانیان یادآوری خواهد کرد که قدرت بزرگی است و حضور خود در بلاروس را افزایش می‌دهد.

مشکل این روایت این است که درست به همین آسانی می‌توان استدلال کرد که آقای پوتین شکست خورده است. اقدامات او غرب را متحد کرده است. ناتو را به نزدیک‌تر بردن نیروهایش به مرز روسیه سوق داده و سوئد و فنلاند را ترغیب کرده که پيوستن به ناتو را بررسی کنند.

مشکل اینجاست که اگر آقای پوتین بخواهد اوکراین را کنترل کند و ناتو را تضعیف کند، دلایل زیادی وجود نخواهند داشت که او را بر آن دارد که الان از موضع‌اش عقب نشینی کند.

ناتو و روسیه می‌توانند به یک توافق امنیتی جدید برسند

قدرت‌های غربی به صراحت اعلام کرده‌اند که از مبانی اصلی کوتاه نخواهند آمد. اصولی مانند حاکمیت و تمامیت ارضی اوکراین و حق درخواست عضویت در ناتو، که باید برای هر کشوری که بخواهد عضو آن شود مانند دری باز باشد.

اما در عین حال، ایالات متحده و ناتو پذیرفته‌اند که می‌توان زمینه‌های مشترکی در مورد مسایل امنیتی گسترده‌تر اروپا یافت.

این زمینه‌ها می‌تواند شامل توافق‌نامه‌های لغو شده کنترل تسلیحات نظامی برای کاهش تعداد موشک‌های هر دو طرف، تقویت اقدامات اعتمادسازی بین روسیه و نیروهای ناتو، شفافیت بیشتر درباره تمرینات نظامی و محل استقرار موشک‌ها و همکاری درباره آزمایش‌های تسلیحات ضد ماهواره‌ای باشد.

روسیه پیش از این تصریح کرده است که این مسایل برای رفع نگرانی اصلی این کشور کافی نيست. نگرانی اصلی روسیه اين است که فراهم کردن مجال پيوستن اوکراين به ناتو برای امنیت روسیه هزینه خواهد داشت.

اما اگر مثلاً استقرار موشک‌های ناتو به میزان قابل توجهی کاهش یابد، حداقل برخی از نگرانی‌های روسیه تا اندازه‌ای برطرف می‌شود.

از جهاتی پوتین تا اینجا هم دستاوردهایی داشته است: اروپا به تازگی درگیر گفتگوی امنیتی بر اساس شرايط روسیه شده است.

اوکراین و روسیه می‌توانند توافق‌مینسک را احیا کنند

این بسته‌ای از توافقات بود که در سال‌های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ در پایتخت بلاروس، مینسک، بر سر آن‌ها مذاکره شد و برای پایان جنگ بین نیروهای دولتی و شورشی‌های تحت حمایت روسیه در شرق اوکراین طراحی شده بودند.

پيداست که این توافق ناکام ماند - درگیری هم‌چنان ادامه دارد. اما حداقل مسیری به سمت آتش‌بس و توافقی سیاسی بر مبنای یک قانون اساسی‌ فدرال‌تر ایجاد کرد.

سیاستمداران غربی پیشنهاد می‌کنند که احیای توافق مینسک می‌تواند راه حلی برای این بحران باشد.

رییس جمهور فرانسه امانوئل مکرون گفت مینسک "تنها راهی است که به ما اجازه می‌دهد صلح ایجاد کنیم."

بن والاس، وزیر دفاع، به بی‌بی‌سی گفت احیای توافق مینسک "راهی قوی برای کاهش تنش" خواهد بود.

مشکل این است که مفاد قرارداد پیچیده و محل نزاع است.

کرملین خواستار آن است که اوکراین برای قدرت بخشیدن به سیاستمداران طرفدار روسیه انتخابات محلی برگزار کند. کی‌یف می‌خواهد که ابتدا مسکو رزمندگان روسیه را خلع سلاح و از منطقه خارج کند.

بزرگترین مناقشه بر سر این است که مینسک چه میزان خودمختاری به مناطق تحت محاصره جدا شده در دونباس می‌دهد. کی‌یف خواستار خودگردانی معتدل است. مسکو مخالف است و می‌گوید دونتسک و لوهانسک باید حق اظهار نظر درباره سیاست خارجی اوکراین و در نتیجه حق وتو درباره عضویت در ناتو داشته باشند.

و این ترس بزرگ در کی‌یف است: احیای مینسک تعبیر دیگری از رد پیوستن اوکراین به ناتو است بدون این که اعضای ناتو به صراحت چنین چیزی را گفته باشند. بنابر این توافق و حمایت مردمی در اوکراین بعید است.

اوکراین می‌تواند مانند فنلاند بی‌طرف شود

آیا می‌توان اوکراین را متقاعد کرد که نوعی بی‌طرفی را اتخاذ کند؟

گزارش‌هایی منتشر شده‌اند - که متعاقبا تکذیب شدند - مبنی بر این که مقامات فرانسه پیشنهاد کرده‌اند که اوکراین می‌تواند از الگوی فنلاند تبعيت کند.

فنلاند در طول جنگ سرد بی‌طرفی رسمی را انتخاب کرد. فنلاند کشوری مستقل، با قدرت و دموکراتیک بود. خارج از ناتو باقی ماند و باقی می‌ماند.

آیا این می‌تواند برای اوکراین جذاب باشد؟ چنین تصمیمی مانع از پيامدی نظامی می‌شود. این شاید، در تئوری، تمایل آقای پوتین برای عدم پیوستن اوکراین به ناتو را برآورده کند.

و ائتلاف لازم نیست بر سر سیاست "درهای باز" خود مصالحه کند: اوکراین از حق حاکميت خود برای امتناع از پيوستن به ناتو استفاده ‌خواهد کرد.

اما آیا اوکراین از این راه حل حمایت خواهد کرد؟ احتمالا نه زیرا بی‌طرفی عملا اوکراین را در معرض نفوذ روسیه قرار می‌دهد.

الزام اوکراين به بی‌طرفی می‌تواند دشوار باشد و آیا روسیه به شرايط آن متلزم باقی می‌ماند؟ بی‌طرفی می‌تواند امتیاز و انگيزه بزرگی برای کی‌یف باشد که ناگزیر به دست کشيدن از آرزوهای اروپايی-آتلانتیک‌اش شود.

بی‌طرفی همچنین می‌تواند عضویت در اتحادیه اروپا را دست نیافتنی‌تر کند.

بن‌بست فعلی می‌تواند به وضعیت موجود تبدیل شود

آیا ممکن است که رویارویی فعلی فقط ادامه یابد اما با گذشت زمان از شدت آن کاسته شود؟

روسیه می‌تواند به آرامی سربازانش را به سربازخانه‌ها برگرداند و اعلام کند که مانورهایش پایان یافته است. اما در عین حال تجهیزات نظامی بسیاری را می‌توان پشت سر باقی گذاشت.

مسکو می‌تواند به حمایت از نیروهای شورشی در دونباس ادامه دهد. و در تمام این مدت سیاست و اقتصاد اوکراین با تهدید مداوم روسیه می‌تواند بی‌ثبات بماند.

به نوبه خود غرب حضور پر قدرت ناتو را در اروپای شرقی حفظ خواهد کرد. سیاستمداران و دیپلمات‌های غرب به تعامل گاه و بی‌گاه با همتایان روسی خود ادامه خواهند داد و گفتگوها ادامه خواهد یافت - اما پیشرفت واقعی کمی به دست خواهد آمد.

اوکراین به تقلا خواهد افتاد. اما حداقل جنگ تمام عیاری وجود نخواهد داشت.

و به آرامی این رویارویی از سرتیتر خبرها محو خواهد شد و به فهرست طولانی درگیری‌های منجمدی خواهد پیوست که از توجه عمومی ناپدید می‌شوند.

هیچ یک از این گزینه‌ها آسان یا محتمل نیست. همه آن‌ها مستلزم مصالحه هستند.

ترس در کی‌یف از این است که اوکراین ممکن است کشوری باشد که بیش از ديگران باید کوتاه بیاید. با این حال محاسبه این است که آیا خطر درگیری ویرانگر واقعی است یا نه و اگر چنین است برای پرهیز از آن چه می‌توان کرد؟

تنها جای امید در حال حاضر این است که تمامی طرف‌ها هنوز به نظر می‌رسد که تمایل به گفتگوی هرچند بی‌ثمر دارند. و هرچه بیشتر گفتگو کنند، درهای دیپلماتیک برای راه حل، طولانی‌تر باز خواهند ماند، حتی اگر نیمه باز باشند.