شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
در ذهن ولادیمیر پوتین چه میگذرد؟
- نویسنده, پل کربی
- شغل, بیبیسی
خیلی ناگهانی بود. حتی وزیران دولت روسیه هم ظاهرا از خبر استعفای دولت شگفتزده شده بودند.
شاید به خاطر سال نو باشد - قدیمیها بروند و جدیدها بیایند؟
اما معلوم بود که ولادیمیر پوتین ۶۷ ساله تصمیم دیگری گرفته است. چهار سال بیشتر تا خروج از قدرت فاصله ندارد و بیست سال هم میشود که در قدرت است. انگار که قصدش برنامهریزی برای آینده بوده است.
میخائیل میشوستین تکنوکراتی است که توانست نظام مالیاتی منفور روسیه را چنان زیر و رو کند که حالا مثل ساعت کار میکند. او حالا رئیس دولت جدید شده است. از طرف دیگر، دوران کاری مردی به پایان رسید که از زمان به قدرت رسیدن آقای پوتین رفیق گرمابه و گلستان او بود.
دمیتری مدودف حتی چهار سال هم به عنوان رئیسجمهوری خدمت کرد، چون ادامه کار آقای پوتین خلاف قانون اساسی بود.
البته آقای مدودف، رهبر غیر محبوب حزب روسیه واحد، قرار نیست جایی برود، اما حالا که به عنوان جانشین رئیس شورای امنیت ملی روسیه انتخاب شده است دیگر نقش خاصی روی صحنه ایفا نخواهد کرد.
الکساندر بائونوف، تحلیلگر مرکز کارنگی مکسو میگوید "این انتصاب در واقع مزایای پایان خدمت است. انگار که تعویض شده باشد، چون شورای امنیت در واقع حلقه نزدیکان آقای پوتین و دولت شخصی خودش است."
آقای پوتین دارد به همان نقطهای میرسد که در پایان دور دومش رسید و آقای مدودف جایش را گرفت. اما این بار رئیسجمهوری قصد ندارد که در قبای نخستوزیر مخفی شود. به نظر میرسد که چهارمین دور ریاستجمهوری آقای پوتین پایان کارش در کاخ ریاستجمهوری خواهد بود.
پس حالا دنبال چیست؟
در ظاهر به نظر میرسد که قرار است بر قدرت پارلمان افزوده شود. برای نمونه انتخاب نخستوزیر و تایید کابینه از وظایف پارلمان خواهد بود. اما فعلا قرار نیست چنین شود. آقای پوتین جایگزین آقای مدودف را برگزیده است و پارلمان باید او را تایید کند.
فعلا معلوم نیست که اختیارات دیگری هم به پارلمان داده خواهد شد یا نه. سرگی گوریاشکو، خبرنگار بیبیسی روسی، میگوید "نمایندگان پارلمان همانها خواهند بود و اتفاق خاصی قرار نیست بیافتد."
پیشنهاد آقای پوتین این است که برای تغییر قانون اساسی همهپرسی برگزار شود. آخرین همهپرسی سال ۱۹۹۳ انجام شد.
یکی از طرحهایی که به چشم میآید این است که میخواهند در قانون اساسی به شورای حکومتی به عنوان سازمانی دولتی رسمیت ببخشند.
این شورا در حال حاضر صرفا جنبه مشورتی دارد و از ۸۵ فرماندار محلی و مقامات دیگر از جمله رهبران احزاب تشکیل شده است. چنان بزرگ است که وقتی تشکیل جلسه میدهد یکی از سالنهای کرملین پر میشود.
اما مشخص است که آقای پوتین برای آینده این شورا برنامه دارد. یکی از تئوریهای رایج این است که او میخواهد رهبر جدید و قدرتمند شورای حکومتی شود.
به نظر آقای بائونوف "همین که او شورای حکومتی را وارد مباحث کرده است به این معنی است که شاید میخواهد قدرت را به محل دیگری منتقل کند، جایی که بتواند فرای مقام ریاستجمهوری عمل کند."
به گفته سرگئی گوریاشکو هدف آقای پوتین ماندن در قدرت است، سوال این است که چگونه. ما حالا میتوانیم به شکل تقریبا قطعی بگوییم که او بعد از سال ۲۰۲۴ دیگر رئیسجمهوری نخواهد ماند، مساله این است که چه جایگاهی برای خود در نظر دارد. شاید اصلا در نقش فعلی خود به عنوان رئیس شورای امنیت ملی باقی بماند.
سم گرین، رئیس موسسه روسیه در کینگز کالج لندن معتقد است که نخبگانی که میخواهند آینده خود را بعد از سال ۲۰۲۴ تضمین کنند "حالا باید همزمان وارد سه بازی شطرنج شوند" - تعریف نقش پارلمان، شورای حکومتی و شخص آقای پوتین.
کنستانتین اگرت، از کارشناسان مسائل روسیه، نیز قیاس مشابهی میکند و میگوید که این همان "صفحه شطرنج بیمعنی همیشگی است که قرار است در ظاهر ادای یک چیز تازه را در بیاورد" و در نهایت وضعیت فعلی را حفظ کند.
واکنشها چه بوده است؟
به نظر آلکسی ناوالنی، خطرناکترین مهره بین مخالفان آقای پوتین، این تحرکات بازگشت به سیاستورزی دوران شوروی است و هرگونه همهپرسی به منظور تغییر قانون اساسی فقط و فقط کلاهبرداری است.
لیوبف سوبول، دیگر فعال مخالف آقای پوتین، نیز نظرات کوبنده مشابهی دارد: "جایگزین کردن گروهی از دزدان با گروهی از دزدان دیگر نه اصلاح است و نه احیاء."
دیگران استعفای آقای مدودف را که بسیار غیرمحبوب است با سقوط نخستوزیر پیشین آقای پوتین یعنی میخائیل فرادکوف مقایسه میکنند که یک سال پیش از پایان دور دوم ریاستجمهوری او کنار گذاشته شد.
نامزد جدید نخستوزیری تکنوکراتی محترم است که نظام مالیاتی روسیه را اصلاح کرده است، اما چندان شناختهشده نیست. آقای فرادکوف هم آن زمان با شخص ناشناختهای به نام وکتور زوبکوف جایگزین شد که بیش از چند ماه دوام نیاورد.