چه کسانی پوتین و ترامپ را به سوی هم هل میدهند؟

منبع تصویر، AFP
- نویسنده, جان سویینی
- شغل, بیبیسی
هفته پیش همه میپرسیدند ولادیمیر پوتین چه آتویی از دونالد ترامپ میتواند داشته باشد که بتواند باجخواهی کند. پاسخ من این است که پرسش از بیخ نامربوط است. واقعیت این است که طرز فکر این دو نفر به هم شبیه است.
دونالد ترامپ به سنتگرایی آمریکایی اعتقاد دارد و از اینکه کسی در کارش تفحص کند خوشش نمیآید. درست مثل پوتین که واژههای کلیدی برایش ملت و قدرت است - و صد البته از نقد خوشش نمیآید.
میشود با هم ترکیبشان کرد و اسم طرز فکرشان را گذاشت "ترامپوتینیسم".
قابل کتمان نیست که کاخ کرملین و برج ترامپ مثل دو کوه دو سوی درهای یک صدا را تکرار میکنند. صدایی که روزبهروز بلندتر میشود و به گوش ولادیمیر پوتین خوشتر میآید.
آنطور که از مصاحبه دو روز پیش روزنامه تایمز با دونالد ترامپ برمیآید، توافقنامه جدید برای کاهش تسلیحات هستهای به بازنگری تحریمهای غرب علیه روسیه پیوند خورده است.
اما آنچه بیش از هرچیز جلب توجه میکند، خودداری غریب آقای ترامپ از هرگونه نقد آقای پوتین است - چه در مورد هک کردن دموکراسی آمریکا باشد، چه تصرف کریمه و جنگ دنبالهدار در شرق اوکراین.
عجیبتر آنکه آقای ترامپ در توییتهایش نظر روسیه را به نظر سیا و دیگر سازمانهای اطلاعاتی آمریکا ارجح میداند.
همه این عجایب دنیای سیاست طبیعی به نظر خواهد آمد اگر پرسش آغازین را اینطور طرح کنیم: چرا باید رهبری را که نظریاتش بیش از همه به تو شبیه است نقد کرد؟
سه چهره دیگر هم هستند که مدام ترامپوتینیسم را تشویق میکنند: نایجل فاراژ، رهبر سابق حزب استقلال بریتانیا، که صراحتا میگوید اتحادیه اروپا برای صلح جهانی خطرناکتر است تا روسیه، استیو بنن، دوست فاراژ، که استراتژیست ارشد ترامپ است، و یک "اندیشمند" روس به نام الکساندر دوگین که گاه "مغز پوتین" میخوانندش و گاه - با آن موی بلند و چهره اسلاو - "راسپوتین پوتین".

دوگین یک برنامه تلویزیونی در حمایت از کرملین دارد، که سراسر تبلیغ برتری مذهب ارتدوکس روسی است، ترکیبی از ادبیات گوبلزی و آوازهای مذهبی مسیحی.
بسیاری معتقدند ولادیمیر پوتین به حرف الکساندر دوگین گوش میکند.
دوگین از شخصیتهای روس است که غربیها تحریم کردهاند - عمدتا به خاطر حرفهای تندش در مورد حمله روسیه به اوکراین، که تا کنون حدود ده هزار کشته به جا گذاشته است.
نایجل فاراژ و استیو بنن و الکساندر دوگین در یک زمینه کاملا همنظرند: که افراطگرایی اسلامی بزرگترین خطر پیش رو تمدن غربی است.
آقای بنن بهطورمشخص سال ۲۰۱۴ مواضع دستراستیاش را در برنامهای در واتیکان علنی کرد. او مدعی شد داعش یک حساب کاربری توییتری دارد که تمرکزش بر این است که "ایالات متحده را به رود خون بدل کند".
در جای دیگر همان برنامه گفت: "باور کنید کار به اروپا هم میکشد. ضمن اینکه همین حالا هم به نظر من در مراحل اولیه یک جنگ جهانی با فاشیسم اسلامی هستیم ".

منبع تصویر، ALEXANDER DUGIN
تهدید ارزشهای دموکراتیک؟
مشکل اینجاست که اگر کسی با کرملین همداستان شود، مثلا در مبارزه با "فاشیسم اسلامگرایانه" در حلب، ممکن است به دامان "فاشیسم روسی" بیافتد، یا دستکم ارزشهای دموکراتیک و قواعد جنگ را کنار بگذارد و ناخواسته آب به آسیاب داعش بریزد.
البته آقای دوگین علاقهای ندارد در مورد این خطر صحبت کند. وقتی برای مصاحبه با او به مسکو رفتم، کار به جای باریک کشید. اول گفت احتمال اینکه روسها دموکراسی آمریکایی را هک کرده باشند "صفر مطلق" است.
از او در مورد تعهد آقای پوتین به دموکراسی پرسیدم. گفت: "مراقب باش. به ما نمیتوانی دموکراسی یاد بدهی. میخواهید نظام ارزشی غربی و آمریکایی را بدون اینکه بپرسید به همه کشورها و جوامع و ملتها تحمیل کنید... کاملا نژادپرستانه است. شما نژادپرستید."
اما واقعیت این است که از سال ۲۰۰۰ که ولادیمیر پوتین به قدرت رسید، حدود ۲۰ منتقد او کشته شدهاند.
من سه نفرشان را دیده بودم و تحسین میکردم: آنا پولیتکووسکایا، ناتاشا استمیرووا و بوریس نمتسوف - که او را درست جلوی دیوار کرملین کشتند.

از آقای دوگین پرسیدم قتل نمتسوف در مورد دموکراسی روسیه چه میگوید؟ گفت: "میگوید اگر با ویکیلیکس همکاری کنی ممکن است کشته شوی".
به او گفتم در دوران ریاستجمهوری باراک اوباما چند روزنامهنگار آمریکایی مردهاند؟ جوابم را نداد. صرفا گفت "بحثمان کاملا ابلهانه است" و بلند شد و از سر مصاحبه رفت.
کمی بعد در وبلاگ شخصی خودش (که حدود ۲۰ هزار دنبالکننده دارد) مرا متهم کرد که "خبر الکی" جعل میکنم. البته به این بسنده نکرد. مرا یک "ابله کامل... و خوک جهانگرا" خواند.
این است ادبیات نظم نوین جهانی.
چند روز بعد اولین نشست مطبوعاتی دونالد ترامپ را نگاه میکردم. رئیسجمهور منتخب هم خبرنگار سیانان را متهم به جعل "اخبار دروغین" کرد.
همانطور که ابتدای گزارش گفتم، به نظر میرسد همآوایی روسیه و آمریکا روزبهروز بلندتر میشود.











