استفانوس سیتسیپاس؛ تنیسبازی که مرگ را دید و تغییر کرد

منبع تصویر، Getty Images
وقتی استفانوس سیتسیپاس برای حضور در اوپن استرالیا به ملبورن رسید، میان وسایل چمدانش پیراهنی وجود داشت که پلی عاطفی میان او و گذشتهاش برقرار کرده بود.
در نگاه اول موضوع خیلی ساده به نظر میرسد: یک تیشرت که روی آن نوشته شده است: "USSR ۱۹۵۶" . ولی داستان فقط یک لباس ساده نیست، این تیشرت به یکی از مستعدترین بازیکنان تنیس جهان کمک میکند تا خاطرهای بسیار شخصی از گذشته را پیش چشم داشته باشد.
سال ۱۹۵۶، پدربزرگ مادری سیتسیپاس، سرگی سالینکوف در ملبورن قهرمان المپیک شد؛ او مهاجم تیم فوتبال المپیک اتحاد جماهیر شوروی بود.
حدود ۶۵ سال بعد، نوه ۲۲ ساله یونانی آن قهرمان، در همان شهر به دنبال قهرمانی در اولین گرنداسلم زندگیاش است.
در نظر استفانوس سیتسیپاس، خانواده اهمیتی بسیار زیاد دارد و همین طور اوپن استرالیا. در ملبورن بود که او سال ۰۲۱۹ با پیروزی مقابل راجر فدرر، اسطوره زندگیاش، سری میان سرها درآورد.
پس از آن او در چهار تورنمنت حرفهای قهرمان شد و همچنین جام قهرمانی فینال تور جهانی تنیس را بالای سر برد و حالا نفر چهارم ردهبندی جهانی است.
حالا او را به عنوان وارث غولهای کنونی تنیس جهان میبینند. او تماشایی بازی میکند، شخصیتی جذاب دارد و در داخل و خارج از زمین چشمها را خیره میکند. اما سیتسیپاس یک بعد دیگر و شاید بشود گفت غیر قابل انتظار هم دارد.
این جوان سرشار از اعتماد به نفس، زمانی طولانی با کمرویی فلجکنندهای دست به گریبان بوده و یک بار نیز مرگ را از نزدیک دیده و مدتی طولانی گرفتار عواقب آن اتفاق بود.

اوایل داستان سیتیپاس، مانند بسیاری از قهرمانان تنیس است. او در سن پایین این ورزش را شروع کرد و والدینی که خودشان هم ورزشکار بودند، او را کمک و تشویق کردند. جولیا آپوستولی، مادر استفانوس یک ورزشکار حرفهای بود. ضمن این که او و شوهرش، آپوستولوس سیتسیپاس در حومه آتن مربیگری تنیس میکردند.
سیتسیپاس به بیبیسی گفت: "مادر من مربیام هم بود و وقتی خیلی کوچک بودم او چیزهای زیادی به من یاد داد از جمله دیسیپلین، سخاوت و مهربانی. پدرم هم تاثیر بزرگی روی من داشت. او دلیل اصلی پیشرفت من در بازی است. راهنماییهای او در زندگی موجب بلوغ من شد."
سیتسیپاس جوانی فوقالعاده مستعد بود، عشقی بزرگ به تنیس داشت و از همان آغاز کار هم طعم موفقیت را چشید. او نفر اول جوانان جهان شد. در ۱۶ سالگی شروع به تمرین در بالاترین سطح تنیس در آکادمی پاتریک مراداوغولو (مربی سرینا ویلیامز) کرد.
اما در میان این داستان معمولی جزئیات بینظیری وجود دارد که یکی از آنها استثنایی است.

منبع تصویر، HANDOUT
اکتبر ۲۰۱۶ او از ساحل جزیره کرت به آب زد. اما استفانوس و دوستش هنگام شنا، ناگهان در یک جریان آبی خطرناک دریا گرفتار شدند و فاصلهای با غرق شدن نداشتند. هیچیک نمیدانستند که چه اتفاقی افتاده است. هر دو نفر به شدت ترسیده بودند و ناامیدانه تلاش کردند با جریان آب بجنگند و در این میان به سرعت انرژی خود را از دست میدادند.
در ۹ دقیقه ویدئوی تاثیرگذاری که سیتسیپاس در کانال یوتیوبش منتشر کرده، لحظات هراسناک آن اتفاق و دنباله ماجرا را تعریف میکند: این که چگونه احساس استیصال میکرد و باور کرده بود، خواهد مرد و این که چطور در یک لحظه تمام خاطرات خوش کودکی از پیش چشمش رژه رفت.
سیتسیپاس میگوید که آن اتفاق او را تغییر داد و به انسانی پخته تبدیل کرد. او (که دو ماه بعد از آن ۱۸ ساله شد) میگوید این اتفاق موجب شد "نترس" شود و آن را "روزی که قرار بود جانم را از دست بدهم" نامید.
این آپوستولوس بود که جان دو جوان را نجات داد. او شنا کنان به دنبال آنها رفت و به نوعی کمک کرد تا راه امن برگشتن به ساحل را پیدا کنند.
آپوستولوس میگوید: "اتفاقی که آن روز افتاد در نتیجه مکانیسمی بودکه همه انسانها درون خودشان دارند و به خصوص پدر و مادرها. وقتی این مکانیسم جادویی فعال میشود (چنان که آن روز رخ داد)، معجزه اتفاق میافتد."
"لازمه وقوع چنین چیزی داشتن بی چون و چرای باور به توانایی انجام هر کاری است. انجام هر کاری در رابطه با چیزهایی که عاشقشان هستیم. اتفاقی که افتاد نشان داد، عشق و اعتقادی که ما نسبت به یکدیگر داریم و موجب میشود به خاطر هم فداکاری کنیم، بیهوده نیست."
در آن ویدئو، سیتسیپاس از قول پدرش میگوید: "اگر قرار بود آن روز بمیریم و جان خود را از دست بدهیم، همه باهم باید میمردیم. او قهرمان بود. آن روز بود که من زندگی را از زاویهای متفاوت دیدم. از آن روز به بعد خودم متوجه شدم که از نظر روانی چقدر تغییر کردهام."
سیتسیپاس به دنبال اتفاقاتی که سال آینده افتاد، حالا خودش را فردی که "زندگی را بهتر میفهمد و انسانی که بهتر تصمیم میگیرد"، توصیف میکند.
او میگوید: "اوایل سال ۲۰۲۰ حسابی روحیهام را از دست داده بودم. تا کنون هرگز تجربهای مشابه این همهگیری نداشتم؛ دوری از تمام مسابقات و باقی ماندن در یک مکان. اما من از آن به عنوان شانسی برای پیشرفت و امتحان کردن چیزهای جدید استفاده کردم. این فرصتی فوقالعاده مفید بود که به من زمان داد تا به مسائل از دیدی متفاوت نگاه کنم. حالا از نظر ذهنی و احساسی به مراتب بالغتر شدهام."

منبع تصویر، Getty Images
این تغییرات را نه فقط داخل زمین که در ویدئوهایی که او منتشر میکند، پادکستها و عکسهایش میتوان دید. سیتسیپاس با شیوههای مختلف احساساتش را نشان میدهد و از این کار لذت میبرد.
او میگوید: "معتقدم این راهی برای زندگی کردن در لحظه است. این به من آزادی زیادی میدهد. احساس میکنم مشغول زندگی در دنیای خودم هستم. این مانند فراغت از تنیس است، مثل یک سرگرمی که قابلیت تبدیل شدن به کار دوم را دارد."
سیتسیپاس اما همواره چنین شخصیت محکمی نداشته؛ او در دوران مدرسه بسیار خجالتی بود و آزار و اذیت همشاگردیهایش را تحمل میکرد.
تنیسباز یونانی میگوید: "نمیتوانستم راحت با مردم حرف بزنم. به نظرم، یک شنونده و نظارهگر خوب بودم. نسبت به جهان کنجکاو بودم، بسیار مشتاق بودم که ببینم مردم چه میگویند و از آنها یاد بگیرم. در خانواده خیلی ساکت بودم و همیشه بقیه را زیر نظر میگرفتم."
این ویژگی سیتسیپاس نظر مراداوغلو را هم به خود جلب کرد. این مربی شاغل در جنوب فرانسه احتمالا به نوعی با او همذاتپنداری میکرد. او هم در نوجوانی بسیار خجالتی بود.
مراداوغلو که همراه با آپوستولوس، کماکان مربی سیتسیپاس است، میگوید: "استفانوس در دنیای درونیاش پیشرفت کرده است. اوایل کار در سال ۲۰۱۵ که او به ما ملحق شد، خیلی درونگرا بود."
"عادت داشت در محیط خانوادگی و دور از سایرین بماند. وقتی مردم احساساتشان را نشان نمیدهند یعنی یک دنیای درونی بسیار غنی ساختهاند. اما او متوجه شد که من هم به نوعی تجربه مشابهی داشتهام و ما باهم در مورد آن حرف زدیم. به نظرم او دیگر خجالتی نیست و پیشرفت زیادی کرده است."
سیتسیپاس نیز گفت: "دیگر خجالتی در کار نیست. من انسانی هستم که دوست دارد از لحظات زندگی لذت ببرم، عقاید خود را داشتم باشم و تجربیاتم را در اینترنت منتشر کنم، برای این که حالا روزگار این گونه است."
"تنیس فقط یک ورزش است و برای همین داشتن سرگرمیهایی خارج از آن برای سلامت روان خیلی مهم است. پدربزرگم، سرگی هم تهیهکننده و فیلمنامه نویس بود. او از این کار لذت میبرد و به نظرم این جنبه از زندگی من در نتیجه داشتن تبار روسی و در خونم هست."

منبع تصویر، Getty Images
به رغم (شاید هم به دلیل) این که خانواده سیتسیپاس هنوز خیلی بهم نزدیک هستند، گاهی در مکانهای عمومی هم با یکدیگر به مشکل میخورند.
ژانویه ۲۰۲۰ و در جام ایتیپی، سیستیپاس هنگام تمرین راکت را پرت کرد و به طور اتفاقی به پدرش آسیب زد.
یک ماه بعد او در تورنمنتی در دوبی گفت که به نظرش گاهی والدینش "زیادی درگیر" زندگی حرفهای او هستند. در پاسخ مادر استفانوس در یکی از کنفرانسهای مطبوعاتیاش حاضر شد و سئوالهای مختلفی که در مورد تاثیر خانواده در موفقیت یک تنیسباز پرسید و او را در موقعیت عجیبی قرار داد.
آپوستولوس میگوید: "استفانوس که جوانتر بود، اوضاع راحتتر بود. دو نقشی که من داشتم با بزرگشدن او باید از نو تعریف میشد. من باید درک کنم که او باید مسئولیت بیشتری قبول کند و خودش بیشتر تصمیم بگیرد. باید خیلی بیشتر از قبل به حرفهای او گوش کنم."
"او در دو سال اخیر سخت کار کرده. در تورنمنتهای زیادی حاضر شده و در نیمهنهاییها، فینالها و مسابقات سخت، باتجربه شده است. او بعضی تصمیمها را خودش به تنهایی میگیرد و جزئیاتی که میخواهد رویشان تمرکز کند و شیوهای که دوست دارد تیمش را سازماندهی کند، مشخص میکند. او میداند به کجا میخواهد برسد و از این طریق انرژی بیشتری میگیرد."
سیتسیپاس میگوید: "اوضاع خیلی خوب پیش میرود. ما خیلی خوب همدیگر را درک میکنیم. گاهی باهم دعوا میکنیم اما دست آخر همدیگر را رها نمیکنیم. ما همیشه پشت هم میایستیم. او انسان خیلی خوبی است و قلب بزرگی دارد. خانواده من دلیل ثباتم هستند و به آنها مدیونم."

اما سیتسیپاس تا کجا میتواند جلو برود؟ او و تیمش به ماه جاری میلادی امید زیادی بستهاند. به دلایل مختلف ملبورن محلی مناسب برای صید اولین عنوان بزرگ است؛ از جمله این دلایل میتوان به جمع بزرگ یونانیهایی که در این شهر زندگی میکنند، اشاره کرد.
یونان هرگز کشور قدرتمندی در تنیس جهان نبوده است، ولی با بهتر شدن رتبه سیستیپاس در ردهبندی جهانی این ذهنیت تغییر کرده است. او همین حالا هم بهترین تنیسباز تاریخ کشورش است.
مراداوغلو که خودش هم ریشههای یونانی دارد، میگوید: "استفانوس پتانسیل بردن چندین گرنداسلم را دارد."
آپوستولوس هم میگوید: "به نظرم او آماده قهرمانی در یک گرنداسلم است. از نظر ذهنی هم آماده کسب این افتخار است و او ظرفیتهایش را میداند و هیچ کس نمیتواند محدودیتی برایش قائل شود."
برای سیتسیپاس، خانواده و کشورش، این فرصتی برای نوشتن یک برگ از کتاب تاریخ است.
سیتسیپاس میگوید: "من این را فقط به عنوان شروع ماجرا در نظر میگیرم. میدانم اگر قهرمان گرنداسلم شوم، پدر بزرگم، حسابی احساس افتخار میکند. اگر با تمام وجود تلاش کنم و کمی هم شانس بیاورم، بله این ممکن است. این میتواند بهترین لحظه حرفهای من باشد."












