|
یهودیان اصفهان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در مورد تاريخ ورود کليميان به ايران و به ويژه به اصفهان نظرهای مختلفی ابراز شده اشت. عدهای عقيده دارند که وقتی بختالنصر پس از جنگهای طولانی بين دولت آشور و قوم يهود به استقلال اين قوم خاتمه داد و عدهای از يهوديان را به اسارت به بابل برد، گروهی از آنان به سرزمين ايران روی آوردند.
بعضی معتقدند که وقتی کوروش (۵۳۸ قبل از ميلاد) بابل را فتح کرد و به اسارت قوم يهود پايان داد، دستهای از آنها به اورشليم بازگشتند و گروهی که در بابل به کارهای تجاری پرداخته و ثروتی اندوخته بودند در همان سرزمين ماندند و بقيه به ايران آمدند و در مناطقی چون شوش، اهواز، پاسارگاد، حوالی تخت جمشيد، اصفهان و همدان مستقر گرديدند. اما عدهای هم ورود يهوديان به ايران و به ويژه به همدان و اصفهان را به اوايل قرن چهارم ميلادی، مقارن با سلطنت يزدگرد اول ساسانی، نسبت میدهند.
نقطهای که يهوديان پس از ورود به اصفهان در آنجا اقامت کردند "يهوديه" يا "داراليهود" ناميده شده و اين نام تا قرن پنجم هجری معروف بوده است ولی پس از آن به "جوباره" يا "جويباره" تغيير يافته است. جويباره در شمال شرقی اصفهان فعلی واقع شده است. اين محله سابقا به طور کلی يهودی نشين بوده ولی امروزه به دليل ارزان بودن نقاط مسکونی آن مسلمانان نيز به آنجا راه يافتهاند که البته اغلبشان روستائيانی هستند که به شهر روی آوردهاند.
يهوديان اصفهان در زمانهای مختلف گاهگاه مورد بیمهری قرار گرفتهاند، به طوری که در انتخاب شغل، عبادتگاه، محل سکونت، روش خانه سازی و حتی پوشش خود آزادی نداشتهاند. زمانی آنها مجبور بودند که علامتی به لباس خود وصل میکردند تا شناخته شوند و کلاه و جوراب مخصوص بپوشند. اما امروزه وضع کاملا تغيير کرده، آنها در هر جايی که مايل باشند میتوانند مسکن خريداری کنند، با مسلمانها معاشرت دارند، فرزندان خود را میتوانند در مدارس مسلمانان ثبت نام کنند و در انتخاب شغل آزادند. گويش کليميان اصفهان يکی از ويژگیهای جالب کليميان اصفهان اين است که اکثرا زبان عبری را فراموش کردهاند و به زبان مخصوصی که به "گويش کليميان اصفهان" معروف است به صحبت میپردازند و اين امر دليل بارزی بر پذيرفتن فرهنگ ايرانی توسط آنهاست.
گويشی که در حال حاضر اکثر کليميان ايران به آن صحبت میکنند جزو گويشهای مرکزی ايران محسوب میشود و در دستهی زبانهای ايرانی شمال غربی قرار دارد. اين گويش امروزه در شهرهای اصفهان، همدان، کاشان، يزد، بروجرد و چند شهر ديگر ايران و نيز در خارج از ايران در نقاطی چون قفقاز، سمرقند و بخارا رايج است ولی در هيچ يک از اين نقاط کاملا يکسان نيست. گفته شده است که گويش فعلی کليميان اصفهان گويش سابق مردم اصفهان بوده که کليميان آن را بين خود حفظ کردهاند. اگر اين نظر را بپذيريم میتوان آن را در مورد ساير انواع گويش کليمی در ايران و يا خارج از ايران نيز تعميم داد و به اين نتيجه رسيد که کليميان در هر نقطه از ايران که ساکن شدهاند، حافظ زبان آن ناحيه گرديدهاند. جمعيت کليميان اصفهان روز به روز کاهش يافته و علت آن مهاجرت آنها به تهران يا کشورهای خارج بوده است. طبق آماری که به دست آمده، جمعيت آنها در سال ۱۳۲۰ هفت هزار نفر بوده است ولی اين رقم در سال ۱۳۳۵ به ۳۴۰۰ نفر، در سال ۱۳۴۵ به ۲۵۰۷ و در سال ۱۳۵۰ به ۲۳۰۰ نفر کاهش يافته است. (آمار جمعيت آنها در سالهای اخير به دست نيامده است) سارا خاتون (سارا بت آشر)
پيربکران شهر کوچکی در مرکز ايران (سی کلومتری غرب اصفهان) است. مقدسترين عبادتگاه يهوديان در اين شهر است. پرفسور هرتسل باستان شناس سرشناس آلمانی در يادداشتهای خود در کتابی به نام تاريخ باستان شناسی ايران میگويد "در منطقهی فلاورجان اصفهان اثر ديگری از ملکه سوسن همسر يزدگرد سوم يافتم که به اسم پيربکران خوانده میشود. "سارا (سَرَح) بت آشر" (يعنی سارا دختر آشر) نوهی حضرت يعقوب است. کسی که برای نخستين بار خبر زنده بودن حضرت يوسف را به يعقوب میدهد، و يعقوب نيز به پاس اين خبر خوش او را به داشتن عمر جاودان دعا میکند. سارا در محلی که اکنون به سارا خاتون معروف است، غيب میشود و عمر جاودانه پيدا میکند.
بنابر روايتی، سارا بت آشر روزی گوسفندان پدرش را در مراتع جودا میچراند که يکی از برهها به درون غاری رفت. سارا به دنبال او وارد غار شد. به نظرش غار بسيار طولانی آمد ولی او تا انتها به دنبال آن بره رفت و وارد غار ديگری شد که با اصفهان امروزی فاصلهی چندانی ندارد. چله خانه
يهوديان از دير هنگام از آغاز ماه عبری الول (Eloul) به آنجا رفته و تا چهل روز (يعنی تا ۱۰ ماه عبری تيشری، روز يوم کيپور) در آنجا میمانند و دعای توبه میخوانند. (در زبان عبری به دعاهای مربوط به توبه، سليحوت [Selihoot] گفته میشود.) بر روی در سنگی ورودی چله خانه، اشعار داوود نبی که در ستايش پروردگار به زبان عبری سروده شده است، ديده میشود. به هنگام سال نو يهوديان (روش هشانا) کليميان ايرانی از سراسر ايران به اين محل میآيند و در اتاقهای اين محل اطراق میکنند. سفره سيد موشه در کف اين محل سفرهای چيده شده از سنگ تراش خورده به صورت مجسمه خوراکیها قرار داشته که در ساليان اخير به سرقت رفته است. در گذشته علمای يهودی دور اين سفره مینشستند و به خواندن تورات مشغول بودهاند. در کف گوشهای از اين محل تخته سنگی است که جای پای اسبی ديده میشود و اعتقاد بر اين است که حضرت الياس پيامبر از اين محل به آسمان عروج کرده است. ملا يعقوب
ملا يعقوب ماری با علمای زمان خودش بحث برتر بودن دين را داشتند؛ و به اين خاطر دست به يک شرط بندی میزنند. و آن هم اين بوده که هر کسی توانست با دعا مسير جريان آب را تغيير دهد، دين آن برتر است. ملا يعقوب با دعا و نيايش از خداوند میخواهد که به صورت معجزه وار مسير آب را تغيير دهد و اين اتفاق نيز میافتد. وقتی اين معجزه روی میدهد، ديگران کينهی ملا يعقوب را به دل میگيرند و هنگامی که ملا يعقوب فوت میکند، اجازه دفع جسد ايشان را نمیدهند و حتی میخواستند که به جسدش آسيب برسانند.
اما ماری دور جسد آن میچرخيده و از جسد ايشان محافظت میکرده. به همين دليل نام آن را ملا يعقوب ماری گذاشتند. هم اکنون مقبره ايشان در داخل شهر اصفهان است و يکی ديگر از زيارتگاههای يهوديان به شمار میرود. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||