BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 18:06 گرينويچ - دوشنبه 13 مارس 2006
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
مناقشه هسته ای ايران به کجا می انجامد؟

احتمال زياد دارد که ايران، به رغم تلاشهای پيشگيرانه غرب، به زودی به يک قدرت هسته ای تبديا شود. درباره آينده اين روند می توان به طرح چند پرسش پرداخت.

چرا ايران بر دستيابی به انرژی هسته ای اصرار دارد؟

ايران پس از چند سال رکود سياسی و اقتصادی، وارد مرحله ای از غرور ملی شده است. اقتصاد کشور نيز رو به توسعه است.

با سقوط صدام حسين رهبر عراق، ايران به نيرومندترين کشور منطقه خليج فارس بدل شده است.

در منطقه ای که قدرتهای هسته ای مانند اسرائيل، هند، پاکستان، کره شمالی و چين وجود دارند، ايران نيز خواهان اين امتياز است.

ايران همواره تاکيد کرده است که برنامه هسته ای آن سرشتی صلح آميز دارد

محمود احمدی نژاد، سياستمدار بنيادگرايی که به طور غيرمنتظره در انتخابات رياست جمهوری ماه ژوئن به پيروزی رسيد، آمال مردم را منعکس می کند.

او به مردم اين کشور، زندگی بهتری وعده داده است.

بيشتر مردم ايران به سرکشی در برابر قدرتهای بزرگ علاقه دارند، زيرا به طور سنتی معتقد هستند که آنها عامدانه مانع ترقی کشورشان بوده اند.

او می پرسد که چرا ايران نبايد به انرژی هسته ای و توانمندی های ناشی از آن دست يابد.

شمار زيادی از ايرانيان از تمام گروه ها و لايه های اجتماعی با او موافق هستند.

چرا آمريکا دخالت نمی کند و جلوی فعاليت ايران را نمی گيرد؟

برای اينکه نمی تواند.

ايران برای نيروهای آمريکايی بسيار بزرگتر و دارای اراده ای قاطعتر از آن است که بتوانند به آن حمله کنند. حمله به عراق نشان داد که نيروهای آمريکايی در جنگ چريکی قابليت زيادی ندارند.

جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا می تواند تصميم به بمباران تأسيسات اتمی و نظامی و نفتی ايران بگيرد اما در سراسر جهان با خشم و غضب روبرو می شود و منافع آمريکا به طور جدی به خطر می افتد.

ايالات متحده می تواند گروه مجاهدين خلق را که صدام نيز آنها را به خدمت گرفت، تقويت کند و برای عمليات تخريبی به ايران اعزام کند.

اما اين نيز صرفا باعث تقويت حکومت تهران می شود و به حيثيت آمريکا در جهان لطمه بيشتری می زند.

آيا درست است که مشتی اسلام گرای افراطی مردم ايران را زير يوغ برده اند؟

نه، ايران در چارچوبی محدود، دارای نوعی دموکراسی است.

آقای احمدی نژاد در انتخاباتی کمابيش آزاد به پيروزی رسيد، هرچند که افراد مخالف با اصول بنيادين جمهوری اسلامی، حق نامزدی در انتخابات را نداشتند.

احمدی
رئيس جمهور ايران به مردم ايران وعده داده که آنها را در ثروت های کشور سهيم کند و آنها را به رفاه برساند

بسياری از ايرانيان از سقوط دولت دين گرای ايران و پايان گرفتن محدوديت ها در زندگی روزمره خرسند می شوند، اما بسياری ديگر هم با شور فراوان از دولت حمايت می کنند.

اگر حمله ای به ايران صورت بگيرد، بيشتر ايرانيان به حمايت از حاکميت خواهند برخاست.

آيا آقای احمدی نژاد واقعا قصد دارد اسرائيل را از نقشه جغرافيا حذف کند؟

قطعا، البته اگر بتواند. اما او و دولتش می دانند که تحقق اين آرزو غيرممکن است.

ايران با تمام ادعاها و موضعگيری هايش، نيروی نظامی بالايی ندارد. با امکانات فعلی نمی تواند برای کشور دوردستی مانند اسرائيل خطر ايجاد کند. اسرائيل نيز برای دفاع از خود به خوبی مجهز است.

تهديدات ضمنی آقای احمدی نژاد هم مبنی بر انتقامگيری از غرب به دليل اعمال فشار بر دولتش، صرفا لفاظی هستند.

آيا اسرائيل به تجهيزات اتمی ايران حمله خواهد کرد؟

اسرائيل در سال ۱۹۸۱ اين کار را با عراق انجام داد.

اما اکنون اسرائيل از آن زمان منزوی تر است و از طرف آمريکا زير فشار است، زيرا هر حمله ای به ايران می تواند تشنجی وسيعتر را به دنبال داشته باشد.

با وجود اين اگر اسرائيل احساس کند که امنيت آن در خطر است، چيزی نمی تواند جلوی اقدام نظامی آن را بگيرد.

آيا تحريمهای سازمان ملل عليه ايران مؤثر خواهد بود؟

نه. تحريمها معمولا بر مردم فقير و محروم فشار می آورد اما نمی تواند دولت را تضعيف کند.

تحريمها گاهی حتی باعث رشد اقتصاد می شوند، زيرا صنايع داخلی را تشويق می کنند.

تحريمهای ۲۵ ساله آمريکا عليه ايران، صنعت نفت کشور را به دشواری انداخت، اما تأثير بيشتری نداشت.

ايران مرزهای گسترده دارد و با همسايگانش عراق، ترکيه، افغانستان، پاکستان و جمهوری های آسيای ميانه روابط خوبی دارد. دوبی نيز در فاصله ای نزديک قرار دارد. بنابر اين به محاصره افکندن چنين کشوری آسان نيست.

بهای نفت نيز بالا می رود، آمريکا و کشورهای اروپايی در می يابند که درگيری با ايران بهای سنگينی دارد.

چين و روسيه چه خواهند کرد؟

چين که خود را قدرت بی منازع آسيا می داند، از اين بحران بهره می برد.

روسيه نيز می خواهد در کنار ايران باشد، اما سعی می کند جانب آمريکا و اروپا را نيز نگاه دارد.

بالاخره اين ماجرا به کجا ختم می شود؟

به احتمال زياد آمريکايی ها و اروپايی ها وضعيت ايران را به مثابه قدرتی اتمی خواهند پذيرفت، اما سعی خواهند کرد فعاليت های آن را تا حد ممکن تحت کنترل داشته باشند.

احتمالا مصالحه ای حاصل می شود و روسيه می تواند در اين زمينه نقش مؤثری داشته باشد.

در حال حاضر کشورهای غربی اميدوار هستند که مخالفان و منتقدان آقای احمدی نژاد در داخل نظام جمهوری اسلامی، همچون برخی از روحانيان محافظه کار و تاجران بانفوذ که با تندروی های عوام گرايانه رئيس جمهور موافق نيستند، موضع او را تضعيف کنند و او را به پذيرفتن نوعی مصالحه وادار سازند.

در اين ضمن، برخی از کشورهای اروپايی نگران هستند که مشاوران پرزيدنت بوش بر آن باشند که از اين بحران برای جلب آرای مردم در انتخابات ميان دوره ای ماه نوامبر بهره برداری کنند.

آيا شما با نظرات جان سيمپسون موافق هستيد؟ شما درباره موقعيت اتمی ايران چه نظری داريد؟ آيا فکر می کنيد ايران حق دارد قدرت هسته ای شود؟

نظرات شما

بنظر من ايران و يا هر کشور ديگری که بخواهد بايد بتواند از انرژی هسته ای استفاده کند و ايران حتی با داشتن نيروی اتمی نيز تمايلی به جنگ با اسرائيل نخواهد داشت و در صورتی که بخواهد حتی بمب اتمی نيز توليد کند فقط جهت دفاع خواهد بود. حسين - تبريز

نظرات آقای جان سيمپسون تا حدودی واقع بينانه است و نشان ميدهد از اوضاع داخلی ايران اطلاعات خوبی دارد. ولی متاسفم برای ايرانيانی که خارج از ايران هستند و در باره وطن خود اطلاعات ناقصی دارند. دموکراسی در ايران با اين همه انتخابات آزاد کاملا مشهود است و آقای احمدی نژاد منتخب اکثريت مردم است هرچند خود من به او رای ندادم ولی قبولش دارم. کاوه - شيراز

اگرچه ممکن است از طرف خيلی ها حرف هايی در مورد نحوه انتخاب و موضع گيريهای آقای احمدی نژاد وجود داشته باشد ولی به اعتقاد بسياری از مردم آنچه که مسلم است اين است که توسعه يک کشور قابل معامله نيست و اگر قرار باشد ايرانی از حيثيت خود دفاع کند قطعا چنين خواهد کرد و اين چيزی است که خيلی ها از جمله آقای سيمپسون برای تحليلی درست بايد به آن توجه داشته باشند. عباس - آران

نظرات آقای سيمپسون تا حدودی به واقعيت ميتواند نزديک باشد. درعين حال اين ماجرا هر پايانی که داشته باشد به طور قطع مشکلات زيادی برای مردم ايران به دنبال خواهد داشت. ما نبايد تصور کنيم چون مخالف سيستم کنونی ايران هستيم پس همه و يا اکثريت مردم مخالفند و يا بلعکس. به نظر من حکومت ايران در اين ماجرا توانسته تا حدود زيادی احساسات ناسيوناليستی عامه مردم ايران را بر انگيزد هر چند که مردم از وضعيت کنونی اقتصادی و اجتماعی ايران ناراضيند. سامان - تهران

نظرآقای سمبسون درمورد اينکه چرا آمريکا دخالت نمی کند و جلوی فعاليت ايران را نمی گيرد و يا اينکه در سراسر جهان با خشم و غضب روبرو می شود و منافع آمريکا به طور جدی به خطر می افتد نادرست است. يگانه عاملی که درشرايط فعلی باعث جلوگيری حمله احتمالی آمريکا به ايران ميشود گرفتاری آمريکا درعراق و افغانستان است. علی - پيشاور پاکستان

اصلا با اظهار نظر ايشان موافق نيستم سناريو همان سناريو عراق است با گذشت زمان متوجه خواهيد شود. سعيد - تهران

بعضی نظرِات آقای سيمپسون به واقعيت نزديک است و آن اينکه غرب بخواهد يا نخواهد دولت ايران با حمايت اکثريت قاطع مردم از حق خود مبنِی بر در اختيار داشتن انرژی هسته ای کوتاه نخواهد آمد و سرانجام غرب چاره ای جز پذِيرش اين واقعيت را نخواهد داشت چون توان برخورد با ايران با پشتوانه قوی مردمی را ندارد. بالاخص اينکه طرفداران پرو پا قرص حکومت ايران سابقه درخشان مقابله با دشمن را در جنگ تحميلی عراق با خود دارند. ضمنا اين نکته را نيز بهتر است تحليل گران مسائل ايران در نظر داشته باشند که به اظهار نظرهای چند نفر که در خارج نشسته اند و از واقعيات کشور غافلند دل خوش نکنند. واقعيات ايران با آنچه اينان آرزو می کنند و بر مبنايش نظر می دهند بسيار متفاوت است. در ايران رسيدن به انرژی هسته ای يک آرمان ملی شده است و احدی حاضر نيست به هر قيمتی از اين خواسته کوتاه بيايد.علی - کرمان

اظهارات ايشان تا حدی منطقی است اما ايران به دنبال سلاح هسته ای نيست ولی با ادامه روند غير منطقی امريکا و اروپا راهی جز دفاع نمی ماند ضمنا مردم ايران بسيار غير قابل پيش بينی هستند. اميد - مشهد

اين مطلب را واقعا از آقای سيمپسون لذت بردم و تصديق می کنم. خواهش می کنم اين را به صورت آشکار درج نمائيد. اين عين واقعيتی است که ما در کشور خود در حال مشاهده می کنیم. اگر روزی به ايران يک گلوله شليک شود، مطمئن باشيد که تمامی مردم ايران، حتی مخالفان رژيم و همان هايی که جوانان شان توسط اين رژيم به زندان افتاده اند با رژيم متحد می شوند و در برابر آن کشور حمله کننده می ايستند. ايرانيان (با قضاوت تحليلگرانی مانند آقای سيمپسون) آستانه حساسيت شان نسبت به مسائل ناسيوناليستی اگر در دنيا اول نباشد، جزو ۳ کشور اول دنيا است. اصولا ايرانيان ناسيوناليسم و وطن پرستی را مانند حق حيات خود برای زندگی می دانند. ممکن است حتی از انرژی هسته ای و يا آب و نان و خانواده خود بگذرند اما مطمئن باشيد از حمله به ايران به هيچ شرايط نخواهند گذشت. کاميار - مشهد

مهمترين ويژگی نظرات ايشان واقع بينی و صراحت زياد است و اين خيلی قابل تحسين است چون بيشتر مفسرين خبری اهل داستان پردازی و بازی با الفاظ هستند. افرادی هم که از نطرات ايشان برآشفته اند بيشتر خارج نشينانی هستند که سخنان او به مذاقشان خوش نيامده است. البته من هم احساس می کنم قسمت آخر نظر ايشان کمی خوش بينانه است و تندروهای آمريکا حاضر به هيچ نوع مصالحه ای نيستند حتی اگر به بهای راه انداختن يک جنگ يا حمله نظامی محدود باشد. علی

اولين باری نيست که تحليلی در خصوص مسايل ايران ميخوانم و از ان بسيار متعجب ميشوم. يعنی درک اينکه يک حکومت تماميت خواه و مستبد با روش های شبه دمکراتيک و عوام فريبانه سعی کند تا منويات قدرت طلبانه خودش را به نام مردم تمام کند برای تحليل گرانی همچون اقای سيمبسون اين همه مشکل است؟ اگر کسی بدون اينکه اسم نويسنده را بداند مقاله را بخواند آن را با مقالات سطحی و يک جانبه روزنامه ها اشتباه خواهد گرفت. اينکه ملت ما اصلا به احمدی نژاد رای داده و اگر داده به چه دليل موردی است که نياز به بررسی عميق تر و دقيق تری دارد اما مسلما به دلايلی که اقای سيمسون ميگويد نبوده است. مردم ايران حاضر نيستند به دليل اينکه حکومت اسلامی می خواهد با دستيابی به انرژی و بمب هسته ای برای خود مصونيت ايجاد کند و يا با تهديد جهان ازاد تضمين های سياسی بگيرد از زندگی خود بگذرند. مردم ايران تشنه ازادی هستند و حاضرند تا بهای ان را نيز بپردازند. ارتين - اهواز

... آقای سيمسون سعی کرده واقع بينی و کمی هم پيش بينی کند. چرا بعضی از ما بخاطر اينکه مخالف عقيده ما اظهار نظر کرده سابقه و علم او را، درست يا غلط زير سوال ببريم. مطمئنم حتی در صورت دستيابی ايران به بمب اتم فکر استفاده از آن را نميتواند بکند چرا که فرصت استفاده از آن را هم پيدا نميکند و خود را نابود کرده است. کافی است اظهارات خالد مشعل در دانشگاه تهران را بخوانيد. ضمنا اين هم يک واقعيت است که مالکان يک فن و يا توانمندی خواستار يک رقيب و يا شريک ديگر نيستند چه برسد به رقيبی که خيلی از لحاظ فکری و عملی با آنها تفاوت داشته باشد. حقوق بشر هم متاسفانه يک بهانه برای بعضی ها می‌باشد و الا دل حکومت آمريکا برای مردم ايران نمی‌سوزد. کافی است نگاهی به حکومت های دوست آمريکا در سراسر کره خاکی و نيز عملکردشان با مردم خود بياندازيد. به نظر من ايران با بمب اتم، مجبور است مسئولانه تر به حرفها و عملکرد خود نظارت کند. هيچ کس با يک بچه مثل بزرگترها رفتار ‌نميکند و بچه بزرگ شده اين را به خوبی حس خواهد کرد. کافيست به خاطرات خودمان مراجعه کنيم. حميد - اهواز

اظهار نظرات آقای جان سيپسمون قابل درکه. من و ما که مسلمان هستيم آماده شهادت هستيم و تا خون در رگ ماست اين ايران اسلامی خواهد ماند در خقيقت تا زمانی که روحييه شهادت طلبی در بين جوانان ايران هست آمريکا سهل است کل جهان هم اگه ضد ايران بشه باز شکست ميخورند در حقيقت چند تا شير ميتونه چندين گله گوسفند رو از پا در بياره. حسين - تبريز

نميدانم کجا خواندم اما يادم هست گفته بود وقتی خداوند ميخواهد به مردمی رحم کند خردمندان آنان را به سخن گفتن برمی انگيزاند. من کاملا با گفته های آقای سيمسون موافقم و با اينکه در انتخابات به آقای احمدی نژاد رای ندادم اما به چشم خود حضورآزادانه مردم را ديدم. درست است که افراد مخالف با اصول بنيادين نظام نميتوانستند کانديد شوند اما به من بگوئيد در کجای دنيا مخالفين با اصول بنيادی آن حکومت ميتوانند در انتخابات رياست جمهوری کانديد شوند. مگر از لحاظ برخی از کسانی که در همين صفحه نظر آقای سيمسون را رد کردند باور پذير است که مثلا يک کمونيست قبل از فروپاشی شوروی ميتوانست کانديد رياست جمهوری آمريکا شود؟ پس وجود دموکراسی محدود از نظر آقای سيمسون کاملا با واقعيت منطبق است. پيروزی احمدی نژاد کاملا غير مترقبه بود مثلا ميتوانيد به نوشته های ابراهيم نبوی (طنز نويس معروف ) چند روز قبل از دور اول انتخابات رجوع کنيد که تمام فکرش متوجه ضديت با قاليباف بود چون فکر ميکرد قاليباف کانديد مورد نظر جناح راست است وجالب اينکه من طرفداران حزب اللهی را ميديدم که اغلب نميدانستند به کدام يک از چهار کانديدا رای دهند. پس باز هم آقای سيمسون واقعيات راديده است. وکوتاه سخن آنکه اغلب جامعه ايران طرفدار انرژی هسته ای وچرخه سوخت هستند کافی است به همين نظر سنجی بی بی سی نگاه کنيد خواهيد فهميد که بيشتر افراد موافق مواضع اروپا وآمريکا ساکن خارج هستند يعنی اصلا داخل ايران نيستند تا حال وهوای مردم را درک کنند. حسين - اصفهان

آقای سيمسون که در يک کشور دمکراتيک زندگی ميکند گويا مفهوم آن را نميداند. ايشان ميگويند دارای "نوعی" دمکراسی است. آيا ايشان حاضرند که در اين "نوع" دمکراسی زندگی کنند. روزنامه نگاران غربی پس از ۲۷ سال به عمق فاجعه موجود در ايران پی نبرده اند يا بدلائل ديگری به شيوه ای از اين نظام پشتيبانی ميکنند. محمود اوويچ

بعضی از نظرهای آقای سيمپسون صحيح هستند اما مسئله اتمی ايران از لحاظ ايالات متحده و انگليس نميتوامد به اين وجه حل نشده باقی بماند و واضح است که دموکراتهای آمريکا راه حل را در متوقف نمودن تمام فعاليتهای اتمی ايران ميبينند که از لحاظ رژيم اسلامی اين غير ممکن است. بنابراين مسئله به اين سادگی ها نيست که آنها محور سياست جديد خاورميانه را به علت سرسختی اتمی دولتمردان متعصب ايران رها کنند. مردم ايران نيز اگر اقدامی نظامی در بين باشد از آن ميخواهند فرار کنند و نميخواهند در آن جان خود را دوباره مثل جنگ ايران و عراق فدا کنند و ايالات متحده از اکثريت اين وقايع آگاه است. به همين دليل است که قصد تغيير رژيم متعصب را به هر نحوی دارد و نه فقط به دليل رفتن ايران به سمت ساختن بمب اتمی بلکه برای مبارزه با باتلاق عراق و همچنين جنگ با گروههای تروريستی ضد آمريکايی در جهان و در نهايت کامل شدن طرح دموکراسی غربی وار در خاورميانه مانند کشورهايی مشابه با دوبی و غيره. محسن - هلسينکی

اظهار نظرهای آقای سيسمون را يکی از واقعی ترين و منصفانه ترين گزارش هايی می دانم که در رسانه های داخلی و خارجی راجع به مسايل هسته ای ايران نوشته شده است. اميدوارم سياستمداران داخل و خارج ايران به اين واقعيتها توجه داشته باشند. مرتضی - تهران

هر چند به طور قطع نمی توان در باره پرسشهای مطرح شده نظر داد اما نظرات آقای سيمپسون نسبت به تحليلگران آمريکايی پخته تر است مخصوصا در مورد تحريمهای اقتصادی که می گويند اين تحريمها بيشتر مردم فقير از آن آسيب می بينند . و اصولا اگر تحريمها به اين صورت نباشد حکومت به هيچ وجه نظر خود را عوض نمی کند چون فشاری از داخل به آن وارد نمی شود. در مورد تهيه برخی کالا ها و خدمات که تکنولوژی آن در انحصار آمريکا است مثل سرمته های حفاری چاهای نفت و .. ممکن است ايران با مشکل مواجه شود ولی به هر حال طرف مقابل از پول بدش نمی آيد و با چند واسطه مشکل حل می شود. اينکه در چند سال چنين اتفاقی افتاده است. امين - شيراز

نظر آقای سيمسون شباهت زيادی به نظر همفکران ايشان قبل از پيروزی انقلاب دارد که دگرگونی رژيم را قبول نداشتند. عارف - تهران

مسلما دولتهای غربی و به خصوص آمريکا و انگليس دلسوزتر از دولت ايران برای مردم ايران نيستند و دولتهای غربی و شرقی به فکر منافع خودشان هستند نه مردم ايران .غربيها هم با تبليغات و جنگ روانی قصد فريب افکار عمومی را دارند.اما اين را بايد بدانند که ايرانيها آدمهای با هوشی هستند و دست آنها را می خوانند. يک ايرانی از تهران

بسيار بسيار جالب است برای من افرادی نظر می دهند که حتی حاضر نيستند در مملکت خويش حتی اگر هم دموکراسی و يا آزادی نيست بمانند و به هموطنان خويش خدمت کنند و با بهانه ما نمی خواهيم به اين نظام خدمت کنيم همگی از مسئوليتشان شانه خالی کردند. به نظر من خيلی از اين افراد حتی حق ندارند در مورد اسم ايران حرف بزنند چه برسد به تحليل در مورد مسائل امنيتی. خنده دار است اين آقايان نظر يک تحليل گر با سابقه را اشتباه ميدانند در صورتی خودشان حتی نمی دانند در همسايگيشان چه می گذرد. خنده دار است واقعا خنده دار. بهتر است اين آقايان يه سری به کوچه و بازار بزنند و بفهمند قبل از هر اظهار نظری بايد انديشيد. می گويند قشر فقير نيروگاه اتمی می خواهد، ميگويم من از اهالی ونک هستم و ميدانم ۹۰ تا ۹۵ در صد هم سنان من آن را ميخواهند. ميگويند طرفداران اين نظام ميخواهند می گويم کسی که عاشق ايران است نمی تواند که از اين موهبت چشم پوشی کند. ما مهندس ها ؛ دکترها، بی سوادها، بی پول ها؛ پولدار ها؛ مهال است از چنين چيز به اين بديهی بگذريم و همه آقايان ايرانی و خارجی مخالف بدانند که اين قدرت حق ماست و هرگز هرگز از آن دست بر نميداريم. مهدی - تهران

آقای سيمپسون مينويسد:"بسياری از ايرانيان از سقوط دولت دين گرای ايران و پايان گرفتن محدوديت ها در زندگی روزمره خرسند می شوند، اما بسياری ديگر هم با شور فراوان از دولت حمايت می کنند". نميدانم منظور از بسياری چند در صد ميباشد و همه سخن اين جا است. منظور کدام يک از اين دو "بسياری" ها اکثريت است. البته هر دو دسته نميتوانند اکثريت داشته باشند. در مورد ساير پيش بينی های قاطعی که شده است لطفا چند روز صبر کنيد وقايع بطرف روشن شدن پيش ميرود. امير هوشنگ خرم - تهران

من فرمايشات آقای سيمسون را هيچوقت قبول نداشته و نخواهم داشت. ايشان با منفی بافی در پی نام است و بس. ايران به انرژی اتمی نياز ندارد. احمدی نژاد هم آزادانه انتخاب نشده است و هيچ شکلی از دموکراسی درايران وجود ندارد. ايران هم نه عراق است و نه افغانستان. معلوم نيست آقای سيمسون اين اباطيل را از کدام کيسه مار گيری سر هم کرده است؟ هرمز - برگن - نروژ

خوب مسلما ايران برای رشد و اعتلای خود نيازمند منابع انرژی جديد است و انرژی هسته ای هم در اين ميان اهميت به سزايی دارد ... اينکه گفته می شود اگر ايران تا ۳۰ سال ديگر نتواند حداقل ۲۵ درصد انرژی الکتريکی خود را از نيروگاههای اتمی تامين کند دچار بحران انرژی و قطعی برق گسترده در کشور و بويژه در کلانشهرهايی مثل تهران خواهد شد .... در هر صورت انرژی هسته ای حق مسلم همه ملتهاست ... اميدوارم فقط شعار انرژی هسته ای و اقتصاد داده نشود و کمی بيشتر به دموکراسی و حقوق مدنی در ايران توجه گردد ... به هر صورت ملت بهترين قاضی بر اقدامات دولت است ... بهرام - تهران

با کمی توجه و بررسی سابقه مطبوعاتی و سياسی آقای سيمپسون، چنين اظهار نظری سطحی و تا حدودی عاميانه و با مقايسه طرز نگارش و ادبيات استفاده شده در مطلب بالا با ساير گزارشها و مقالات چاپ شده از ايشان در مطبوعاب انگليس واقعا جای سوال دارد که آيا اين مطلب توسط ايشان نوشته و تنظيم شده است؟ برای من بسيار جالب است که سردبير امور جهانی بی بی سی و گزارشگر معروف و آگاه به مسايل خاورميانه چنين ساده و تنها در چند سطر به اين نتيجه ميرسند که آمريکايی ها و اروپايی ها وضعيت ايران را به مثابه قدرتی اتمی خواهند پذيرفت، آيا اين نوع نوشتار تاثيری در بينش و جهت گيری گروهی از ايرانيان که نيم نگاهی به تحليلهای شبکه بی بی سی دارند نخواهد گذاشت که قايله تمام شد، انگليس ايران را در باشگاه اتمی پذيرفت. محمد - نيوکاسل - انگليس

بنده به عنوان يک شهروند ايرانی کاملا با نظرات آقای سيمپسون موافقم و نظرات ايشان بسيار نزديک به واقعيت ها ميبينم و به عنوان يک فيزيکدان جوان دستيابی به انرژی هسته ای را حق بارز هر عضو NPT ميدانم. مهرداد - تبريز

... در انتخابات گذشته طبق آمار رسمی نظام ۴۰-۴۵ درصد مردم شرکت نکردند. و انها هم که شرکت کردند رای بر عليه فساد مالی - سياسی دادند. اکنون که ماهيت احمدی نژاد مشخص تر شده است انتظار ميرود بر شمار ناراضيان بسيار افزوده شده باشد. مردم ايران تحت تبليغات رژيم مسأله اتمی را ملی دانستند اما اکنون با مشخص شدن عواقب و هزينه ها میگويند "قيصريه را نبايد برای يک دستمال به آتش کشيد". هنوز هيچ تحريمی نشده و هيچ جنگی آغاز نشده اثرات مخرب بحران جاری بر اقتصاد کشور بسيار مشهود است. معاملات هم راکد مانده. مردم دست به هيچ ريسک بزرگی در معاملات خود نمی زنند و بورس را بازور سرپا نگه داشته اند. آنها ازاينکه آينده ای مثل عراق داشته باشند می هراسند. غرب با تحريم هوشمند رژيم مثل انچه در مورد آفريقای جنوبی اتفاق افتاد می تواند جلوی پناه بردن مردم به نظام را بگيرد. مصطفی - استراليا

اگر نظرات آقای سيمپسون را بپذيريم پس تکليف حرفهای آقای بوش که می گويد تحت هيچ عنوان ايران اتمی راقبول نخواهند کرد چه می شود؟ من با اين نظر آقای سيمپسون که در شرايط بحرانی اکثريت مردم ايران جانب حکومت مذهبی را خواهند گرفت مخالفم. يک برآورد ساده نشان ميدهد که اکثريت ملت ايران امروزه خواهان نابودی نظام جمهوری اسلامی هستند و بنظر من شرايطش اگر فراهم شود خيلی ها که شايد اين مطلب را به زبان نياورند دل و جراتش را خواهند يافت که اين مطلب را بگويند. بهنام - تهران

غربيها از يک چيز واقعا غافلند و آب در هاون ميکوبند، آنهم اينکه خواست ملت ايران بمب اتم هست اما واقعا آن را در جهت دفاع از خود می خواهند. و آنها حمايت از رژيم را به اين علت از خود بروز ميدهند که احساس می کند دارند به روزهای می رسند که ان همه سرخوردگی و حقارتی را که به مردمی که مايه افتخار اقوام کهن تاريخ بوده اند روا شده تلافی کند. به اميد آنروز. آرش - لندن

آقای سيمپسون اشتباه ميکند. يک ايران اتمی به هيچ وجه تحمل نخواهد شد. ايران نه هند است که کشوری دموکراتی با دشمنی مشخص است و نه کره شمالی. وقتی آمريکا يک ابرقدرت اتمی کمونيست مانند چين را دوست خود می نامد دليلی برای ترس از کره نيست. آمريکا شايد حتی از دولت ايران هم نهراسد. چيزی که خطرناک است وجود بمب هسته ای در خاک ايران است. ايران نمی تواند عدم دستيابی افرادی که علاقمند به نابودی اسرائيل هستند و يا حتی افراد ماجراجو که برای شهرت از نابودی ملت ها نمی ترسند تضمين کند. در دولت ايران و در بين دوستانش از اين اشخاص کم نيستند. اين دولت ايران است که اگر به ادامه بقای خود علاقه دارد بايد دست از اصرار بر دارد و گرنه آمريکا برای اجتناب از کابوس ايران اتمی از هيچ اقدامی روی گردان نيست. خسرو - وين

متاسفانه آقای سيمپسون تنها از يک زاويه به قضيه نگاه کرده اند، اين اتمی يعنی خاورميانه منهای امريکا و متحدانش، يعنی گسترش اسلام محمدی يا همان که غربی ها اسلام تندرو ها می نامند به بيرون از مرزهای ايران، يعنی افزايش بيش از پيش جمعيت مسلمانان اروپا و امريکا، به نظر من افراد پشت پرده سياست امريکا حتی اگر نيمی از جمعيت خاورميانه نابود شود نمی گذارند چنين اشخاصی مهمترين و مخرب ترين و استراتژيک ترين سلاح جهان را در دست داشته باشد و يا به دوستانش تعارف کند. ...ما همه می دانيم چه اتفاقی خواهد افتاد، نخست تحريم، در ضمن تحريم بمباران نطنز، سرکوب شورش های داخلی و در نهايت فروپاشی نظام کنونی و ورود نيروی های نظامی زير سازمان ملل. آرش

خوشحال شدم که اين تحليلگر با سابقه به اين نکته که ايران خواهی نخواهی به يک قدرت اتمی در جهان تبديل خواهد شد اعتراف کردند. اميدوارم که اروپا و علی الخصوص امريکا الزامات اين شرايط جديد را هر چه زودتر درک و کاری نکند که کار بمخاصمه بکشد چرا که در ان صورت ضربه های شديدی خواهند خورد. فريور - آمريکا

آقای سيمپسون گويا خيلی با اوضاع سياسی ايران آشنا نيست. آقای احمدی نژاد نه به طور غير منتظره انتخاب شد، (زيرا همه می‌دانستند در اين انتخابات همان کسی پيروز خواهد شد که در مراکز قدرت و سپاه به او تمايل دارند) و نه او آمال تمام مردم ايران را منعکس می‌کند. گفتن اين حرف بيشتر به يک توهين به تمام ايرانيان شبيه است. کاويان - مشهد

مطالب مرتبط
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران