|
آريل شارون: کهنه سرباز سرسخت | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
آريل شارون سرسخت است و به اين سرسختی افتخار می کند. برایش مهم نيست که به او نفرت بورزند يا دوستش داشته باشند؛ خواه اين دوستان و دشمنان عرب باشند خواه اسراييلی. برای اين سرباز پيشين و سياستمدار کهنه کار يک هدف بيشتر وجود ندارد: امنيت برای اسراييل، آن هم به شکل دلخواه او. اما معنای اين هدف، و اين انديشه، در طی سال ها فعاليت آقای شارون چه بوده است؟ " زمين و حقوق سياسی هر چه بيشتر برای حکومت يهوديان و بخشيدن حداقل اين دو به فلسطينيان." در طول زندگی، شارون برای خود يک تکليف قايل بوده: مبارزه برای امنيت اسراييل؛ و در تمام اين دوران بر اين باور بوده که در راه اين مبارزه، هدف وسيله را توجيه می کند. اما برنامه های او برای خروج از نوار غزه و بخش هايی از کرانه باختری رود اردن، خشم بسياری از سرسخت ترين هوادارانش را برانگيخت تا هر بار در حزب دست راستی ليکود به اين طرح او رای منفی بدهند. آريل شارون سرانجام در ماه نوامبر سال گذشته ميلادی حزب ليکود را ترک کرد تا حزب سياسی جديدی به نام کاديما (پيشرو) تاسيس کند؛ حزبی که به نظر می رسد در انتخابات پارلمانی مارس 2006 شانس زيادی داشته باشد. وقتی در روز 18 دسامبر خبر سکته خفيف او منتشر شد، دکتر شخصی اش، بولسلاو گولدمن، با تعجب اعلام کرد که آقای شارون پيش از اين هيچگونه ناراحتی جسمی، به جز اضافه وزن شديد، نداشته است. اما روز چهارم ژانويه، آقای شارون، دوباره سکته کرد؛ اينبار به مراتب جدی تر. فرمانده سرسخت
آريل شارون به سال 1928، در فلسطين تحت کنترل بريتانيا به دنيا آمد. وی در دوران جوانی به سازمان نظامی زيرزمينی يهوديان، هاگانا، پيوست و در جنگ اعراب و اسراييل (9-1948) پس از شکل گيری کشور يهوديان، شرکت کرد. در دهه پنجاه ميلادی چندين عمليات نظامی را رهبری کرد - در يک نمونه از اينها به سال 1953، پنجاه خانه در روستای 'قبيه' به آتش کشيده شدند که به کشته شدن 69 نفر از ساکنين آن انجاميد. در يکی ديگر از اين عمليات در 1955 ميلادی، 38 نظامی مصری در نوار غزه کشته شدند. آقای شارون مدتی بعد به درجه سرتيپي رسيد و در 'جنگ شش روزه' با نيروی ائتلافی اعراب، فرماندهی يک لشکر را بر عهده داشت. در همين جنگ بود که اسراييل کرانه باختری رود اردن، نوار غزه، و شرق بيت المقدس را اشغال کرد. تدابير بسيار سخت گيرانه ای که وی در اين سرزمين های اشغالی به کار بست، برای بسياری از فلسطينی ها اولين تجربه شخصی از مردی بود که بعدها او را دشمن قسم خورده خود می پنداشتند. فاجعه در لبنان
آريل شارون در سال 1973 ميلادی برای اولين بار به 'کنست' - پارلمان اسراييل - راه يافت، اما يک سال بعد استعفا داد تا به سمت مشاور امنيتی اسحاق رابين، نخست وزير وقت اسراييل، در بيايد. در سال 1977 وی برای بار دوم به پارلمان اسراييل راه يافت. آريل شارون کسی بود که پنج سال بعد، در 1982، حمله فاجعه آميز به کشور لبنان را طراحی کرد. وی که در آن زمان وزير دفاع بود، بدون اطلاع دقيق نخست وزير آن زمان اسراييل، مناخم بگين، ارتش اين کشور را به سوی بيروت، پايتخت لبنان، هدايت کرد. در جريان همين تهاجم بود که سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف) و رهبر فقيد آن، ياسر عرفات، مجبور به ترک لبنان شدند. اين حرکت نظامی آقای شارون اگرچه حمله های 'ساف' از خاک لبنان عليه اسراييل را پايان داد، اما فاجعه کشتار دسته جمعی صدها فلسطينی در صبرا و شتيلا - اقامتگاه های پناهندگان در بيروت - را نيز در پی داشت. يک سال پس از حمله به لبنان، در 1983 ميلادی، دادگاهی در اسراييل آقای شارون را مسوول 'غیر مستقيم' آن کشتارها دانست و به تبع آن وی از سمت وزارت برکنار شد. بازگشت به عرصه سياست صدور چنين حکمی برای هر سياستمدار می توانست به معنای پايان عمر فعاليت سياسی باشد، اما آريل شارون همچنان محبوبيت خود را در ميان راستگرايان اسراييلی حفظ کرد؛ او باور داشت که با گذشت زمان فرصت دوباره ای به او روی خواهد کرد.
هنگامی که در دهه 90 ميلادی مقام وزارت مسکن را در اختيار گرفت، بزرگترين دوران ساخت شهرک های يهودی نشين در نوار غزه و کرانه باختری از زمان اشغال اين مناطق در 1967، رقم خورد. پس از به قدرت رسيدن ائتلاف راستگرايان در سال 1996، نخست وزير جديد، بنيامين نتانياهو، تحت فشار زيادی قرار گرفت تا آقای شارون را در کابينه خود جای دهد. در سال 1998، نتانياهو، او را به مقام وزير امور خارجه منصوب کرد و گفت که آريل شارون را بهترين گزينه برای اين پست می داند. با شکست سنگين آقای نتانياهو در انتخابات سال 1999 اسراييل، آقای شارون به رياست حزب دست راستی ليکود برگزيده شد تا به عنوان رهبر حزب اصلی رقيب دولت فعاليت سياسی خود را دنبال کند. چند صباحی پيش، پسر آقای شارون، عمری، پس از تحقيقاتی که درباره فساد مالی مبارزات انتخاباتی پدرش برای رسيدن به رياست ليکود انجام شده بود، به دليل شهادت دروغ و جعل اسناد، گناهکار شناخته شد. با اين حال خود آقای شارون به طور پيوسته هر گونه دخالت در اين ماجرا را رد کرده و تا کنون مجرم شناخته نشده است. پس از شکست مذاکرات صلح کمپ ديويد در سال 2000 ميلادی، آريل شارون تلاش کرد تا افکار عمومی را عليه ايهود باراک، نخست وزير وقت اسراييل، برانگيزد و او را به عنوان چهره ای معرفی کند که آماده است بر سر شهر بيت المقدس معامله کند. وی در يکی از جلسه های پارلمان اسراييل در نقد آقای باراک گفت: "او حق ندارد بيت المقدس، شهری را که مردم به ارث برده اند، به کسی ببخشد." دوران تازه، حزب تازه
سفر جنجال برانگيز آريل شارون به بيت المقدس شرقی در سال 2000 ميلادی و بازديد او از مسجد الاقصی - که برای يهوديان نيز مکان مقدسی به شمار می رود - يکی از عوامل برانگيزاننده انتفاضه دوم فلسطينيان بود. منتقدين آقای شارون بر اين باورند که وی می دانست بازديدش از مسجد الاقصی موج خشونت را به همراه خواهد داشت، و تصميمش بر انجام اين سفر، قماری بود با افکار عمومی اسراييل به اين اميد که مردم برای کنترل موقعيت سخت ايجاد شده به رهبر سرسختی همچون او روی بياورند. در روز ششم فوريه سال 2001 ميلادی، آريل شارون با وعده دستيابی به "امنيت و صلح حقيقی" در انتخابات سراسری اسراييل پيروز شد، در حاليکه تاکيد داشت خود را به مذاکرات پيشين با فلسطينيان مقيد نخواهد دانست. اگرچه رييس جمهور ايالات متحده، جورج بوش، آقای شارون را "مرد صلح" ناميده است اما بسياری از لحظه های حضور او بر مسند قدرت سياسی با تيرگی چشم انداز مذاکرات صلح با فلسطينی ها همراه بوده است. او کسی است که پس از موج حملات انتحاری و يورش های شبه نظاميان فلسطينی در دهه 90 ميلادی تصميم گرفت طرح جنجال برانگيز ديوار دور کرانه باختری را به اجرا بگذارد. در عين حال آقای شارون خروج از غزه و چهار شهرک يهودی نشين ديگر در کرانه باختری رود اردن را - با وجود مخالفت های شديد در داخل اسراييل - عملی کرد. او ادامه عقب نشينی يک جانبه از سرزمين های اشغالی را منتفی دانست و گفت که در ذهن خود نقشه نهايی مرزهای سرزمين اسراييل را ترسيم کرده است، اما آن را تا زمان قطعی شدن نتايج گفتگو با فلسطينيان آشکار نخواهد کرد. در ميان فشار فزاينده نارضايتی در درون حزب ليکود - به دليل خروج از غزه - آريل شارون سرانجام اين حزب را ترک کرد تا با تعدادی از متحدين فکری اش، حزب کاديما (پيشرو) را بنا نهد. بسياری اين حزب را وسيله پيش برنده ای برای آقای شارون می دانند که با آن سياستمداران با گرايش های گوناگون را از نقاط دور از هم در فضای سياسی گرد هم جمع کرده است. |
مطالب مرتبط بهبودی 'چشمگير' در وضعيت بحرانی آريل شارون05 ژانويه، 2006 | صفحه نخست شارون پس از سکته شديد مغزی تحت عمل جراحی قرار گرفت04 ژانويه، 2006 | صفحه نخست شارون تحت عمل جراحی قلب قرار می گيرد26 دسامبر، 2005 | صفحه نخست 'شارون از تعيين مرزهای دايم اسرائيل حمايت می کند'26 دسامبر، 2005 | صفحه نخست تغيير نظر اسراييل در مورد آرای ساکنان بيت المقدس شرقی 25 دسامبر، 2005 | صفحه نخست حال شارون بعد از سکته مغزی "خوب" است19 دسامبر، 2005 | صفحه نخست نخست وزير اسراييل بخاطر سکته به بيمارستان انتقال يافت18 دسامبر، 2005 | صفحه نخست شارون از ليکود استعفا داد 21 نوامبر، 2005 | صفحه نخست | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||