|
ادامه مجادلات پيرامون واقعه هيروشيما با گذشت 60 سال از حادثه | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در شصتمين سالگرد نابودی هيروشما، پرسش های تازه ای درباره لزوم استفاده از بمب اتمی و اينکه آيا واقعا آن بمب مسئول تسليم ژاپنی ها بود يا نه مطرح می شود. تاريخ شناسان هرگز در مورد پاسخ اين پرسش ها به اتفاق نظر کامل نخواهد رسيد.
فرزندان کسانی که ممکن بود در صورت ادامه جنگ در سال 1945 برای حمله به ژاپن اعزام شوند، اغلب از خود می پرسند آيا نبايد به خاطر استفاده از بمب اتمی، ابتدا در روز 6 اوت در هيروشيما و سپس ناگازاکی، شکرگزار باشند؟ وينستون چرچيل آن انفجارها را به محشر کبری تشبيه کرد. هری ترومن، رئيس جمهور وقت آمريکا، نيز فورا تاثير سرنوشت ساز آنها را دريافت. او پس از آگاهی از نتايج آزمايش موفقيت آميز بمب اتمی و وقتی تصميم گرفت بدون اخطار قبلی از آن استفاده کند در يادداشت های روزانه خود نوشت: "ما به وحشتناک ترين بمب تاريخ بشر دست يافته ايم." ابنای بشر از آن زمان تاکنون درباره علت آن تصميم دچار اختلاف نظر بوده اند. ديدگاه سنتی اين است که ترومن از آن بمب استفاده کرد چون تنها گزينه واقعی به جای حمله به ژاپن بود. براساس اين ديدگاه تصور می شد که ادامه عمليات بمباران شديد باعث تسليم ژاپن نخواهد شد زيرا ارتش ژاپن آماده بود تا پای مرگ بجنگد. اما مشغله ذهنی اصلی ترومن احتمال به بار آمدن تلفات عظيم در ميان سربازان آمريکايی بود. ترومن نوشت: "از ژنرال مارشال پرسيدم هزينه انسانی فرود آمدن در دشت توکيو و ساير نقاط ژاپن چه خواهد بود. نظر او اين بود که چنين حمله ای باعث به جا ماندن دست کم 250 هزار کشته در ميان آمريکايی ها می شود." ديويد مک کولاگ، در زندگينامه ترومن می نويسد که طرح های حمله کاملا جدی بود. او می نويسد: "بايد تاکيد کرد که هيچ حالت فرضی در زمينه مقدمه چينی برای حمله از سوی دو طرف وجود نداشت، نکته ای که در سال های بعد ناديده گرفته می شد." او می افزايد: "ترومن پيشتر به روسای ارتش دستور داده بود بيش از يک ميليون نيرو را برای حمله ای نهايی به ژاپن صف آرايی کنند. ژاپن در خاک خود بيش از 5/2 ميليون نيرو داشت." اما آيا تلاش کافی برای مذاکره با ژاپنی ها جهت تسليم صورت گرفته بود؟
موضع متفقين اين بود که ژاپن بايد مانند آلمان بدون قيد و شرط تسليم شود. جوزف گرو، سفير سابق آمريکا در توکيو، توصيه کرد که نبايد برای ژاپنی ها ابهامی باقی گذاشت که آنها پس از تسليم می توانند امپراطور خود را حفظ کنند. او احساس می کرد اين کار امکان پيشرفت و حتی موفقيت مذاکرات را فراهم می کند. اما حداکثر امتياز متفقين، که در بيانيه ای در پوتسدام صادر شد، اين بود که ژاپنی ها در انتخاب دولت خود آزاد خواهند بود. اين تلويحا اشاره می کرد که امپراطور می تواند در قدرت باقی بماند، اما عبارت بندی اعلاميه اين موضوع را به وضوح روشن نمی کرد، و تنها می گفت که ژاپن بايد "دولتی مسئول و متمايل به صلح" داشته باشد. اين اعلاميه از سوی دولت ژاپن، که در درون دچار تفرقه بود، ناديده گرفته شد. حتی حاميان مذاکرات نمی توانستند در مورد شرايط آن به توافق برسند و تندروها مرتب بر تقاضاهای مندرج در آن می افزودند. 'گناه ترومن و استالين' اکنون کتاب "تعقيب دشمن" (Racing the Enemy) اثر تسويوشی هازگاوا، استاد تاريخ و مدير مرکز مطالعات جنگ سرد در دانشگاه کاليفرنيا در سانتا باربارا تفسيری کاملا راديکال و نو ارائه می کند. وی استالين و همچنين ترومن را به خاطر عدم تلاش کافی برای مذاکره جهت تسليم ژاپنی ها مقصر می شناسد. او همچنين ادعا می کند که ورود شوروی به جنگ عليه ژاپن، درست پس از واقعه هيروشيما، عامل نگرانی ژاپنی ها و تسليم آنها شد. آقای هازگاوا می گويد که استالين اشارات غيرمستقيم ژاپن برای تسليم شدن را رد کرد چون او مصمم بود با ورود به جنگ در غنايم شريک شود. او می افزايد که آمريکايی ها نيز اين اشارات را - که از طريق شکستن رمزهای ژاپنی ها به آن آگاهی يافته بودند- ناديده گرفتند چون از آنها راضی نبودند. به گفته او هری ترومن از اصلاح تقاضای "تسليم نامشروط" خودداری کرد چون او می خواست به خاطر واقعه "پرل هاربر" از ژاپنی ها انتقام بگيرد، محبوبيت خود در آمريکا را افزايش دهد و ضروری می ديد قدرت استراتژيک آمريکا را به نمايش بگذارد. آقای هازگاوا استدلال می کند که به اين ترتيب فرصت ها يکی پس از ديگری از دست رفت. به گفته او اين توجيه که جنگ تنها به خاطر استفاده از بمب اتمی پايان يافت "توهمی" بود که برای تسلی "وجدان ترومن و وجدان جمعی مردم آمريکا" اختراع شد. آقای هازگاوا استدلال می کند که رهبران تندروی ژاپن خيلی نگران ويرانی گسترده ناشی از بمب اتمی نبودند زيرا بمب افکن های متعارف آمريکايی نيز می توانستند همانقدر و در واقع بيشتر خسارات به بار آورند. چنين تفسيری از ماجرا با روايتی که مثلا از سوی ريچارد فرانک، نويسنده آمريکايی، در کتاب "سقوط" (Downfall) در سال 1999 ارائه شد در تضاد است. آقای فرانک در کتاب خود چنين نتيجه گيری کرد: "اينکه امکان پايان يافتن به جنگ قبل از استفاده از بمب اتمی وجود داشت يک خيال است، نه يک واقعيت تاريخی." وی در کتاب خود تلاش های شيگنوری توگو، وزير خارجه وقت ژاپن برای گشودن مذاکرات با مسکو را بررسی می کند و می گويد اين پيشنهاد چنان کم جان و نامطمئن بود که حتی مورد تمسخر نائوتاکی ساتو، سفير ژاپن در مسکو قرار گرفت. ساتو در يک رشته تلگرام های نيشدار به مقام های مافوق، بر ماهيت تهی پيشنهاد ژاپن تاکيد کرده بود. آمريکايی ها نيز با مطالعه مکاتبات ساتو و توگو می دانستند که اين پيشنهاد تا چه اندازه توخالی است. همچنين بعيد است ديدگاه آقای هازگاوا داير بر اينکه روس ها باعث پايان جنگ شدند نه بمب اتمی، از طرف سنت گرايان پذيرفته شود.
آنها می گويند هرچند درست است که بمب اتمی نخست وزير ژاپن، آنامی، را قانع نکرد دست از مقاومت بردارد اما به دخالت سرنوشت ساز امپراطور هيروهيتو منجر شد. اين مجادلات ادامه خواهد يافت. در کنفرانسی که به مناسبت شستمين سالگرد واقعه هيروشيما توسط گروه "صلح سبز" در لندن ترتيب داده شده است، پروفسور مارک سلدن از دانشگاه بينگهامپتون در نيويورک استدلال کرد که تصميم ترومن ناشی از ملاحظات استراتژيک بود. وی گفت: "اين باور وجود داشت که انداختن بمب می تواند پايان جنگ را تسريع کند، آن هم به شکلی که باعث بهبود شديد موقعيت سوق الجيشی آمريکا در آسيا شود." وی افزود: "اين در واقع رقابتی با روس ها بود. بمب برتری آمريکا را به جهانيان اعلام می کرد. همچنين مانع پيشروی روس ها عليه ژاپن و ايجاد وضعيتی می شد که در آن آمريکا نقش اصلی را در اشغال ژاپن بازی می کرد، چنانکه شاهد بوديم." ديويد مک کولاگ به تفسير ساده تری از انگيزه های ترومن متمايل است. او می نويسد: "اگر بعد از به راه افتادن حمام خون در حمله به ژاپن معلوم می شد که سلاحی که برای پايان دادن به جنگ کافی بود در اواسط تابستان در دسترس بود و به کار گرفته نشد، در آن صورت چطور يک رئيس جمهور، يا ساير کسانی که مسئول آن تصميم بودند، می توانستند پاسخگوی مردم آمريکا باشند؟". |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||