|
نظام تک حزبی سوريه و معضل دموکراسی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
از دو دولت بعثی که حدود چهل سال پيش با کودتای نظامی بر عراق و سوريه حاکم شدند، يکی از آنها - عراق – با حمله نظامی آمريکا از صحنه روزگار محو شده و ديگری – سوريه - در برابر فشارهای فزاينده بين المللی برای بقای خود دست و پا می زند. حزب های بعث عراق و سوريه که با شعار "ما آمده ايم که بمانيم" به قدرت رسيدند، نظامی تک حزبی را بر اين دو کشور تحميل کردند و هرگونه فعاليت سياسی مخالفان خود را با شدت تمام سرکوب ساختند. قدرت سرکوب سازمان يافته دولتهای عراق و سوريه، ناظران را نسبت به هر نوع دگرگونی سياسی در اين کشورها نا اميد کرده بود، اما روند تحولات جهانی پس از فروپاشی بلوک شرق و عمليات ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱عليه ساختمان تجارت جهانی در نيويورک، خاورميانه را به سمتی سوق داد که رژيم های به ظاهر با ثبات بعثی، بی ثباتتر از همتايان محافظهکار و سنتی خود ظاهر شدند. در فضای پس از ۱۱ سپتامبر، دولت جورج بوش رييس جمهور آمريکا از اجرای طرحی در خاورميانه خبر داد که گويا از مدت ها پيش، درباره آن فکر و تصميم گيری شده بود. اين طرح که به نام "خاورميانه بزرگ" شهرت پيدا کرده است، رژيمهای سياسی بسته و سرکوبگر را مغاير حفظ ثبات بلند مدت خاورميانه تعريف می کند و استفاده از هر وسيلهای را برای ايجاد دگرگونیهای لازم در اين رژيمها مجاز میشمارد. بستهترين نظام سياسی خاورميانه دولت صدام حسين بود که ظاهرا آمريکا راه حلی جز مداخله نظامی برای ايجاد تغيير در آن نمیشناخت، اما دولت بشار اسد، رييس جمهور سوريه با نوع عراقی خود تفاوتهايی داشت که همين تفاوتها، ايالات متحده را در رويارويی با سوريه به استفاده از ابزار ديپلماتيک و اقتصادی ترغيب کرد. دولت سوريه هر چند که در زمينه سياست داخلی تفاوت چندانی با دولت عراق نداشت، اما در حوزه سياست خارجی بر خلاف همتای بعثی خود در عراق، آرام و مسالمتجو بود. همين موضوع سبب شد که دولت بشار اسد پس از ۱۱ سپتامبر با آمريکا در مبارزه عليه تروريسم همکاری گستردهای داشته باشد. اما تجربه حمله آمريکا به عراق و افشای طرح خاورميانه بزرگ، سوريه را نسبت به نيات واشنگتن درباره اين کشور نگران کرد. اليگارشی حاکم بر سوريه ظاهرا به اين نتيجه رسيد که علاقه آمريکا برای ايجاد فضای باز سياسی در سوريه، نظام حاکم بر اين کشور را به نابودی میکشاند. احتمالا به همين دليل، وعدههای اوليه ای که بشار اسد برای انجام اصلاحات سياسی در کشورش داده بود، عملی نشد و در عين حال همکاری امنيتی دمشق با واشنگتن به صورتی تغيير جهت داد که مقام های آمريکا، دولت سوريه را به همکاری با شورشيان عراق و تلاش برای بی ثبات کردن دولت نوبنياد آن متهم کردند. اين مساله به نوبه خود باعث اعمال فشار شديدتر آمريکا و متحدانش عليه سوريه شد که اوج اين فشارها در جريان تصويب قطعنامه۱۵۵۹ شورای امنيت سازمان ملل مبنی بر لزوم خروج نيروهای بيگانه از خاک لبنان نمودار شد. سوريه به رغم آنکه قطعنامه ۱۵۵۹ را نپذيرفت، اما در عمل آن را اجرا کرد و ظرف مدتی که سازمان ملل تعيين کرده بود، همه قوای نظامی خود را از خاک لبنان خارج کرد. عقب نشينی نيروهای سوريه از خاک لبنان، موجب کاهش موثر فشارهای خارجی عليه اين کشور نشد. آمريکا همچنان سوريه را به کمک به شورشيان عراق، پناه دادن به گروههای ستيزه جوی فلسطينی و نقض حقوق بشر متهم میکند و در باره نقش دمشق در ماجرای ترور رفيق حريری نخست وزير فقيد لبنان و قتل سمير قصير، روزنامه نگار روزنامه لبنانی النهار ظنين است. برای کاهش فشارها، سوريه ناچار به تغيير در خط مشی داخلی و خارجی خود است. شايد از همين رو، برخی از ناظران سياسی انتظار داشتند که در جريان دهمين کنگره عمومی حزب بعث سوريه، بشار اسد علائم روشنی درباره اين تغييرات بويژه در باره فضای سياسی بازتر نشان دهد، اما به خلاف انتظار آنان، اسد جوان سخنی از اصلاحات سياسی به زبان نياورد و در عوض، به ضرورت اصلاحات اقتصادی و مبارزه با فساد اداری اشاره کرد. اسد در عين حال هر گونه تغيير در نظام سياسی را بر مبنای خواست بيگانگان مردود دانست و وعده داد که به هيچ حزب قومی و مذهبی اجازه فعاليت نخواهد داد. اشاره اسد به کردها و اخوان المسلمين سوريه بود که هر دو از مخالفان دولت سوريه و خواهان فعاليت آزاد سياسی در کشور هستند. با اين حال، به نظر نمیرسد سخنان مبارزه جويانه بشار اسد به معنای اراده مستحکم او برای مقابله با فشارهای خارجی و مخالفت با هرگونه اصلاحات سياسی در کشورش باشد، زيرا نبايد از ياد برد که اسد در برابر قطعنامه ۱۵۵۹ نيز موضع لفظی شديدی گرفت، اما در عمل آن را تمام و کمال اجرا کرد. احتمالا درباره ايجاد فضای سياسی بازتر نيز اسد همانگونه عمل خواهد کرد که در باره قطعنامه ۱۵۵۹ عمل کرد؛ يعنی لفاظی ستيزه جويانه در کنار عمل مسالمت جويانه. عدم اشاره بشار اسد به جلوگيری از فعاليت احزاب سياسی غير قومی و غير مذهبی و نيز استعفای عبدالحليم خدام، سياستمدار کهنه کار سوری از مقام معاونت رياست جمهوری، هر دو علائمی از ميل پنهان بشار اسد برای همسو شدن با تحولات خاورميانه است، گو اينکه وی علاقهای به بيان روشن اين مساله نداشته باشد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||