|
يک روز زندگی در عراق - معاون وزير فرهنگ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
وبسايت فارسی بی بی سی، همزمان با وبسايت انگليسی، به انتشار مجموعه مطالبی درباره وضعيت زندگی مردم عراق می پردازد. در اين مجموعه مطالب عراقی ها در مشاغل مختلف، به شرح يک روز کاری خود می پردازند. در متن زير، خانم ميسون الدملوجی، معاون وزير فرهنگ عراق که فارغ التحصيل معماری است، از يک روز کاری خود سخن می گويد: "روز من از ساعت 6:30 الی ۷ صبح آغاز می شود که بعد از دوش گرفتن، عازم محل کارم می شوم . من ازساعت ۷:۳۰ ديرتر نمی توانم ازخانه خارج بشوم چون انفجارها معمولا بين ساعت ۹ تا ۱۰ روی می دهند و سعی می کنم که فبل از اين ساعات به محل کارم برسم . گاهی اوقات هم انفجارها بين ساعت ۸ الی ۸:۳۰ روی می دهند. دريک روز معمولی اگر اتفاق خاصی نيافتد، فاصله منزل تامحل کارم با اتومبيل يک ساعت بيشتر طول نمی کشد، اما گاهی اوقات به دلايل امنيتی و برای پرهيز از مرکز شهر مجبوريم ازمسير فرعی راه را دور بزنيم که ممکن است سه ساعت طول بکشد. همين طور برای جلوگيری ازحملات احتمالی مجبورم هرروز اتومبيل خود را عوض کنم. بزرگترين ترس من از اتومبيل های بمب گذاری شده است که هيچ کس از آنها در امان نيست. من حداقل پنج بار، شايد هم بيشتر از اين گونه حملات جان سالم بدربرده ام. يک بار حدود ۵۰ متر از دو بمب فاصله داشتم. آن چه که بيشتر باعث ترس و وحشت من شد تيراندازی های بعد از انفجار بود که ازهر سو انجام می گرفت و اتومبيل به علت روشن نبودن راه قادربه حرکت نبود.
بالاخره مرا از اتومبيل بيرون کشيدند و به جای امن بردند تا به امروز نمی دانم که چطور توانستم از اين مهلکه جان سالم بدر ببرم. بعدا معلوم شد که بمب سومی هم نزديک اتومبيل من بوده است اما بمب گذار انتحاری با ديدن تکه پاره های بدن قربانيان که به اطراف پرتاب شده بود خوشبختانه از انفجار منصرف شده و خود راتسليم کرده بود. تنها درمحل کار است که احساس امنيت می کنم. وقت من در وزارت فرهنگ صرف رسيدگی به کارها و مشکلات روزانه وزارتخانه می شود و با توجه به وضع امنيتی و محدويت هايی که به وجود آورده است کار زيادی نمی توان انجام داد. مشکل اساسی اين است که مدت بيش از ۲۰ سال عراقی ها نمی دانستند که درجهان خارج چه می گذرد و مسايل بسيار پيش پا افتاده ای نظير پست الکترونيکی يا تايپ نامه باعث دردسرمی شود کاری که درغرب می توان نيم ساعته انجام داد اينجا ممکن است سه روز وقت بگيرد. برقراری ارتباط آسان نيست. حتی استفاده از تلفن همراه نيز وقت گير است. يکی ازمشکلاتی که من دروزارتخانه خود با آن روبروهستم و به مسئله امنيت مربوط می شود اين است که حضور نيروهای نظامی دراماکن تاريخی موجب وارد آمدن خسارت بر بناهای تاريخی شده است. ما هنوز نتوانسته ايم که تمام اين اماکن را از حضور نيروهای نظامی پاک کنيم. بابل اخيرا تحت کنترل عراق قرارگرفته است اما هنوز ازبابت بسياری از اماکن تاريخی نگران هستيم و سعی داريم تا جايی که مقدوراست از آنها مراقبت به عمل آوريم. ارتش از اهميت فرهنگ و آثار تاريخی آگاه نيست. متاسفانه صدام حسين کاخ های متعدد خود را درکنار بناهای تاريخی ساخت و درنتيجه اشغال اين کاخ ها توسط ارتش به بسياری از اين اماکن تاريخی لطمه وارد آمد. من تمام کانال های تلويزيونی را در محل کار تماشا می کنم. صدای تلويزيون را قطع می کنم، اما تصاوير را زير نظر می گيرم تا ازوقايع اطلاع حاصل کنم. هرروز حداقل ده روزنامه را مطالعه می کنم و اگروقت داشته باشم جدول حل می کنم.
محل کارم را معمولا اواخر بعد ازظهر ترک می کنم و به امور زنان می رسم. من به رياست گروه مستقل زنان عراقی برگزيده شده ام و شبها وقت خود را صرف رسيدگی به مسايل مربوط به اين گروه می کنم. طی دو سال گذشته برای جلوگيری از لغو قانون حمايت ازخانواده که درسال ۱۹۵۹ برای تضمين تساوی زن ومرد به تصويب رسيده است تلاش زيادی کرده ام. علاوه بر آن موفق شديم که قانون تازه ای به آن اضافه کنيم که بر اساس آن درهر نهاد مربوطه بايد حضور زنان تا ۲۵% درصد تضمين شود. درحال حاضر شديدا برای پيش برد قانون اساسی دائمی عراق و ايجاد تساوی در تلاشم. از نظر سياسی معتقد به يک دولت غيرمذهبی هستم و هم چنين به باورمن درعراق نو، جايی برای اختلافات فرقه ای وجود ندارد، همه در اين کشور بايد ازحقوق مساوی برخوردار باشند و بين دين و سياست جدايی وجود داشته باشد. من مدت ۱۵ سال در گروه های مخالف فعاليت داشتم و ازاين روی همه ما در اين گروه با نقطه نظرهای هم آشنايی داريم و همه برای دست يابی به يک قانون اساسی پيش رفته تلاش می کنيم. من ازساعت ۷ تا ده شب می توانم به ديدن دوستان بروم چون ساعت ۱۱ شب مقررات منع رفت و آمد به اجرا گذاشته می شود. بيشتر مردم سعی می کنند تا قبل ازاين ساعت درمنزل باشند. آخر شب اغلب وقت من صرف مطالعه و يا تماشای تلويزيون می شود و هرروز تصميم می گيرم که زود بخوابم اما هرشب زودتر ازنيمه شب نمی توانم به بستر خواب بروم و اغلب کمبود خواب دارم. دلم می خواهد زود بخوابم اما هيجان زياد نمی گذارد. درمورد تدابيرامنيتی تازه دربغداد بايد بگويم که درتمام شهر ايستگاه های کنترل و بازرسی وجود دارد. اين نقاط کنترل بسيار هراس انگيز است، چون اتومبيل های بمب گذاری شده و يا حملات انتحاری درمجاورت آنها انجام می گيرد و باعث بند آمدن ترافيک ومجروح شدن تعداد زيادی ازمردم می شود. به اعتقاد من اين روش خوبی نيست. اما بهرحال ازبابت مقررات تازه خرسندم . شورش جنبش محبوب مردمی نيست و زمان آن فرارسيده که مردم از راه های دمکراتيک وارد گفتگو بشوند که برای آن همه گونه فرصت فراهم آورده شده است. در حال حاضر بيش از ۱۵۰ روزنامه دربغداد منتشر می شود. و با وجود رسانه ها مردم می توانند به بيان نقطه نظرهای خود به پردازند .به نظرمن خشونت نبايد تحمل شود. درپاسخ به اين سوال که برای عراقيها چه می توانم انجام دهم بايد بگويم که مهمترين موضوع به نظرمن اين است که بايد عراقيها را ترغيب کرد که عقيده خود را آزادانه بيان کنند حتی اگر با عقيده ديگران تقاوت داشته باشد. اين آزادی است که آنها مدت ۳۵ سال در دوران حکومت صدام ازآن محروم بوده اند. ازکاردرروزارتخانه و گروه زنان دريافته ام که مهمترين موضوع حمايت از هرگونه ابتکارعمل است .قبلا مردم به هيچ وجه قادربه اين کارنبودند. از اين طريق توانسته ام درک بهتری از نقطه نظر کسانی که با من هم عقيده نيستند داشته باشم. من فکرمی کنم که همه ما درحال يادگيری هستيم و ازاين طريق است که پخته تر و کاردان تر می شويم." |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||