|
راه حل آمريکا برای لبنان و آينده حزبالله | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اميل لحود، رئيس جمهور لبنان در ميان شگفتی ناظران، بار ديگر عمرکرامی، چهره طرفدار سوريه را مامور تشکيل کابينه جديد لبنان کرده است. کرامی دو هفته پيش به دليل اعتراضهای خيابانی مخالفان حضور نظامی سوريه در لبنان مجبور به کنارهگيری از سمت خود شده بود. تصميم لحود پس از آن صورت گرفت که صدها هزار لبنانی روز سه شنبه گذشته به دعوت دبيرکل حزبالله و به منظور اعلام پشتيبانی از سوريه، در خيابانهای بيروت راهپيمايی کردند. اين راهپيمايی که به واقع قدرت نمايی نيروهای همپيمان سوريه در لبنان در برابر تظاهرات خيابانی هواداران اپوزيسيون بود، ظاهرا به لحود قوت قلبی داد تا بار ديگر يکی از چهرههای متمايل به سوريه را به عنوان نخست وزير آينده لبنان معرفی کند. با اين همه، کرامی بعيد است که قادر به تشکيل دولت وحدت ملی در لبنان شود، زيرا معرفی او برای تشکيل کابينه، نوعی بی اعتنايی و "دهن کجی" به اپوزيسيونی است که پس از ترور رفيق حريری، کرامی را وادار به استعفاء کرد. در شرايط حاضر فقط شخصيتی که اشتهار خاصی به حمايت از سوريه نداشته باشد امان تشکيل دولت وحدت ملی را خواهد داشت، دولتی که قادر باشد، شکاف سياسی پديد آمده در جامعه لبنان را بر سر حضور نيروهای سوری در اين کشور ترميم کند. دولت وحدت ملی راه عبور از بحران؟ به دليل شکاف گستردهای که بين مردم لبنان در باره نوع رابطه اين کشور با سوريه بروز کرده است، به نظر میرسد برای حفظ وحدت و ثبات لبنان دو طرف نزاع، جز تن دادن به توافق بر روی چهرهای برای نخست وزيری، که به دشمنی و يا دوستی با سوريه شهرت نداشته باشد، چارهای ندارند. چنين توافقی احتمالا مورد رضايت آمريکا و متحدانش نيز خواهد بود، چرا که آنها حساسيت ويژهای نسبت به فردی که تا انتخابات ماه مه، نخست وزيری لبنان را برعهده داشته باشد، ندارند. آنچه از نظر آمريکا و متحدان غربی آن اهميت دارد، خروج نيروهای سوری از لبنان تا انتخابات پارلمانی ماه مه است و آنها اين هدف را نه از طريق دخالت در انتخاب نخست وزير لبنان، بلکه از راه اعمال فشار به بشار اسد، رئيس جمهور سوريه دنبال میکنند. انتخابات ماه مه بدون حضور سوريه ظاهرا ايالات متحده آمريکا و ساير کشورهايی که خواهان اجرای قطعنامه ۱۵۵۹ شورای امنيت سازمان ملل هستند، بر اين عقيدهاند که اگر انتخابات پارلمانی آينده لبنان بدون حضور نيروهای نظامی و امنيتی سوريه برگزار شود، شانس گروههای مخالف سوريه برای پيروزی در انتخابات افزايش میيابد و آنگاه آنان می توانند با استفاده از شيوههای دمکراتيک، نفوذ سياسی – امنيتی سوريه در لبنان را به کمترين ميزان ممکن برسانند.
بدين منظور، آمريکا و متحدانش بشار اسد را به شدت تحت فشار گذاشتهاند تا بدون درنگ، همه نيروهای خود را از خاک لبنان خارج کند. از رفتار دولت سوريه چنين استنباط میشود که اين کشور خود را در برابر فشارهای بينالمللی آسيبپذير میداند و راه غلبه بر بحران را تن دادن تدريجی به مفاد قطعنامه ۱۵۵۹ میبيند. شايد همين واقعيت، بشار اسد را وادار کرد که در سخنرانی هفته گذشته خود در پارلمان سوريه، در کنار لفاظیهايی که مبارزه جويانه به نظر میرسيد، از عزم جدی دولت خود برای عدم درگيری با سازمان ملل سخن بگويد. با اين حساب، تظاهرات چند صد هزار نفری روز سه شنبه بيروت، کمک چندانی به سوريه برای حفظ نيروهايش در لبنان نمیکند. اما اين تظاهرات گرچه بيش از يک تظاهرات خودجوش توده ای به نظر میرسيد و در واقع نوعی سازماندهی دولتی را به نمايش میگذاشت، با اين حال، می تواند در تعديل تقاضاهای اپوزيسيون لبنان بسيار موثر باشد. خلع سلاح حزبالله هدف بعدی؟ برای ناظران تحولات لبنان، کمتر ترديدی در باره نيت آمريکا برای خلع سلاح حزبالله وجود دارد. اين موضوع به دقت در قطعنامه ۱۵۵۹ شورای امنيت گنجانده شده است و کشورهای عرب از جمله سوريه نمیتوانند اين قطعنامه را ناديده بگيرند، زيرا چنين اقدامی باعث بی اعتباری قطعنامههای شورای امنيت میشود. اما بی اعتبار شدن قطعنامههای شورای امنيت درست همان چيزی است که همواره مورد نگرانی اعراب بوده است. آنها در واقع سرزمينهای اشغالی جنگ ژوئن ۱۹۶۷ را بر اساس قطعنامه ۲۴۲ شورای امنيت سازمان ملل از اسرائيل مطالبه میکنند و اگر خود به بیاعتباری ساير قطعنامه ها مبادرت کنند، عملا بهانهای به دست اسرائيل دادهاند تا همچنان از اجرای قطعنامه ۲۴۲ شانه خالی کند. اين به واقع همان استدلالی است که ديپلماتهای آمريکايی و اروپايی برای متقاعد کردن اعراب به ضرورت اجرای قطعنامه ۱۵۵۹ به کار میگيرند و اعراب هم برای آن پاسخی ندارند جز اينکه چرا قطعنامه ۲۴۲ پس از گذشت بيش از ۳۰ سال از صدور آن اجرا نمیشود؟ آمريکا مدعی است که با اعمال فشار بر اسرائيل برای اجرای مفاد "نقشه راه" در حال اجرای قطعنامه ۲۴۲ است و احتمالا پيشرفت در اين مورد را به اجرای قطعنامه ۱۵۵۹ مربوط خواهد کرد، بويژه اينکه قطعنامه ۲۴۲ بر ضرورت تامين امنيت اسرائيل از سوی همسايگانش تاکيد می کند. از نگاه ايالات متحده، حضور نظامی حزبالله در جنوب لبنان به معنای تهديد امنيت اسرائيل است. منافع لبنان يا منافع اسرائيل؟ دولت جرج بوش اصرار دارد که طرح منطقهای آمريکا در خاورميانه هدفی در خدمت اسرائيل تلقی نشود، زيرا چنين برداشتی از طرح خاورميانهای آمريکا نه فقط سبب تقويت نيروهای راديکال خاورميانه میشود، بلکه نيروهای ميانه رو را نيز نسبت به اصلاحات مورد نظر واشنگتن بدبين و مردد میکند.
از همين رو، آمريکا به دولت اسرائيل هشدار داده است که در باره تحولات جاری لبنان اظهار نظر نکند، زيرا اين اظهارنظرها افزون بر آنکه کمکی به برنامه واشنگتن نمیکند، منافع ايالات متحده را نيز به خطر میاندازد. بر اين اساس واشنگتن میکوشد تا خلع سلاح حزبالله را اقدامی در جهت منافع لبنان و اعراب و نه لزوما در خدمت اسرائيل معرفی کند. به زعم دولت جرج بوش، پس از عقبنشينی ارتش اسرائيل از جنوب لبنان و تاييد اجرای قطعنامه ۴۲۵ شورای امنيت از سوی دبيرکل سازمان ملل، دليلی برای حضور نظامی يک گروه چريکی در کنار مرز وجود ندارد و ادامه اين حضور، ضمن آنکه باعث بروز متناوب تشنج میشود، حاکميت دولت لبنان را هم با چالش روبرو میکند. پاسخ مدافعان حضور نظامی حزبالله در جنوب لبنان به دولت آمريکا اين است که اسرائيل هنوز کشتزارهای شبعا را در اشغال خود دارد و همين اشغال، مسلح بودن حزبالله را توجيه میکند. اما سازمان ملل نيز اين استدلال را نمیپذيرد، چرا که مزارع شبعا در جريان جنگ ۱۹۶۷ به عنوان بخشی از خاک سوريه به اشغال اسرائيل درآمده و شامل قطعنامه ۴۲۵ نمیشود. صرف نظر از استدلالهای حقوقی، در حال حاضر حزبالله نيروی قدرتمندی در لبنان به شمار میرود و بدون اراده جدی دولت لبنان، نيروی ديگری امکان خلع سلاح اين گروه را ندارد. آيا دولتی که پس از انتخابات ماه مه در لبنان شکل میگيرد، چنين توان و ارادهای خواهد داشت؟ آيا اسرائيل برای رفع استنادات حقوقی حزبالله ، مزارع شبعا را تخليه خواهد کرد؟ آيا يک نيروی بينالمللی قوی برای خلع سلاح حزبالله در جنوب لبنان مستقر خواهد شد؟ اينها همه فرضياتی است که منطقا قابل تحقق است اما هيچکدام قطعی نيست، آنچه تا اندازهای قطعی است اين است که ادامه حضور نظامی حزبالله پس از خروج نيروهای سوريه از لبنان روز به روز مشکلتر خواهد شد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||