|
پاسخ به بسته پیشنهادی یا متن مذاکرات تلفنی؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
خبرگزاریها از ارسال نامهای از سوی شورای عالی امنیت ملی ایران به خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا خبر دادهاند که در آن اشارهای به تعلیق غنی سازی اورانیوم از طرف ایران نشده است. در حالی که تصور میشود این نامه، پاسخ ایران به بسته پیشنهادی گروه ۱+۵ باشد، یک مقام ناشناس شورای عالی امنیت ملی ایران به خبرگزاریهای غربی گفته است که این نامه پاسخ ایران به بسته پیشنهادی غرب نیست و خبرگزاری جمهوری اسلامی نیز به نقل از "یک مقام مسئول در شورای عالی امنیت ملی" گزارش داده است که در نامه ارسالی "متن مذاکرات تلفنی روز گذشته سعید جلیلی مذاکره کننده ارشد هستهای ایران با خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به سولانا ارائه شده است." سعید جلیلی و خاویر سولانا روز دوشنبه تلفنی با یکدیگر گفتگو کردند. مقام های ایرانی اعلام کرده اند که که در این گفتگو بحثی از "تعلیق در برابر تعلیق" به میان نیامده و سخنگوی آقای سولانا نیز مذاکرات را بینتیجه دانسته است. در پی گفتگوی تلفنی سولانا – جلیلی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد که ایران پذیرفته است که تا پایان روز سه شنبه پاسخ خود را به بسته پیشنهادی گروه ۱+۵ ارائه کند. دیپلماتهای بریتانیایی تاکید کرده بودند که اگر ایران تا پایان روز سه شنبه پاسخ ساده و مثبتی به بسته پیشنهادی شش قدرت جهانی ندهد، راهی جر تشدید تحریم های اقتصادی ایران در سازمان ملل باقی نمیماند. موضع بریتانیا را فرانسه نیز تکرار کرد و سخنگوی وزارت خارجه آمریکا هم از توافق همه اعضای گروه ۱+۵ برای تشدید تحریم ایران در صورت عدم دریافت پاسخ مثبت و صریح از سوی ایران در باره بسته پیشنهادی تا آخر روز سه شنبه خبر داد. ایران ضمن آنکه در روز سه شنبه نامهای به دفتر آقای سولانا تسلیم کرده، اما اصرار دارد که این نامه پاسخ به بسته پیشنهادی محسوب نمیشود و در واقع نامه متن مذاکرات تلفنی روز دوشنبه سولانا – جلیلی است. هنوز مشخص نیست که ایران به چه علتی متن مذاکرات تلفنی آقای سولانا با سعید جلیلی را به مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا تسلیم کرده است، مذاکراتی که آقای سولانا طرف مستقیم آن بوده و طبعا از مفاد آن آگاه است. قاعدتا شش قدرت بزرگ جهانی، نامه ایران به آقای سولانا را طفره رفتن از پاسخ صریح به بسته مشوقهای پیشنهادی خود تلقی خواهند کرد و زمینه سازی برای تصویب قطعنامه دیگری علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل را شروع خواهند کرد. به گفته تحلیلگران، قصد ایران از ایجاد ابهام در موضع نهایی خود در برابر بسته پیشنهادی گروه ۱+۵ ایجاد شکاف در بین شش قدرت جهانی و خرید وقت است، اما به نظر میرسد این سیاست نه فقط جواب نمیدهد بلکه باعث خشم روزافزون قدرتهای جهانی از ایران میشود. آقای سولانا در جریان سفر خرداد ماه خود به تهران در مصاحبه با مجله شهروند امروز به تاخیر انداختن زمان تصمیمگیری از سوی ایران را نه نشانه مهارت دیپلماتهای یرانی بلکه "یک اشتباه بزرگ استراتژیک" توصیف کرده بود، اما گویا مذاکره کندگان ایرانی به سخنان آقای سولانا توجهی نشان ندادهاند و موقعیت را برای تاخیر در تصمیمگیری مناسب میدانند. مقامهای آمریکایی اعلام کردهاند که در مذاکرات ژنو آقای جلیلی بیشتر وقت خود را صرف توصیف تاریخ و فرهنگ ایران کرده است و از توجه به مساله اصلی مذاکرات طفره رفته است. به هر حال، از آنجا که در هر بحران بین المللی سیاست "گذران وقت" نیز عمر محدود خود را دارد، به نظر میرسد که عمر سیاست تاخیر در تصمیمگیری ایران نیز به سر رسیده است. با گذشت عمر این سیاست، به نظر میرسد که ادامه آن برای ایران زیانبارتر از پاسخ احتمالا منفی آن به بسته پیشنهادی گروه ۱+۵ باشد و دیوار بیاعتمادی بین دو طرف را بلندتر کند. از سوی دیگر، در حالی که تشنج در روابط ایران با قدرتهای بزرگ جهانی بر سر پرونده هستهای رو به افزایش است، تبلیغات دولتی در داخل کشور عموما بر حرکت پرونده هستهای در مسیر حل شدن و عقب نشینی گروه ۱+۵ از مواضع قبلیاش متمرکز شده است. به عبارت دیگر، بدبینی حاکم بر محافل غربی در مورد مسیر بحران هستهای ایران، در داخل کشور بازتابی ندارد و به جای آن، خوش بینی ناشی از آغاز بی قید و شرط مذاکرات هستهای تبلیغ میشود. در واقع بسیاری از ایرانیان بین آنچه که مقامهای غربی در باره نتیجه تماسهای خود با مذاکره کنندگان ایرانی میگویند و آنچه که مقامهای ایرانی در این باره مطرح میکنند، شباهتی نمیبینند و نسبت به واقعیت ماجرا سردرگماند. برای مثال، در حالی که آقای جلیلی از توافق بر سر ادامه مذاکرات هستهای ایران و گروه ۱+۵ سخن میگوید، طرف مقابل، از پا بر جا بودن شرط پذیرش بسته پیشنهادی برای آغاز گفتگوهای رسمی خبر میدهد. نمونه دیگر، بحث تعیین ضربالاجل گروه ۱+۵ به ایران است. در حالی که مقامهای آمریکایی و اروپایی بر ضربالاجل غیر رسمی به ایران تاکید میکنند، ضربالاجلی که به پایان رسیده است، اما طرف ایرانی در همه سطوح قاطعانه وجود هرگونه ضربالاجل را رد میکند. به نظر می رسد نوع برخورد ایران با مسائلی که خواه نا خواه افشا و علنی میشوند، در هر دو صحنه داخلی و خارجی، بیاعتمادی به اظهارات رسمی مقامهای ایرانی را افزایش دهد. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||