|
بررسی نقش رسانه ها در جلوگیری از جنگ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
روز پنجشنبه جلسه ای در مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی لندن، سواز، با عنوان "ایران، جنگ، و رسانه ها" برگزار شد که هدف برگزارکنندگان آن بررسی نقشی بود که رسانه های ایرانی و غیر ایرانی می توانند در جلوگیری از حمله احتمالی به ایران داشته باشند. این برنامه را گروه "کمپین ایران"، از گروه های ضد جنگ در بریتانیا برگزار کرده بود و سخنرانان جلسه عبارت بودند از ماشاءالله شمس الواعظین، رئیس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ایران و سردبیر چند روزنامه توقیف شده، لیلی فرهادپور، عضو کمپین مادران صلح و روزنامه نگار، و مارتین وولاکوت، روزنامه نگار بریتانیایی از روزنامه گاردین. بارونس هاله افشار، استاد دانشگاه و عضو مجلس اعیان بریتانیا، نیز ریاست این جلسه را که با حضور قابل توجه علاقمندان همراه بود، برعهده داشت. آقای شمس الواعظین که نخستین سخنران جلسه بود به بررسی بحران های خارجی که حکومت ایران در 30 سال اخیر با آنها روبرو بوده پرداخت. آقای شمس الواعظین با اشاره به پنج بحران خارجی عمده که دولت ایران در این سال ها با آنها روبرو بوده، یعنی اشغال سفارت آمریکا، جنگ ایران و عراق، بحران در روابط با همسایگان عرب به ویژه عربستان و مصر، درگیر شدن ایران در بحران اعراب و اسرائیل و بحران اتمی ایران، گفت این تداوم بحران این نظریه را در ذهن عده ای ایجاد کرده که حکومت ایران با ورود به بحران های مختلف می کوشد بقای خود را تضمین کند. به گفته آقای شمس الواعظین این پیش فرض در ذهن رهبران ایران وجود دارد که آمریکا و غرب از موفقیت انقلاب دینی در خاورمیانه بیزارند و می خواهند این الگو را از بین ببرند. این نظریه آن قدر در ذهن آنها پررنگ شده که به نظریه توطئه و بیگانه ستیزی نزدیک شده اند. آقای شمس الواعظین سپس به این نکته اشاره کرد که بحران اتمی جدی ترین بحرانی است که جمهوری اسلامی با آن روبرو بوده است، چون همه بحران های قبلی دوجانبه و یا حداکثر منطقه ای بوده اند و بحران اتمی نخستین بحرانی است که ابعاد بین المللی پیدا کرده است. او گفت دولت ایران تا به حال بحران اتمی را با معدل نسبتا خوبی اداره کرده، اما مهم ترین نکته این است که فرجام کار به کجا می کشد و مردم انتظار دارند بعد از سی سال زندگی در بحران، روی زندگی آرام را هم ببینند. آقای شمس الواعظین در بخش دیگری از سخنان خود گفت غرب و مشخصا آمریکا، مستقیم و غیر مستقیم، در تشدید بحران های سیاسی ایران نقش دارند. در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی بود که جورج بوش، ایران را در محور شرارت قرار داد. آمریکا و احمدی نژاد آقای شمس الواعظین اظهار نظر کرد که به زعم او آمریکا در روی کار آمدن محمود احمدی نژاد نقش داشته است؛ چون این وحشت را در ذهن محافظه کاران ایرانی ایجاد کرد که از نظر آمریکا تفاوتی نمی کند که چه دولتی، اصلاح طلب و دموکراسی خواه یا محافظه کار و تمامیت خواه، در ایران بر سر کار است و در هر شرایطی به دنبال تغییر نظام اسلامی در ایران است. آقای شمس الواعظین در بخش پایانی صحبت های خود گفت مردم ایران در طول تاریخ یک ویژگی داشته اند و آن اینکه هر گاه تهدید خارجی متوجه کشور شده، همه اختلافات سیاسی را کنار گذاشته اند و حول دولت مرکزی متحد شده اند. به گفته آقای شمس الواعظین رسانه های ایرانی نیز همین ویژگی را دارند و در تهدیدهای خارجی از دولت مرکزی حمایت می کنند، اما در بحران هایی که خود دولت در تشدید آن نقش داشته باشد، نسبت به دولت موضع انتقادی می گیرند. او گفت پیام ما برای همکارانمان در غرب این است: از قرار دادن ایران در بن بست های شکننده پرهیز کنید، ایران را به سمت بن بست ها نبرید و دولت هایتان را هم مجبور کنید این کار را نکنند. به گفته آقای شمس الواعظین "گربه ایران را در کنج زاویه زندانی نکنید، که در آن شرایط ویژگی های ببرسانی اش را نشان می دهد. گربه ایرانی را ناز کنید، لوسش کنید، برایتان گربه رقصانی هم می کند." سخنران بعدی برنامه لیلی فرهادپور، روزنامه نگار ایرانی و عضو کمپین مادران صلح بود. خانم فرهادپور صحبت های خود را با این نکته آغاز کرد که جنگ با ایران به حمله نظامی خلاصه نمی شود، و تحریم های اقتصادی که مدتی است علیه ایران اعمال شده، مصداق جنگ هستند و غرب عملا با ایران وارد جنگ شده است. خانم فرهادپور در ادامه موضع رسانه های مختلف ایرانی، رادیو و تلویزیون، سینما و تئاتر و موسیقی، مطبوعات، وب سایت ها و وبلاگ ها را در مقابل جنگ بررسی کرد. به عقیده خانم فرهادپور رادیو و تلویزیون، سینمای نزدیک به دولت و نیز مطبوعات نزدیک به دولت اصولگرا با این که رسما از جنگ حمایت نمی کنند، اما موضعشان تشویق به مقاومت است و در همه این رسانه ها صحبت از نفی بی چون و چرای هر گونه جنگ نیز عملا ممنوع است. اما به گفته او در سینما، تئاتر و موسیقی ایران نمونه هایی از محصولات فرهنگی ضد جنگ وجود دارد، از جمله "لاک پشت ها هم پرواز می کنند" ساخته بهمن قبادی و "به نام پدر" ساخته ابراهیم حاتمی کیا، اما هیچ کدام آنها بازتابی در رسانه های داخلی ندارند. خانم فرهادپور عقیده دارد که مطبوعات اصلاح طلب نیز رغبتی به صحبت درباره جنگ ندارند، که یک دلیلش دستور شورای عالی امنیت ملی است که به خطر جنگ نپردازید و دلیل دیگرش این است که "ترجیح می دهند به رقابت های سیاسی خودشان با اصولگراها بپردازند". او سپس گفت اینترنت در این شرایط نقشی تاریخی ایفا می کند و دولت ایران در جنگ با وب سایت ها و وبلاگ ها عملا بازنده است. خانم فرهادپور در بخش دیگر سخنان خود به بررسی موضع رسانه های خارجی در مورد جنگ با ایران پرداخت. به گفته او رسانه های دست راستی غرب موضعی مشابه رسانه های دست راستی ایران دارند و بر طبل جنگ می کوبند. رسانه های غربی و عدم درک ایران خانم فرهادپور همچنین به بعضی از روزنامه نگاران چپ گرای غربی اشاره کرد که به نظر می رسد "ته دلشان با احمدی نژاد و شعارهای ضد امپریالیستی اش همدلی بیشتری دارند تا با فعالان ضد جنگ داخل ایران که آنها را لیبرال می دانند". او سپس به بررسی رسانه های فارسی زبان خارج از ایران پرداخت و گفت به دلیل سانسور رسانه های داخلی، این گروه می توانند نقش زیادی در تلاش های ضدجنگ داشته باشند، که هیچ علاقه ای به آن نشان نمی دهند. به گفته خانم فرهادپور دسته ای از آنها فقط به دنبال براندازی هستند و دسته ای دیگر هم آن قدر درگیر مسئله حقوق بشر در ایران هستند که خطر جنگ را فراموش کرده اند. بعد از این دو، مارتین وولاکوت که در دهه های گذشته به عنوان خبرنگار در ویتنام و افغانستان و ایران حضور داشته شروع به صحبت کرد و گفت قصد سخنرانی نداشته و صرفا به دلیل نشان دادن همبستگی اش به این جلسه آمده است. آقای وولاکوت گفت رسانه های غربی تمام تلاششان را می کنند که جریان های اجتماعی ایران را که در واقع ایجادکننده جریان های سیاسی هستند بشناسند، اما به دلیل دسترسی نداشتن به اطلاعات، پیچیدگی های ایران را نمی فهمند. آقای وولاکوت گفت به دلیل محدودیت هایی که حکومت ایران ایجاد کرده، عملا روزنامه نگاری در ایران نمانده و بازدیدهایی هم که از ایران صورت می گیرد، با محدودیت های زیادی همراه است. در پایان برنامه نیز تعدادی از سوالات حاضران مطرح شد که عموما درباره احتمال حمله اسرائیل و یا آمریکا به ایران و برنامه هسته ای ایران بود و عموما ارتباط چندانی با موضوع برنامه یعنی نقش رسانه ها در جلوگیری از حمله احتمالی به ایران نداشت. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||