BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 13:33 گرينويچ - چهارشنبه 06 دسامبر 2006 - 15 آذر 1385
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
جوانان ايرانی و تجربه سياسی

نوجوان در مراسمی ورزشی
رفتار های کودکان و نوجوانان، از جمله در زمينه سياست، تحت تاثير شرايط فرهنگی جامعه و عوامل محيطی شکل می گيرد و به نوبه خود، بر رفتار آينده آنان اثر می گذارد.

در خلال سه دهه گذشته، جمهوری اسلامی در پيگيری سياست مشارکت مستمر، هر چند کنترل شده مردم در حمايت از حکومت، به گونه ای گسترده کودکان و نوجوانان را در معرض تبليغات فشرده قرار داده و زمينه فعاليت آنان در برخی زمينه های سياسی فراهم آورده است.

در اين راستا، متون درسی به شکلی تدوين شده است که بر اصول عقيدتی نظام، نه به عنوان موضوعاتی برای بحث و تبادل نظر بلکه به شکل حقايقی انکار ناپذير، تاکيد ورزد و ترديد نسبت به آنها را اقدامی خلاف و حتی مجرمانه قلمداد کند.

دامنه تبليغات سياسی برای خردسالان به بسياری از جنبه های زندگی اجتماعی و حتی خصوصی آنان نيز تسری يافته و به شکلی بی پرده به بخشی از فعاليت های سازمان يافته از سوی دولت، مانند اردوهای تابستانی، و حتی برنامه های تفريحی رسانه ای تبديل شده است.

علاوه بر اين، برنامه ريزی حکومت برای سياسی کردن اين قشر از جامعه به جنبه های نظری و تبليغی محدود نمانده بلکه شامل ابزار و لوازم حضور و فعاليت عملی آنان نيز بوده است.

نوع فعاليت سياسی مورد نظر دولت برای کودکان عموما شامل آزادی اظهار نظر و مشارکت آنان در اداره امور مربوط به خود، مثلا در مدرسه، نبوده است.

 به جای آنکه به کودکان و نوجوانان ايرانی امکان آن داده شود تا از طريق مشارکت آزادانه در اداره نهادهای خاص خود با مفهوم سياست آشنا شوند و به تمرين نحوه استفاده از حق شهروندی خود بپردازند، از آنان انتظار می رود تا در حمايت از مواضع حکومت دست به تظاهرات بزنند و به منظور مقابله عملی با مخالفان، به عضويت تشکيلاتی مانند بسيج در آيند

در واقع به جای آنکه به کودکان و نوجوانان ايرانی امکان آن داده شود تا از طريق چنين فعاليت هايی با مفهوم سياست آشنا شوند و به تمرين نحوه استفاده از حق شهروندی خود بپردازند، از آنان انتظار می رود تا در حمايت از مواضع حکومت در زمينه سياست کلان مملکتی دست به تظاهرات بزنند و به منظور مقابله عملی با مخالفان، به عضويت تشکيلاتی مانند بسيج در آيند.

احتمالا جمهوری اسلامی با تشويق نوجوانان به اينگونه فعاليت ها هدف دوگانه ای را دنبال کرده است.

نخست استفاده از جمعيت خردسال کشور برای گسترده تر نشان دادن حمايت مردمی از اهداف و سياست های حکومت و ناتوان نشان دادن مخالفان، و دوم، تربيت سياسی نسل آينده بزرگسالان در راستای پذيرش و حمايت نظام.

به اين ترتيب، انتظار حکومت اين است که با آموزش يک نگرش خاص سياسی و تفهيم منافع ناشی از پذيرش اين ديدگاه، امکان به چالش خواندن افکار و ساختار سياسی خود را از ميان بردارد.

کودکان در انقلاب و جنگ

سابقه سياسی کردن جامعه، از جمله بهره بردن از خردسالان در سياست، به تحولات انقلابی سال 1357 و تغيير رژيم در ايران باز می گردد.

جمهوری اسلامی حاصل قيامی گسترده است که حدود سه دهه قبل به انقلاب و سقوط نظام سلطنتی منجر شد.

انقلاب اسلامی
تظاهرات انقلاب اسلامی 1357

در سال های قبل از انقلاب، رهبران رژيم سابق که خود را به توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور متعهد و در دستيابی به اهداف توسعه ای موفق می دانستند، عموما از سياسی شدن جامعه و مشارکت شهروندان در امور سياسی استقبال نمی کردند و باور داشتند که مردم ترجيح می دهند - يا بايد ترجيح بدهند - سياست را به دست رهبران خود بسپارند و صرفا از نتايج تلاش آنان بهره مند شوند.

اين نگرش طبيعتا تعارضی اساسی را در خود نهفته داشت.

در حاليکه رشد اقتصادی، به خصوص از اواخر دهه 1340 شمسی به بعد، به رشد طبقه متوسط شهری يعنی طبقه ای منجر می شد که در هيچ جامعه ای محروميت از مشارکت سياسی را نمی پذيرد، سياست توسعه ای حکومت عمدا نقشی برای حضور موثر سياسی هيچيک از قشرهای جامعه قايل نبود.

اين تعارض به شکلی بارز در قيام ضد سلطنتی نمود کرد به نحوی که طبقه متوسط شهری عملا رهبری موثر تظاهرات و اعتصابات را در دست گرفت و به الگويی برای گرته برداری سايرطبقات اجتماعی مبدل شد.

همچنين، در جريان تظاهرات منتهی به سقوط رژيم سابق، مخالفان حکومت به شکلی سازمان يافته از کودکان و نوجوانان برای نشان دادن تضاد همه جانبه مردم با حکومت بهره بردند به نحوی که مدارس کشور برای ماهها صحنه اعتصابات و تظاهرات مداوم بود.

 در جريان تظاهرات منتهی به سقوط رژيم سابق، مخالفان حکومت به شکلی سازمان يافته از کودکان و نوجوانان برای نشان دادن تضاد همه جانبه مردم با حکومت بهره بردند به نحوی که مدارس کشور برای ماهها صحنه اعتصابات و تظاهرات مداوم بود

پس از استقرار جمهوری اسلامی نيز حکومت جديد، که به زودی با مشکلات متعدد در زمينه اداره امور مواجه شده بود، سياسی ماندن قشرهای مختلف جامعه، از جمله نوجوانان را به عنوان راهی برای مقابله با مخالفت های داخلی و خارجی مورد توجه قرار داد.

در حاليکه بخش عمده ای از توانمندی های تشکيلاتی و دفاعی کشور در جريان انقلاب و پس از آن از ميان رفته بود، حکومت به گونه ای روز افزون نيروی انسانی را جايگزين امکانات ديگر کرد و برای اين منظور، بر حضور سازمان يافته توده مردم، از جمله کودکان و نوجوانان در نمايش های سياسی، تاکيد نهاد.

همين شيوه توسط برخی از گروه های مخالف رژيم نيز که از نزديک در خشونت های انقلابی شرکت داشتند، به کار گرفته شد که نتيجه آن، رودرويی جمعی از نوجوانان با نظام و تحمل واکنش شديد حکومت بود.

خردسال

البته جمهوری اسلامی پاداشی را نيز به شکل اعطای حق رای برای نوجوانان منظور داشت اما مهمترين نقشی که در حمايت از جمهوری اسلامی بر عهده نسل جوان قرار گرفت، مشارکت دادن آنان در جنگ با عراق بود.

جنگ در حالی آغاز شد که ارتش منظم عملا قدرت مقابله با تهاجم دشمن را از دست داده بود و تا سازماندهی نيرويی نسبتا کارآمد، مقاومت در برابر مهاجمان بر عهده نيروهای نامنظم مردمی، چه خردسال و چه بزرگسال، قرار گرفت.

با اينهمه، استفاده از نوجوانان در جنگ به زودی به دکترين نظامی حکومت راه يافت و برای هشت سال، دهها هزار کودک و نوجوان ايرانی به جبهه های جنگ اعزام شدند و گفته می شود هزاران تن از آنان نيز جان خود را از دست دادند.

تجربه خشونت سياسی

در مورد تاثير نظامی شرکت نوجوانان بر نتيجه جنگ ايران و عراق تحقيق مستقلی به صورت نگرفته، اما بی ترديد اين تجربه، در کنار مشارکت در قيام ضد سلطنتی، در شکل دادن به نگرش سياسی اين نسل اهميت قابل توجهی داشته است.

فلاسفه سنتگرا که سياست را "هنر مصالحه و سازش" می دانند معتقدند که جنگ و انقلاب نشانه شکست سياست است، در حاليکه برخی ديگر از متفکران اين پديده ها را شيوه هايی برای برخورد با آن گونه مسايل سياسی دانسته اند که جز از راه های قهرآميز قابل حل و فصل نيست.

هر کدام از اين دو نظر را که بپذيريم، واقعيت اين است که نخستين تجربه سياسی يک نسل از نوجوانان ايرانی حاصل "شکست سياست" يا دست کم سياست قهرآميز بود.

جنگ ايران و عراق پس از هشت سال درگيری نظامی خاتمه يافت، اما آتش بس در جنگ به معنی پايان تنش در صحنه سياست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی نبود.

جوانان

روش و ديدگاه سياسی حکومت ناگزير مخالفت هايی را به همراه داشت و برای جلوگيری از تحول در ساختار خاص جمهوری اسلامی، لازم بود اين مخالفت ها به نحوی خنثی شود در حاليکه نشانه ای از تغيير اساسی در سياست خارجی کشور نيز مشاهده نمی شد.

برای برخورد با مشکلات ناشی از چنين وضعيتی، حکومت همچنان بر سياسی ماندن جامعه در چارچوب مورد نظر خود تاکيد می ورزيد که در آن نقشی مهم نيز برای نوجوانان پيش بينی شده بود.

در واقع بخشی از فعاليت های غيردرسی نوجوانان ايران در سال های بعد از جنگ شامل شرکت در تظاهرات حمايت از نظام در برابر مخالفان واقعی يا متصور آن بوده در حاليکه استفاده از نوجوانان در دفاع فعالانه از نظام به شکل عضويت در تشکيلات بسيج نيز ادامه يافته است.

روی آوردن به نيروی سياسی نوجوانان احتمالا دلايل ديگری نيز داشته است.

مشارکت نوجوانان در جنگ نشان داد که در مقايسه با بزرگسالان، جلب حمايت اين قشر از جامعه به دليل نگرشی عاطفی و تاثيرپذيری بيشتر آن با هزينه کمتری امکانپذير است.

در طول جنگ، واحدهای بسيج به شکلی سازمان يافته بودند که نه تنها نوجوانان را در معرض تبليغات فشرده عقيدتی قرار دهند بلکه با واگذاری مسئوليت به آنان، حس جاه طلبی کودکانه را نيز در آنان ارضا کنند.

جوانان

پس از جنگ، همين نگرش و سازماندهی برای ماموريت جديد واحدهای بسيج نوجوانان، يعنی آمادگی برای برخورد قهرآميز با "دشمنان" داخلی و خارجی حفظ شد.

انتظار از سياسی شدن نوجوانان

همانطور که اشاره شد، شايد رهبران نظام بر اين باور بوده اند که با قرار دادن نوجوانان در معرض آموزش عقيدتی و سپردن مسئوليتی در دفاع از اين عقايد به آنان، نه تنها نيرويی موثر برای نمايش قدرت در برابر مخالفان خارجی فراهم آورده اند، بلکه وفاداری آنان در دوران بزرگسالی را نيز تضمين کرده اند.

سوال اين است که آيا چنين انتظاراتی تحقق خواهد يافت؟

به عبارت ديگر، در حاليکه عضويت در بسيج قاعدتا به معنی تعهد کامل به نظام و آمادگی برای مقابله با مخالفان آن است، آيا در صورت نياز به ابراز عملی چنين حمايتی، می توان به نوجوانان بسيجی اتکا کرد؟

بديهی است که در حال حاضر، به چنين سئوالی نمی توان پاسخ قطعی داد اما اگر تجربه دگرگونی های اخير در نظام های متمرکز جهان را معيار قرار دهيم، شايد داشتن چنين انتظاری حاکی از خوشبينی مفرط باشد.

در واقع، اين تجربه ها نشان می دهد که نوجوانان، به دليل نگرشی عاطفی، به سادگی در معرض تغيير در شرايط محيطی، از جمله خيزش های همگانی عليه حکومت ها قرار می گيرند و در نهايت، نمی توان به ثبات عقايد آنان اتکا کرد.

خردسالان

در ايران نيز تحولات سياسی سال های اخير از جمله در جريان رقابت جناح های حکومتی نشان داده است که دست کم برخی از حاميان تندرو نظام با عبور از سنين نوجوانی مواضع خود را، چه به اميد بهره برداری سياسی و چه از سر اعتقاد قلبی، تغيير داده اند.

از سوی ديگر، با توجه به شرايط ايران و تمرکز امکانات گسترده اقتصادی و اجتماعی در دست دولت، اين واقعيت را نمی توان ناديده گرفت که ممکن است انگيزه حمايت تعصب آميز از حکومت صرفا برخورداری از پاداش هايی باشد که نظام می تواند بين هواداران خود توزيع کند.

اگر چنين باشد، سياسی کردن نوجوانان در ايران جز ترويج "دورويی سياسی" حاصلی نداشته در حاليکه اقدامی کارآمد در دفاع از نظام در شرايط بحرانی نيز محسوب نمی شود.

در عين حال، کشاندن کودکان و نوجوانان به مباحث سياست های کلان و انتظار تبعيت از ديدگاه های حاکم در اين زمينه ها، فرصتی گرانبها برای سالم سازی فضای سياسی کشور را از ميان می برد و به تداوم آن نوع فرهنگ سياسی کمک می کند که براساس برخوردهای عاطفی، و شايد هم با انگيزه های سودجويی فردی از سياست شکل گرفته است.

در مقابل، آشنا کردن نوجوانان به عمل سياسی در چارچوب اظهار نظر و مشارکت آزادانه در امور و نهادهای خاص آنان، می توانست شهروندانی مسئول و آگاه تر را تربيت کند.

عکس از کامبيز اخبارینسلی پرتحرک
دلبستگيها و آرزوهای نسل فردای ايران
جواندو نسل
حضور کمرنگ عقلانيت و احترام در روابط
جوانان در ايرانزير ۱۸ ساله ها
اين جمعيت ۲۷ ميليون نفری در ايران
کودکان در ايراناول درس بعد ...
ورزش در مدرسه‌ها غايب است
نسل فردازير هجده ساله ها
دنيای امروز از نگاه نسل فردا
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران