|
ورزش در مدرسهها غايب است | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ساعت ۷ صبح است، دانش آموزان مدرسه راهنمايی دخترانه نرگس يکی يکی از راه میرسند و در حياط کوچک مدرسه جمع میشوند. همه دانش آموزان مانتوهای سرمهای بلند و يک شکلی دارند با مقنعههای مشکی بلندی که از سر تا کمی بالاتر از آرنج دست را میپوشاند. نزديک ساعت ۸، دانش آموزان آرام آرام به صف میشوند و کيفهای سنگينشان را روی زمين میگذارند. ناظم مدرسه صبح به خير میگويد، يکی از دانش آموزان بالای سکو کنار ناظم میرود و ورزش صبح گاهی آغاز میشود. "ورزش صبحگاهی با مانتوی بلند، شلوار گشاد و مقنعههای بلند عذاب آور است، مخصوصا اگر تازه صبحانه خورده باشی" اين را معلم ورزش مدرسه میگويد. او ورزش صبحگاهی را با اين وضع بیفايده میداند، چون دانش آموزان نه لباس مناسب دارند، نه آمادگی ورزش کردن، تازه صبحانه خوردهاند و حرکتهای ورزشی نصفه نيمهای که برای رفع تکليف انجام میدهند هم سودی به حالشان ندارد. ورزش صبح گاهی در مدرسههای پسرانه هم به همين شکل است. گرچه پسران مجبور نيستند مانتو و مقنعه بپوشند. معلم ورزش يکی از دبيرستانهای پسرانه دل خوشی از ورزش صبحگاهی ندارد، میگويد کمتر از ۲۰ دقيقه ورزش کردن از نظر علمی فايده ندارد، ففط بچهها را آشفته و نفس نفس زنان سر کلاسها میفرستد، حتی بعضی وقتها بچههايی که تازه صبحانه خوردهاند حالشان بهم میخورد. کيان، دانش آموز دوره راهنمايی میگويد موقع ورزش صبحگاهی چون حياط مدرسه کوچک است و صفها هم به هم نزديک، يا دست بچهها به هم برخورد میکند يا پايشان روی کيف هم میرود. اما ورزش صبحگاهی هم فقط يکی دو ماه اول سال مهمان مدرسهها است. مدير يک دبيرستان میگويد: "يکی دو ماه اول سال هوا خوب است و درسها هم سبک، اما هوا که کم کم سرد میشود ديگر مراسم صبحگاهی نداريم و بچهها يک راست سرکلاس میروند، بعد از نوروز هم چون داريم به آخر سال و امتحانات نزديک میشويم، معلمان از ما میخواهند که بچهها را زودتر سر کلاس بفرستيم تا وقت کلاسها بيشتر شود و ما هم ديگر صبحگاه را فراموش میکنيم" زنگ ورزش در مدرسهها از ورزش صبحگاهی که بگذريم، در برنامه آموزشی مدرسهها، ورزش در يک زنگ يک و نيم ساعتی در هفته خلاصه میشود که به نظر "فرنگيس مرتضوی" يکی از معلمان ورزش آموزش و پرورش تهران، به هيچ وجه کافی نيست و از آن يک ساعت و نيم هم در عمل بيش از يک ساعت و ده دقيقه باقی نمیماند چون بچهها بايد لباس عوض کنند، آماده شوند و بعد هم قبل از شروع کلاس بعدی دوباره لباسهايشان را عوض کنند. به نظر او که تجربه چند سال کار در گروه ورزش اداره کل آموزش و پرورش تهران را دارد، ورزش در آموزش و پرورش فراموش نشده، بلکه در سالهای اخير حتی بيشتر مورد توجه قرار گرفته است. کتابهای راهنمای تدريس معلمان توسط استادان دانشگاه و متخصصان بازبينی و اصلاح شدهاند، حتی موارد امتحانی مورد تجديد نظر کلی قرار گرفته است، اما مشکل اينجاست که در مدرسهها توجه چندانی به زنگ ورزش نمیشود و تلاش مسئولان ورزش آموزش و پرورش هم برای بيشتر کردن ساعت ورزش در برنامه مدرسهها تا امروز بینتيجه مانده. زنگ ورزش برای محمد، دانش آموز سال سوم دوره راهنمايی، بيشتر زنگ تفريح است، بچهها دور هم جمع میشوند، معلم ورزش يک توپ پلاستيکی میآورد و دسته جمعی فوتبال بازی میکنند، معلم ورزش هم در دفتر مدرسه مینشيند و گاهی از پشت پنجره نگاهی به حياط میاندازد. کاشانی، معلم ورزش يک دبيرستان پسرانه در تهران، سختگيرتر از معلم محمد است. دانش آموزانی که لباس ورزشی نپوشيده ياشند غيبت میخورند. از حدود يک ساعت زمان کلاس نيم ساعت به دويدن و نرمش کردن اختصاص دارد و بچهها نيم ساعت باقی مانده را هم يک هفته در ميان فوتبال و بسکتبال بازی میکنند، معلم ورزش هم به عنوان داور هم آموزش میدهد و هم نظم را حفظ میکند. اما وضع در مدرسههای دخترانه کمی فرق میکند، دانش آموزان مدرسههايی که ديوارهای بلند و محفوظ ندارند و بايد با شلوار، مانتو و مقنعه ورزش کنند، اگر هم حياط مشرف نداشته باشد، باز هم در بيشتر مدرسهها، دانش آموزان بايد با مقنعه ورزشکنند.
مهسا، دانش آموز دبيرستان مجبور است با مانتو و مقنعه ورزش کند، او میگويد موقع بسکتبال بازی کردن درست موقعی که میپرد تا توپ را داخل سبد بيندازد، مقنعهجلوی صورتش را میگيرد. فرنگيس مرتضوی، معلم ورزش هم ترجيح میدهد دانش آموزانش را از ورزش معاف کند چون دوست ندارد شاگردانش با لباسهای گشاد و ناراحت ورزش کنند، او میگويد اينطور ورزش کردن دانش آموزان را زده میکند. جا نيست دانش آموزان و معلمان از کوچکی حياط مدرسهها گله میکنند. شايان دوست دارد بسکتبال بازی کند، اما چون تعداد کسانی که میخواهند فوتبال بازی کنند بيشتر است و حياط مدرسه هم فضای کافی ندارد، مجبور میشود فوتبال بازی کند. مهسا هم میگويد: "جا نيست بدمينتون بازی کنيم، برای همين همه بايد بسکتبال بازی کنند چون پرطرفدارتر است" شاگردان آقای کاشانی هم به دليل کوچک بودن حياط مدرسه است که مجبورند يک هفته در ميان فوتبال و بسکتبال بازی کنند. قربانی مدير يکی از دبيرستانهای تهران از مدرسهها میگويد: "بعد از انقلاب خيلی از خانههای مصادرهای تبديل به مدرسه شدند، خانههايی که هيچ کدام برای مدرسه بودن ساخته نشده بودند، حياط خانهها هم بعد از قطع کردن درختان آسفالت شدند چون کم خرج بود و نگهداريش هم آسان. بعضی خانهها هم حياط بزرگی داشتند اما چون تعداد کلاسها کم بود، بخشی از حياطها هم به ساختمان اضافه شد. در تهران تعداد مدرسههايی که برای مدرسه بودن ساخته شدهاند از تعداد انگشتان يک دست بيشتر نيست، مثل مدرسه رازی که متاسفانه از امکانات آنجا هم استفاده نمیشود." به گفته قربانی، معدود مدرسههايی هم که توسط آموزش و پرورش ساخته شده، استانداردهای يک مدرسه را ندارد. همچنين در سالهای اخير خيلی از خانههای شخصی تبديل به مدرسه شدهاند که اصلاً حياط ندارند. مديران بعضی از مدرسهها با اجاره کردن سالنهای ورزشی سعی کردند اين کمبود را جبران کنند. اين سالنها بيش از پسران، دختران را خوشحال کرد چون لازم نبود پشت درهای بسته حجاب داشته باشند. اما يک ساعت و نيم برای رفتن به سالن، پوشيدن لباس ورزش، ورزش کردن و بعد هم دوباره پوشيدن لباس مدرسه و بازگشتن به مدرسه زمان زيادی نيست. اول درس بعد ورزش آرمين که ۱۷ ساله است و سال ديگر بايد در کنکور شرکت کند، با آنکه به کاراته علاقه دارد و در آن رشته کمربند نارنجی هم گرفته است، اما پدر و مادرش اجازه نمیدهند به باشگاه برود. آرمين بايد خانه بماند و درس بخواند تا در رشته مهندسی الکترونيک قبول شود. مدير دبيرستان آرمين، حتی ساعت کلاس ورزش را هم حذف کرده است تا آن يک ساعت و نيم هم در اختيار معلمان رياضی و فيزيک و شيمی باشد. حتی محمد که برای کنکور خيلی وقت دارد هم فقط چندماه اول سال را اجازه دارد به باشگاه برود. پدر و مادرش ترجيح میدهند ماههای نزديک امتحان را در خانه بماند يا وقت ورزش را به کلاس زبان انگليسی اختصاص بدهد. به نظر فرنگيس مرتضوی، بيشتر خانوادهها نقش ورزش در سلامتی فرزندانشان را جدی نمیگيرند و ورزش را بيشتر به عنوان يک سرگرمی برای گذران اوقات فراغت میشناسند. تحقيقاتی که در سالهای اخير انجام شده نشان میدهد که دانش آموزان دختر و پسر دچار کم تحرکی هستند. اين کم تحرکی بيش از هرچيز باعث ناهنجاریهای ستون فقرات میشود. تحقيقاتی که از سوی آموزش و پرورش و متخصصان تربيت بدنی انجام شده نشان میدهد که درصد بالايی از دانش آموزان ۱۲ تا ۱۵ ساله دچار ناهنجاریهای ستون فقرات هستند که اين ناهنجاریها بابالارفتن سن تشديد میشود. دکتر حسن دانشمندی، استاد دانشگاه تربيت بدنی گيلان، در مقالهای که به چهارمين همايش علمی تربيت بدنی مدارس ارائه کرده است، خبر از آمار ۸۰ درصدی ناهنجاریهای وضعيتی ستون فقرات ميان دانش آموزان ۱۲ تا ۱۵ ساله میدهد که دختران با اختلاف کمی از پسران پيش هستند. سالها از گنجانده شدن درس تربيت بدنی در برنامه آموزشی مدرسهها میگذرد، در قانون اساسی فرهنگ، مصوب ۹ آبان ۱۲۹۰ که به دنبال تاسيس مدرسه های نوين در ايران شکل گرفت آمده: "در برنامه مکاتب و مدارس بايد به نشو و نمای بدنی توجه شود" اما در آن سالها هم به دليل کمبود امکانات و نيروی انسانی توجهی به ورزش نشد. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||