|
دين و جوان غيرمسلمان در ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دين در جوامع دين گرا و مبتنی بر شعائر مذهبی، از حوزه روابط فردی فراتر رفته و حوزه تعاملات اجتماعی را در بر می گيرد. در اين بين برای گروه های اجتماعی که دينی متمايز با دين رسمی و متعلق به اکثريت جامعه دارند و عبارت "اقليت های دينی" به آنان اتلاق می شود حوزه باورهای مذهبی نقشی متفاوت می يابد. برای بررسی و نقش دين در جوامع غير مسلمان در ايران بايد دو سطح از تعاملات اين جوامع را مدنظر قرار داد:اول تعاملات فرد غير مسلمان – به عنوان واحدی از جامعه دينی خود- با جامعه ای که با آن دارای تفاوت دينی است(جامعه اکثريت) و دوم روابط افراد در جوامع دينی خود که متاثر از باورها و نهادهای مذهبی است. در سطح اول بايد به شرايط خاص جوامع مسيحی، يهودی و زرتشتی در ايران اشاره کرد که به خاطر دينی بودن جامعه و حاکميت، تمايزشان پررنگ تر شده و حتی در برخی سطوح حقوقی، کاری، تحصيلی و اجتماعی شان تاثير گذار است. طيف سنی جوانان غير مسلمان در ايران با قوانين نانوشته و نوشته شده ای روبروست که ازمحدوديت استخدام در نهادهای خاص و ارتقای شغلی گرفته تا تحصيل در برخی دانشگاه های نظامی و انتظامی را در بر می گيرد. اين تمايز دينی عاملی است بر تفکيک اجتماعی و نيز مرزبندی روابط شخصی. دانش آموزان غير مسلمان می توانند در مدارس خاص خود اشتغال به تحصيل کنند و در آنجا با مبانی دينی خود آشنا شوند، در حوزه روابط شخصی ازدواج با يک مسلمان در آستانه بالای حساسيت خانواده ها و جامعه غير مسلمان قرار دارد و فردی که به اين کار مبادرت می ورزد با طرد روبرو می شود، فرد طيفی از رفتارهای اجتماعی جامعه مسلمان را که منشاء دينی دارند انجام نمی دهد و ... همه اين عوامل دين را به عنوان عامل هويت بخش برای فرد و جامعه و جوان غير مسلمان تبديل می کند. جوان غير مسلمان خواه ناخواه با ويژگی "تفاوت" خو می گيرد و تمايز دينی را منشاء گستره ای از تفکيک ها و مرزبندی هايی می داند که يا از سوی جامعه اکثريت ايجاد می شود و يا از طريق جامعه دينی و خانواده خود. برجسته شدن نقش دين در روابط فرد با جامعه خود خاصه در جوامع دينی مثل ايران هويت هايی به شخص اعطا می کند که ذيل تعريف همان هويت ها فرد جايگاه خود در اجتماع را می يابد. اينکه جوانان غير مسلمان در برخی حوزه ها حضوری کمرنگ و بلکه غيبتی پررنگ دارند، متاثر از نقشی است که منطبق با جايگاه خود تبيين شده است. در اين ميان دين به طور انحصاری معمار روابط فرد و جامعه نيست بلکه مبنای تعامل فرد و اجتماع دينی و فرهنگی خود می شود. در وهله نخست مبنای تفکيک مدارس و واحدهای آموزشی کودک و نوجوان غير مسلمان عامل تمايز دينی است. دوم اينکه جوامع غير مسلمان ايران نقطه اتکای تشکيلاتی و سازمانی خود را برپايه نهاد ها و مراجع دينی قرار می دهد. رهبران دينی اديان سه گانه غير اسلامی در ايران راهبری جامعه خود را به دست می گيرند و تشکيلات انجمن يا باشگاه و ...در اين جوامع هم وجهه ای دينی می يابند. مناسبت های دينی عامل پيوستگی و اجتماع اين جوامع است، اعياد و مراسم مذهبی است که پيروان آن دين و جوانان را کنار يکديگر می نشاند و همين بهانه آشنايی و تعامل و خوگيری فرد با ديگر اعضای جامعه خود را فراهم می کند. به عبارت ديگر کليسا، کنيسه و آتشکده است که محور جمع قرار می گيرد و انجمن ها و تالارهای خاص مجمع آنان می شود و همين دو عامل دين را مبنايی برای ارتباط فرد با جمعی قرار می دهد که سير تعاملاتش در آينده را تبيين می کند. در حال حاضر علاوه بر تهران در برخی شهرها از جمله اصفهان، تبريز، اروميه، يزد، شيراز و... مراکز مذهبی، مدارس و انجمن های متعلق به ارامنه، آشوريان، کليميان و زرتشتيان فعالند و به مناسبت های مختلف مراسم مختلفی در آنجا برگزار می شود. در مدارس امکان تعليم مبانی دينی فراهم است و زبان خاص آنان نيز تدريس می شود. با آنچه آمد طبيعی است که دين در زندگی جوان غير مسلمان صرفا کارکرد فردی و شخصی ندارد بلکه عامل هويت اجتماعی و نقش پذيری وی در جامعه ای می شود که نقش باورها و نهادهای دينی در آن پررنگ است. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||