|
چرا لابی ايرانی در آمريکا شکل نگرفته است؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
درباره اينکه ايرانيان مهاجر چه جايگاهی در آمريکا دارند و نفوذشان در اين کشور چقدر است و همچنين اينکه در قبال موضعگيريهای ايران و آمريکا نسبت به يکديگر چگونه موضع می گيرند ميزگردی با حضور چهارتن از کارشناسان جامعه ايرانی لس آنجلس تشکيل داديم که متن آن را در اينجا می خوانيد. در اين ميزگرد، ثريا سپه پور، نويسنده و کارشناس امور سياسی، نادر باقرزاده استاد کامپيوتر و مهندسی برق در دانشگاه کاليفرنيا در ارواين، نجم الدين مشکاتی، استاد مهندسی صنايع در دانشگاه کاليفرنيای جنوبی در لس آنجلس و خشايار شجاعتی، اقتصاددان و مشاور اقتصادی شرکت داشتند. با اينکه مهاجران ايرانی جمعيت کثيری را در جنوب کاليفرنيا تشکيل می دهند و اکثرشان هم در فعاليتهای اقتصادی و حرفه ای موفق بوده اند و در عين حال اغلب آنان، شهروند آمريکا هستند، چرا هنوز در زمينه های سياسی و اداری به جايی نرسيده اند و مثلاً از ميان ايرانيان، سناتور يا نماينده کنگره يا فرماندار برنخاسته است؟ نادر باقرزاده: خيلی سخت است که کسی در جنوب کاليفرنيا خودش را ايرانی معرفی کند و از افراد غيرايرانی رأی جمع کند، موقعيتی که ايرانيها الآن در اينجا دارند به نظر من از زمانی که ديپلماتهای آمريکايی را در تهران گروگان گرفته بودند بدتر است و متأسفانه به دليل مسائلی که ايران با آمريکا دارد، اين وضعيت ممکن است همچنان ادامه پيدا کند. ثريا سپه پور: خيلی از ايرانيها تا همين اخيراً شايد خجالت می کشيدند بگويند ايرانی اند و بيشتر سعی می کردند خودشان را در جامعه آمريکايی گم کنند، شايد به اين دليل که می خواستند خودشان را از حکومت جمهوری اسلامی، دور نشان بدهند، اما تازگيها می بينيم که تلاشهايی برای نفوذ در جامعه آمريکايی آغاز شده است. دليل اينکه اين تلاشها بتازگی آغاز شده چيست؟
نجم الدين مشکاتی: ايرانيها اخيراً شروع کرده اند به قول معروف زوربازويشان را نشان می دهند، برای مثال دو سه سال است که در شهرداری لس آنجلس به مناسبت عيد نوروز جشن بسيار باشکوهی در تالار اصلی انجمن شهر بر پا می شود که شهردار و همه اعضای انجمن شهر در آن شرکت می کنند و عيد نوروز را به ايرانيها تبريک می گويند. من فکر نمی کنم بازگشت ايرانيها به نشان دادن هويتشان با وقايعی که اکنون درون ايران جريان دارد ارتباطی داشته باشد، بزرگان ايرانیان لس آنجلس می گويند اين بچه ها هستند که به دنبال هويت فرهنگی اند. در جشن عيد نوروز امسال در انجمن شهر لس آنجلس، آقايی ايرانی می گفت متوجه شده است که فرزندش هيچ هويت فرهنگی ندارد و به اين نتيجه رسيده است که بايد به او هويت داد و اين هويت، هويت ايرانی است. همين آقا، نه نامش ايرانی است و نه نام خانوادگی اش و اصلاً نمی توان متوجه شد که او ايرانی است اما اکنون اعضای خانواده اش به فارسی صحبت می کنند و نوعی رجعت به گذشته در خانواده اش رخ داده است. اين رجعت به گذشته که از آن سخن می گوييد پديده ای فرهنگی است يا ملی؟ يعنی ايرانيهای مهاجر تنها قصد احيای عناصر فرهنگی خود را دارند يا اينکه کلاً موضوع احيای مليت ايرانی در جريان است؟ خشايار شجاعتی: من فکر می کنم ايرانيهايی که الآن خودشان را در جامعه آمريکايی به عنوان ايرانی نشان می دهند از قديم الايام هم خودشان را ايرانی معرفی می کردند، موضوع خود را ايرانی معرفی کردن يا نکردن به اينکه افراد به چه قشری از جامعه ايرانی تعلق داشته باشند. آن دسته از ايرانيها که شايد بشود زير چتر ناسيوناليست و وطن پرست از آنان اسم برد، همه جا خودشان را ايرانی معرفی کرده اند و می کنند اما کسانی که از پيشينه به اصطلاح جهان سومی خود شرمگينند از قديم الايام هويت ايرانی خود را مخفی می کردند و هنوز هم همين کار را می کنند و اگر مجبور شوند به جای ايرانی از لغت "پرژن" استفاده می کنند.
يک مقدار از نگرانی برخی ايرانيها برای ايرانی معرفی کردن خودشان هم باز می گردد به خاطره ای که از دوران جنگ جهانی دوم در آمريکا وجود دارد و اينکه آمريکاييها با ژاپنيهای مهاجر چه کردند. به نظر شما که در زمينه مسائل اقتصادی و مالی در اينجا تخصص داريد، ايرانيهای ثروتمند لس آنجلس تا چه حد حاضرند از ثروت خود برای بالا بردن جايگاه ايران و نام ايران مايه بگذارند و تا چه حد در فعاليتهای فرهنگی به نفع ايران مشارکت می کنند؟ خشايار شجاعتی:اگر از استثنائات موجود بگذريم، اکثريت قشر ثروتمند و پولدار ايرانی در اينجا اگر استفاده ای از پول و سرمايه خود بکنند در ضديت با ايران از آن استفاده می کنند، مثلاً پولهای زيادی صرف آگهيهايی عليه وضعيت موجود در ايران می کنند ... منظور شما حکومت ايران است يا کشور ايران؟ خشايار شجاعتی: متأسفانه در ذهن اکثر مردم، دو مفهوم حکومت و کشور ايران در هم ادغام شده اند، خيليها فکر می کنند اگر کسی از برخورداری ايران از انرژی اتمی دفاع کند، حتماً به اين معنی است که از جمهوری اسلامی دفاع می کند. فرض کنيد کار به جايی برسد که آمريکا بخواهد دست به عمليات نظامی عليه ايران بزند، فکر می کنيد ايرانيهايی که از سويی شهروند آمريکا و تبعه ايالات متحده هستند و از سوی ديگر ايرانی نيز هستند چه موضعی بگيرند؟ ثريا سپه پور: متأسفانه در لس آنجلس ايرانيهايی هستند که فکر آب و خاک مملکتشان را نمی کنند، حتی آمريکا را تشويق می کنند که به ايران حمله کند، من سايت اينترنتی را سراغ دارم که ايرانيها می روند در آن نامه به دولت آمريکا می نويسند و خواهش و تمنا می کنند که به ايران حمله کند تا شايد حکومت شاه به ايران بازگردد، متأسفانه اين نامه ها در روزنامه های آمريکايی چاپ می شود. در مقابل ايرانيهای ديگری هستند که شايد با حکومت جمهوری اسلامی همفکری و همراهی نداشته باشند اما برای جلوگيری از حمله به ايران، حاضرند حتی از جمهوری اسلامی دفاع کنند. ايرانيهای لس آنجلس کلاً در مورد اينکه ايران به انرژی اتمی دسترسی داشته باشد چه نظری دارند؟
ثريا سپه پور: خيليها هستند که آن قدر به حرفهای روزنامه ها و تلويزيونها و دولت اينجا گوش داده اند که فکر می کند اگر ايران به انرژی هسته ای، حتی در حد صلح آميز آن دست پيدا کند، حکومت جمهوری اسلامی آن قدر قوی خواهد شد که زور بيشتری به مردم خواهد آورد، اين دسته از ايرانيها فکر می کنند بايد هر طور که شده دولت ايران را سربه نيست کرد تا نتواند به انرژی هسته ای دست پيدا کند، حتی اگر برای پيشبرد مملکت باشد، اينها ترجيح می دهند که به ايران حمله شود تا انرژی اتمی به دست نياورد. اين دسته از ايرانيها در لس آنجلس خيلی زيادند. نادر باقرزاده: مطبوعات آمريکا هنگامی که مسائل ايران را مطرح می کنند به اين نکته که حمله آمريکا به ايران چه پيامدهايی برای ايران و مردم آن به همراه خواهد داشت نمی پردازند و کسانی که منبع اطلاعاتی شان به رسانه های آمريکايی محدود می شود فکر می کنند حمله به ايران موضوع ساده ای است و عمليات نظامی آمريکا در اين کشور بسهولت صورت می گيرد و حکومت جمهوری اسلامی به آسانی سرنگون می شود و اينها بر می گردند به آنجا تا هر کاری که دلشان بخواهد بکنند. شمار زيادی از چهره های دانشگاهی در سطح جهان در رشته های مختلف از فيزيکدانها گرفته تا متخصصان خاورميانه نامه های سرگشاده ای به صورت دسته جمعی منتشر کرده و هشدار داده اند که حمله به ايران دستيابی اين کشور به دموکراسی را برای مدت طولانی به تعويق خواهد انداخت، اين گونه نامه نگاريها در اينجا چه بازتابی دارد؟ نجم الدين مشکاتی: متأسفانه بازتابی ندارد و من حتی وقتی با همکاران آمريکايی ام در دانشگاه صحبت می کنم می بينم از اين نامه ها اطلاعاتی ندارند. اين قبيل نامه ها در سايتهای اينترنتی خاصی منتشر می شود که توده مردم از آنها آگاهی ندارند. چرا ايرانيها نتوانسته اند مثل يهوديها يا حتی ارمنيها لابيها يا گروههای فشار قدرتمندی برای اعمال نفوذ بر تصميم گيريهای دولت آمريکا تشکيل دهند؟
خشايار شجاعتی: يک دليلش اين است که سابقه اقامت ايرانيها در اينجا نسبت به ديگر مليتها و اقوام هنوز آن قدر طولانی نيست، در همين مدتی هم که ايرانيها اينجا اقامت دارند تا ساليان دراز خودشان را توريست و جهانگرد می ديدند و فکر می کردند که حکومت جمهوری اسلامی بزودی ساقط می شود و به ايران باز می گردند. ايرانيهای اينجا حداقل تا ده پانزده سال گوش به زنگ بودند که به ايران برگردند و خودشان را جزئی از جامعه آمريکا نمی ديدند بعداً که ذره ذره به اين نتيجه رسيدند که فعلاً جمهوری اسلامی رفتنی نيست و قرار است اينجا بمانند و زندگی کنند فعاليتهايی برای ورود به عرصه های تصميم گيری اينجا شروع شد. اما دليل اصلی اينکه لابی ايرانی در آمريکا شکل نگرفته اين است که ايرانيانی که اينجا دفتر و دستکی دارند و قدرت و نفوذ و پولی دارند و می توانند حرف بزنند، بين جامعه ايرانی خارج از کشور اقليت ناچيزی اند که از هيچ حمايتی برخوردار نيستند. يعنی اکثريت جامعه ايرانی تحت هيچ شرايطی حاضر نيستند تن به اين بدهند که فلان ايرانی سناتور يا نماينده کنگره يا شهردار شود و در جهت منافع خودشان فعاليت کند. ايرانيانی که اينجا فعاليت سياسی دارند از هيچ نوع نفوذ و پشتيبانی ميان عامه ايرانيها برخوردار نيستند و غير ايرانيها هم اصلاً به آنها توجهی ندارند و بدين ترتيب اگر در انتخابات هم شرکت کنند جز بستگان و نزديکانشان کسی به آنها رأی نمی دهد. ايرانيهای اينجا که به قوميت يا مذهب خاصی بستگی دارند، مثل يهوديها و ارمنيها و بهاييها، فعاليتهايشان در درجه اول در جهت منافع قوميت يا مذهب خودشان است يا در جهت ايران؟ مثلاً اگر يهوديهای ايرانی بخواهند لابی يا گروه فشار تشکيل بدهند، در جهت منافع اسرائيل خواهد بود يا ايران؟ ثريا سپه پور: در مورد بهاييها اطلاعی ندارم اما ارامنه وابستگی خاصی به ايران دارند و ارامنه ای که من با آنها در تماسم و ارتباط دارم خيليهايشان بيشتر به ايران دلبستگی دارند تا به ارمنستان و حاضر نيستند قدمی عليه ايرانيان بردارند. در مورد کليميها (ايرانيان يهودی) در لس آنجلس، می توانم بگويم که نصف لس آنجلس مال آنهاست و حاضرم شرط ببندم که تمام لابی گری آنها برای حفظ منافع اسرائيل و عليه ايران است. نظر دانشجويان ايرانی که در دانشگاههای اينجا درس می خوانند در مورد بحرانی که ميان ايران و آمريکا جريان دارد چيست؟ نادر باقرزاده: بيشتر دانشجويان ايرانی که ما در اينجا داريم مدت زيادی نيست که از ايران آمده اند و در مقطع فوق ليسانس و دکترا درس می خوانند، آنها فارغ التحصيل دانشگاههای خيلی خوب ايرانند و خانواده و بستگانشان در ايران زندگی می کنند. وقتی که با آنها صحبت می کنم می بينم خواهان آنند که روابط ايران و آمريکا به شکلی صلح آميز جلو برود و به جنگ نينجامد، من تا حالا دانشجوی ايرانی نديده ام که موافق حمله آمريکا به ايران باشد. شما هم اگر در مورد موضوعات مورد بحث در اين ميزگرد نظری داريد می توانيد از طريق پنجره ای که در سمت چپ اين صفحه قرار دارد برای ما بنويسيد. ديدگاههای شما: ايرانيها غريبه نواز وآشناکشند، اين واقعيت را ما در دقيقه دقيقه زندگی مان در شرکت و خيابانها می بينيم، قومی که متحد نمی شوند مگر برای خرابکاری. علی - کرج مشکل ما ايرانيها اين است که حکومتی نداريم که شکل و شمايل متعارف داشته باشد، به اين معنی که اکثريت ايرانی بتواند خود را با جهان بينی آن منطبق بيابد، ما محکوم به آنيم که در ساختن حکومتی آزاد تلاش کنيم، در آن صورت بسياری از تناقضات امروزين ما از بين خواهد رفت و ما هم مثل بسياری از مردم دنيا در بهار و زمستانهای بيشمار زندگی خواهيم کرد - حسين - آلمان اين حق هر ملت، مخصوصاً ملت ايران است که از فناوری صلح آميز هسته ای بهره مند گردد ولی با داشتن سلاح اتمی به کلی مخالفم چون امنيت منطقه را تهديد می کند و هم بايد بگويم که اگر آمريکا دست به حمله نظامی بزند جز شکست چيزی بدست نخواهد آورد. احسانی - دهلی نو (هند) در اينکه دولت ايران خوب يا بد است از هر ديدگاهی و علل عدم اتحاد ايرانيان چه در ايران و چه در آمريکا و چه ديگر کشورها بايد به اين توجه کرد که مهمترين عامل، شخصيت خود ملت ايران است که نقش تأثيرگذار و اصلی را بازی می کند، تمام دولتهايی که در قرن گذشته روی کار آمده اند همه ايرانی بوده اند و از نظر قشری و جايگاه فکری تفاوت فاحشی با يکديگر داشته اند و همه کم يا زياد به تنه اين کشور در تمام ابعاد ضربه زده اند، هر ايرانی با هر اعتقادی اگر حتی در دل رضايت به حمله نظامی و ورود اجنبی و کشته شدن هموطنان خود دهد بدون هويت و خائن به تمامی وابستگيهای هر انسان عادی است، وقت اين رسيده که ملت ايران به خود آيد و در تمام عرصه ها به جای پيدا کردن مقصر ملتهای موفق را سرمشق قرار داده و برای آينده ای سربلند تلاشی دلسوزانه آغاز کند. محمد - روسيه ايرانيان لس آنلجسی فقط در امور املاک و رستوران موفق بوده اند و از نظر سياسی در حد برگزاری تشييع جنازه شعبون بی مخ پيشرفت داشته اند، اين ميزگرد باعث دلخوشی و افتخار ايرانيانی است که سالهاست در ميان اين قوم به خواب سی ساله رفته زندگی می کنند، آقايان و خانم ثريا سپه پور عزيز دمتان گرم. ومينا - لس آنجلس من به ايرانی بودنم افتخار می کنم و به همه همکلاسيهايم که سعی در تمسخر ايران دارند پيشنهاد می کنم در مورد کشوری که از آن اطلاعاتی ندارند اظهارنظر نکنند، ما ايرانيها دارای بهره هوشی بالا طبع بلند و فرهنگ و تربيت ممتازيم، آنهايی که از اظهار اين مطلب ابا دارند يا آن را تحت لفظ پرژن (Persian) مخفی می کنند کلاً از بی هويتی رنج می برند، بايد به آمريکاييها راجع به اين خاک و تمدن کهن توضيح داد تا ديدشان تصحيح شود. مازيار - لس آنجلس واقعاً چرا؟ ۱- ايرانی بودن تنها در محيطهای بسته علی الخصوص چلوکبابيها ۲- پرشين بودن در محيطهای باز ايرانی مانند سيزده بدر ۳- غير ايرانی بودن در اماکن غيرايرانی يا با ايرانيان محدود مانند مراکز خريد ۴- موفق بودن همه ايرانيان مقيم لس آنجلس و عدم حضور يک ايرانی غيرموفق برای امور غيرمديريت ۵ - کمبود شهر برای شهردار يا سناتور شدن همه ايرانيان 6-تغيير نام اشخاص خيلی خيلی موفق و چيزهای موفق ديگر از ايرانی به انگليسی مانند: سامان به سايمون و کباب کوبيده به Ground Beef Kebab و ... ۷- انتخاب نامهای فرنگی برای فرزندان به نيت خيلی خيلی خيلی بيشتر موفق شدن در آينده و نداشتن لهجه پدری و چندين علل ديگر. سهراب - لس آنجلس متأسفانه ايرانيها داری دو خصوصيت بسيار بد هستند که تمام ويژگيهای خوب آنها را از عرصه فکر کردن خارج می کند، يکی تکروی و ديگری حسادت، تمام کوشش خود را صرف می کنند تا بی لياقتی ديگری را ثابت کنند ولی هيچ اقدامی نمی کنند تا کيفيت خود را ثابت کنند، مثل ايرانی که ديگی که برای من نجوشد می خواهم سر سگ در آن بجوشد مصداق بارز تفکر ايرانيان است و در اين مورد می توان گفت که فرقی بين روشنفکر و عامی وجود ندارد غير از آنکه دسته اول بسيار مدرنترند و در نتيجه امکان نشر افکار خود و ضربه وارد کردن را بهتر و گسترده تر دارند، نفی تو اثبات من است شعار اکثر ايرانيهاست با صد تأسف صد البته. صادقی - سوئيس خوشحالم که در آمريکا کسانی هستند که منطقی در مورد کشورشان و حمله نظامی فکر می کنند، حمله به ايران آتشی بپا خواهد کرد که تا سالها خاورميانه در آن خواهد سوخت. مسعود - شيراز جنگ هميشه به ضررمردم تمام می شود و کشتار به وجود می آورد و به اقتصاد ضربه می زند و ارتجاع را قدرتمند می کند همان طور که در زمان جنگ ايران و عراق ديديم که مرتجعان قدرت گرفتند؛ در عوض اگر بتوانيم دانش وصنعت را در داخل ايران پيشرفت بدهيم قدم در راه خلاصی از ارتجاع برداشته ايم چراکه ارتجاع ريشه در نادانی و عقب افتادگی دارد. شهرزاد - سوئد ای کاش از کارشناسانی دعوت کرده بوديد که با اطلاعات جامعه شناسانه و علمی صحبت می کردند؛ سطح بحث متأسفانه در حد چلوکبابی بود، حاضرم شرط ببندم که تمام لابی گری آنها برای حفظ منافع اسرائيل و عليه ايران است، حتی اگر هم آماری نشان دهد که اين ادعا درست است بايد تحقيق کرد که چرا، شعارهای خام ناسيوناليستی وپيشداورانه اين ميزگرد باعث خجالت نوادگان کورش است. امير شبيری - هانوور (آلمان) گروههايی که در ابتدای انقلاب از ايران خارج شدند به علت دوری درازمدت از جامعه ايرانی با ايران و مسائل ايران بسيار غريب افتاده اند، زمانی که تلويزيونهای ماهواره ای راه افتاد مردم در ايران هم متوجه اين شکاف شدند و امروز کمتر کسی از لحاظ سياسی روی نيروهای سياسی در لس آنجلس فکر می کند، امکان شکلگيری لابی ايرانی در تورنتو بيش از لس آنجلس وجود دارد. عباس - روتردام (هلند) من دانشجو هستم و بيشتر دانشجوها در آمريکا علاقمندند که بدانند در ايران چه می گذرد، همان طور که آقای باقرزاده گفته است، دانشجويان ايرانی مخالف حمله به ايرانند و اين حکومت را به حکومت خاندان پهلوی ترجيح می دهند که نشان دادند آنها هم ديکتاتور هستند اما به شکلی ديگر. سحر - آمريکا من دانشجوی ايرانی ام و به همه هم می گويم ايرانی ام اما کاملاً با حمله به ايران موافقم هويت را خاک به کسی نداده بلکه آدمها هستند که به خاک هويت می دهند، شکی نيست که کسی سياستهای ايران را در اينجا دوست ندارد اما سياستهای بلر عزيز را چی؟ کسی اينجا او را دوست دارد؟ بين مردم اينجا احساسات نسبت به آمريکا و اسرائيل چطور است؟ مطمئناً اگر منفی تر نسبت به ايران نباشد مثبت تر قطعاً نيست، اما دوستهای من از اسرائيل و آمريکا ابايی از گفتن مليتشان ندارند، من هيچ ايرانی تحصيلکرده را نمی شناسم که از گفتن مليتش ابايی داشته باشه، حالا هر نظری که داشته باشد، عربها مثلی دارند که می گويند شرف المکان بالمکين. محمد - منچستر (انگلستان) با توجه به اينکه جمعيت ايرانيان خارج ازکشور در ايالات متحده از کيفيت قابل توجهی برخردار است اما اين کيفيت در تعداد دارای نتيجه ای قابل قبول نيست نه تنها از نظر فعاليت سياسی بلکه از نظر اقتصادی و علمی هم نتيجه ای درخور توجه ديده نمی شود البته در زمينه پيشرفتهای فردی افراد قابل توجهی برای نمونه وجود دارد اما گروهی خير، اما چرا؟ به اين دليل که اول هر ايرانی مهاجر دچار تضاد فرهنگی می شود دوم رسانه های خارج از کشور بخصوص لس آنجلسيها نه تنها کمک به بهبود اين وضعيت نکرده اند بلکه با جدلهای بيهوده خود به به وجود آوردن جوی غيرقابل اطمينان و سرخورده بخصوص سياسی کمک کرده اند سوم اينکه نسل پدران ما با توجه به اينکه از موقعيت بهتری برای فعاليت سياسی برخوردار بودند اما از اين بستر استفاده کافی نبرده به بدتر شدن اوضاع کمک کردند، چهارم می توان گفت نسل پدران ما آمادگی لازم برای استفاده از آزادی به معنای کامل واژه نداشت اما در مورد گم شدن هويت فرهنگی بايد گفت نسل امروزی ايرانی داخل کشور هم با اين مشکل دست به گريبان است اما به گونه ای ديگر، از هم ميهنانم چه در خارج و چه در داخل می خواهم که ما همگی خود در بهبود وضعيت مؤثريم پس بايد به کار گروهی احترام گذاشت به وجود نيامدن لابی موثر از جانب ايرانيان مقيم ايالات متحده بی شباهت به ساير مشکلات ما نيست. نيما کاظمی نيا (مهرتاش) - مينسک (روسيه سفيد) خيلی افتخار می کنم که هنوز استادانی با اين طرز تفکر در آمريکا هستند، من مدت هشت سال بود که در لس آنجلس بودم و تحمل خيلی از ايرانيهای لس آنجلس را نداشتمريال فراموش کرده اند از کجا آمده اند و به قول استادان از آن هم بدشان می آيد که به ايران حمله بشود، بی هويت تا چه حد؟ دولت ايران هر چه هست بهتر از اين است که دوباره جنگ بشود، ايرانيهای آمريکا خيليهايشان در زمان جنگ هشت ساله نبودند که بينند مردم با چه وضع زندگی می کردند، غيرت هم خوب چيزی است که خيليها فراموش کردند، خود ما هستيم که بايد در ايران تغييرات به وجود بياوريم نه اينکه کشوری بيايد و بخواهد که با جنگ به ما آزادی تحميل کند. امير - ونکوور (کانادا) بعضی از ايرانيان وطن فروش که به قيمت نابود شدن اموال و جان مردم ايران حاضرند دولت را به زور سلاح امريکايی سرنگون کنند اولاً با توجه به طرز فکر حاکم بر جامعه ايران همگی کور خوانده اند، اگر هم خيال می کنند که مردم ايران انقلاب می کنند تا اين فراريان به ايران برگردند و هر چه خواستند بکنند باز هم کور خوانده اند، شعور ملت ايران بيش از اين حرفهاست، متأسفانه مردم آمريکا و کانادا تصويری کاملاً واژگون از جامعه ايران دارند و ايرانيان رنگارنگ و بدون هويت ساکن اينجا نقش اساسی در اين بدنامی ايفا می کنند، ايرانيان فکر می کنند که با نقاشی کردن چهره های خود يا بدگوييهای بی اساس می توانند خود را از ايرانی بودن دور کنند در حالی که اگر به جای ابن کار سعی در نشان دادن چهره واقعی ايرانيان داشتند اکنون با افتخار هويت ملی خود را به رخ ديگران می کشيدند، ملتی که همواره بدون توجه به نوع حکومت سرمنشأ تمام تحولات علمی و هنری در طول تاريخ بوده و هست چرا بايد از ايرانی بودن خود شرمنده باشد، زمانی که کليسا در اروپا علم را سرکوب می کرد ما در حال خلق اثرات جاودان هنری بوديم و دانش ما به جهان صادر می شد، به هر حال به نظر من ايرانی بودن افتخار بزرگی است و لذت آن را فقط وطن پرستان واقعی می دانند نه آنهايی که راضی به مرگ و مير کودکان ايرانی در جهت منافع خود هستند، آنها اگر وطن خود را دوست داشتند با بهانه های واهی فرار نمی کردند. فردی - کانادا به نظر حرفهای خانم ثريا دلپسند و دلنشين است اما در دنيای سياست واقعيتی ندارد، برای ملت خيلی شرم آور است که آن قدر دست و پا چلفتی و بی عرضه باشد که دولتها و ملتهای ديگر حکومتش را از رده خارج کنند و خودش از پس اين کار بر نيايد، مطمئناً کشورهای بزرگ بيکار نمی نشينند تا ببينند که جمهوری اسلامی دسترسی به موشک اتمی پيدا کند و اميد به نسل جوان روشنفکر داشته باشند تا انقلاب کند، حتماً در صورت لزوم اقداماتی هر چند خشن و زمخت عليه زياده رويهای حکومت در جامعه جهانی به عمل خواهند آورد. ميرهادی - تهران | مطالب مرتبط کتابفروشی های ايرانی: ربع قرن فعاليت در آمريکا18 اکتبر، 2006 | فرهنگ و هنر نسل دوم، اميد پدر و مادرهای به غربت خو نکرده09 سپتامبر، 2006 | ايران 'پولدار و موفق اما يخزده در گذشته'09 سپتامبر، 2006 | ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||