|
نسل دوم، اميد پدر و مادرهای به غربت خو نکرده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نسل نخست ايرانيانی که به لس آنجلس مهاجرت کردند، به گواهی هما محمودی، روانشناس ايرانی مقيم لس آنجلس، هنوز کاملاً به زندگی در اين شهر خو نکرده اند و غم غربت و ديگر مشکلات ناشی از مهاجرت در آنان فراوان به چشم می خورد. خانم محمودی در گفتار ديگری با ما، به نسل دوم و سوم ايرانيان لس آنجلس، يعنی آنانی که در اين شهر پرورش يافته و بزرگ شده اند پرداخته است که متن اين گفتار را می خوانيد: چون ما در اينجا شهری ايرانی درون شهری آمريکايی بنا کرده ايم، بچه های ما خيلی ايرانی و در دل خانواده بزرگ شده اند، تعداد اين بچه ها هم خيلی زياد است تا آنجا که مثلاً می بينيد که سی درصد دانش آموزان دبيرستان بورلی (Beverly) ايرانی اند. بنابراين، نسل دوم ايرانيان لس آنجلس هم چندان در جامعه آمريکايی حل نشده اند و اين البته به تغييراتی که در خود جامعه آمريکايی هم ارتباط دارد. در گذشته ها مهاجرانی که به آمريکا می آمدند پس از يک نسل در اين جامعه حل می شدند و مثلاً ديگر به زبان خود حرف نمی زدند اما در سالهای اخير در آمريکا دوفرهنگه بودن خيلی متداول و مد شده است. اساساً ايرانيها هم به اين نيت به آمريکا نيامدند تا در جامعه اينجا حل نشوند و حتی خود را خود را برتر هم می دانستند. بچه های ايرانی که اينجا بزرگ شده اند مرتب از پدرومادرشان شنيده اند که می گويند ايرانيها فرهنگی قديمی تر و متمدنتر دارند، خانواده هايشان به هم نزديکترند، مثل آمريکاييها "بی بندوبار" نيستند. صدايی که توی گوش بچه هايی که اينجا بزرگ شده اند هميشه بوده اين است که ما ايرانيها از ميانگين جامعه آمريکايی بالاتريم.
حقيقت هم اين است که بيشتر خانواده های ايرانی که به آمريکا آمدند، از سطح بالای جامعه ايران بودند و به فرهنگ و جامعه و مذهب خودشان می باليدند. خانواده های ايرانی نخواسته اند که در فرهنگ آمريکايی حل شوند، می خواهند فرهنگ و زبان خودشان را نگاه دارند، بچه هايشان را کلاس زبان فارسی بفرستند، موسيقی ايرانی گوش کنند ... می بينيد که چقدر بچه ها اينجا دنبال ياد گرفتن سنتور و تار و سه تار و تنبک می روند و خواننده جوان ايرانی در لس آنجلس چقدر زياد است. مشکلاتی که ميان جوانان آمريکايی وجود دارد در جوانان ايرانی خيلی کم است. نمونه آن بيماری ايدز است که بين ايرانيها خيلی کم به چشم می خورد، ميزان اعتياد هم خيلی کمتر از غيرايرانيهاست. اما متأسفانه از لحاظ مصرف الکل، تعداد کسانی که از ديد پزشکی الکلی به شمار می روند بين ايرانيها زياد است. اين هم شايد به دليل اين باشد که ما ايرانيها بيشتر مهمانی می رويم و دور هم جمع شدن و مشروب نوشيدن بين ايرانيها زياد است. قمار هم بين ايرانيها خيلی زياد است، لاس وگاس هم که نزديک است. از لحاظ خلاف هم، من خودم با زندانها کار می کنم و در زندانها جوان ايرانی زياد داريم، جوانهايی داريم که مثلاً خواسته اند مدرسه شان را منفجر کنند، بچه ايرانی داشتيم که دزدی کرده، خانمهای ايرانی داشته ايم که از فروشگاهها لباس دزديده اند، آقايانی داشته ايم که در کارهايشان تقلب کرده اند. ولی در مجموع، نسبت ايرانيانی که مرتکب خلاف می شوند کمتر از توده جامعه آمريکايی است. نسل اول ايرانيان لس آنجلس اميدشان به بچه هايشان بوده و خيلی فشار آورده اند که بچه هايشان خوب تحصيل کنند و بهترينها را برايشان فراهم بياورند، بدين ترتيب نسل خيلی خوبی در لس آنجلس تربيت شده است. شما هم اگر درباره نسل دوم و سوم ايرانيان لس آنجلس نظر يا تجربه ای داريد از طريق پنجره ای که در سمت چپ صفحه قرار دارد برای ما بفرستيد تا به نام خودتان چاپ شود | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||