|
جنبش اصلاح طلبی ایران در نهمین سالگرد دوم خرداد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دوم خرداد امسال نهمين سالگرد جنبش اصلاح طلبی در ايران است و اين در حالی است که تاريخ شناسان ارائه هرگونه تحليل از اين روند سياسی و اجتماعی تاريخ معاصر کشور را کمی زود هنگام می دانند. حمايت گسترده مردمی از محمد خاتمی در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ سرآغاز جنبش اصلاح طلبی دوران جديد ايران بود که به رغم اقبال گسترده ملی در سالهای نخست آن ، در نهايت به خاطر دلسردی مردم به شکست جبهه دوم خرداد در انتخابات شوراها، مجلس هفتم و رياست جمهوری انجاميد. در اين حال کارشناسان نظرهای متفاوتی را درباره آينده جنبش اصلاحات مطرح می کنند. سعيد حجاريان که از برجسته ترين نظريه پردازان جنبش اصلاح طلبی در ايران به شمار می رود، اين جنبش را مرده فرض کرده است. از سوی ديگر بعضی ديگر از صاحب نظران کماکان معتقد به پويا بودن اين روند سياسی-اجتماعی هستند و نسبت به آينده آن خوشبين هستند. 'دلسردی و ضعف نظری' ماشالله شمس الواعظين روزنامه نگار و سخنگوی انجمن دفاع از آزادی بيان ايران وضع کنونی جنبش اصلاحات را اميدوار کننده و قابل اطمينان می داند. آقای شمس الواعظين می گويد جنبش اصلاحات به خوبی امتحان خود را درحرکت جامعه به سوی توسعه سياسی پس داده است و برای همين بايد آن را به عنوان تکيه گاهی برای مردم دانست. در اين حال نيک آهنگ کوثر روزنامه نگار ايرانی مقيم کانادا می گويد مردم از عملکرد اصلاح طلبان دلسرد شده اند و از اين جنبش جز نعشی که " به زور سرم دوران زندگی نباتی خود را سپری می کند"، چيزی باقی نمانده است. محسن سازگارا، فعال سياسی و ناشر روزنامه های توقيف شده جامعه و توس نيز روند اصلاحات سياسی و اجتماعی ايران را راهی بی بازگشت می داند که به رغم تلاش اقتدارگرايان، دموکراسی خواهی را در جامعه ايران گسترش داده است. ولی به گفته آقای سازگارا، اگربخواهيم به "جبهه دوم خرداد" به عنوان سردمدار جنبش اصلاحات نگاه کنيم، آن گاه بايد اين جنبش را به خاطر تحقق نيافتن وعده های محمد خاتمی رييس جمهور پيشين ايران و برآورده نشدن خواست های مردم، حرکتی شکست خورده بدانيم. نيک آهنگ کوثر هم دلسردی مردم از سردمداران اصلاحات را از مهمترين علت های شکست اين جنبش می داند. به گفته او کوتاهی آقای خاتمی در برخورد با ماجرای کوی دانشگاه و سرکوب مطبوعات و سياسی کاری بعضی از رهبران اصلاح طلبان به دلسردی مردم انجاميد. آقای شمس الواعظين هم ناکارآمدی دولت آقای خاتمی در پيشبرد روند دموکراسی خواهی را علت کناره گیری اصلاح طلبان از حکومت می داند. آقای شمس الواعظين، محمد خاتمی را به شناگری ماهر تشبيه می کند که قهرمان شنا در استخر است ولی مهارتی در شنای دردريا ندارد. به گفته او مردم ايران با رای گسترده خود به آقای خاتمی از او خواستند در اقيانوس شنا کند و او غرق شد. محسن سازگارا هم از ضعف نظريه پردازی اصلاح طلبان در ترسيم مبانی نظری اصلاحات سياسی مانند نهادينه کردن تکثرگرايی سياسی و فرهنگی و تبديل قرائت حداکثری از دين به قرائتی حداقلی را از ديگر علت های شکست اصلاح طلبان می داند. بر اين اساس، اصلاح طلبان با طرح شعارهای تکراری مانند " مردم سالاری دينی" سعی کردند به سوی اهداف اصلی اصلاحات يعنی حاکميت قانون، مردم سالاری و توسعه حقوق بشر حرکت کنند ولی به خاطر ضعف تئوريک موفق به اجرای خواست خود نشدند. آينده اصلاحات نيک آهنگ کوثر در توانايی اصلاح طلبان جبهه دوم خرداد در احيای اين جنبش مردد است. به گفته او برای جان بخشيدن به جنبش اصلاحات به خون تازه و رهبری جديد نياز است و بايد به جايگزينی برای اين جنبش فکرکرد. آقای کوثر می گويد جنبش اصلاح طلبی ايران به فکر جديد و هماهنگی با مسائل روز دنيا نياز دارد و جوانان ايران که ۷۰ درصد جمعيت کشور را تشکيل می دهند، به پيران جبهه اصلاحات بی اعتماد هستند. او می گويد جامعه ايرانی رو به تکامل است ولی نبايد انتظار داشت که از "مسير به خطا رفته" اصلاح طلبان به عنوان راهنمای خود استفاده کند. آقای سازگارا هم می گويد محافظه کاران و جبهه اقتدارگرايان در نه سال گذشته نشان داده اند که هيچ علاقه ای به اصلاحات ندارند و تنها با بسيج مردم و توسل به روش های صلح آميز مانند مقاومت مدنی است که می توان حاکميت را به پذيرش اصلاحات و تغيير قانون اساسی در راستای منافع مردم وادار کرد. اما ماشالله شمس الواعظين از احتمال بروز واکنش های خشونت آميز در راستای نياز به گسترش مردم سالاری نگران است. آقای شمس الواعظين می گويد به رغم ناکامی جبهه اصلاح طلبان در عرصه حکومت، اين روند همچنان پويا است و امروزه بيش از ۸۰۰۰ سازمان غير دولتی (ان جی او)، ۶۰ هزار وبلاگ و ۱۰۰۰ نشريه به انتشار افکار اصلاح طلبی در جامعه ايران می پردازند. به گفته آقای شمس الواعظين اصلاح طلبان از سطح جامعه به عمق آن رانده شده اند، ولی حرکت آنها هم اکنون به صورت جزيره های پراکنده و جدا از هم در حال رشد است که در نهايت با وصل شدن اين جزيره ها به هم شاهد واکنش جديدی در برابر حکومت خواهيم بود. به گفته او با افزايش آگاهی مردم ايران، آنها سؤال "چه کسی حکومت می کند" را کنار گذاشته اند و بيشتر نگران "چگونگی حکومت" هستند. بر اين اساس، مردم ايران به تدريج حکومت را وادار خواهند کرد تا بر اساس خواست و سليقه آنها حکومت کند و اراده ملت به الگوی حکومتی کشور تبديل خواهد شد. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||